﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>هوانورد</title>
    <description>هوانوردی - هوافضا - نظامی</description>
    <link>http://newcoy.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>کاوه</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sat, 19 May 2012 17:11:51 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>F-2، جنگنده ژاپنی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/F-2/001-F-2.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mitsubishi_F-2" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;جنگنده F-2&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; که برای وزارت دفاع ژاپن ساخته شده ،نتیجه برنامه ژاپن و امریکا برای ساخت مشترک جنگنده است.صنایع سنگین میتسوبیشی سازنده اولیه است و شرکت لاکهید مارتین اکروناتیک شرکت اصلی آمریکایی دست اندرکار در این طرح می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;F-2A نوع تک سرنشین آن است و F-2B نوع دو کابینه&amp;nbsp; است.وزارت دفاع ژاپن در نظر داشت که ۱۳۰ جنگنده F-2 را تهیه کنند (۸۳ تک کابین و ۴۷ عدد دو کابین).با اینکه تا به حال ۷۶ سفارش انجام شده ،اما آینده این برنامه نامشخص است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در سال ۱۹۸۷ میلادی وزارت دفاع ژاپن چندین مدل ازF-16C را به جای FS-X ژاپنی که انتخاب کرده ،جایگزین جنگنده F-1 میتسوبیشی کند و در سال ۱۹۸۸ میتسوبیشی بعنوان سازنده اصلی این جنگنده انتخاب شد که این جنگنده را F-2 نام گذاشتند.این برنامه شامل انتقال تکنولوژی از امریکا به ژاپن بود و در تقسیم هزینه ۶۰ درصد سهم ژاپن و ۴۰ درصد سهم امریکا می شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/F-2/002-F-2.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;چند نمونه با سقف پرواز بالا توسعه یافتند و آزمونهای برداری این نمونه در سال ۱۹۹۷ با موفقیت انجام شد و هواپیما در سال ۱۹۹۸ تولید شد.اولین تولید هواپیما در سپتامبر سال ۲۰۰۰ وارد وزارت دفاع ژاپن شد و طی این انتقال بیش از ۴۹ هواپیمای F-2 به ژاپن منتقل شدند.هواپیماها در بخش جنوبی کوماکی ، میتسوبیشی در ناگویا مونتاژ می شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;طراحی :&lt;br /&gt;کاواساکی مسئول ساخت بخشهای میانی بدن هواپیما و همچنین قسمتهای مربوط به چرخ اصلی و موتور است.میتسوبیشی بخش جلویی بدنه هواپیما و بالها را می سازد.میتسوبیشی همچنین ساختار جعبه بال پایینی را که شامل پوسته و کلاهک و &amp;hellip; را طراحی می کند و آنها را از ترکیب گرافیت و اکسپوسی می سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;این اولین کاربرد تکنولوژی CO-CURED در یک محصول جنگنده است.کارخانه فوجی ،سطح بال بالایی ،کیفیت بالها،رادوم ها،فلیبرونها و بخشهای کاهش هوای موتور و بخش دم هواپیما را می سازد .شرکت لاکهید مارتین بخش انتهایی بدنه هواپیما ،بخشهای کناری بالها و لبه جلویی هواپیما را تامین می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کابین خلبان:&lt;br /&gt;کابین خلبان به سه صفحه چند کاره مجهز شده که شامل یک صفحه کریستالی مایع از YOKOGAWA می باشد.صفحه بالای سر خلبان توسط SHIMADZUتوسعه یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/F-2/003-F-2.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;تسلیحات:&lt;br /&gt;سیستم رفاهی الکترونیکی درون هواپیما ،سیستم کامپیوتری و رادار فعال توسط میتسوبیشی الکتریک توسعه یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک تفنگ M61A1 چند لوله در انتهای یکی از بالها قرار گرفته است.۱۳ نقطه سخت برای حمل سیستمهای اسلحه وجود دارد .یکی در بخش مرکزی ،یکی در نوک بالها و پنج نقطه دیگر در زیر هر یک از بالها قرار گرفته شده است.سیستم کنترل و نگهداری توسط لاکهید مارتین تامین شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در این هواپیما ۲ اتصال ریل مشترک وجود دارد که توسط NIPPI تولید شده است.این هواپیما قادر به مستقر کردن موشک هوا به هوای سایز متوسطSPARROW بنام AIM-7 F/M و بمبهای جانبی کوچک AIM-9L و همچنین موشک هوا به هوای کوچک AAM-3 متعلق به صنایع سنگین میتسوبیشی می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;F-2 مجهز به موشکهای ضد ناو ASM-7 و ASM-2 می باشد.میتسوبیشی توسعه موشکهای ضد ناو سری ۸۰ و ASM-7 و ASM-2 را در سال ۱۹۸۰ در اصل برای جنگنده F-1 آغاز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هواپیمای جنگی همچنین می تواند بمبهای ۵۰۰IB و بمبهای خوشه ای و راکت انداز را با خود حمل کند.خط مرکزی و نقاط سخت بال داخلی مخازنی را با ظرفیت ۴۴۰۰ کیلوگرم سوخت می تواند حمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/F-2/004-F-2.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;کنترل پرواز:&lt;br /&gt;لاکهید مارتین مسئول ساخت سیستم پرواز در این هواپیما می باشد.سیستم پرواز دیجیتالی هواپیما توسط الکتریک اویشن ژاپن و هانی ول توسعه داده شده است.این روش پرواز شامل ارتقا ،کنترل ، موقعیت سنجی و کنترل بار در طول مانورها می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ارتباطات:&lt;br /&gt;سیستمهای ارتباطی موجود در F-2 شامل یک AN/ARC-164 است که با باند یو اچ اف عمل می کند و توسطRAYTHEON&amp;nbsp;تامین شده است و یک کانال V/UHF که توسط NEC تهیه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;موتور:&lt;br /&gt;این هواپیما با یک موتور توربوفن سوختی F110-GE-129 جنرال الکتریک تجهیز شده است. قدرت این موتور ۷/۱۳۱ کیلونیوتن&amp;nbsp;است که سرعتی تا حدود 2 ماخ به جنگنده می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;arteshi.com&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;commando.ir&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وبلاگ میلیتاری&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/474</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9469342/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9469342</guid>
      <pubDate>Sat, 19 May 2012 17:11:51 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخچه سلاحهای گرم در ایران</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/001.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگرچه زمان دقیق استفاده از باروت به عنوان یک خرج پرتاب، به طور دقیق تعیین نگردیده است؛ اما زمان استفاده از آن به قرن 14 میلادی برمی گردد. تاریخچه استفاده از سلاح گرم در ایران به دوران حکومت صفویان بازمی گردد. در اینجا مراحل تکامل سلاح گرم را در ایران از دوران سلطنت پادشاهان صفوی بررسی می کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #fa0449;"&gt;&lt;strong&gt;دوران حکومت سلسله صفویه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;سلسله صفویه در سال 905 هجری قمری توسط شاه اسماعیل اول بر سر کار آمد که سلطنت او مقارن با دوران اقتدار دولت پرتغال بود. پرتغالیها با دو هدف قرار دادن جزیره هرمز به عنوان مرکز بازرگانی خویش و نیز تضعیف امپراتوری مقتدر عثمانی که خواسته پادشاهان عیسوی اروپا بود، درصدد برآمدند که ارتش شاه ایران را با سلاح گرم آشنا کنند. بدین ترتیب با انتخاب زبده ترین جوانان هنگ پاسداران شاهی که مرکب از 5000 نفر و به قورچیها معروف بودند، آنها را به تفنگهای فتیله ای تجهیز کردند. سلاحهای سواره نظام این عصر شامل شمشیر کج، یک جفت تپانچه، نیزه و تیر و کمان بود. شاه اسماعیل اول برای تعلیم تیراندازی با تفنگ به سربازان ایرانی، مربیان فرانسوی و انگلیسی را به کار گرفت. در این دوره شش هزار قبضه تفنگ از انگلیس وارد شد تا تفنگها را از روی آنها بسازند. به نوشته سیوری، ایرانیان در زمان حکومت شاه اسماعیل از تفنگهای فتیله ای استفاده می کرند. تفنگهای ایرانی (عجمی) دارای برد زیادی بود و لوله آن به طرز خاصی به قنداق بسته می شد.&lt;br /&gt;وین چنتو دالساندری هم درباره سلاح سربازان صفوی مطالب مهمی نوشته است: "تفنگداران ایرانی، مسلح به تفنگهایی هستند که عموماً طولشان معادل شش وجب و فشنگی که داخل لوله تفنگ می نهند، بسیار کوچک است و وزنش از 17 مثقال تجاوز نمی کند." این بخش از نوشته های دالساندری از این جهت جالب است که برای نخستین بار در تاریخ صفویه و پیش از آمدن برادران شرلی و تهیه توپ و تفنگ، به وجود هنگی از تفنگداران ایرانی و مهارت آنان در تیراندازی با این سلاح آتشین اشاره می شود. پیش از مرگ شاه اسماعیل اول، سپاهیان ایران از تفنگ استفاده می کردند و عده ای از نیروهای صفوی مسقر در پادگان هرات، نیروهای عبدالله خان ازبک را با تیر و تفنگ عقب نشاندند.&lt;br /&gt;تلاش جدی برای تجهیز قشون ایران به سلاح آتشین، در زمان شاه اسماعیل اول و احتمالاً حتی قبل از جنگ چالدران آغاز شد و پس از گذشت یک دهه، در سالهای نخست سلطنت شاه طهماسب اول، آثار خود را نمایان ساخت. توپچیان و تفنگچیان ایران دارای واحدهای مستقلی بودند، چنانکه یکی از عوامل پیروزی سپاه ایران بر ازبکان و اخراج آنان از هرات استفاده و مهارت زیاد در کاربرد سلاحهای آتشین بوده است.&lt;br /&gt;&lt;img style="float: left;" title="شاه عباس صفوی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/004-ShahAbbas.jpg" alt="" width="200" height="275" /&gt;در اواخر سال 1006 هجری قمری (مصادف با 1598 میلادی) دو برادر انگلیسی به نامهای سرآنتونی شرلی و رابرت شرلی به همراه یک گروه 26 نفری که تمامی آنها نظامی بودند، به قزوین وارد شدند و نزد شاه عباس صفوی رفتند و خود را به عنوان دو نفر از نجبای انگلیسی که مایل به خدمتگزاری به او هستند، معرفی کردند. از آنجا که همراهان برادران شرلی همگی اهل نظام بودند وچند تن از ایشان به اصول توپ ریزی و اسلحه سازی آشنایی داشتند، ساخت توپ و تفنگ در ایران رونق بیشتری گرفت.&lt;br /&gt;با آمدن برادران شرلی و همراهانشان، الله وردی خان که فرمانده قوای سلطنتی بود، به سمت فرماندهی در ارتش و تهیه سلاح گرم منصوب شد و کارخانه های اسلحه سازی را در اصفهان بنیان گذاشت.&lt;br /&gt;یکی از سلاحهای مورد استفاده در آن زمان، تفنگهای سرپر قلعه ای با لوله هشت ضلعی بود که توسط صنعتگران ایرانی ساخته شده بود که نسخه اصلی آن از تفنگهای انگلیسی برداشته شده بود و بسیار سنگین، بلند و با لوله های ضخیم ساخته می شد و جنس باروتدان آن از فلز یا پوست آهو بود. تفنگهای قلعه ای بر روی دیوار قلعه نصب می شد و در هنگام شلیک تعداد زیادی ساچمه درشت به طرف دشمن پرتاب می کرد. همچنین تفنگ بزرگ و سنگینی به نام شمخال وجود داشت که قطر دهانه لوله آن حدود 25 میلی متر بود و به سبب سنگینی اش، دو شمخالچی آن را حمل می کردند. از شمخالها بیشتر در دژها و برج و باروی شهرها استفاده می کرند. شخص استفاده کننده از این سلاح می توانست آن را به خوبی در مقابل شانه اش نگاه داشته و شلیک کند. در همان حال او می توانست به موازات لوله تفنگ نشانه گیری کند. دلیل نامگذاری این تفنگ به شمخال، خمیده بودن قنداقش بود.&lt;br /&gt;به طور کلی بعد از احداث نخستین کارخانه اسلحه سازی در ایران، صنعتگران تلاش کردند تا استادی خود را در ساختن تفنگهای سرپر فتیله ای به نمایش بگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="باروتدان چرمی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/005-Barootdan.jpg" alt="" width="450" height="338" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;تفنگها و تپانچه های سرپر فیتیله ای&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اساس کار این سلاحها، انفجار باروت در لوله و پرتاب گلوله یا ساچمه به سمت هدف می باشد. در این زمان لوله تفنگ را از فلز برنج می ساختند که به دلیل مقاومت کم این فلز، مجبور بودند که ضخامت لوله را زیاد در نظر بگیرند که این امر به نوبه خود موجب سنگینی بیش از حد سلاح می شد.&lt;br /&gt;در تفنگهای سرپر فتیله ای، باروت سیاه را با پیمانه به داخل لوله می ریختند، سپس روی آن را پارچه یا نمد گذاشته و با میله فلزی (سنبه) می کوبیدند، سپس گلوله یا ساچمه ریخته و روی آن نیز پارچه یا نمد می گذاشتند و با کمک شعله یا فتیله سوزان از سوراخ ته لوله، باروت را منفجر می کردند.&lt;br /&gt;مطابق آنچه در برخی سفرنامه های دوره صفوی درباره تفنگداران و روش استفاده از تفنگ آمده است، سربازان تفنگدار فاقد زره بودند و سلاحشان تفنگ و قداره بود. شلیک با تفنگ کاری بسیار دشوار بود و برای آنکه به راحتی و با دقت تیراندازی کنند، تفنگ را بر روی پایه ای قرار می دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="دو قبضه تفنگ قدیمی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/013-OldGuns.jpg" alt="" width="450" height="338" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;&lt;strong&gt;دوران حکومت سلسله افشاریه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در اواخر حکومت صفوی و اوایل حکومت افشاریه، به تدریج با تکمیل این سلاحها، برای راحتی نشانه روی و سهولت کار، چخماق ابداع شد. فتیله روشن روی چخماق قرار می گرفت و هنگام شلیک، آتش فتیله با سوراخ مخزن باروت تماس یافته و تفنگ شلیک می شد. روشن نگه داشتن فتیله و منتظر فرصت تیراندازی بودن، مخصوصاً در هوای بارانی، کاری دشوار و گاهی ناممکن بود. به همین دلیل به تدریج تفنگهای فتیله ای جای خود را به سنگ چخماقی داد. در این نوع تفنگها، سنگ چخماق بعد از کشیدن ماشه به فلز جلوی سوراخ باروت ساییده می شد و جرقه حاصل، باروت را آتش می زد.&lt;br /&gt;سلاحهای گرم اصلی نظامیان این عصر عبارت بود از: توپ، خمپاره، زنبورک، تفنگ فتیله ای و چخماقی و تپانچه.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="تفنگ چخماقی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/017-Ghakhmaghi.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="نمونه ای از توپهای عصر افشاریه ( آرامگاه نادرشاه در مشهد)" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/015-NaderShahTomb.jpg" alt="" width="329" height="469" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;دوران حکومت سلسله زندیه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نظامیان دوران زندیه نیز مانند دوران صفویه و افشاریه شامل چند گروه پیاده نظام و سواره نظام، گارد، نیروهای نامنظم و توپخانه بودند. سلاحهای اصلی این دوره عبارت بود از: تفنگ سرپر فتیله ای و چخماقی، نیزه، خنجر، گرز و شمشیر.&lt;br /&gt;با اختراع چاشنی، تفنگهای سرپر تکمیل شد و تبدیل به سلاحی گردید که مدتها در میادین جنگ و شکار مورد استفاده قرار گرفت. دود حاصل از تیراندازی، بوی باروت سیاه و مراحل پر کردن تفنگ از ویژگیهای این نوع سلاح بود. باروت مورد استفاده در تفنگهای سرپر، باروت سیاه است که از نیترات پتاسیم (شوره)، پودر زغال و گوگرد تهیه می شد. در این تفنگها به دلیل استحکام کم لوله هرگز نمی بایست از باروت بی دود استفاده می شد. باروت سیاه سرعت اشتعال کمتری داشته و به همین دلیل لوله تفنگهای سرپر را بلند درست می کردند تا شتاب لازم به گلوله داده شود. سلاحهای سرپر سیستم چاشنی از مدلهای انگلیسی که در کارخانه جیمز ویلینکسن ساخته شده بود، کپی برداری شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;&lt;img title="زنبورک سوار شده بر پشت شتر" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/014-Zanboorak.jpg" alt="" width="450" height="322" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img title="چند نمونه تفنگ قدیمی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/009-OldGuns.jpg" alt="" width="450" height="338" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;&lt;strong&gt;دوران حکومت سلسله قاجار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بنیانگذار این سلسله آغامحمد خان قاجار بود و پس از او به ترتیب فتحعلی شاه، محمدشاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و احمدشاه بر تخت سلطنت تکیه زدند. در اواخر حکومت آغامحمدخان، چند تن از افسران روسی که به ایران آمده بودند، توسط شاه قاجار ماموریت یافتند تا در شهر قزوین به تعلیم و تربیت قوای نظامی بپردازند. این افسران روس بعد از برادران شرلی (در زمان شاه عباس صفوی) اولین افراد خارجی بودند که به تعلیم قوای ارتش ایران گمارده شدند. در این زمان سلسله قاجار با دنیای غرب آشنا گردید. &lt;br /&gt;بازسازی ارتش ایران با روش مشق جدید و تجهیز آنها به جنگ افزار نوین اروپایی نیز از زمان فتحعلی شاه در قرارداد نظامی اش با ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه آغاز شد. در دوره فتحعلی شاه، اسلحه و مهمات فراوانی برای قشون ایران خریداری گردید. همچنین یک هیات 27 نفره از درجه داران و افسران فرانسوی جهت تعلیم نظامیان به ایران آمد. این هیات یک کارخانه توپ ریزی در اصفهان و یک زرادخانه در تهران دایر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img style="float: left;" title="ناصرالدین شاه قاجار" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/011-NaseradinShah.jpg" alt="" width="225" height="300" /&gt;عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه، به بررسی جزئیات ساختمان سربازخانه ها، زرادخانه ها و کارگاههای اسلحه سازی و باروت کوبی، توپ ریزی و برقراری انضباط و تغییر لباس نظامیان اصرار داشت. در این دوران علاوه بر استفاده از افسران فرانسوی و انگلیسی، تلاش شد که با اعزام دانشجو به خارج از کشور، از دانش فنی آنها نیز در گسترش صنایع نظامی استفاده شود.&lt;br /&gt;محمد شاه در دوران 15 ساله حکومت خود به دلیل درگیری با شورشها و دخالت عثمانیها، انگلیسهیها و روسها فرصت چندانی برای ادامه اصلاحات در ارتش نیافت. در زمان او نیز از مربیان روسی و انگلیسی در تعلیم نظامیان کمک گرفته شد و نیز تجهیزاتی از انگلستان خریداری شد.&lt;br /&gt;در دوره ناصرالدین شاه، سلاحهای خودکار یا به اصطلاح مسلسل وارد ایران شد که از جمله آنها می توان به مسلسهای نوردن فلت-هاچکیس که از کشورهای فرانسه و انگلستان خریداری شده بود، اشاره کرد. در این دوران سلاحهای با لوله خان دار خریداری شد که افزایش برد و دقت تیراندازی را در پی داشت و مقدمه ای برای ساخت لوله های خان دار در ایران شد. سلاحهای مورد استفاده سربازان در این دوره تفنگهای فتیله ای، چخماقی، اشنایدر، مارتینی، روسی، ورندل، پروسی، گاللین، شاسپورت، بردان و مگزین بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;&lt;strong&gt;دوران حکومت سلسله پهلوی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه، کارخانه های اسله سازی و مهمات سازی با نام قورخانه در ایران راه اندازی گردید. در این دوران اکثر سلاحهای نظامیان، قدیمی، مستعمل و فرسوده بود و هر از چند گاهی نیاز به تعمیر و مرمت پیدا می کردند که مسئولیت این کار بر عهده قورخانه بود. تشکیلات قورخانه هم به مانند تشکیلات نظامی بود که شامل قنداق سازی، تفنگ سازی، مدرسه، آهنگری، ریخته گری، تلگراف خانه، فشنگ سازی، اداره مرکزی و ... بود و در راس آن، ارباب مناصب و سپس اصناف صنعتگر و دیگر کارکنان در رده های بعد قرار داشتند. سرپرستی قورخانه را مقام سرتیپ عهده دار بود. در طی هشت سال، تعداد 600 توپ برنزی، 200 خمپاره، توپ کوچک، تفنگ چخماقی و مقادیر زیادی مهمات در قورخانه تولید شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img title="رضاشاه در کنار یک قبضه مسلسل ماکسیم" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/012-RezaShah.jpg" alt="" width="450" height="348" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نمودار سازمانی قورخانه آذربایجان به شرح ذیل بود:&lt;br /&gt;یک نفر سرتیپ، یک نفر سررشته دار، 4 نفر یاور، 6 نفر سلطان، 2 نفر نایب اول، 8 نفر نایب دوم، 8 نفر وکیل، یک نفر مشرف و 63 نفر صنعتگر و دیگر کارکنان.&lt;br /&gt;در روز هفتم بهمن ماه سال 1309 در پی یک بررسی طولانی، رضاشاه که فرمانده کل نیروهای مسلح بود&amp;zwnj;، موافقت کرد هیاتی به نام "تفتیش و خرید اسلحه" را به چکسلواکی بفرستد. 47 صندوق تفنگ برنو و 48 صندوق ساز و برگ چرمی توسط این هیات خریداری و به ایران آورده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آزمایشها بر روی تفنگهای ماوزر&amp;nbsp;vz. 24 صورت گرفت (vz&amp;nbsp;مخفف vzor به معنای مدل و 24 نشان دهنده سال طراحی سلاح یعنی 1924 می باشد)&amp;nbsp;و ستاد ارتش به آن نمره قبولی داد. از آن پس ماوزر که تولید انبوه آن از سال 1898 در ابرنادورف آلمان آغاز شده و به عنوان دقیقترین و خوشدست ترین تفنگ سبک به کار رفته بود، جای تفنگهای روسی و انگلیسی و ... را در ارتش ایران گرفت. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر "برنو" واقع در ایالت مواویای چکسلواکی دایر کرد و دولت ایران که مشتری کمپانی اشکودا بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو (Brno) را خریداری کند و از آن پس در ایران نام "برنو" بر تفنگهای ماوزر گذارده شد. این تفنگها پنج تیر و تک تیر بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="تفنگ ماوزر vz. 24 که در ایران به برنو معروف است" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/008-VZ.%2024.jpg" alt="" width="450" height="293" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;صنایع مسلسل سازی (جنگ افزار سازی)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در هفتم مردادماه 1312 در شهر برلین آلمان قراردادی بین دولت ایران و کارخانه فریتس ورنر آلمان مبنی بر تاسیس کارخانه اسلحه سازی با ظرفیت اولیه تولید 25 قبضه تفنگ برنو به امضا رسید. در سال 1314 کارخانه در محل قورخانه آغاز به کار کرد و به مرور با تکمیل ماشین آلات و تغییر مکان آن به محل فعلی (خیابان پیروزی) در سالهای 1316 تا 1318 تعدادی پرسنل متخصص کار با ماشین آلات به کار گرفته شدند. در تیرماه سال 1317 به منظور افزایش سقف تولید سالانه 1200 قبضه مسلسل سبک و 300 قبضه مسلسل سنگین، تجهیزات بیشتری در صنایع مسلسل سازی نصب گردید.&lt;br /&gt;در سال 1320 با توجه به وقایع جنگ جهانی دوم و در پی اعلام بی طرفی ایران، محل صنایع مسلسل سازی به قرارگاه نیروهای هندی و لهستانی تبدیل شد که حاصل آن اشغال، وارد آمدن خسارات بسیار سنگین به ساختمانها و ماشین آلات بود.&lt;br /&gt;پس از تخلیه نیروهای هندی و لهستانی و سقوط هیتلر، در سال 1325 در اوایل سلطنت محمدرضا شاه، قراردادی بین ایران و روسیه مبنی بر تولید مسلسل سبک P.P.Sh منعقد شد. در کنار تولید این سلاح، در سال 1329 صنایع مسلسل سازی موفق به تولید 16 قبضه مسلسل برنو شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="شاه در حال تیراندازی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/016-Shah.jpg" alt="" width="450" height="298" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به دلیل نیاز روزافزون نیروهای نظامی به سلاحهای پیشرفته و در عین حال قویتر و مدرنتر، در شهریور 1345 قراردادی بین تسلیحات ارتش ایران و شرکت فریتس ورنر آلمان جهت ایجاد و تکمیل تاسیسات و توسعه کارخانه های موجود منعقد گردید که مفاد آن به شرح زیر می باشد:&lt;br /&gt;1- قرارداد ساخت و تولید سالانه 40000 قبضه تفنگ G3&lt;br /&gt;2- قرارداد ساخت و تولید سالیانه 6000 قبضه تیربار MG3 با لوله کرم شده و لوله یدکی&lt;br /&gt;3- اعزام 20 نفر متخصص به مدت 3 سال به ایران جهت نصب و مونتاژ تاسیسات&lt;br /&gt;4- تحویل کلیه ماشین آلات و وسایل و لوازم فنی از جانب شرکت مزبور&lt;br /&gt;5- تحویل نقشه های دوپایه، قنداق کشویی و&amp;nbsp;سه پایه سنگین به صورت رایگان و آموزش 20 نفر از افسران و استادان به مدت یک سال در آلمان&lt;br /&gt;در سال 1356 قرارداد دیگری با همان شرکت آلمانی منعقد شد که بر اساس آن سالیانه 2000 قبضه موشک انداز RPG چهل میلی متری تولید گردد که 50 قبضه آن ساخته شد و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و تعطیلی صنایع، ادامه تولید متوقف شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="تفنگ ژ3" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/007-G3.jpg" alt="" width="450" height="218" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f9053b;"&gt;&lt;strong&gt;دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در زمستان 1357 صنایع مسلسل سازی به دلایل امنیتی تعطیل شد و به علت قرار گرفتن صنعت در مرکز درگیری مردم با حکومت پهلوی، محل صنعت آماج حمله شد و بعضی از تجهیزات مانند فرامین و ابزارآلات تولیدی به خارج از صنعت منتقل و بعضی از کارخانجات دچار آسیب شد که در اوایل سال 1358 بدون حضور کارشناسان خارجی بازسازی و آماده تولید شد. در سال 1359 نمونه های اولیه سلاح دوش پرتاب RPG7 بدون حضور کارشناسان خارجی روانه جبهه های جنگ ایران و عراق شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;فعالیتهای صنایع جنگ افزار سازی در دهه 60&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;با تلاش پرسنل صنایع جنگ افزارسازی در دهه 60 شمسی همزمان با جنگ تحمیلی، محصولات زیر به مرحله تولید رسید:&lt;br /&gt;1- پرتاب کننده هدهد 81 م.م.&lt;br /&gt;2- خمپاره انداز کماندویی 60 م.م.&lt;br /&gt;3- لوله جوفی&lt;br /&gt;4- تفنگ تک تیرانداز G3&lt;br /&gt;5- سلاح درون شهری MP5 در مدلهای قنداق ثابت، کشویی و بدون قنداق&lt;br /&gt;6- تجهیزات سلاح مانند تک پایه خودرویی تیربار، کارد سنگری، طناب انداز و آداپتور پرتاب نارنجک&lt;br /&gt;7- تفنگ G4&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در کنار تولید سلاح در داخل صنایع، جهت پشتیبانی از خطوط دفاع مقدس، صنایع اقدام به تجهیز و راه اندازی کارگاههای تعمیرات سلاح در مناطق جنگی کرد که باعث بازسازی و تعمیر مقادیر قابل توجهی از سلاح و بالا بردن روحیه رزمندگان شد که این روند تا پایان جنگ در سال 1367 ادامه داست.&lt;br /&gt;ادامه تلاش پرسنل صنایع با استفاده از روش مهندسی معکوس (بدون خرید دانش فنی کامل) باعث ایجاد تنوع بیشتر در خطوط تولید نظامی شد تا جایی که در سال 1367 سلاح شهری MP5 به روش مهندسی معکوس و با کالیبر 9 م.م. در مدلهای مختلف قنداق ثابت، کشویی و بدون قنداق در صنایع جنگ افزار تولید شد.&lt;br /&gt;با توجه به تولید سلاحهای اتوماتیک، نیاز صنعت به دستگاههای پیشرفته محسوس بود، بنابراین برخی از کاگاههای تولید به دستگاههای CNC آلمانی تجهیز شد.&lt;br /&gt;پروژه مهندسی معکوس برای راه اندازی خط تولید تیربار نیمه سنگین 12.7 م.م. دوشکا و تپانچه 9 م.م. زیکزوئور P226 موسوم به زعاف از سال 1369 آغاز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از اتمام جنگ تحمیلی و افت تیراژ سلاحهای نظامی، ساخت و تولید سلاحهای شکاری ساچمه زن و گلوله زن و تولید قطعات بازرگانی به منظور مشارکت در امر خوداتکایی و سازندگی کشور در دستور کار صنعت قرار گرفت که از جمله شامل موارد ذیل بود:&lt;br /&gt;1- پروژه تفنگهای شکاری ساچمه زنی 12 گیج با نامهای نخجیر 1 و نخجیر 2&lt;br /&gt;2- تولید قطعات و مجموعه های خودرو (مجموعه ترمز، اویل پمپ و ...)&lt;br /&gt;3- تولید قطعات و مجموعه های مورد نیاز شرکت نفت و گاز (مجموعه تی سرویس و ...)&lt;br /&gt;4- تولید قطعات کشاورزی (مجموعه پمپ هیدرولیک تراکتور و ...)&lt;br /&gt;5- تولید قطعات مورد نیاز وزارت نیرو (مجموعه فیوز کات اوت و ...)&lt;br /&gt;6- تولید قطعات مورد کاربرد ایران خودرو (دیفرانسیل پیکان و ...)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;فعالیتهای صنایع جنگ افزار سازی در دهه 70&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در روزهای پایانی سال 1373 خطوط تولید سلاح تیربار دوشکا 12.7 م.م.، کلت کمری زعاف 9 م.م.، تفنگ پرتاب کننده گاز اشک آور 38 م.م.، کلت پرتاب کننده گاز اشک آور 38 م.م. و تفنگ شکاری نخجیر 1 و 2 با کالیبر 12 گیج به روشهای مهندسی معکوس راه اندازی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/002.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;فعالیتهای صنایع جنگ افزار سازی در دهه 80&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;با جذب نیروهای متخصص و جوان، دوران توسعه در این دهه آغاز شد. با همت و پشتکار روزافزون پرسنل و با دستیابی به دانش فنی بالا، این صنعت توانست تولیدات خود را افزایش داده و در زمینه های نظامی و بازرگانی پروژه های زیر را به سرانجام رساند:&lt;br /&gt;1- پروژه های نظامی:&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;نمونه سازی و تولید انبوه تفنگ کلاشنیکف AK-47 با قنداق ثابت، قنداق تاشو از زیر و قنداق تاشو از بغل&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تیربار گرینوف 7.62 م.م. PKM و PKT&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ تک تیرانداز دراگانف 7.62 م.م.&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ G3 بهینه شده&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ M16 کالیبر 5.56&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ تک تیرانداز 7.62 مرصاد&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ تک تیرانداز AM کالیبر 12.7 م.م.&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;پرتاب کننده 40 م.م. GL قابل نصب روی سلاحهای M16 ،G3 و AK&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;سلاح زاویه زن&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;صداخفه کن سلاح MP5 و کلت C9&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;تفنگ صیاد پلیسی (مدل وینچستر)&lt;br /&gt;-&amp;nbsp;نمونه سازی تفنگ و تپانچه پرتاب کننده کالیبر 38 م.م. جدید&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;bull;&amp;nbsp;از فعالیتهای مهم دهه 80 صنعت جنگ افزارسازی می توان به وارد شدن در بحث طراحی سلاح تحت عنوان پروژه خیبر نام برد که منجر به ساخت تعدادی سلاح تحقیقاتی با نام سما گردید.&lt;br /&gt;&amp;bull;&amp;nbsp;پروژه های آزمایشی شامل تندر کوتاه، G3 بهینه تک تیرانداز (کارا تک تیرانداز)، G3 بهینه (کارا)، زعاف کامپکت، تندر کوتاه با قنداق تاشو و کارابین کلاشنیکف&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;2- پروژه های سلاح شکاری:&lt;br /&gt;تفنگ شکاری دولول روی هم با کالیبر 12 گیج&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="مدلهای مختلف خیبر" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/010-Kheybar.jpg" alt="" width="450" height="257" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Iranian-arms-History/003.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;_______________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;تذکر&lt;/strong&gt;:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;هرگونه بازنشر این مقاله منوط به&amp;nbsp;ذکر منابع می باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ماهنامه جنگ افزار، شماره 89 (مهندس علی نعیمی)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;newcoy.persianblog.ir (کاوه)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;en.wikipedia.org&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/473</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9428852/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9428852</guid>
      <pubDate>Sat, 12 May 2012 19:54:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بمباران سومار</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;img title="یک فروند توپالف-22 عراقی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Iraqi_Tu-22.jpg" alt="" width="450" height="302" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;span style="color: #800080; font-size: small;"&gt;__________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;ناگهان صدای سه انفجار شدید، همه&amp;zwnj;مان را میان زمین و هوا معلق کرد. تا آن زمان چنان انفجار مهیبی ندیده بودم. بدجوری ترسیدم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;خودم را بالای سرش رساندم. با دست که بر شانه&amp;zwnj;اش گذاشتم تا رویش را برگردانم، از ترس، بدنم به لرزه افتاد. صورتش از وسط بینی به بالا، کاملا رفته بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;هواپیماهایی که از صبح در آسمان می&amp;zwnj;پلکیدند، با خیال راحت و ناغافل، نیروهای سه گردان را که بی&amp;zwnj;اطلاع از همه چیز و خونسرد در محوطه&amp;zwnj;ای کاملا باز و دور از شیارهای کوهستانی تجمع کرده بودند، با بمب و راکت بمباران کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #800080; font-size: small;"&gt;__________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;آنچه در پی خواهد آمد، روایت یک شاهد عینی است از بمباران محل استقرار رزمندگان ایرانی در منطقه عملیاتی سومار توسط هواپیماهای عراقی در سال 1361 که&amp;nbsp;برای&amp;nbsp;آشنایی&amp;nbsp;همراهان "هوانورد" با حال و هوای آن روزها،&amp;nbsp;بدون هیچ دخل و&amp;nbsp;تصرفی&amp;nbsp;بازنشر می گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مهر 1361&amp;nbsp; ادامه عملیات مسلم بن عقیل، منطقه&amp;zwnj;ی سومار&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ظهر روز پنج&amp;zwnj;شنبه 15 مهر ماه، برادر کسائیان فرمانده گردان آمد و گفت: &amp;laquo;وسایل&amp;zwnj;تون رو جمع کنید و حاضر باشید تا بعد از ظهر برای ادغام با گردان سلمان به اون طرف رودخونه بریم.&amp;raquo; ساعت 3 بعد از ظهر، سلاح بر دوش و تجهیزات بسته، بیرون چادر&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;خط شدیم. فرمانده گردان دستور حرکت داد. چند قدمی که رفتیم، پشیمان شد و گفت: نیم ساعتی همین جا بمونید و استراحت کنید تا من برگردم. &lt;br /&gt;تا خواستیم کوله&amp;zwnj;پشتی پر از وسایل را باز کنیم و خود&amp;zwnj;مان را روی زمین رها کنیم، چند قدمی نرفته، رویش را برگرداند و گفت: زود باشید راه بیفتید. &lt;br /&gt;همه دنبال او راه افتادیم. از جاده&amp;zwnj;ی آسفالته&amp;zwnj;ی سومار و رودخانه&amp;zwnj;ی کنار آن گذشتیم. یکی از نیروها دم می&amp;zwnj;داد و بقیه در جوابش می&amp;zwnj;خواندند. نوحه&amp;zwnj;ی زیبایی بود که بعدها فهمیدم تناسب جالبی با آن روز داشت. همه با هم می&amp;zwnj;خواندیم: &lt;br /&gt;&amp;laquo;کرب&amp;zwnj;وبلا مدرسه&amp;zwnj;ی عشق و، شهادت &lt;br /&gt;حماسه&amp;zwnj;ی خون شهیدان، استقامت &lt;br /&gt;بگو تو با الله &lt;br /&gt;پیام ثارالله &lt;br /&gt;که من به دیدار خدا می&amp;zwnj;روم &lt;br /&gt;به جمع پاک شهدا می&amp;zwnj;روم&amp;raquo; &lt;br /&gt;در ادامه هم به شوق شرکت در عملیات می&amp;zwnj;خواندیم:&lt;br /&gt;&amp;laquo;حسین حسین حسین جان&lt;br /&gt;جان&amp;zwnj;ها همه فدایت&lt;br /&gt;ما می&amp;zwnj;رویم از این&amp;zwnj;جا&lt;br /&gt;به سوی کربلایت&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چادرهای گردان سلمان، در کنار چادرهای گردان &amp;laquo;شهید مدنی&amp;raquo; تیپ عاشورا، آن طرف آب، در محوطه&amp;zwnj;ای بسیار باز قرار داشتند. حدود 10 چادر پر از نفرات، کنار هم به چشم می&amp;zwnj;خوردند. قبلا وقتی برای شنا به رودخانه می&amp;zwnj;رفتیم، با بچه&amp;zwnj;های آنها دم&amp;zwnj;خور شده بودیم. همواره از اردوگاه آنها بدم می&amp;zwnj;آمد. ناخواسته و فقط بر اساس تجربه می&amp;zwnj;گفتم: این&amp;zwnj;جا طعمه&amp;zwnj;ی خوبی برای هواپیماست. حالا که داشتیم به آن&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;رفتیم، شور بدی در دلم افتاده بود و چندشم می&amp;zwnj;شد. اصلا خوشم نمی&amp;zwnj;آمد شیار تنگ میان کوهستان را -که به هیچ وجه هواپیماهای دشمن حتی نمی&amp;zwnj;توانستند داخل آن را ببینند- رها کنم و به محوطه&amp;zwnj;ی باز و گسترده&amp;zwnj;ی سنگلاخی کنار رودخانه بروم که بهترین مکان برای شیرجه&amp;zwnj;ی هواپیماها بود، ولی حالا مجبور بودم. &lt;br /&gt;از صبح، هواپیماهای دشمن بیشتر از 20 بار ظاهر شده بودند، اما بر خلاف روزهای دیگر، به هیچ وجه بمباران نکردند؛ ظاهرا فقط به شناسایی و احتمالا عکس&amp;zwnj;برداری اکتفا کردند. هر گاه به کنار رودخانه برای آب&amp;zwnj;تنی می&amp;zwnj;رفتیم و چشمم به چادرهای آن&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;افتاد، می&amp;zwnj;گفتم: یکی نیست به اینا بگه آخه این همه شیار توی این کوهستان هست، ول کردید اومدین توی دشت چادر زدین که بهترین هدف واسه هواپیماها بشین؟ &lt;br /&gt;با وجودی که نیمه&amp;zwnj;ی اول مهر ماه را می&amp;zwnj;گذراندیم، ولی طبق روال همیشه، آب و هوای منطقه&amp;zwnj;ی سومار، مثل جنوب گرم بود. بسیاری از بچه&amp;zwnj;ها برای فرار از گرما، به آب&amp;zwnj;تنی روی آورده بودند؛ همان کاری که خود ما صبح مشغولش بودیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="موقعیت جغرافیایی سومار" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Soomar-Map.jpg" alt="" width="450" height="338" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در یکی از چادرهای تیپ عاشورا، به یاد شهدای&amp;zwnj;شان در مرحله&amp;zwnj;ی اول عملیات، مجلس نوحه&amp;zwnj;خوانی و سینه&amp;zwnj;زنی برقرار بود که فقط صدایش بیرون می&amp;zwnj;آمد. بچه&amp;zwnj;های گردان سلمان، خنده&amp;zwnj;رو و بشاش، برای خوش&amp;zwnj;آمدگویی از چادرها خارج شدند. قرار بود آن شب با هم به خط دشمن حمله کنیم و مرحله&amp;zwnj;ی بعدی عملیات را انجام دهیم. &lt;br /&gt;من و سه تا از بچه&amp;zwnj;ها که توی این چند روزه با هم رفیق شده بودیم، کنار هم بودیم؛ &amp;laquo;علی&amp;zwnj;رضا شاهی&amp;raquo;، &amp;laquo;فرهنگ ناصری&amp;raquo; و &amp;laquo;حمیدرضا شکوری&amp;raquo; که هر سه نفرشان از پایگاه شهید بهشتی اعزام شده بودند. مصطفی درست پشت سر من نشسته بود.&lt;br /&gt;ما در فاصله&amp;zwnj;ی کمی با چادر نیروها، در محوطه&amp;zwnj;ی باز سنگلاخ کنار رودخانه تجمع کردیم. دستور دادند که به هم نزدیک&amp;zwnj;تر شده و روی زمین بنشینیم تا یکی از فرماندهان تیپ (&amp;laquo;سیدمحمدرضا دستواره&amp;raquo; قائم&amp;zwnj;مقام لشکر 27 محمد رسول&amp;zwnj;الله (ص) که جمعه 13 تیر 1365 در عملیات کربلای 1 در مهران به شهادت رسید.) درباره&amp;zwnj;ی ادغام&amp;zwnj;مان با گردان سلمان و عملیاتی که باید امشب انجام بدهیم، برای&amp;zwnj;مان سخنرانی کند.&lt;br /&gt;ظاهرا چون سخنان فرمانده طولانی بود، گفتند راحت روی زمین بنشینیم. کوله&amp;zwnj;پشتی&amp;zwnj;ها را از پشت درآوردیم و کلاهخودها را گذاشتیم زمین تا به&amp;zwnj;جای صندلی راحتی، روی آنها بنشینیم. هنوز ننشسته بودم، که دو نفر چهره&amp;zwnj;شان به نظرم خیلی آشنا آمد. جلو آمدند و پس از سلام و احوال&amp;zwnj;پرسی، یکی از آنها -که شلوارکردی آبی&amp;zwnj;رنگ به پا داشت و مرا به اسم می&amp;zwnj;شناخت- گفت: صحبتای فرمانده که باهاتون تموم شد، بیایید چادر ما؛ اون&amp;zwnj;جا. &lt;br /&gt;آنها هم قرار بود امشب همراه ما وارد مرحله&amp;zwnj;ی بعدی عملیات شوند. فرمانده که هنوز خودش را برای&amp;zwnj;مان معرفی نکرده بود، بلندگوی دستی قرمزی به دست گرفت و خواست سخنرانی&amp;zwnj;اش را شروع کند. نگاه من و مصطفی و سه چهار نفری که دورمان بودند و سر ستون نیروها بودیم، به او بود. تا گفت: بسم الله الرحمن ... ، ناگهان صدای سه انفجار شدید، همه&amp;zwnj;مان را میان زمین و هوا معلق کرد. تا آن زمان چنان انفجار مهیبی ندیده بودم. بدجوری ترسیدم. مانده بودم چه شده! &lt;br /&gt;در صورتم سوزشی عجیب احساس کردم. گوش&amp;zwnj;هایم درد شدیدی داشتند و مدام زنگ می&amp;zwnj;زدند. اول فکر کردم شاید بر اثر بی&amp;zwnj;احتیاطی، نارنجکی در دست کسی منفجر شده یا گلوله&amp;zwnj;ی آر&amp;zwnj;پی&amp;zwnj;جی&amp;zwnj;ای دررفته، اما عمق فاجعه بیش از این حرف&amp;zwnj;ها بود. خواستم دستم را روی گوشم بگذارم تا شاید از سوت تند و آزاردهنده&amp;zwnj;اش کاسته شود که متوجه شدم چیز خیسی کف دستم است. کمی که گرد و خاک و دود کنار رفت، با وحشت دیدم مغز یکی از بچه&amp;zwnj;ها روی دستم پاشیده.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تازه داشتم متوجه قضیه می&amp;zwnj;شدم. خوب که نگاه کردم، دیدم چادرها در آتش می&amp;zwnj;سوزند. ناله&amp;zwnj;ی مجروحان، از هر طرف به گوش می&amp;zwnj;رسید. چشمانم را که به اطراف چرخاندم، وحشت سراپای وجودم را گرفت. بسیاری از آنهایی که تا لحظاتی قبل اطرافم نشسته بودند، به شدیدترین وجه ممکن تکه&amp;zwnj;تکه شده بودند و روی زمین پراکنده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Bombardment-005.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Bombardment-003.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ناگهان به یاد آن که لحظاتی قبل ما را به چادرشان دعوت کرد، افتادم. جلویم دمرو درازکش شده بود روی زمین. خودم را بالای سرش رساندم. با دست که بر شانه&amp;zwnj;اش گذاشتم تا رویش را برگردانم، از ترس، بدنم به لرزه افتاد. صورتش از وسط بینی به بالا، کاملا رفته بود. دوستش را که بغلش افتاده بود، برگرداندم؛ سر او هم کاملا از گردن متلاشی بود. تازه فهمیدم آن مغزی که کف دستم پاشیده بود، مال یکی از این دو نفر بود که اصلا نشناختم&amp;zwnj;شان و هنوز فرصت نکردم اسم&amp;zwnj;شان را هم بپرسم، ولی آنها مرا به نام می&amp;zwnj;شناختند و رفیق بودند. &lt;br /&gt;بیشتر که به خودم آمدم، به یاد مصطفی افتادم. لرز سردی در تنم روان شد. هیچ&amp;zwnj;کدام از آشنایانی را که با هم رفیق بودیم، دور و برم ندیدم. هر چه اطراف را جست&amp;zwnj;وجو کردم، بیشتر ترسیدم. بدن&amp;zwnj;های تکه&amp;zwnj;تکه همه جا پخش بود. به جایی رفتم که تا چند دقیقه&amp;zwnj;ی قبل آن&amp;zwnj;جا نشسته بودیم. کوله&amp;zwnj;پشتی و کلاهخود مصطفی را پیدا کردم، با خط خودم و با ماژیک آبی جلوی کلاهخود نوشته بودم &amp;laquo;یا حسین شهید&amp;raquo;. هراسان و بی&amp;zwnj;توجه به آن&amp;zwnj;چه در اطرافم می&amp;zwnj;گذشت، گیج و منگ میان اجساد و مجروح&amp;zwnj;ها که دست و پا&amp;zwnj;شان قطع شده بود، دنبال مصطفی می&amp;zwnj;گشتم. با دیدن کوله و کلاهش، احتمال زیاد دادم که یکی از بدن&amp;zwnj;های متلاشی مال او باشد. دیوانه&amp;zwnj;وار نامش را صدا می&amp;zwnj;کردم. &lt;br /&gt;بی&amp;zwnj;هدف و گیج، راه افتادم طرف رودخانه تا از معرکه دور شوم. ناگهان از دور، مصطفی را دیدم که به طرفم می&amp;zwnj;آمد. صورتش از دود و خون، سرخ و سیاه شده بود. خودم را که میان دست&amp;zwnj;های گشوده&amp;zwnj;اش انداختم، جانی دوباره گرفتم و نفسم تازه شد، ولی او اصلا چنان احساس شیرینی نداشت. فقط متعجب لبخندی زد و با تأسف گفت: تو هم شهید نشدی؟&lt;br /&gt;لرز و سرمایی شدید، سراپای وجودم را گرفته بود. مصطفی با دست به شهدایی که بر زمین ریخته بودند، اشاره کرد و گفت: دیدی حمید! خوش به حال&amp;zwnj;شون! چه باحال شهید شدند. حیف که ما نشدیم! &lt;br /&gt;از عکس&amp;zwnj;العمل او که برای اولین بار به جبهه می&amp;zwnj;آمد، خیلی جاخودم. با خنده&amp;zwnj;ی ملایمی ادامه داد: این همه می&amp;zwnj;گفتی خمپاره و بمب و راکت، همه&amp;zwnj;اش همین بود؟ این&amp;zwnj;که نه صدایی داشت، نه ترسی! &lt;br /&gt;تازه متوجه شدم هواپیماهایی که از صبح در آسمان می&amp;zwnj;پلکیدند، با خیال راحت و ناغافل، نیروهای سه گردان را که بی&amp;zwnj;اطلاع از همه چیز و خونسرد در محوطه&amp;zwnj;ای کاملا باز و دور از شیارهای کوهستانی تجمع کرده بودند، با بمب و راکت بمباران کرده&amp;zwnj;اند. یک راکت درست در فاصله&amp;zwnj;ی میان چادرها و جمعیت خورده بود. آنهایی که در چادرها سینه&amp;zwnj;زنی می&amp;zwnj;کردند، در آتش می&amp;zwnj;سوختند و فقط فریاد و ضجه&amp;zwnj;شان به گوش می&amp;zwnj;رسید. مهمات داخل چادرها که قرار بود برای حمله&amp;zwnj;ی آن شب استفاده شود، منفجر می&amp;zwnj;شد و به کسی اجازه&amp;zwnj;ی نزدیک شدن نمی&amp;zwnj;داد. دود سیاهی آسمان را گرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;راکتی دیگر درست پشت جمعیت و طرف رودخانه خورده بود. راکت سوم هم درست کنار رودخانه خورده بود و تلفاتی شدید به بار آورده بود؛ خورده بود جایی که بچه&amp;zwnj;ها شنا می&amp;zwnj;کردند، میان چند توالت صحرایی که چند نفری جلویش صف بسته بودند.&lt;br /&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Bombardment-002.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به خاطر شدت انفجار مهمات داخل چادرهای شعله&amp;zwnj;ور، ترجیح دادم کمی با صحنه&amp;zwnj;ی انفجار فاصله بگیریم و به کنار رودخانه برویم. در آن میانه&amp;zwnj;ی خون و وحشت، چشمم به حاج علی موحد دانش افتاد. با وجودی که قبلا یک دستش در جبهه قطع شده بود، عجولانه این طرف و آن طرف می&amp;zwnj;دوید و مجروحان را از معرکه خارج می&amp;zwnj;کرد. آمبولانس&amp;zwnj;هایی که برای انتقال آنها می&amp;zwnj;آمدند، در ماسه و شن&amp;zwnj;های کنار رودخانه گیرمی&amp;zwnj;کردند و درجا می&amp;zwnj;زدند. فکری به ذهن مصطفی رسید. از دور و اطراف چند پتو و تکه&amp;zwnj;هایی چوب جمع کرد و زیر چرخ ماشین&amp;zwnj;ها گذاشت تا بتوانند به حرکت خود ادامه بدهند. یکی دو بار نزدیک بود دستش زیر چرخ آمبولانس&amp;zwnj;ها برود که عجله داشتند. جست و خیزش برای کمک به مجروحان، دل&amp;zwnj;سوزانه و بسیار دیدنی بود. &lt;br /&gt;همه جا پر بود از خون و تکه&amp;zwnj;های بدن. ناگهان از جمع شهدایی که در کنار چادرهای در حال انفجار قرار داشتند، یک نفر برخاست و به طرف&amp;zwnj;مان آمد. قد بلندی داشت و زیرپیراهن سفیدش، از خون سرخ بود. هر دو دستش از کتف قطع شده بود و رگ و پی&amp;zwnj;هایش آویزان و خون&amp;zwnj;ریزان بود. جلو رفتم تا کمکش کنم. با حرکات ناموزون سعی کرد خود را از دستم برباید. با لهجه&amp;zwnj;ی غلیظ آذری، با پرخاش و عصبانیت گفت: &amp;laquo;من که چیزیم نیست ... برید سراغ اونایی که اون جلو هستن.&amp;raquo; ا چشم اشاره به چادرها کرد و با طمانینه به طرف آمبولانس رفت. یکی از بچه&amp;zwnj;ها در را برایش باز کرد و او با خونسردی سوار شد؛ بی آن&amp;zwnj;که ذره&amp;zwnj;ای درد در چهره&amp;zwnj; و صدایش پیدا باشد. &lt;br /&gt;پیکر متلاشی روحانی&amp;zwnj;ای که هنگام نشستن و قبل از انفجار، او را دیدم و در بدو ورود به چادرشان برای ما دست تکان &amp;zwnj;داد، حدود صد متر آن طرف&amp;zwnj;تر، در رودخانه افتاده بود. &lt;br /&gt;از صف قبل از انفجار جلوی دو توالت صحرایی، فقط تعداد زیادی دست و پا به جا مانده بود. چند تکه&amp;zwnj; بدن هم داخل چاه افتاده بود. وسط آن همه هراس و وحشت، ناگهان چشم&amp;zwnj;مان به بچه&amp;zwnj;هایی افتاد که در رودخانه مشغول شنا بودند؛ هراسان و لخت و بی&amp;zwnj;هدف می&amp;zwnj;دویدند تا جان&amp;zwnj;پناهی پیدا کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با مصطفی و چند نفر دیگر، مجروحی را که یک پایش از زانو قطع و آویزان بود، داخل پتو گذاشتیم و هر کدام یک گوشه&amp;zwnj;اش را گرفتیم تا به آن طرف آب منتقل کنیم. پای آویزان او در دست من بود. وسط آب بودیم که ناگهان یکی از گلوله&amp;zwnj;های آر&amp;zwnj;پی&amp;zwnj;جی از چادرهای سوخته، پرتاب شد و در وسط رودخانه، نزدیک ما منفجر شد. انفجار گلوله و لیزی کف رودخانه و شدت فشار آب، باعث شد من به داخل رودخانه بیفتم. مجروح که پایش به چند رگ و تکه&amp;zwnj;ای پوست آویزان بود، ناله&amp;zwnj;اش به هوا بلند شد. مصطفی، بلافاصله پای او را در بغل گرفت و مثل کسی که کودکی را ناز می&amp;zwnj;کند، دست بر پای قطع شده&amp;zwnj;ی او کشید و با التماس از مجروح عذرخواهی کرد. &lt;br /&gt;دو نفر از بچه&amp;zwnj;ها را که بر اثر موج انفجار حال&amp;zwnj;شان بدجوری خراب بود، انداختیم عقب وانت و به بهداری بردیم. سوله&amp;zwnj;های بهداری، در محوطه&amp;zwnj;ای باز نزدیک شهر سومار قرار داشت که هلی&amp;zwnj;کوپترها هم آن&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;نشستند و مجروح&amp;zwnj;ها را به شهرهای عقب منتقل می&amp;zwnj;کردند. حدود 10 کیلومتر با محل انفجار فاصله داشت. چند مجروح را به آن&amp;zwnj;جا بردیم. با تاریک شدن هوا، بالاجبار شب را همان جا خوابیدیم.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;صبح روز بعد، دوربینم را برداشتم و به طرف محل بمباران رفتیم. هنوز دود از چادرها بلند بود و تکه&amp;zwnj;های بدن شهدا روی زمین پراکنده بود. دو سه تا عکس بیشتر نگرفتم، چون فیلم کم داشتم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Bombardment-001.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Soomar-Bombardment/Bombardment-004.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;علی شاهی گفت: چادرها داشتند توی آتیش می&amp;zwnj;سوختند. من سعی کردم خودم رو به اون&amp;zwnj;جا برسونم؛ بلکه بتونم اونایی رو که داشتند می&amp;zwnj;سوختند، نجات بدم. ناگهان متوجه دو سه نفر شدم که پشت تپه&amp;zwnj;ی کوچک کنار چادرها، پنهان شده بودند و تند و تند نارنجک می&amp;zwnj;انداختند وسط چادرها، که انفجار همان&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شد کسی جرأت نکند به آن&amp;zwnj;جا نزدیک شود.&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;منافقین کثیف، در آن صحنه&amp;zwnj;ی خون و وحشت هم بیکار ننشسته بودند و به ارباب خود، صدام، وقیحانه خدمت می&amp;zwnj;کردند. از آنها چیز دیگری انتظار نمی&amp;zwnj;رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;بخشی از کتاب در دست چاپ "از معراج برگشتگان" نوشته "حمید داودآبادی"&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;منبع:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;a href="http://davodabadi.persianblog.ir/post/346" target="_blank"&gt;وبلاگ خاطرات جبهه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;به مصداق آنکه می گویند "گذشته، چراغ راه آینده است" لازم است که از این رویداد درسهای لازم آموخته شود. بمباران سومار، به روشنی لزوم توجه به تهدیدات هوایی دشمنان و اندیشیدن تمهیدات مناسب برای مقابله با این تهدیدات، از جمله پدافند عامل و غیر عامل را گوشزد می کند و&amp;nbsp;هرگونه کوتاهی در این زمینه می تواند تبعات ناگوار و جبران ناپذیری برای کشور در پی داشته باشد. در&amp;nbsp;پایان به روح پاک همه شهدای این واقعه درود&amp;nbsp;می فرستم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/472</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9381547/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9381547</guid>
      <pubDate>Fri, 04 May 2012 08:58:23 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;به پاسداشت دهم اردیبهشت ماه، روز ملی خلیج فارس&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/Persian-Gulf.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;پیشگفتار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;در روز نهم آذر ماه سال 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. در مقاله ذیل به پیشینه مناقشات بر سر حاکمیت بر جزایر سه گانه خلیج فارس و شرح عملیات آزادسازی آنها پرداخته می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;پیشینه اختلاف بر سر مالکیت جزایر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;معارضه دودمانهای پس از صفویه با انگلستان بر سر سرزمینهای ایرانی خلیج فارس هیچگاه متوقف نشد. مشکل ایران برای اعمال حاکمیت خود بر جزایر ایرانی خلیج فارس در دوران قاجارها، نداشتن قدرت دریایی موثر بود. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و بریتانیا بر سر مالکیت چهار جزیره تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایران و کشورهای عربی قرار داشتند، بروز کرد. تا آن زمان این جزایر عموماً متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمیت سوق الجیشی این جزایر برای انگلیس مشخص شد، دولت بریتانیا منکر حقوق ایران نسبت به این جزایر گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر کرد. دولت وقت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط بریتانیا اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز به طور مداوم نسبت به این امر اعتراض کردند.&lt;br /&gt;انگلیسیها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیه راس الخیمه از شارجه کردند، تنب بزرگ و کوچک را به راس الخیمه و ابوموسی را به شارجه (بخشی از امارات متحده عربی فعلی) که تحت الحمایه انگلستان بودند، واگذار کردند؛ اما دولت ایران همواره انگلستان را طرف اختلاف خود بر سر این جزایر می دانست. ایران در دهه 1930 پس از خرید چند ناو از ایتالیا، انگلیسیها را از چند نقطه خلیج فارس ازجمله &amp;laquo;باسعیدو&amp;raquo; بیرون راند.&amp;nbsp;یک بار نیز در زمان سلطنت رضا شاه قوای مسلح ایران به آن جزایر اعزام شدند؛ اما در آن برهه دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و قبل از فیصله یافتن کامل مناقشه، مانع برافراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزایر خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;موقعیت جغرافیایی استراتژیک جزایر سه گانه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;دلیل اصلی اهمیت خلیج فارس از نظر جغرافیایی، ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است و این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز واقع شده اند. تنب بزرگ با نزدیکترین ساحل ایران (جزیره قشم) در حدود 25 کیلومتر فاصله دارد، در حالیکه فاصله راس الخیمه تا این جزیره حدود 70 کیلومتر است. تنب کوچک در 13 کیلومتری غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن با نزدیکترین ساحل ایران (بندر لنگه) 37 کیلومتر است. تنب کوچک در آن زمان تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپس گیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی نیز از 700 نفر تجاوز نمی کرد. ابوموسی که از تنبها بزرگتر است و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد، در فاصله 96 کیلومتری ایران قرار دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی، دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک کمپانی انگلیسی در دست داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/map.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تصویر 1- موقعیت جغرافیایی جزایر سه گانه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امروزه که دو سوم نفت مورد نیاز صنایع اروپای غربی باید از تنگه هرمز بگذرد، اهمیت این جزایر بیش از پیش روشن می شود و کافی است که یک دولت بر این جزایر دست یابد و راه صدور نفت را از خلیج فارس ببندد تا دولتهای غربی را با چالشی جدی مواجه سازد. بنابراین این سه جزیره دارای اهمیت استراتژیک و نظامی&amp;nbsp;شایانی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;زمینه آزاد سازی جزایر و شرح وقایع قبل از آن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;همانطور که در بالا ذکر گردید، دولت ایران در زمان سلطنت رضاشاه با اعزام قوای نظامی به آن جزایر قصد آزاد سازی جزایر را داشت که در آن مقطع، دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم این اقدام ایران بی نتیجه ماند.&lt;br /&gt;در سال 1347 دولت بریتانیا اعلام کرد که تا سال 1350 نیروهای خود را از خلیج فارس بیرون خواهد برد. از این تاریخ، مذاکرات بین دولتهای ایران و بریتانیا در مورد جزایر مذکور به طور جدی آغاز شد و به مدت 3 سال ادامه داشت.&lt;br /&gt;درگیریهای تبلیغاتی ایران و انگلیس در رسانه های گروهی، در ماههای قبل از آغاز عملیات آزادسازی جزایر سه گانه بالا گرفت. طی این مدت دولت ایران شروع به اعمال فشار به بریتانیا کرد و حتی شاه اعلام کرد که برای اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صورت لزوم به زور متوسل خواهد شد. حتی جهت قوت بخشیدن هر چه بیشتر بر این تهدید به نیروهای مسلح شاهنشاهی دستور شلیک به هواپیماهای بریتانیا را که بر فراز ناوگان دریایی ایران به ویژه در اطراف جزایر سه گانه پرواز کنند، صادر کرد.&lt;br /&gt;در تاریخ 19/2/1350 به دنبال پرواز هواپیماهای انگلیسی و انجام عملیات تهدیدآمیز بر فراز ناوهای نیروی دریایی ایران، دولت ایران شدیداً به انگلیس اخطار کرد که در صورت ادامه تحریکات هوایی در خلیج فارس، ناوهای جنگی ایران به هواپیماهای مزاحم انگلیس شلیک خواهند کرد. انگلستان هم در مقابل اعلام کرد که هواپیماها مسلح نبودند؛ ولی توضیح نداد که هدف این کشور از این عملیات خصمانه چه بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;شرح عملیات آزادسازی جزایر سه گانه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;در ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد روز 9 آذر 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. اولین پرچم ایران پس از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر اولین جزیره افراشته شد و راس ساعت 8 صبح در هر سه جزیره پرچم ایران همزمان با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;آزادسازی سازی جزیره ابوموسی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;در جزیره ابوموسی، نیروهای پیاده شونده وابسته به گردانهای ساحلی، راس ساعت 6:15 صبح به وسیله یک فروند هاور کرافت BH.7 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سوی نقاط حساس پیشروی کردند و در ساعت 6:50 صبح کلیه نقاط حساس و ارتفاعات تصرف شد. افسران و درجه داران و سربازان ایرانی به محض پیاده شدن در جزیره ابوموسی، پرچم ایران را بر فراز کوه حلوا که مرتفعترین نقطه اوبوموسی است، برافراشتند. در حین اجرای عملیات یک فروند هلیکوپتر از بالا دیده بانی نقاط حساس جزایر را بر عهده داشت. در ساعت 6:30 صبح هواپیماهای شکاری نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برای پشتیبانی از نیروهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 7:15 دریادار عباس رمزی عطایی جهت ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 7:30 بلافاصله در منطقه ملاقات، پرچم ایران برافراشته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="یک فروند هاورکرافت BH.7 نیروی دریایی ایران" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/BH7.jpg" alt="" width="450" height="320" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تصویر 2- یک فروند هاورکرافت BH.7 نیروی دریایی ایران&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="استقبال هم میهنان از نیروی دریایی ارتش ایران پس از آزاد سازی ابوموسی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/001.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تصویر 3- استقبال هم میهنان از پرسنل نیروی دریایی ایران پس از آزاد سازی ابوموسی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f9053a;"&gt;آزاد سازی تنب بزرگ و کوچک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;در جزیره تنب بزرگ در ساعت 6 بامداد هلیکوپترهای نیروی دریایی اعلامیه هایی مبنی بر عدم مقاومت روی دهکده و ساختمان پلیس پخش و در ساعت 6:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی، جنوب شرقی و جنوب غربی، نیروهای کماندویی و گردانهای ساحلی را پیاده کردند. عملیات در این سه کرانه به ترتیب توسط ناو کهنمویی ، ناوچه پروین و ناو میلانیان و یک فروندBell-205&amp;nbsp; از هلیکوپتر های رزمی پشتیبانی می شد و در ساعت 6:35 جتهای نیروی هوایی نیز به روی جزیره ظاهر شدند. &lt;br /&gt;&lt;img title="ناو میلانیان" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/004.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تصویر 4- ناو میلانیان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یکی از هاورکرافتهای حامل کماندو ها از شمال جزیره و 4 فروند از دو نقطه جنوب شرقی و غربی یک یک با پیاده کردن نیروها از هواناو در 4 گروه به سمت ارتفاعات دو جزیره پیشروی می کنند و در ابتدا با هیچگونه مقاومتی برخورد نمی کنند تا اینکه گروهی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پایگاه پلیس می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به پاسگاه اعزام می شود، تا پلیسها تسلیم گردند. دو نفراز پلیسها بدون اسلحه از پاسگاه بیرون می آیند. سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب الله کهریری بیسیم چی گروهان و دو نفر ناوی آیت الله خانی و علی قربان روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد گروه که درازکش بودند به سمت پاسگاه پلیس می روند. در 8 قدمی درب پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 به آنها تیراندازی می شود و در نتیجه سروان پیاده سوزنچی و مهناوی یکم حبیب الله کهریری و ناوی آیت الله خانی شهید و ناوی وظیفه علی قربان روزبهانی مجروح می شود. &lt;br /&gt;در این موقع سربازان نیز به تیراندازی پلیسها جواب می دهند و در نتیجه آن، 4 پلیس کشته و 5 نفر از آنها مجروح می شوند. در همین حال گروه دوم به سمت پاسگاه پلیس پیشروی می کنند و برای کمک یک هلیکوپتر حامل مسلسل نیز بلند می شود که به علت نزدیک بودن نفرات دو طرف نمی تواند از مسلسل استفاده کند. در این هنگام ناو سروان شفیق با ناخدا سوم خزعل توسط هلیکوپتر از جزیره ابوموسی به تنب می آیند و با استفاده از دیواره ساختمان و با شهامت ناوسروان شفیق و ناخدا خزعل به پشت پاسگاه رفته و از در عقب پاسگاه وارد می شوند و افراد پاسگاه را که مدام تیر اندازی می کردند، وادار به تسلیم می کنند. از نقاط مختلف خانه های دهکده نیز تیر اندازیهای پراکنده به سوی نیروهای ایرانی انجام می شود که منجر به تلفاتی نمی شود.&lt;br /&gt;پس از سقوط پاسگاه، پرچم ایران با احترام نظامی در مقابل پاسگاه و مدرسه برافراشته شد. زخمی شدگان به وسیله برانکارد و پس از انجام کمکهای اولیه، با هلیکوپتر به بیمارستان شیر و خورشید سرخ بندرلنگه اعزام شدند. پس از سقوط پاسگاه، نیروهای ایرانی تمامی سلاحهای موجود در پاسگاه و خانه های مردم را جمع آوری کردند و بدین ترتیب عملیات آزادسازی جزیره تنب بزرگ کامل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="افسران نیرویی دریایی ارتش ایران در میان مردم جزیره ابوموسی" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/002.jpg" alt="" width="450" height="318" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تصویر 5- افسران نیرویی دریایی ارتش ایران در میان مردم جزیره ابوموسی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img title="تیمسار دریابد رسایی در جزیره ابوموسی پس از آزاد سازی آن توسط نیروی دریایی  ایران" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Persian_Islands/003.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;ت&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;صویر 6- تیمسار دریابد فرج الله رسایی (فرمانده وقت نیروی دریایی) در جزیره ابوموسی پس از آزاد سازی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در ساعت 10 صبح،&amp;nbsp;دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی و عکاسان و فیلمبرداران وارد جزیره شدند و اندکی پس از اتمام عملیات، امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت، طی نطقی بازگشت جزایر ایرانی را به آغوش میهن اعلام کرد. مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش امیر عباس هویدا، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نیروی دریایی صحه گذارد.&lt;br /&gt;بلندپایه ترین افسر عملیات آزادسازی جزایر، سرهنگ صولتی بود. شهدای این عملیات عبارت بودند&amp;nbsp;از: سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم حبیب الله سولکی کهریری و ناوی آیت الله خانی. &lt;span style="color: #fb033a;"&gt;روانشان شاد و یادشان در درازنای تاریخ این سرزمین جاویدان باد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;----------------------------------------------------------------------------------------&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1- دریابد فرج الله رسایى (متولد 1287 در بندر انزلی) در سال 1308 به عنوان دانشجوى افسرى وارد نیروى دریایى ایران شد. رسایى به همراه گروهی از افسران جوان براى تحصیل به ایتالیا اعزام شد و پس از پایان تحصیل در آکادمى نیروى دریایى ایتالیا به همراه ناوهاى خریدارى شده از ایتالیا (ناوهای ببر و&amp;nbsp;پلنگ و کشتیهای سیمرغ، شاهرخ، شهباز و چند یدک کش و کشتی دیگر) به ایران بازگشت و در مراسم رسمى تاسیس نیروى دریایى نوین ایران که در حضور رضاشاه صورت مى گرفت، شرکت داشت و با درجه ستوان دومى به خدمت در نیروى دریایى ایران مشغول شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وی پس از تصدی سمتهای مختلف لشکری و کشوری، در سال&amp;nbsp; 1339 با درجه سرلشکری به فرماندهی نیروی دریایی ایران رسید و مدت دوازده سال این مسئولیت را بر عهده داشت. عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس در زمان فرماندهی وی بر نیروی دریایی صورت گرفت. وی در تیر ماه سال 1351 از خدمت در ارتش بازنشسته شد و دریادار رمزى عطایى جانشین او گردید. دریابد رسایی پس از بازنشستگی از ارتش&amp;nbsp;تا زمان پیروزی انقلاب به&amp;nbsp;مدت ۵ سال در مجلس سنا عضویت داشت. این امیر شریف و خوشنام ارتش ایران در سن ۹۳ سالگى در آذر ماه سال 1381 در کشور آمریکا درگذشت. دریابد رسایی از احترام خاصی میان ارتشیان و کسانی که او را می شناختند، برخوردار بود و درستی و پاک بودنش مورد تایید همه همکارانش قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;2- دریادار عباس رمزی عطایی، فرمانده ناوچه ای بود که در سال 1348 خط بطلان بر&amp;nbsp;ادعای واهی عراق در خصوص حاکمیت بر دو سوی اروند رود کشید. در 26 فروردین سال ۱۳۴۸&amp;nbsp; معاون وزارت خارجه عراق،&amp;nbsp;سفیر ایران در بغداد را احضار می کند و می گوید: &amp;laquo;دولت عراق شط العرب را جزئی از قلمرو خود می داند و از دولت ایران تقاضا می کند کشتیهایی که پرچم ایران را در این شط در اهتزاز دارند آن را پایین بیاورند و اگر از افراد نیروی دریایی کسی در کشتی باشد، خارج شود و الا ماموران دولت عراق، ماموران نیروی دریایی ایران را با توسل به زور از کشتی خارج می کنند و در آتیه هم اجازه نخواهند داد کشتیهایی که مقصد آنها ایران است، وارد شط العرب شوند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در پی تهدیدات عراق مبنی بر حمله به هر کشتی ایرانی در اروندرود که پرچم عراق را&amp;nbsp;برنیفراشته باشد،&amp;nbsp;ایران درصدد&amp;nbsp;برآمد تا پاسخ قاطعی به این گزافه گویی دهد.&amp;nbsp;در رورهای دوم و پنجم اردیبهشت ۱۳۴۸ دو کشتی ایرانی ابن سینا و آریافر با پرچم ایران و با اسکورت یک فروند ناوچه ایرانی به فرماندهی ناخدادوم عباس رمزی عطایی و پشتیبانی نیروی هوایی، مسافت 90 مایلی اروندرود را طی و بدون کوچکترین حادثه ای به خلیج فارس رسیدند. ناخدا دوم عطایی گفته بود: "من روی عرشه می ایستم و سلام می دهم و تا انتهای اروند می روم تا ببینم چه کسی مانع من می شود." در نهایت عراقیها که آن همه تهدید کرده بودند، جرات نشان دادن هیچ واکنشی نیافتند و کشتیها به سلامت از اروند گذشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ناخدا دوم عطایی&amp;nbsp;با نشان دادن این شهامت، پس از بازنشستگی دریابد رسایی در تیرماه 1351 با دو درجه ترفیع به دریاداری ارتقا یافت و به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شد.&amp;nbsp;وی در عین جوانی و کم تجربگی، فردی جاه طلب بود و درگیر مفاسد اقتصادی شد. سرانجام&amp;nbsp;وی در دی ماه 1354&amp;nbsp;به دلیل فساد گسترده مالی و سوء مدیریت، از فرماندهی نیروی دریایی عزل و از درجه دریابانی به ناخداسومی تنزل درجه داده شد و دریابان میر حبیب اللهی به جانشینی او منصوب شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;3-&amp;nbsp;دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی (متولد 1 فوریه 1930 در آستارا) افسری باهوش و دارای خصوصیات عالی بود و طی عهده داری سمتهای مختلف، نشانه هایی از قدرت فرماندهی نشان داده بود. اغلب این سمتها فرماندهی کشتی بوده اند. وی&amp;nbsp;که در زمان آزادسازی جزایر سه گانه ایرانی از امرای بلندپایه نیروی دریایی محسوب می شد، به عنوان یکی از شایسته ترین فرماندهان&amp;nbsp;نیروی دریایی&amp;nbsp;مورد احترام عمیق همکارانش بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;او در سال 1969 رئیس ستاد نیروی دریایی گردید و در سال 1970 درجه دریاداری گرفت و&amp;nbsp;در ماه مه 1972 فرماندهی پایگاه دریایی بوشهر به وی واگذار گردید. وی از اکتبر 1972 تا ژانویه 1976 فرمانده ناوگان خلیج فارس بود و&amp;nbsp;در سال 1974 درجه دریابانی گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حبیب اللهی در&amp;nbsp;جریان تغییرات وسیع در نیروی دریایی در 7&amp;nbsp;ژانویه 1976 (مصادف&amp;nbsp;با&amp;nbsp;دی ماه 1354) و پس از عزل دریادار رمزی عطایی، به فرماندهی نیروی دریایی شاهنشاهی رسید و&amp;nbsp;تا زمان وقوع انقلاب اسلامی این سمت را حفظ کرد. وی در ژانویه 1978 به دریاسالاری ارتقا یافت. پس از پیروزی انقلاب،&amp;nbsp;حبیب اللهی در 13 فوریه 1979 (25 بهمن 1357) اطلاع یافت که از فرماندهی نیروی دریایی برکنار شده است و دریادار مدنی جانشین وی خواهدشد.&amp;nbsp;وی در&amp;nbsp;روز 24 ژوئیه 1979 از ایران&amp;nbsp;خارج شد&amp;nbsp;و به ترکیه و سپس آلمان و از آنجا به آمریکا رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;__________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;تذکر&lt;/strong&gt;:&lt;/span&gt; هرگونه بازنشر این مقاله منوط به&amp;nbsp;ذکر منبع (&lt;span style="color: #f40a4b;"&gt;&lt;span style="color: #fb033a;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/"&gt;&lt;span style="color: #fb0348;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;) می باشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php/21585-عملیات-آزاد-سازی-جزایر-سه-گانه-خلیج-فارس" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;aerospacetalk.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp?GD=30&amp;amp;GM=11#319" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;iranianshistoryonthisday.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;(دکتر نوشیروان کیهانی زاده)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://ali1345.blogfa.com/post-260.aspx" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;ali1345.blogfa.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/880825/8.htm" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;kayhannews.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.oldpilot.ir/2010/06/post_408.php" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;oldpilot.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.shahedmag.com/ppdf/5237/p0523700520791-EB4HA5.pdf" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;shahedmag.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;fa.wikipedia.org&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=9&amp;amp;year=1390&amp;amp;month=3&amp;amp;day=11&amp;amp;id=733015" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;khorasannews.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/471/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;(کاوه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/471</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9357174/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9357174</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Apr 2012 17:57:45 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>زیبای مخوف، برترین زن تک تیرانداز تاریخ</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;تذکر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به&amp;nbsp;ذکر منبع (&lt;span style="color: #f40a4b;"&gt;&lt;span style="color: #fb033a;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/"&gt;&lt;span style="color: #fb0348;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;) می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/000-pavlichenko.jpg" alt="لیودمیلا پاولیچنکو" width="450" height="439" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ماهرترین تک تیر انداز زن جهان و یکی از پنج تک تیرانداز برتر دنیا، یک دختر اوکراینی است: لیودمیلا پاولیچنکو. در زمان حمله ارتش آلمان نازی به روسیه، زنان بسیاری در واحدهای نظامی ارتش سرخ خدمت می کردند: خلبانان زن، خدمه های تانک زن و از همه مهمتر به عنوان جمعی از موفقترین تک تیر اندازان ارتش سرخ. در میان این تک تیر اندازان زن ، موفق ترین تک تیر انداز زن طول تاریخ، &lt;span style="color: #5c01fd;"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Lyudmila_Pavlichenko" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #5c01fd;"&gt;سرهنگ لیودمیلا پاولیچنکو (Lyudmila Pavlichenko)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp; سرشناستر از دیگران است. او در طی جنگ جهانی دوم 309 شکار تائید شده را در کارنامه به ثبت رسانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پاولیچنکو در 12 جولای 1916 در روستای کوچک بلیا تسکرکوف &lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; (در زبان اوکراینی به معنای کلیسای سفید) به دنیا آمد. لیودمیلا یکی از شاگردان خودسر و شلوغ مدرسه به شمار می رفت. در چهارده سالگی همزمان که او سیکل خود را دریافت می کرد به همراه والدین خود به شهر&amp;nbsp; کیف&amp;nbsp; پایتخت اوکراین مهاجرت کرد، زیرا پدر او یک شغل کوچک در کارخانه مهمات سازی کیف بدست آورده بود. لیودمیلا نیز توانست به عنوان یک کارگر تراشکار در کارخانه مذکور شغلی به دست آورد. او در این زمان به یک کلوپ تیراندازی ملحق شد و پس از مدتی به یک تیر انداز ماهر مبدل گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در 22 ژوئن 1941، حمله بزرگ ارتش آلمان به روسیه آغاز شد. در این زمان لودمیلای 24 ساله در دانشگاه کیف مشغول تحصیل در رشته تاریخ بود. او به همراه دیگر همکلاسان خود با اشتیاق فراوان داوطلب خدمت در ارتش سرخ شد. افسر پذیرش زمانی که لیودمیلا را در لباس آراسته و با ناخنهای بلند دید که درخواست تفنگ برای جنگیدن با سربازان نخبه&amp;nbsp; ورماخت&amp;nbsp; را می کرد، برای دقایقی به شدت خندید. سپس از او با تمسخر پرسید که آیا چیزی در مورد تفنگ می داند. در پاسخ، لودمیلا گواهینامه کلوپ تیر اندازی را به افسر پذیرش ارائه نمود. افسر پذیرش از او خواست که به عنوان یک پرستار در ارتش خدمت کند؛ ولی او به شدت اعتراض کرد و سرانجام با اصرار فراوان به عنوان یک تک تیرانداز به لشکر بیست و پنجم پیاده پیوست. لیودمیلا از جمله 2000 تک تیرانداز زن ارتش سرخ بود که تنها حدود 500 نفر از آنها از جنگ جهانی دوم جان به سلامت به در بردند.&lt;br /&gt;نخستین موفقیت لیودمیلا در سال 1941 رقم خورد. در آگوست این سال، لشکر 25 پیاده در حال دفاع کردن از منطقه&amp;nbsp; بلیایوکا&lt;sup&gt; 2&lt;/sup&gt; بود که لیودمیلا توانست در یک روز دو سرباز آلمانی را با تفنگ نیمه خودکار Tokarev SVT-40 از پای در آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/001-pavlichenko.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/002-pavlichenko.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;لیودمیلا در مدت دو ونیم ماهی که در بندر ادسا می جنگید، رکورد خود را به 187 سرباز کشته شده آلمانی افزایش داد. سربازان تک تیر انداز روسی در آن زمان مجهز به تفنگ قدرتمند موسین- ناگانت&lt;sup&gt; 3&lt;/sup&gt; با برد موثر 600 یارد و مجهز به دوربین بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/003-pavlichenko-Mosin-Nagant_karbin_m1938.jpg" alt="تفنگ روسی موسین-ناگانت" width="450" height="90" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هنگامی که آلمانها کنترل ادسا را به دست گرفتند، یکانی که لیودمیلا در آن خدمت می کرد به سواستوپل در شبه جزیره کریمه فرستاده شد. جایی که لیودمیلا به مدت هشت ماه درگیر نبرد بود. بنا به آمار رسمی ارتش سرخ، لیودمیلا تا می 1942 شکار 257 سرباز آلمانی را در پرونده داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زمانی که واحدهای ارتش آلمان در حال تسخیر بندر استراتژیک&amp;nbsp; سواستوپل&amp;nbsp; بودند، واحد لیودمیلا در کنار تفنگداران نیروی دریایی ارتش سرخ دست به مقاومت شدیدی زدند و در ژوئن 1942، او بر اثر انفجار یک خمپاره به شدت مجروح شد. در این هنگام رکورد او 309 سرباز کشته شده آلمانی بود که از این میان 36 نفر از تک تیراندازان آلمانی به شمار می رفتند. به دستور فرماندهان ارشد نیروی دریایی، لودمیلای مجروح به سرعت توسط یک زیر دریایی از بندر در شرف سقوط سواستوپل خارج و به مکان امنی منتقل گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/005-pavlichenko.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/004-pavlichenko.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;بعد از بهبودی، او به درجه سرهنگی ارتقا پیدا کرده و سپس جهت یک سفر تبلیغاتی برای شوروی، به همراه یک هیات سیاسی در سال 1943 به آمریکا و سپس کانادا مسافرت کرد. پاولیچنکو نخستین شهروند اتحاد جماهیر شوروی بود که توسط پرزیدنت فرانکلین روزولت در کاخ سفید مورد استقبال قرار گرفت. لودمیلا به دعوت الینور روزولت، همسر رئیس جمهور وقت آمریکا به ایراد سخنرانی در سرتاسر آمریکا پرداخت.&lt;br /&gt;پس از بازگشت از آمریکا، به دستور مقامات ارشد ارتش سرخ برای حفظ جان لیودمیلا از شرکت دوباره او در جنگ جلوگیری شد. در عوض لیودمیلا به آموزش تک تیراندازان پرداخته و دهها تک تیرانداز ماهر تا پایان جنگ توسط او آموزش دیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/006-pavlichenko.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/007-pavlichenko-comrades.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;لیودمیلا جزء معدود زنانی بود که مدال قهرمان اتحاد جماهیر شوروی (یکی از معتبرترین مدالهای نظامی جهان) به او به خاطر شجاعتهایش در جنگ با&amp;nbsp; آلمان نازی در سال 1943 میلادی اعطا شد. همچنین در همین سال به پاس خدماتش تمبر یادبودی با تصویر وی در شوروی منتشر شد.&lt;br /&gt;بعد از پایان جنگ، قهرمان تک تیرانداز ارتش سرخ به ادامه تحصیلات خود در دانشگاه کیف پرداخت و همچنین از سال 1945 تا سال 1953 در مرکز فرماندهی و ستاد اصلی نیروی دریایی به عنوان پژوهشگر همکاری کرد.&lt;br /&gt;لیودمیلا یکی از اعضای فعال کمیته قربانیان جنگ جهانی دوم به شمار می رفت. وی سرانجام در تاریخ 10 اکتبر 1974 در سن 58 سالگی، به عنوان معروفترین تک تیر انداز زن دنیا با رکورد 309 سرباز کشته شده دشمن، در گذشت. پس از مرگ، جسد سرهنگ لیودمیلا پاولیچنکو در گورستان نوودویچی&lt;sup&gt; 4&lt;/sup&gt; مسکو در کنار مشاهیر معروف روسیه به خاک سپرده شد. دو سال پس از مرگش، در سال 1976 نیز تمبر یادبود دیگری به یادبود وی در شوروی منتشر گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/008-pavlichenkoPav-Stamp1943.jpg" alt="تمبر یادبود-1943" width="220" height="157" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/lyudmila-pavlichenko/009-pavlichenko-1976.jpg" alt="تمبر یادبود-1976" width="220" height="315" /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;پانوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1- Belaya Tserkov&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2- Belyayevka&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3- Mosin-Nagant&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4- Novodevichye Cemetery&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;____________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;گردآوری تصاویر و ویرایش متن:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #fb0330;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/"&gt;&lt;span style="color: #fb0330;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;amoozeshnezami.blogfa.com&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;en.wikipedia.org&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/470</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9305818/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9305818</guid>
      <pubDate>Fri, 20 Apr 2012 14:26:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شهید هاشم آل آقا، از آبی آسمان تا نیلی دریا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Ale-Agha/001-Aleagha.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این بار سخن از رادمردی است که در سراسر زندگی پرافتخارش چونان عقابی تیزچنگ پاسدار حریم هوایی این کشور اهورایی بود و آن زمان که روح بی قرارش راه پروازی بلندتر را در پیش گرفت، کالبد خاکیش را به آغوش گرم آبی نیلگون خلیج فارس سپرد تا ترجمان پیوندی معنادار بین آسمان و دریا باشد. او که طنین صدای مردانه اش، آرامش بخش و قوت قلب خلبانان اف-4 و اف-5 و هواپیماهای ترابری بود. عقاب سرفراز آسمان ایران زمین، سرلشکر خلبان شهید هاشم آل آقا.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;زندگی نامه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;نام:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; محمد هاشم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;نشان:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; آل آقا&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تاریخ تولد:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 27 آبان 1324&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تاریخ ورود به نیروی هوایی:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 1344&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;تاریخ تکمیل دوره عالی پرواز در آمریکا:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 1349&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;شروع به خدمت به عنوان خلبان فانتوم:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; 1349&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;اعزام به امریکا جهت طی دوره خلبانی هواپیمای تامکت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; 1356&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;برخی از مسئولیتهای مهم :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;1.افسر خلبان کابین جلو گروه یکم گردان 12 پایگاه یکم شکاری تهران&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;2.معاونت عملیات پایگاه هشتم شکاری اصفهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;3.معاونت عملیات پایگاه هفتم شکاری شیراز&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;4.جانشین فرمانده&amp;nbsp; پایگاه هشتم شکاری اصفهان&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;5.طراح جنگی دفتر مخصوص نیروی هوایی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;6.مسئول پست فرماندهی معاونت عملیات نیروی هوایی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;تاریخ شهادت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; 20 مرداد 1363&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;محل شهادت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; خلیج فارس&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Ale-Agha/005-Aleagha.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ &amp;laquo;آل&amp;zwnj;آقا&amp;raquo; که از خانواده&amp;zwnj;های سرشناس شهر کرمانشاه می&amp;zwnj;باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصیل خود در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر کرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقی که به پرواز داشت از این کار منصرف شد اما علاقه وافر وی به ارتش که همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد که نهایتا به جمع نیروهای مسلح بپیوندد. به دنبال آن وی پس از شرکت در آزمون ورودی، موفق به راهیابی به دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شده و با توجه به عطش درونی&amp;zwnj;اش در میل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضایت مادر گام بر می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس از فارغ&amp;zwnj;التحصیلی از دانشگاه افسری اصرار وی کارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضی می&amp;zwnj;شود. هاشم که گویی در ابتدای راه قرار دارد با نیروی مضاعفی بلافاصله اقدام کرده و با شرکت در آزمون دانشکده خلبانی از این امتحان نیز سربلند بیرون آمده و با رسیدن به آرزوی دیرینه خود به جرگه دانشجویان خلبانی نیروی هوایی ارتش می&amp;zwnj;پیوندد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با اتمام کلاسهای زمینی و آموزش مقدماتی پرواز، طبق روال آن روز نیروی هوایی برای تکمیل دانش پرواز خود راهی ایالات متحده می&amp;zwnj;شود. با اتمام دوره، مفتخر به دریافت وینگ خلبانی شده و راه بازگشت به وطن را در پیش می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Ale-Agha/002-Aleagha-2sd_From_Left.jpg" alt="هاشم آل آقا، نفر دوم از سمت چپ" width="450" height="337" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سروان خلبان هاشم آل&amp;zwnj;آقا مقارن با سال 1350 به کشور بازگشته و با امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به عنوان کمک خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل می&amp;zwnj;شود. در ادامه در سال 1351 برابر امریه دیگری برای ادامه انجام وظیفه به پایگاه یکم شکاری تهران فرستاده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هاشم در همین سال با دختری در همان محله سکونت پدر و مادرش در شهر کرمانشاه آشنا شده و این آشنایی به ازدواج این دو ختم می&amp;zwnj;شود. شهید محمدهاشم آل&amp;zwnj;آقا فردی آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصی داشت و همسرش عامل اخیر را مهمترین علت ازدواجش با وی می&amp;zwnj;داند.&lt;br /&gt;آنها زندگی مشترکشان را در تهران آغاز کرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفری طولانی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سروان خلبان آل&amp;zwnj;آقا براساس صلاحدید فرماندهان وقت به همراه تنی چند از خلبانان فانتوم، با خانواده&amp;zwnj;هایشان برای آموزش هدایت پرنده پیچیده، انقلابی و جدید نیروی هوایی ارتش، گرومن F-14 تامکت عازم پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در ایالت ویرجینیا می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برای خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل&amp;zwnj;آقا پرواز با گربه گرومن و کاربری تسلیحاتش کار آنچنان سختی نبود. زیرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی و ساخته شده و بدیهی است که از یک استاندارد یکسان برای طراحی و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشک هوا به هوای مورد استفاده تامکت&amp;zwnj;های ایران، فانتوم قابلیت شلیک دو موشک آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سایدوایندر) را دارد. با توجه به اینکه آل&amp;zwnj;آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگی استفاده از این دو موشک تجربه کافی و وافی داشتند، فقط می&amp;zwnj;بایست اسلحه اصلی تامکت، موشک اسطوره&amp;zwnj;ای هیوز AIM-54 فینیکس و رادار آن هیوز AWG-9 را به&amp;zwnj;طور کامل بشناسند. اگر عوامل مذکور را به اضافه هوش و جسارت ایرانی کنیم می&amp;zwnj;شود حدس زد که تمام نفرات اعزامی به راحتی بتوانند دوره خلبانی F-14 را با موفقیت و سربلندی طی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس از پایان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جدید جنگنده جدید در آبان 57 به سرزمین اجدادی خود باز می&amp;zwnj;گردند. با توجه به اینکه کانون فعالیت F-14 در ایران پایگاه هشتم شکاری می&amp;zwnj;باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مکان می&amp;zwnj;کند. سکونت آنها در اصفهان مصادف می&amp;zwnj;شود با اوج&amp;zwnj;گیری تظاهرات مردمی علیه حکومت پهلوی که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در کشورمان سنگ محک بسیار جالبی برای تعیین عیار عرق ملی و حس وطن&amp;zwnj;پرستی کارکنان نیروهای مسلح بود و چه زیبا که آل&amp;zwnj;آقا و همرزمان میهن&amp;zwnj;پرستش در این آزمون کوچکترین ناخالصی از خود نشان ندادند.&lt;br /&gt;سروان خلبان محمدهاشم آل&amp;zwnj;آقا که در زمان پیروزی انقلاب از افسران ارشد نیرو محسوب می&amp;zwnj;شد و مدتها بود که به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پیروزی انقلاب امر آموزش را با جدیت بیشتری پیگیر شد. آری او نیز می&amp;zwnj;دانست آموزش صحیح و کامل مهمترین رمز پیروزی بر دشمنان ملت است.&lt;br /&gt;با شروع جنگ تحمیلی فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عین حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اینکه به علت رشادت، جدیت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهی وقت نیرو به سمت جانشین فرماندهی عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می&amp;zwnj;شود. &lt;br /&gt;رسیدن به پست معاونت عملیات نیرو بهانه خوبی بود تا هاشم در کنار سرهنگ خلبان &amp;laquo;عباس بابایی&amp;raquo; خود را هرچه بیشتر درگیر جنگ کرده و تواناییهای خود را در این عرصه، عرضه دارد. بابایی و آل&amp;zwnj;آقا همواره پیش از انجام هر عملیاتی ابتدا خود مبادرت به شناسایی و ارزیابی هدف از لحاظ موضع پدافندی، سمت حمله و غیره کرده تا عملیات اصلی با خطر کمتر و دید بازتری صورت گیرد. نکته جالب توجه در این مطلب این است که آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به این مساله که در کجا می&amp;zwnj;توانند منشا اثر باشند توجه داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;خاطره&amp;zwnj;ای از سرهنگ خلبان &amp;laquo;مسعود اقدام&amp;raquo; در مورد نقش شهید آل آقا در نجات فانتوم شهید یاسینی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سرهنگ مسعود اقدام در اوایل جنگ در پروازی به همراه شهید بزرگوار &amp;laquo;علیرضا یاسینی&amp;raquo; به قصد انهدام سه سایت موشکی زمین به دریا که از پشت پایگاه هوایی شعیبیه کشتیهای کشورمان را مورد اصابت قرار می&amp;zwnj;داد در یک جنگنده F-4 عازم ماموریت می&amp;zwnj;شود. طبق برنامه برای درامان ماندن از ردیابی توسط رادارهای دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مایلی &amp;laquo;خورموسی&amp;raquo; و پرواز بر فراز باتلاقهای &amp;laquo;فاو&amp;raquo; و &amp;laquo;ام&amp;zwnj;القصر&amp;raquo; خود را در موقعیت مناسب به روی هدف برسانند. با عبور از مرز، اقدام به عنوان خلبان کابین عقب تمام حواس خود را معطوف بررسی سامانه&amp;zwnj;های مختلف هواپیما و تهدیدات موشکی دشمن می&amp;zwnj;کند تا در صورت شلیک موشک دشمن بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف کنند.&lt;br /&gt;خطری احساس نمی&amp;zwnj;شد و جنگنده با سرعت بسیار بالا در ارتفاع پایین بر فراز نیزارها به حرکت خود ادامه می&amp;zwnj;داد که ناگهان زمین و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تیره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانیه بعد به هوش آمده و مشاهده می&amp;zwnj;کند که جنگنده در یک صعود 50 درجه&amp;zwnj;ای در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامین هواپیما را در اختیار گرفته و از طریق رادیوی هواپیما سعی در برقراری ارتباط با یاسینی می&amp;zwnj;کند. خلبان کابین جلو هیچ عکس&amp;zwnj;العملی از خود نشان نمی&amp;zwnj;داد. اقدام در همین زمان به بررسی شرایط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقی افتاده است. تکه&amp;zwnj;های گوشت و پر اطراف کابین نشان از برخورد دسته&amp;zwnj;ای از پرندگان دریایی (که در آن سرعت، حکم یک گلوله ضدهوایی را دارد) به جنگنده داشت.&lt;br /&gt;هواپیما در کنترل بود اما تمام سامانه&amp;zwnj;های ناوبری از کار افتاده بود. تعیین مسیر درست بازگشت تنها با کمک رادار کنترل زمین میسر بود که تماسهای متعدد اقدام با رادار هیچ نتیجه&amp;zwnj;ای دربر نداشت. اقدام برای چندمین بار در رادیوی هواپیما گفت:&lt;br /&gt;ـ از ابابیل به رادار. اگر صدای مرا می&amp;zwnj;شنوی جواب بده.&lt;br /&gt;ناگهان صدای مبهمی به گوش رسید. بلافاصله تکرار کرد:&lt;br /&gt;ـ از ابابیل به رادار.&lt;br /&gt;ناگهان صدای روشن و واضحی در رادیو طنین&amp;zwnj;انداز می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;ـ ابابیل، من عقابم، به گوشم.&lt;br /&gt;این پیام که در واقع نوید زندگی برای فانتوم و خلبانانش محسوب می&amp;zwnj;شد، صدای خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهید والامقام سروان خلبان &amp;laquo;هاشم آل&amp;zwnj;آقا&amp;raquo; بود. آل&amp;zwnj;آقا در ادامه می&amp;zwnj;گوید:&lt;br /&gt;ـ مشکلی برایتان پیش آمده؟&lt;br /&gt;ـ هواپیمایمان صدمه دیده. نمی&amp;zwnj;دانم خلبان کابین جلو بیهوش شده یا به شهادت رسیده.&lt;br /&gt;ـ خونسردی خودت را حفظ کن. سعی کن کنترل هواپیما را به دست بگیری. دارم به سمت شما حرکت می&amp;zwnj;کنم.&lt;br /&gt;وقتی که آل&amp;zwnj;آقا به بالای سر فانتوم زخمی رسید گفت:&lt;br /&gt;ـ ابابیل. همین&amp;zwnj;طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگیره صندلی&amp;zwnj;پران استفاده نکنی. چون چتر صندلی باز شده و بالای هواپیما رهاست. هواپیمایتان شبیه &amp;laquo;آواکس&amp;raquo; شده است.&lt;br /&gt;ـ متشکرم. سعی می&amp;zwnj;کنم هواپیما را هدایت کنم. ولی نمی&amp;zwnj;دانم چه بلایی سر یاسینی آمده است.&lt;br /&gt;ـ خونسردی خودت را حفظ کن و همین&amp;zwnj;طور به پرواز ادامه بده. من پشت سرت در حرکت هستم، نگران نباش.&lt;br /&gt;موتورها با آن که با قدرت صد در صد در حال پیشراندن جنگنده بودند با این حال فانتوم صدمه دیده سرعتی حدود 180 نات داشت که برای جنگنده سرعت کمی است. پس از مدتی یاسینی نیز به هوش آمده و با اعلام این که می&amp;zwnj;تواند جنگنده را هدایت کند، فرمان را در دست می&amp;zwnj;گیرد. نهایتا هواپیما به سلامت در پایگاه فرود آمده و بدین وسیله هاشم آل&amp;zwnj;آقا جنگنده باارزش F-4&amp;nbsp; و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز می&amp;zwnj;گرداند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;خاطره ای از سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا در مورد مهارت شهید آل آقا در خلبانی تامکت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ من به همراه ستوان بهروز پاشاپور به عنوان کابین عقب در یک پرواز دو فروندی از پایگاه شکاری اصفهان به پرواز در آمدیم.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;در این پرواز من شماره ۲ پرواز و سرتیپ خلبان شهید هاشم آل آقا شماره یک پرواز بودند. ما ماموریت داشتیم در غرب اهواز، جنوب حمیدیه و هورالهویزه پوشش سنگین هوایی ایجاد کنیم تا حمله گسترده زمینی در این منطقه انجام شود و هواپیماهای عراقی نتوانند نیروهای ما را بمباران کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Ale-Agha/003-Aleagha.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ناگهان متوجه اشکالی در هواپیما شدم. در حال بررسی بودم که متوجه شدم هند گریپ (قسمت پلاستیکی دسته استیک که تمام فرامین بر روی آن قرار دارد) لق است. این قسمت حدود ۱۵ سانتی متر است که به قسمت فلزی استیک که حدود ۳۵ سانتی متر طول دارد وصل است. &lt;br /&gt;در حال تکان دادن آن بودم که ناگهان هند گریپ جدا شد و از جای خودش خارج گردید. کنترل هواپیما به طور کلی از دست رفته بود . هیچ کنترلی روی جنگنده نداشتم. تصمیم گرفتم تا تمام حواسم را به حرکات هواپیمای شماره یک جلب نمایم . شهید آل آقا با فاصله ای حدود ۱۰ متر بالای سر من پرواز می کرد، طوری که من فقط می توانستم قسمت انتهایی هواپیمای ایشان را ببینم. باید هر چه زودتر فرود می آمدم. نزدیکترین فرودگاه اهواز بود که امنیت لازم را دارا نبود. برای رفتن به اصفهان نیز باید از کوههای اطراف آن می گذشتیم که این کوهها بیشتر از ۱۲۰۰۰ پا ارتفاع داشت که با شرایطی که من داشتم این امکان نیز وجود نداشت. با همفکری که با شهید آل آقا داشتیم تصمیم گرفتیم به دزفول برویم و در آنجا فرود اضطراری داشته باشیم. &lt;br /&gt;شهید آل آقا گفت به دزفول که رسیدیم من حالت فرود می گیرم و شروع به نشستن مجازی می کنم در این حالت من می توانستم با نگاه کردن به ایشان و تقلید حرکات بر روی باند به زمین بنشینم. به قدری به شهید آل آقا اعتماد داشتم که مطمئن بودم می توانم از پس این فرود خطرناک برآیم، چون او یکی از برجسته ترین خلبانان اف ۱۴ نیروی هوایی بود. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که زمان باز کردن چرخها رسید . شهید آل آقا با مهارت مثال زدنی که در هدایت هواپیما داشتند شرایط فرود را برای من مهیا می کردند. به این شکل که باید ایشان باند پرواز را ده متر بالاتر برای خودش تصور می کرد و روی آن باند خیالی اقدام به نشستن می کرد تا من به تبع ایشان بتوانم روی باند فرود بیایم. انصافا ًاو به قدری این کار را دقیق انجام می داد که گویی خود در حال نشستن بود. سرانجام امیر جاویدنیا موفق شد با همکاری شهید آل آقا هواپیما را به سلامت بر زمین بنشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;نحوه شهادت شهید آل آقا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;هاشم آل&amp;zwnj;آقا در درجه اول همانطور که ذکر شد از فرماندهان ارشد نیرو بود و در درجه دوم مشغله&amp;zwnj;های فراوانی به عنوان طراح عملیات داشت و این دو مورد کافی بود تا نتواند پروازهای عملیاتی انجام دهد، با این حال فعالانه در پروازهای گشتی و اسکورت نفتکش&amp;zwnj;ها و کشتیهای تجاری شرکت می&amp;zwnj;کرد و این&amp;zwnj;چنین بود تا به خواست خدا خلیج نیلگون و همیشه فارس ایران، مشهد شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل&amp;zwnj;آقا باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Ale-Agha/004-Aleagha.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تقویمها روز 20 مرداد 1363 را نشان می&amp;zwnj;داد و آسمان آبی خلیج فارس یکی از گرمترین روزهای خود را سپری می&amp;zwnj;کرد. هاشم آل&amp;zwnj;آقا و کمک خلبانش در یک تامکت طی ماموریتی مشغول اسکورت نفتکش&amp;zwnj;ها و کشتیهای تجاری کشورمان بود. در همین اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده میراژ F1 عراقی قرار می&amp;zwnj;گیرد. درگیری آغاز و پس از مدتی جنگ و گریز تامکت&amp;zwnj; آل&amp;zwnj;آقا مورد اصابت موشک شلیک شده از طرف جنگنده عراقی قرار گرفته و به درون آب سقوط می&amp;zwnj;کند. شاهدان عینی حادثه که دورادور ناظر درگیری آنها بودند خطر شلیک شدن موشک سوپر 530F-1 به سمت تامکت را به آل&amp;zwnj;آقا گوشزد می&amp;zwnj;کنند اما آل&amp;zwnj;آقا در جواب آنها می&amp;zwnj;گوید هیچ نشانه&amp;zwnj;ای دال بر حمله موشک به سمتشان در سامانه&amp;zwnj;های هشداردهنده مشاهده نمی&amp;zwnj;کند. این مطلب گویای آن است که عراقی&amp;zwnj;ها با استفاده از اطلاعات فنی که امریکایی&amp;zwnj;ها در اختیار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 کاملا موفق عمل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;همسر هاشم که از چند روز پیش برای دیدن اقوام به کرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران که مصادف می&amp;zwnj;شود با روز شهادت هاشم با شکسته شدن دیوار صوتی شهر کرمانشاه توسط جنگنده&amp;zwnj;های عراقی مواجه می&amp;zwnj;شود. با مشاهده این اتفاق گویی به وی الهام می&amp;zwnj;شود که برای هاشم اتفاقی افتاده اما با ذکر و یاد خدا آرامش یافته و به خود تلقین می&amp;zwnj;کند که انشاءا... اتفاقی نیفتاده. پس از رسیدن به تهران هرچه منتظر می&amp;zwnj;ماند از تلفن هاشم خبری نمی&amp;zwnj;شود. صبرش لبریز شده و با پایگاه هشتم تماس می&amp;zwnj;گیرد. دیسپچ پایگاه با توجه به اینکه تامکت آل&amp;zwnj;آقا بازنگشته و هیچ خبر دقیقی دال بر شهادت یا زنده بودنش در دست نیست با جوابهای سربالا به همسر وی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;همین الان دوباره برای ماموریتی دیگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت می&amp;zwnj;گوییم با شما تماس بگیرد.&amp;raquo; با شنیدن این جوابها و طولانی شدن انتظار، همسر شهید از وقوع سانحه برای هاشم یقین حاصل می&amp;zwnj;کند. با سقوط تامکت آل&amp;zwnj;آقا با توجه به اینکه از اسارت به دست عراقی&amp;zwnj;ها و یا شهادتش اطلاعی در دست نبود به اضافه اینکه وی به عنوان جانشین عملیات نیرو در جریان تمام عملیاتهای آتی و استراتژی جاری نیروی هوایی بود به همین علت بلافاصله تمامی طرحهای نیرو دستخوش تغییراتی اساسی شد. این قضیه گذشت و نیروی هوایی با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وی افزود. &lt;br /&gt;همسر هاشم که همچنان منتظر بازگشت وی به خانه بود چندین سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در یکی از شبهای قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها می&amp;zwnj;خواهد وجود یا عدم وجود هاشم را برای وی معلوم کنند. توسل وی جواب داده و همان شب خواب شهید بزرگوار را می&amp;zwnj;بیند. هاشم که در سبزه&amp;zwnj;زارمانندی با لباس خلبانی به دیدن همسرش آمده بود در جواب سوال وی که پرسید: &amp;laquo;هاشم، می&amp;zwnj;خواهم بدانم که تو هستی یا نیستی؟&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من نیستم.&amp;raquo; پس از مدت کوتاهی گفتگو، شهید اظهار می&amp;zwnj;دارد &amp;laquo;من سردم است و باید بروم&amp;raquo;. همسر شهید صبح فردا خوابی که دیده بود را با یکی از علما در میان می&amp;zwnj;گذارد. در جواب می&amp;zwnj;شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهید، پیکر پاک وی در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از این واقعه از شهادت همسرش یقین حاصل می&amp;zwnj;کند و جالب آنکه مدت کوتاهی بعد از طریق نامه رسمی نیروی هوایی اعلام شهادت همسرش را دریافت می&amp;zwnj;دارد. هاشم هیچ&amp;zwnj;گاه از اسرار شغلی خود با همسرش صحبتی به میان نمی&amp;zwnj;آورد و این مورد تا بدانجا پیش رفته بود که همسر وی پس از شهادتش به پست واقعی هاشم در نیروی هوایی پی می&amp;zwnj;برد.&lt;br /&gt;ناگفته نماند شهید آل&amp;zwnj;آقا تا پیش از آرام گرفتن در قعر آبهای خلیج فارس چندین بار از جمله حدود سه ماه پیش از شهادت، در بهار سال 1363 در درگیری با جنگنده&amp;zwnj;های عراقی، هواپیمایش به شدت صدمه دیده و تا مرز شهادت پیش رفته بود.&lt;br /&gt;همسر قهرمان شهید از آن زمان که هاشم دیگر به خانه بازنگشت، نگهداری و پرورش دو یادگار شهید (بابک و بهزاد) را به تنهایی به عهده گرفت و نشان داد که از حماسه&amp;zwnj;سازان میدانهای نبرد حق علیه باطل چیزی کم ندارد. وی که برای فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشی خستگی&amp;zwnj;ناپذیر توانست آنها را به سمت مدارج بالای علمی رهنمون شود. دکتر &amp;laquo;بابک آل&amp;zwnj;آقا&amp;raquo; فرزند ارشد شهید با ارایه پایان&amp;zwnj;نامه دکترای خود با عنوان &amp;laquo;بررسی تاثیر محیط هوا ـ فضا بر فیزیولوژی بدن هوانوردان&amp;raquo; در سال 1379 توانست در سطح خاورمیانه مقام اول را کسب و به دریافت لوح تقدیر از دست رییس&amp;zwnj;جمهور وقت جناب آقای &amp;laquo;خاتمی&amp;raquo; مفتخر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;نحوه شهادت هاشم آل آقا به نقل از مقاله "گربه های ایرانی"&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;تام کوپر و فرزاد بیشاپ در &lt;strong&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persiangig.com/document/PersianTomcats.pdf" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;مقاله گربه های ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;، درگیری هوایی را که به شهادت شهید آل آقا منجر شد چنین روایت کرده اند:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;"در تاریخ ۹ اوت ۱۹۸۴ قرار بر این بود که یک کاروان از کشتیهای حامل سلاح و مهمات مورد نیاز ایران از مبدأ سوریه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمینی حمل گردد . عراقیها که قصد حمله به این کاروان را داشتند تصمیم به استفاده از هواپیماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اینکار خود منصرف شدند، زیرا با وجود تامکتهای ایرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خلیج فارس این طرح غیر ممکن بود .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ایرانی در نزدیکی جزیره خارک به پرواز در آمدند . این دو هواپیما با پرواز در ارتفاع خیلی پائین به یکدسته اف ـ ۱۴ ایرانی نزدیک شدند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;در این زمان مرکز کنترل زمینی عراق دستور افزایش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد .خلبانان میگها که فاصله ای ۱۵۰ کیلومتری با مرکز داشتند فرمان را دیر دریافت کردند . در این اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ایرانی دید و هواپیمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت یک فروند اف ـ ۱۴ ایرانی پرواز می کرد . فاصله کم میگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ایرانی ، امکان شلیک موشک هوا به هوا را غیرممکن میساخت و او به مسافت بیشتری نیاز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد این بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزایش دهد . همزمان هواپیمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقیب تامکت دیگر بپردازد . در همین موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شلیک موشکهای خود را دریافت کرده و در نتیجه یک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ایرانی پرتاب کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اینروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگیری آنروز را چنین ترسیم میکند: هاشم از هواپیمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغییر موقعیت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپیمایی در پشت ما نیست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام دادیم . پس از این گردش هاشم احساس عجیبی داشت و مجددأ از هواپیمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعیت پشت سر ما اطمینان حاصل کند . در این لحظه تنها چیزی که هواپیمای همراه ما دید ، دود حاصل از موشک شلیک شده عراقی بطرف ما بود . این موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتیجه این برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بیهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقیق پروازی هنوز کار میکرد اما هواپیما در آتش میسوخت و با سرعت به سمت آب پیش میرفت . من با استفاده از چتر نجات به بیرون پریدم و لحظاتی بعد خود را در آب یافتم . هوا مه آلود بود و چند دقیقه ای طول کشید تامن قایق نجات خود را باز کردم . در این موقع چندین بار صدای هاشم را شنیدم و من هم در جواب او فریاد کشیدم اما هیچگاه موفق به دیدار مجدد او نشدم."&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;همرزمان آل آقا از طریق بی&amp;zwnj;سیم و رادار عملیات آنها&lt;/span&gt; را پیگیری می&amp;zwnj;کردند. به یک باره نفسها در سینه حبس شد. آنها دیگر هواپیمای هاشم را در صفحه رادار نمی&amp;zwnj;دیدند. هواپیما در منطقه&amp;zwnj;ای در شمال خلیج فارس که حالت باتلاقی داشت سقوط کرد.&lt;br /&gt;ساعتها و روزها تلاش گروه تجسس هوایی بی&amp;zwnj;فایده بود. دیگر نه از هاشم خبری شد نه از لاشه هواپیما. سرتیپ آل آقا مزد زحمات شبانه&amp;zwnj;روزی خود را گرفت. حیف بود که او به مرگ طبیعی از دنیا برود. خداوند او را انتخاب نمود و او به جرگه شهدای گمنام و جاویدالاثر دفاع مقدس پیوست.&lt;br /&gt;با شهادت هاشم آل آقا که تعدادی از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران را آموزش داده بود، ایران یکی از بهترین خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد. او شخصی بود که طنین صدای او جزو خوشایندترین صداها در گوش خلبانان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ بود که بر فراز عراق پرواز می کردند. تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنیت میکردند .&lt;br /&gt;شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل&amp;zwnj;آقا که از باتجربه&amp;zwnj;ترین و ارزشمندترین خلبانان تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران محسوب می&amp;zwnj;شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده&amp;zwnj;اش، درون کابین ماند تا پیکر پاکش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج کند. ... و برای خلیج همیشه فارس چه افتخاری از این بالاتر که چنین مروارید نابی را در دل خود جای داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;______________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f8063b;"&gt;&lt;strong&gt;گردآوری و تنظیم: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;newcoy.persianblog.ir (کاوه)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;br /&gt;ganjejang.com&lt;br /&gt;oldpilot.blogfa.com&lt;br /&gt;سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی&lt;br /&gt;iranian-airforce.blogfa.com&lt;br /&gt;iranianairforce.mihanblog.com&lt;br /&gt;asremrooz.ir&lt;br /&gt;پایگاه اینترنتی روزنامه همدان پیام&lt;br /&gt;parvazidigar.persianblog.ir&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/469</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9264816/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9264816</guid>
      <pubDate>Fri, 13 Apr 2012 11:40:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آشنایی با بمب افکن B-1 Lancer</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/001-B-1B%20over%20the%20pacific%20ocean.jpg" alt="بمب افکن بی-1 بر فراز اقیانوس آرام" /&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Rockwell_B-1_Lancer" target="_blank"&gt;بمب افکن B-1&lt;/a&gt; بمب افکنی است چندمنظوره با برد بلند و توانایی پرواز برای انجام&amp;nbsp; عملیاتهای بین قاره ای بدون انجام سوختگیری هوایی که برای درگیری با دشمنان&amp;nbsp; دارای توانمندی بالای دفاع هوایی ساخته شده است. این هواپیما که در ابتدا به عنوان&amp;nbsp; یک بمب افکن استراتژیک هسته ای در مقابل بمب افکنهای سری TUروسیه ساخته&amp;nbsp; شده بود، می تواند انواع سلاحهای متعارف&amp;nbsp; و غیر متعارف را به صحنه نبرد حمل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این پرنده در 2 مدل B-1A و B-1B طراحی و تولید شد که ابتدا مدل B-1A ساخته و مورد استفاده نیروی هوایی قرار گرفت. بمب افکن بی-۱ ای برای اولین بار در تاریخ ۲۳ دسامبر سال ۱۹۷۴ و نمونه اولیه مدل بی-۱بی در تاریخ ۱۸ اکتبر سال ۱۹۸۴ پرواز کرد. هواپیمای بی 1 بی، از خانواده بمب افکنهای سنگین وزن است که به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بی 52 تولید شد. مدتها بود که تفکر بر این بود که باید در فکر جانشینی بود که بتواند به خوبی از عهده وظیفه بمب افکن قدیمی و پا به سن گذاشته بی 52 بر آید، چرا که هواپیمای بوئینگ 52، بمب افکنی بسیار قدیمی و متعلق به دهه پنجاه بود که تکافوی نیازهای نیروی هوایی را نمی کرد و همه روزه چند عدد از آنها به جمع هواپیماهای از رده خارج شده با بازنشسته پیوسته و به موزه های هوایی سپرده می شدند.&lt;br /&gt;به خصوص با اعلام طرحی جدید برای بمب افکنی مدرن به نام بلک جک توسط شوروی سابق، دیگر برای نیروی هوایی آمریکا بمب افکن های پیر بی 52 حرفی برای گفتن نداشتند. در این جا بود که با ارائه طرح هواپیمای فوق مدرن B1-A، کارخانه راک ول اینترنشنال Rockwell International وظیفه تولید آن را بر عهده گرفت، اما پس از چندی، متخصصان متوجه آسیب پذیری بسیار بالای این بمب افکن در مقابل رادار شدند و در نتیجه تصمیم بر آن گرفته شد که گونه ای جدیدتر با امکانات بیشتر و ویژگی رادار گریزی بیشتر عرضه شود که نهایتاً موجب طراحی و تولید هواپیمای B1-B شد. هواپیمای B1-B یک بمب افکن دوربرد و میان قاره ای است که قابلیت شلیک انواع موشکهای هوا به سطح ASM مانند کروز و بازه گوناگونی از بمبهای همه منظوره و یا هدایت شونده و بمب های هسته ای را دارا است. این بمب افکن بسیار پیشرفته، می تواند بدون سوخت گیری مجدد، از یک قاره به قاره ای دیگر سفر کند، ماموریت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/002-B-1A%20showing%20its%20underside%20in%201981.jpg" alt="نمای زیرین بی-1" width="448" height="297" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/003-B-1B%20releasing%20bombs%20and%20ejecting%20a%20MJU%2023%20decoy%20flare.jpg" alt="بی-1 در حال رهاسازی بمب و فلر" width="448" height="254" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یکی از ویژگیهای چشمگیر این بمب افکن، بالهای متغیر آن است که از تکنولوژی جمع شوندگی برای سرعت های بالا استفاده می کند. در این فناوری، با عقب رفتن بالها در سرعتهای بالا، فشار وارده بر آنها کم شده، در نتیجه از میزان پسای اضافی که بالها در سرعتهای بالا تولید می کنند کاسته می شود. مزیت دیگر بال متغیر این است که برای برخاست، می تواند بالهای خود را به میزان حداکثر باز کرده تا با سرعت کمتری توانایی تیک آف وجود داشته باشد. هواپیمای B1-B از چهار موتور توربوفن F-101 GE با سیستم پس سوز استفاده می کند که توانایی کشش هر یک حدود 13500 کیلوگرم است. به دلیل داشتن چنین موتورهای قدرتمندی است که این هواپیما را می توان جز هواپیماهای مافوق صوت به حساب آورد، چرا که این بمب افکن می تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دریا پرواز کند که از این لحاظ نیز برتری قابل توجهی نسبت به هواپیمای B-52 دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/004-B-1B%20cockpit.JPG" alt="نمایی از کاکپیت بی-1" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/005-Pensacola%20Beach%20air%20show%2C%202003.jpg" alt="بی-1 در حال شکستن دیوار صوتی" width="448" height="283" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این هواپیما طولی قریب به 44 متر داشته و عرض آن با بالهای کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهای بسته به حدود 23 متر می رسد. حداکثر وزن برخاست این هواپیما بالغ بر 200 تن است که رقم بسیار قابل ملاحظه ای است. اولین مدل این هواپیما در سال 1985 تحویل شد و بعد از آن از سال 1986 به خدمت نیروی هوایی آمریکا در آمد و تا به امروز در خدمت است، هر چند که به تدریج ظهور بمب افکنهایی چون B-2 عرصه را بر آن تنگ کرده اند. این هواپیما برای پرواز به چهار خدمه (خلبان اصلی، افسر تهاجم، افسر دفاع نظامی، فرمانده هواپیما) نیاز دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سقف پروازی این هواپیما (حداکثر ارتفاعی که هواپیما قابلیت انجام وظیفه پرواز را دارد) حدود 9100 متر یا 30,000 فوت است. قیمت این هواپیما حدود 200 میلیون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوری است و هزینه نگهداری آن دستکمی از قیمت آن ندارد. البته برنامه هایی برای بهینه سازی و بهبود بخشی امکانات و تواناییهای این بمب افکن قدرتمند در دست انجام بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بمب افکن&amp;nbsp; B-1B&amp;nbsp; تا کنون&amp;nbsp; رکوردهای متعددی در سرعت و برد و میزان بار قابل حمل&amp;nbsp; را به نام خود ثبت کرده است . درسال&amp;nbsp; 1994 این&amp;nbsp; بمب&amp;nbsp; افکن از&amp;nbsp; سوی&amp;nbsp; انجمن هوانوردی&amp;nbsp; بین اللمللی به عنوان یکی از 10 هواپیمای به یادماندنی دنیا معرفی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;B-1B از سال 1985 تا 1990 به عنوان یک بمب افکن هسته&amp;zwnj;ای مطرح بود. اما پس از پایان جنگ سرد، این هواپیمای بمب افکن جهت کاربرد سلاحهای معمولی مورد استفاده قرار گرفت. 32 فروند از این بمب افکن با شروع سال 2001 باز نشست شدند. 68 فروند دیگر از 100 فروند آن همچنان مورد استفاده قرار گرفتند. بر روی این هواپیماها بروزرسانیهای متعددی توسط کمپانی بوئینگ&amp;nbsp; صورت گرفته تا حداکثر بازدهی را داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;عملیات و دستاوردها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هواپیمای B-1B در چندین نبرد مهم شرکت داشته و عملکرد فوق العاده ای از خود به نمایش گذاشته است. از جمله مهمترین آنها می توان این عملیات را نام برد:&lt;br /&gt;عملیات روباه صحرا در سال 1998 در عراق&lt;br /&gt;عملیات نیروهای ائتلاف بین المللی علیه صربستان در سال 1999 در کوزوو&lt;br /&gt;اشغال عراق در سال 2003&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/B-1/006-500px-B-1A_Orthographic.PNG" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;مشخصات هواپیمای B-1&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نوع کاربری: بمب افکن سنگین&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کارخانه سازنده:راک ول اینترنشنال&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تعداد خدمه: ۴ نفر شامل ۱نفر خلبان اصلی و ۱ افسر تهاجم و یک نفر افسر دفاع نظامی و فرمانده هواپیما&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قیمت: ۲۸۳ میلیون دلار&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نیروی محرکه: ۴ عدد موتور توربوفن مدل F-101-GE-102 جنرال الکتریک با پس سوز و ۳۰۰۰۰پوند تراست در هر کدام با پس سوز&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;طول: ۴۴٫۵ متر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دهنه بال: در حالت باز ۴۱٫۸ متر و در حالت بسته ۲۴٫۱ متر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ارتفاع: ۱۰٫۴ متر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وزن خالی:۸۶۱۸۰ کیلو گرم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حداکثر وزن برخاست:۲۱۶۶۳۰ کیلو گرم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حداکثر سرعت:۱۴۴۸ کیلومتر بر ساعت یا ۱٫۳۴ ماخ&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حداکثر ارتفاع پروازی: بیشتر از ۳۰۰۰۰ فوت&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حداکثر برد: این بمب افکن دارای قابلیت سوخت گیری هوایی است و قابلیت قاره پیمایی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;گردآوری تصاویر و ویرایش متن:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;span style="color: #ff3333;"&gt;newcoy.persianblog.ir (کاوه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="text-align: justify; color: #000080;"&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;centralclubs.com&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;arteshi.com&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;fighter.pib&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;tebyan.net&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/468</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9223158/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9223158</guid>
      <pubDate>Thu, 05 Apr 2012 20:18:27 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>میک لیک (MICLIC) چیست؟</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/MICLIC/MICLIC-001.jpg" alt="" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;تذکر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به&amp;nbsp;ذکر منبع (&lt;span style="color: #f40a4b;"&gt;&lt;span style="color: #fb033a;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/"&gt;&lt;span style="color: #fb0348;"&gt;newcoy.persianblog.ir&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;) می باشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: x-small;"&gt;____________________________________________________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;اگر خوانندگان محترم به خاطر داشته باشند قبلا مقاله ای در مورد یک ابزار مین روبی به نام &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/409" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;اژدر بنگال&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; ترجمه و در وبلاگ منتشر شده بود. این بار می خواهیم با یک ابزار مدرن و کارآمد دیگر در این زمینه آشنا شویم، سیستمی با عنوان میک لیک. با توجه به اینکه آمریکاییها در سالیان اخیر از این سیستم در عراق به نحو موثری استفاده کرده اند، کنجکاو شدم که مکانیزم کار این سیستم را بدانم. با جستجو در اینترنت مشخص شد که &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #0000ff;"&gt;در مورد میک لیک در وبسایتهای فارسی زبان اطلاعات مفیدی در دسترس نیست. همین امر انگیزه ای شد تا مقاله زیر را از سایت&amp;nbsp;janes.com انتخاب و ترجمه کنم که تقدیم شما همراهان گرامی هوانورد می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: x-small;"&gt;____________________________________________________________________________________________&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #fa043f;"&gt;میک لیک چیست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;میک لیک عنوان یک خرج انفجاری است که عمدتاً توسط نیروهای مسلح آمریکا و بعضی کشورهای دیگر مانند ژاپن و کره جنوبی جهت خنثی سازی مین و تله های انفجاری به کار می رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/MICLIC/MICLIC-002.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #fa043f;"&gt;&lt;strong&gt;پیشینه خدمتی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;M58 یک خرج خطی مین روب (Mine Clearing Line Charge) است که به اختصار MICLIC خوانده می شود. میک لیک در اوت 1985 در رده بندی تجهیزات مورد استفاده ارتش آمریکا قرار گرفت و اولین واحدها در اوایل اکتبر 1986 جهت کاربری آن تحت آموزش قرار گرفتند.این سیستم بعدها به استاندارد M58A3 ارتقا یافت و&amp;nbsp; M58A4 مدل اصلی تولید شده بود. سپاه تفنگداران دریایی آمریکا اولین یکان از نیروهای مسلح آمریکا بود که میک لیک را به کار گرفت. تا آوریل 1993 تعداد سیستمهای میک لیک در نیروهای مسلح آمریکا به 3512 رسید. طبق برنامه قرار بود تا سال 2006 میک لیک با سیستم رخنه در میدان مین موسوم به مونگوس جایگزین شود؛ اما توسعه سیستم مونگوس به تعویق افتاده است. در کره جنوبی نیز یک سیستم مین روبی تولید می شود که دقیقاً مشابه میک لیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/MICLIC/MICLIC-003.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #fa043f;"&gt;اجزای متشکله و مکانیزم کار میک لیک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;M58A4 عمدتاً جهت پاکسازی معبر برای عبور تانکها، وسایط نقلیه و افراد از میدان مین استفاده می شود. میک لیک طولی حدود 7/106 متر دارد و حاوی تقریباً 816 کیلوگرم ماده منفجره C4 است که در قطعات مختلف آن توزیع شده است. هر فوت از میک لیک حاوی 5 پاوند ماده منفجره C4 است. این قطعات حول یک هسته از طناب نایلونی و مدار چاشنی قرار گرفته اند. از یک پالت فولادی به عنوان محفظه ای جهت انبارش و جابجایی سیستم استفاده می شود. کابل نگهدارنده و فیوز الکتریکی توسط تیرکهای فولادی در جای خود محکم شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پرتاب میک لیک از یک پالت نصب شده بر روی یک تریلر مجهز به سیستم پرتاب M155 که به دنبال یک وسیله نقلیه یدک کشیده می شود، قابل انجام است. نحوه پرتاب بدین ترتیب است که مجموعه لانچر زمینی به پالت متصل می شود و یک موتور راکتی روی لانچر قرار می گیرد. بعد از فیوزگذاری، راکت از یک فاصله مطمئن تا هدف یا از یک مکان محفوظ، در جهت مورد نظر پرتاب می شود. برای فعال سازی خرج انفجاری پس از پرتاب، از یک ماسوره اسفاده می گردد. راکت در هنگام شلیک، خرج خطی را به دنبال خود از پالت به سمت منطقه هدف می کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/MICLIC/MICLIC-004.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;میزان حرکت خرج انفجاری به سمت جلو، از طریق مدت زمان احتراق موتور راکت و کابل بازدارنده ای با طول 48/62متر محدود می شود. بعد از آنکه خرج انفجاری در منطقه مورد نظر فرود آمد، یک پالس الکتریکی ارسالی از ماسوره، آن را منفجر می کند. میک لیک پس از انفجار، معبری به عرض 8 متر و طول 100 متر را پاکسازی می کند.&lt;br /&gt;میک لیک در هنگام انفجار صحنه یک آتش بازی عظیم و&amp;nbsp;خیره کننده&amp;nbsp;را برای بیننده تداعی می کند. توصیه ما به شما این است که اگر به عنوان یک شاهد غیر نظامی اتفاقاً سر از جایی درآوردید که قصد استفاده از میک یک را داشتند در فاصله ای دور و مطمئن پناه بگیرید و دورادور به این صحنه شگفت انگیز بنگرید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/MICLIC/MICLIC-005.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #fa043f;"&gt;&lt;strong&gt;ببینید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &amp;gt;&amp;gt;&amp;gt;&amp;gt;&amp;gt; &lt;span style="color: #800080;"&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=LU33PrFJI4Q" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;ویدیویی از نحوه کار میک لیک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;__________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;منابع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;newcoy.persianblog.ir (ترجمه شده توسط کاوه)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://articles.janes.com/articles/Janes-Mines-and-Mine-Clearance/Mine-Clearing-Line-Charge-MICLIC-Korea-South.html" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;janes.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://www.fas.org/man/dod-101/sys/land/m58-miclic.htm" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;fas.org&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/M58_MICLIC" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;en.wikipedia.org&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/464</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9180148/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9180148</guid>
      <pubDate>Wed, 28 Mar 2012 07:25:32 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بهار عمر تو خرم چو باد فروردین</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img src="http://newcoy.persiangig.com/image/Other/HappyNewYear.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #f60846;"&gt;&lt;strong&gt;دوستان گرامی و همراهان همیشگی "هوانورد"&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سالی دیگر بر ما گذشت و بهاری نو فراروی است. سال 1390 را با&amp;nbsp;همه شیرینیها و تلخکامیها پشت سر&amp;nbsp;نهادیم&amp;nbsp;و چشم انتظار سالی پربارتریم. در سالی که در واپسین روز آن به سر می بریم، همراهیهای شما بزرگواران و نظرات ارزنده تان دلگرمی بخش و راهنمای من در پیمودن این مسیر بود و جا دارد که سپاس بی دریغ خود را پیشکش تک تک شما خوبان کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بد ندیدم که مروری داشته باشم بر کارنامه وبلاگ در سال 1390. سالی که با مطلبی با عنوان &lt;span style="color: #b700fe;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/414/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #b700fe;"&gt;"عملیات غافلگیرانه در آستانه نوروز"&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; به پیشوازش رفتیم. اولین پست وبلاگ در چهاردهمین روز از نخستین ماه سال 90 با عنوان &lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/415/"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;"سوپر فرلون، زنبور سرخ فرانسوی"&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; منتشر شد&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span style="color: #fc1602;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/462/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #fc1602;"&gt;"نوید، سومین ماهواره ایرانی در راه فضا"&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; عنوان&amp;nbsp;آخرین پست وبلاگ&amp;nbsp;در 27 اسفندماه بود. در سال 90، فرصت برگردان مقالات لاتین (از قبیل مقاله &lt;span style="color: #333399;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/418" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #333399;"&gt;اسکورپین، عقرب چالاک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; که آن را شخصاً به فارسی ترجمه کردم) کمتر دست داد، اما مطالب مفیدی گردآوری و تالیف و تقدیم شما عزیزان شد. در این بازه زمانی 48 پست داشتیم، یعنی به طور میانگین تقریبا هر هفته، یک مطلب جدید. این حجم از فعالیت شاید برای وبلاگ یا وبسایتی با چندین ادمین مختلف چندان زیاد نباشد، ولی برای من که به تنهایی &lt;span style="color: #000000;"&gt;فراهم آورنده مطالب وبلاگ "هوانورد" هستم، خشنود کننده است، چرا که&amp;nbsp;معتقدم که&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;"رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود--- رهرو آن است که آهسته&amp;nbsp;و پیوسته رود".&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;کارنامه "هوانورد" در طی شش سال فعالیت تخصصی گویای همین حرکت آهسته و پیوسته است. بسا پایگاههای اینترنتی که مصداق این شعر حضرت حافظ بودند که&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&amp;nbsp;"راستی خاتم فیروزه بواسحاقی--- خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود".&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در طی این سالها انگیزه من برای ادامه کار این وبلاگ صرفا یک دلبستگی شخصی بود و بعدها همراهیهای شما عزیزان نیز این انگیزه را مضاعف ساخت. خوشحالم که به این بهانه،&amp;nbsp;فرصتی دست داد که ضمن ارائه اطلاعاتی در باب علوم و فنون هوانوردی و نظامی به مخاطبان وبلاگ، بازتاب دهنده گوشه ای از رشادتهای قهرمانان جنگ و خلبانان شهید نیروی هوایی باشم. در این بین بارها اذعان داشته ام که من را یارای هماوردی پیشکسوتان و بزرگان عرصه وب نویسی نظامی و هوانوردی نیست و در این وادی خود را نوآموزی بیش نمی دانم. به قول ابوالفضل بیهقی، به دست من امروز جز این قلم نیست، باری خدمتی می کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این که بگذریم، از میان پستهای سال 1390، مقالات زیر از جمله پستهایی است که خودم&amp;nbsp;بالشخصه آنها را بیشتر می پسندم:&lt;/p&gt;
&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/432/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;خلبان هانا رایتش، بانوی شیردل&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/437/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیر صحرا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/442/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;پرواز بر فراز آشیانه کرکس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #993366;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/460/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #993366;"&gt;پرواز تا بلندای سپهر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff00ff;"&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/450/" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #ff00ff;"&gt;گرجستان، پنجه در پنجه خرس بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #518301;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://newcoy.persianblog.ir/post/418" target="_blank"&gt;&lt;span style="color: #518301;"&gt;اسکورپیون، عقرب چالاک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همراهان گرانقدر! پیشاپیش سال نو را به همگی شما تبریک می گویم و آرزویم در سال جدید برایتان بهترینهاست. امید که در سال 1391 نیز همچون گذشته با نظرات و&amp;nbsp;پیشنهادهای ارزنده&amp;nbsp;و انتقادهای سازنده تان همراه و راهنمای من باشید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تندرستی&amp;nbsp;و سرفرازی شما را آرزومندم.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/463</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9143102/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9143102</guid>
      <pubDate>Mon, 19 Mar 2012 09:30:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>نوید، سومین ماهواره ایرانی در راه فضا</title>
      <description>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;strong&gt;__________________________________________________________&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;هنگامی که کامپیوتر مرکزی موشک احساس کرد به سرعت لازم دست یافته است، فرمان داد تا موتورها خاموش و ماهواره از بدنه جدا شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;در آن روزگار سخت وقتی کشورمان با ترفندهایی توانست چند تایی موشک اسکاد را به چنگ آورد، به&amp;zwnj;رغم نیاز شدید، تصمیم گرفته شد یکی از آنها در باغ&amp;zwnj;های شیان از هم باز شده و با مهندسی معکوس، نمونه&amp;zwnj;ای از روی آن ساخته شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;تمام بخش&amp;zwnj; حساس و خطرناک پرتاب یک محموله به مداری با شیب ۵۵ درجه از داخل خاک ایران یا دریای عمان می&amp;zwnj;گذرد. در ضمن این مسیر از کم&amp;zwnj;جمعیت&amp;zwnj;ترین نواحی مسکونی کشورمان رد می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;__________________________________________________________&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دشت سمنان یک بار دیگر از غرور بر خود لرزید. غرش مهیبی پایگاه پرتاب فضایی سمنان را از خواب نیمه شبی سرد بیدار کرد تا نوید ایرانی راهی آخرین منزلگاه خود در مدار زمین شود. این سومین ماهواره ایرانی بود که تجربه سفر به فضا را سوار بر موشک&amp;zwnj;های فضایی سفیر تجربه می&amp;zwnj;کرد. پرتاب در نخستین ساعات 14 بهمن ماه 1390مصادف با روز فناوری فضایی صورت گرفت. موتور قدرتمند مرحله اول موشک سفیر غرید و آرام&amp;zwnj;آرام راه آسمان را در پیش گرفت. &lt;br /&gt;&lt;img style="float: left;" src="http://newcoy.persiangig.com/image/Other/Navid.jpg" alt="" width="290" height="438" /&gt;بیش از 25 تن نیروی پیشران، موشک ماهواره&amp;zwnj;بر و محموله ارزشمند آن را به آسمان می&amp;zwnj;برد و همچنان که دور می&amp;zwnj;شد آتش خروجی از دهانه موتور مرحله اولش اندک اندک به کهربایی زیبا در دل آسمان کویر تبدیل &amp;zwnj;شد. چند ثانیه&amp;zwnj;ای که از پرواز عمودی این موشک گذشته بود، کامپیوترهای مرکزی موشک با اصلاح مسیر این غول 23 متری، جهت حرکت موشک را کج کردند تا محموله ارزشمند آن سرعت افقی لازم برای تزریق در مدار را به دست آورد. کمی &amp;zwnj;بیش از 2 دقیقه بعد، موتور قدرتمند مرحله اول موشک سفیر تمام سوخت و اکسید خود را بلعیده بود و حالا نوبت موتورهای مرحله دوم بود تا باقیمانده ماموریت را به سرانجام برسانند. ناگهان صدای انفجار ضعیفی در بدنه فلزی سفیر نوید پیچید و سپس 2 مرحله از هم جدا شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;روی بدنه مرحله اول موتورهای کوچکی در جهت خلاف حرکت روشن شدند تا با کم کردن سرعت مرحله اول موشک که حالا ماموریتش تمام شده بود، از تصادم این بخش با باقیمانده موشک جلوگیری کنند. لحظاتی به کوتاهی یک چشم بر هم زدن از این جدایش و ترمز مرحله اول نگذشته بود که دوباره غرش ممتد موتورهای مرحله دوم، نوید ماموریتی موفق را در قلب&amp;zwnj;ها زنده کرد. در نهایت و هنگامی که کامپیوتر مرکزی موشک احساس کرد به سرعت لازم دست یافته است، فرمان داد تا موتورها خاموش و ماهواره از بدنه جدا شود. ماهواره نوید حالا برای همیشه از موشک حامل خود جدا شده و زندگی مستقل اما کوتاه خود را در مدار زمین آغاز کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #7a0af4;"&gt;&lt;strong&gt;سفیر، قوی&amp;zwnj;تر از همیشه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;موشک سفیر تاریخی به قدمت جنگ&amp;zwnj;های 8 ساله ایران و عراق دارد. در آن روزگار سخت وقتی کشورمان با ترفندهایی توانست چند تایی موشک اسکاد را به چنگ آورد، به&amp;zwnj;رغم نیاز شدید، تصمیم گرفته شد یکی از آنها در باغ&amp;zwnj;های شیان از هم باز شده و با مهندسی معکوس، نمونه&amp;zwnj;ای از روی آن ساخته شود. اینچنین بود که خانواده موشک&amp;zwnj;های شهاب پا به عرصه وجود گذاشتند. مهندسان ایرانی که حالا آزمایشگاه شهاب را در اختیار داشتند، با تلاشی شبانه&amp;zwnj;روزی تلاش کردند قابلیت&amp;zwnj;های این موشک بومی &amp;zwnj;را توسعه دهند؛ تلاش&amp;zwnj;هایی که در نهایت منجر به ساخت موشک سفیر شد. امروزه به نظر می&amp;zwnj;رسد که مرحله اول موشک سفیر یک موشک شهاب&amp;zwnj;&amp;zwnj;ـ&amp;zwnj;3 توسعه داده شده است. مرحله دوم اما گویا طرحی جدید است با 2 موتور کوچک که سوخت مایع می&amp;zwnj;سوزانند. ماهواره رصد با چنین موشکی به فضا فرستاده شد، اما نوید با موشکی قوی&amp;zwnj;تر به فضا سفر کرد. موشک ماهواره&amp;zwnj;بر سفیر نوید بنا به گفته رئیس سازمان فضایی ایران 20 درصد قوی&amp;zwnj;تر از نمونه قبلی است. از همینجاست که حدس و گمان&amp;zwnj;ها آغاز می&amp;zwnj;شود. &lt;br /&gt;برخی از کارشناسان معتقدند مهندسان مرکز تحقیقات صنایع هوافضا که یکی از صنایع وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است و مسوولیت ساخت موشک&amp;zwnj;های فضایی سفیر را به عهده دارد، توانسته&amp;zwnj;اند با سبک&amp;zwnj;سازی بدنه مراحل اول و دوم که اصطلاحا به آن کاهش جرم خشک موشک می&amp;zwnj;گویند، بر جرم محموله بیفزایند. به همین خاطر است که می&amp;zwnj;بینیم جرم ماهواره نوید تقریبا 2 برابر جرم ماهواره امید است، اما برخی دیگر بر این عقیده&amp;zwnj;اند که طراحان با افزایش کارایی موتورهای مرحله اول، نیروی پیشران این موشک چند هزار کیلوگرمی &amp;zwnj;را افزایش داده&amp;zwnj;اند. برخی هم با اندازه&amp;zwnj;گیری مقیاسی تصاویر دریافتی اعتقاد دارند که مهندسان ایرانی با افزایش طول مرحله دوم و بزرگ&amp;zwnj;تر ساختن باک&amp;zwnj;های سوخت این مرحله توانسته&amp;zwnj;اند موتورهای مرحله دوم را برای مدت بیشتری روشن نگه دارند، اما از دیگر سو شاید 4 عدد موتور سوخت جامد کوچک، شتاب اضافی به مرحله دوم این موشک وارد می&amp;zwnj;کند یا شاید به جای موتورهای ترمزی&amp;zwnj; روی بدنه مرحله اول، موتورهای شتابی روی بدنه مرحله دوم نصب شده است. در کل می&amp;zwnj;توان انتظار داشت &amp;zwnj; مجموعه&amp;zwnj;ای از این عوامل توان عملیاتی این موشک را افزایش داده باشند، اما در این مورد هنوز ابهام وجود دارد؛ ابهامی &amp;zwnj;که به نظر نمی&amp;zwnj;رسد با توجه به سرّی بودن فرآیند طراحی و ساخت موشک ماهواره بر سفیر به این زودی&amp;zwnj;ها بتوان پاسخی برای آن یافت. اما آنچه مسلم است سفیر نوید قوی&amp;zwnj;تر از اسلاف خود بوده و توانسته است ماهواره&amp;zwnj;ای سنگین&amp;zwnj;تر را در مداری بیضی شکل با کمترین ارتفاع نامی 250 کیلومتر و بیشترین ارتفاع نامی 375 کیلومتری زمین پارک کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #7a0af4;"&gt;تصاویر ایرانی از فضا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در اواخر خرداد امسال که ماهواره رصد به فضا رفت، خیلی&amp;zwnj;ها انتظار نخستین تصویر ایرانی از فضا را می&amp;zwnj;کشیدند. انتظاری که خیلی زود معلوم شد به دلیل یک اشکال فنی محقق نخواهد شد. وضعیت ماهواره رصد نسبت به زمین کج بود و مهندسان ایرانی هر چه تلاش کردند جز تصاویری از آسمان سیاه دریافت نکردند، اما حالا خیلی&amp;zwnj;ها امید دارند &amp;zwnj;ماهواره نوید که عنوان پر ابهت دومین ماهواره سنجش ازدور&amp;zwnj; ایران را یدک می&amp;zwnj;کشد نخستین تصاویر فضایی ایران را مخابره کند. اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید نخستین تصویر ایرانی از فضا چند سال پیش به زمین ارسال شده است. ماجرا برمی&amp;zwnj;گردد به پاییز سال 1387، زمانی که دانشمندان جوان پژوهشگاه هوافضا توانستند اولین تصاویر ارسالی از کاوشگر2 خود را دریافت و بازیابی کنند. این تصاویر نخستین نگاه ایرانی به فضا بود که منتشر می&amp;zwnj;شد. کارشناسان صنایع هوافضا مدعی هستند&amp;zwnj; سال&amp;zwnj;ها پیشتر آنها در جریان آزمایش موشک&amp;zwnj;های خود تصاویری از ماورای جو زمین را از دوربین&amp;zwnj;های نصب شده بر موشک&amp;zwnj;هایشان دریافت کرده بودند؛ تصاویری که هیچ&amp;zwnj;گاه منتشر نشد، اما تصاویر ماهواره نوید در صورت دریافت، نخستین تصاویر ماهواره&amp;zwnj;ای ایران از مدار زمین خواهند بود. با توجه به دقت گفته شده این تصاویر می&amp;zwnj;توان از آنها برای امور کشاورزی، جنگلداری و بیابان&amp;zwnj;زدایی استفاده کرد. گفته شده که قدرت تفکیک تصاویر ماهواره نوید 400 متر است. مفهوم این موضوع این است که هر پیکسل (نقطه) از تصاویر دریافتی از ماهواره نوید محوطه&amp;zwnj;ای به ابعاد 400 متر را نشان می&amp;zwnj;دهد، بنابراین اگر برای مثال شما مایل باشید تصویر کوچکی از منزلتان را در تصاویر این ماهواره مشاهده کنید باید از همین حالا به فکر خریدن یک خانه با ابعادی بیش از 400 در 400 متر بگردید تا حداقل یک پیکسل از تصاویر ماهواره نوید را اشغال کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #7a0af4;"&gt;نوید علم و صنعت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سال ۱۳۸۷ سازمان فضایی ایران با توجه به برنامه&amp;zwnj;های کلان فضایی کشور که مستلزم تربیت نیروی انسانی متخصصان فضایی بود، تصمیم گرفت با حمایت مالی از دانشگاه&amp;zwnj;های کشور زمینه تعریف چند پروژه طراحی ماهواره را ایجاد نماید. دانشجویانی از رشته&amp;zwnj;های مختلف مانند فیزیک، الکترونیک و مخابرات، مکانیک و هوافضا در این پروژه&amp;zwnj;ها درگیر و ضمن تحصیل با کار و شرایط حاکم بر آن نیز آشنا می&amp;zwnj;شدند. در ضمن این پروژه&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شد تا دانشجویان با موضوعات فضایی ارتباط برقرار کرده و تخصص لازم را در 2 جنبه تئوری و عملی به دست آورند. یکی از این دانشگاه&amp;zwnj;ها، دانشگاه علم و صنعت تهران بود که با تاسیس مرکز تحقیقات ماهواره&amp;zwnj;ای کار را خیلی جدی شروع کرد و 2 پروژه ماهواره&amp;zwnj;ای نوید و ظفر را به مردم ایران معرفی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ماهواره نوید یک ماهواره سنجش از دور&amp;zwnj; است. به این مفهوم که ماهواره مجهز به حسگرهایی است که از زمین در طول موج مشخصی تصویر تهیه می&amp;zwnj;کند. روش تصویربرداری این ماهواره به شکل جاروبی است. یعنی ماهواره ضمن حرکت، از منطقه زیر پای خود عکس&amp;zwnj;های ممتدی می&amp;zwnj;گیرد که همزمان به زمین مخابره می&amp;zwnj;شود. با توجه به این&amp;zwnj;که گفته شده ۵ ایستگاه زمینی در شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز ایران قرار است تصاویر ارسالی ماهواره نوید را دریافت کنند، می&amp;zwnj;توان امیدوار بود که بزودی شاهد فروش نقشه&amp;zwnj;های فضایی کشورمان که توسط یک ماهواره ایرانی گرفته شده است در کتابفروشی&amp;zwnj;ها باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;معمولا ماهواره&amp;zwnj;های سنجش از دور&amp;zwnj; در چند طیف رنگی و یکی دو طیف نامرئی از زمین عکسبرداری می&amp;zwnj;کنند. کاری که از عهده ماهواره نوید بر نمی&amp;zwnj;آید، اما دکتر بلندی، رئیس مرکز تحقیقات ماهواره&amp;zwnj;ای دانشگاه علم و صنعت قول داده که ماهواره ظفر این دانشگاه این مهم را انجام خواهد داد. تصویربرداری دوربین&amp;zwnj;های ماهواره نوید به دقت آنچنانی احتیاج ندارند. از همین رو شاهد هستیم که سیستم کنترل وضعیت این ماهواره آنقدرها هم از نوع مرغوبی انتخاب نشده تا ضمن کاهش وزن، از قیمت آن نیز بکاهد. وزن در سامانه&amp;zwnj;های فضایی عامل تعیین&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای است. برآورد می&amp;zwnj;شود که برای ارسال هر کیلوگرم محموله فضایی به مدار کم ارتفاعی نظیر مدار ماهواره نوید باید حدود ۲۰ هزار دلار پول خرج کرد. این هزینه جدای از پول لازم برای ساخت یک محموله فضایی منحصر به فرد است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #7a0af4;"&gt;نوید در فضا و روی زمین&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ماهواره نوید علم و صنعت روی یک مدار بیضی شکل به دور زمین می&amp;zwnj;چرخد که ۵۵ درجه شیب مداری دارد. این یعنی مسیر حرکت این ماهواره با زاویه ۵۵ درجه خط استوا را قطع می&amp;zwnj;کند. انتخاب این مسیر برای تمام &amp;zwnj;محموله&amp;zwnj;های فضایی ایران برمی&amp;zwnj;گردد به موقعیت جغرافیایی پایگاه پرتاب فضایی کشورمان که جایی در دشت سمنان و در لبه شمالی کویر مرکزی ایران قرار گرفته است. تمام بخش&amp;zwnj; حساس و خطرناک پرتاب یک محموله به مداری با شیب ۵۵ درجه از داخل خاک ایران یا دریای عمان می&amp;zwnj;گذرد. در ضمن این مسیر از کم&amp;zwnj;جمعیت&amp;zwnj;ترین نواحی مسکونی کشورمان رد می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بنابراین در صورت وقوع یک اتفاق ناخوشایند که در پرتاب&amp;zwnj;های فضایی امری کاملا محتمل است، کمترین خطر متوجه هموطنان و همسایگانمان خواهد شد. در ضمن مداری با شیب ۵۵ درجه باعث می&amp;zwnj;شود تا ماهواره بـتواند از ۵۵ درجه شمالی تا ۵۵ درجه جنوبی خط استوا را جارو کند. این موضوع برای کشور ما که در میانه این دو عرض جغرافیایی قرار گرفته، بسیار حائز اهمیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر شما مایل هستید از این رویداد فضایی کشورمان عکسی به یادگار بگیرید، می&amp;zwnj;توانید با مراجعه به وب&amp;zwnj;سایت &lt;a href="http://www.n2yo.com/"&gt;www.n2yo.com&lt;/a&gt; منتظر غروب یا دم&amp;zwnj;صبحی شوید که نوید درست از بالای سر شما رد می&amp;zwnj;شود. در آن صورت شما قادر خواهید بود تا حدود یک ساعت پس از غروب خورشید یا قبل از طلوع آن، به بخشی از آسمان که این وب&amp;zwnj;سایت نشان می&amp;zwnj;دهد خیره شوید و منتظر گذر سریع یک نقطه کم&amp;zwnj;فروغ از آسمان بالای سرتان باشید. داشتن یک دوربین دوچشمی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;تواند فرصت بهتری برای رصد تاریخی شما به ارمغان آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;فراموش نکنید که این کار را حتما تا یکی دو ماه آینده انجام دهید، چرا که پس از آن ماهواره نوید گرفتار جو زمین می&amp;zwnj;شود و سقوط خواهد کرد. انتظار می&amp;zwnj;رود&amp;zwnj; این ماهواره کوچک تماما در جو زمین بسوزد و نور خیره&amp;zwnj;کننده این رویداد غمبار نویدی برای آینده پرافتخارتر صنعت فضایی ایران باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;___________________________________________________________&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;span style="color: #008000;"&gt;&lt;strong&gt;منبع:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; jamejamonline.ir (شهرام یزدان&amp;zwnj;پناه/ گروه دانش)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://newcoy.persianblog.ir/post/462</link>
      <author>کاوه</author>
      <comments>http://newcoy.persianblog.ir/comments/1921/9127475/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-1921.post-9127475</guid>
      <pubDate>Fri, 16 Mar 2012 14:18:19 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
