هوانورد

نیروی هوایی ایران - هواپیما - جنگنده - جنگ افزار - تاریخچه جنگها

حماسه تکاوران دریایی در خرمشهر
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤  

 

میدان جنگ، عرصه آزمایش و سنگ محکی معتبر برای بازشناختن مردان مرد بود و جلوه گاه پایمردی دلیرمردانی که پای در رکاب رزم نهادند تا پوزه مهاجم را به خاک بمالند، تا دیگر بیگانه ای جسارت آن را نیابد که به جان و مال و ناموس این سرزمین اهورایی گوشه چشم داشته باشد، تا نسلهای بعد به خود ببالند که میراث دار چنین رادمردانی هستند. در این میان اما، دفاع 34 روزه از خرمشهر کاری بود کارستان و دریغ که بسیاری از خالقان این حماسه گمنام مانده اند. دلاورانی از میان خیل مدافعان خرمشهر نامشان به میان آمد و «ممد نبودی»‌ برایشان سرودند و کسان بسیار دیگری ناشناس ماندند.
ناخدا هوشنگ صمدی، فرمانده گروهی از همین قهرمانان کمتر شناخته شده است. سی و چهار روز او و یارانش در کنار دیگر مدافعان خرمشهر، تهاجم عراقی‌ها را در هم شکستند. کوچه کوچه شهر شخم زده شد زیر شنی تانک ها، تا اینها قدم به قدم و به حکم ضرورت و دستور، عقب بنشینند؛ وگرنه محال بود که تکاور بماند و خرمشهر نماند.

دفاع از خرمشهر به روایت ناخدا هوشنگ صمدی

ناخدا هوشنگ صمدی یکی از قهرمانان ملی ارتش در دوران مقاومت 34 روزه خرمشهر است؛ افسری شجاع، دلیر، با کفایت و بسیار ایران‏دوست که به فرماندهی او، تکاوران، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران با ایثار خون و جان خود موفق شدند ارتش عراق را هفته‏ها در خرمشهر زمین‏گیر کنند و ضربات و تلفات سنگینی بر تجهیزات و نفرات متجاوزان به آب و خاک ایران زمین وارد کنند.

ناخدا صمدی در مورد آن روزها چنین می گوید: "روز 31 شهریور عراق با دوازده لشکر، شامل پنج لشکر زرهی، پنج لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده از غرب و جنوب به ایران حمله و تجاوز کرد. هر لشکر زرهی دارای نه گردان زرهی و هر گردان هم دارای 54 تانک بود.
 
در همان روز من داشتم کارهای تسویه‌حسابم را انجام می‏دادم. تا آن روز هم فرمانده گردان یکم تکاوران بودم و هم جانشین فرمانده منطقه دوم دریایی بوشهر. بازنشسته شده بودم و می‏توانستم با خیال راحت به تهران بروم و از دوران بازنشستگی‌‏ام در تهران یا حتی خارج از ایران لذت ببرم.
 
در ابتدای جنگ فرمانده منطقه دوم دریایی بوشهر ناخدا رزمجو بود. آن روز حدود دوی بعد از ظهر از ستاد تکاوران پیاده به طرف دفتر فرمانده منطقه می‏رفتم. در پارک موتوری یک‌دفعه صدای هواپیما در آسمان شنیدم و بعد دو هواپیمای میگ عراقی در بالای سرم ظاهر شدند. یکی از هواپیماها رگباری کنار پایم شلیک کرد. تیرها در پانزده متری من به زمین خورد، اما آسیبی به من نرسید. فهمیدم که جنگ به طور رسمی شروع شده و عراقی‏‌ها از هوا و زمین به خاک مقدس ایران تجاوز کرده‌اند. به عنوان یک افسر ارتش که بیست سال بود در نظام خدمت کرده بودم، از این جنگ و تجاوز دلگیر و برافروخته شدم. فکر کردم دیگر جای بازنشستگی و شانه خالی کردن از مسئولیت دفاع از کشورم نیست و از همان جا مستقیم به دفتر جناب ناخدا رزمجو، فرمانده منطقه نیروی دریایی بوشهر رفتم. ایشان مشوش و ناراحت بود. سلام نظامی دادم. بلند شد آمد طرفم و با من دست داد. بعد از کمی صحبت گفت: «خبری برایت دارم. امروز عراقی‏‌ها رسماً جنگ را شروع کردند.»
 
ـ بله. خودم پرواز و شلیک هواپیماهایشان را دیدم.
 
ـ داری تسویه‌حساب می‏کنی؟
 
ـ بله قربان.
 
آهی کشید و گفت: «می‏‌خواهی بمانی یا بروی؟»
 
فکر همه چیز را کرده بودم و بزرگ‏ترین و حساس‏ترین تصمیم زندگی‌ام را گرفته بودم. گفتم: «فکر می‏‌کنید می‏‌توانم بروم؟»
 
ـ تو بازنشسته شده‏ای. می‏توانی بروی.
 
در حالی که سعی می‌کردم بغض گلویم را فرو بدهم و بر خودم مسلط باشم، گفتم: «نه! می‏مانم. اگر بروم تا آخر عمر پیش خودم و خانواده‌‏ام شرمنده می‌شوم.»
 
بعد اضافه کردم: «فردا خانواده‌ام به من نمی‏‌گویند که تو بیست سال حقوق گرفتی برای چنین روزی و وقتی به وجود تو نیاز داشتند، چرا همه چیز را رها کردی و برگشتی؟ من برای آن‏ها جوابی ندارم و حرف آن‏ها درست و منطقی است. من برای چنین روزی ساخته و تربیت شده‏‌ام. برای چنین روزی در ایران و انگلیس دوره دیده‌‏ام. چقدر در عملیات‏‌ها و مانورها شرکت کرده و چقدر مهمات مصرف کرد‌ه‌ام. الان می‏‌توانم بگذارم و بروم؟ نه جناب ناخدا، نمی‏روم. می ‏مانم و از کشورم دفاع می‏‌کنم.»
 
جناب ناخدا رزمجو که تحت تأثیر حرف‌های من قرار گرفته بود مرا بوسید و با دست به شانه‏‌ام زد و گفت: «درود بر تو! از افسر لایق و شجاعی مثل تو انتظارم همین بود.»
 
بعد هم گفت: «پس حالا که نمی‏‌خواهی بروی، نیروهایت را جمع کن و برو خرمشهر. امریه آمده که گردان تکاوران بلافاصله به خرمشهر بروند و از این بندر دفاع کنند. فعلاً به طور شفاهی به تو اعلام می‏‌کنم و بعداً هم کتبی اعلام خواهم کرد.»
 
برگشتم به واحد تکاوران. احساس می‏کردم کوه سنگینی بر دوشم گذاشته شده است. دفاع از شهر مهمی چون خرمشهر با آن وسعت مرز زمینی با عراق، کار کوچکی، نبود. هواپیماهای عراقی در ساعت دوی بعد از ظهر فرودگاه بوشهر را بمباران کرده بودند. بعدها فهمیدم که چندین فرودگاه دیگر در شهرهای دیگر را هم بمباران کرده‌اند. وقتی به واحد تکاوران رسیدم ساعت اداری تمام شده بود و تقریباً همه رفته بودند. بلافاصله آماده‌باش اعلام کردم. افسران و فرماندهان گروهان‌‏ها را جمع کردم و جلسه کوتاهی با آن‌ها گذاشتم و شروع جنگ و رفتن به خرمشهر را برایشان تشریح کردم. گفتم: «مأموریت گردان ما دفاع از خرمشهر است. ساده اما سنگین!»
 
فرماندهان گروهان‌‏ها دسته‌جمعی گفتند: «جناب ناخدا، خیلی هم ساده و سبک است! اصلاً هم سنگین نیست! ما برای چه این همه آموزش دیده‏ایم و از در و دیوار بالا رفته‌‏ایم برای چنین روزی!»
 
از این حرف و روحیه بالای افسرانم خوشحال شدم. سنگینی بار مسئولیت و مأموریت بر دوشم کمتر شد! یکی‏یکی آن‏ها را بوسیدم و گفتم: «انتظارم از شما افسران شجاع هم همین است.»
 
از افسران لایق و شجاع و کاردان من در گردان تکاوران، ستوان حسینی‌بای بود که ماه‌‏ها در خرمشهر خدمت کرده بود. امریه انتقالش از بوشهر به تهران آمده بود و داشت تسویه‌حساب می‌کرد. به او گفتم: «چه کار می‏‌کنی؟ می‏‌روی یا می ‏مانی؟»
 
آن افسر ایران‌دوست گفت: «دیگر تمایل ندارم به تهران بروم. هر جا که واحد برود، من هم می‌روم.»
 
لبخندی از سرِ شادی و رضایت زدم و گفتم: «پس خودت را آماده رفتن به خرمشهر کن! امشب می‏‌رویم.»
 
بعد از این جلسه کوتاه فرماندهان گروهان‏‌ها شروع به جمع‌آوری پرسنل تحت امر خود کردند. افسری که در گردان و بوشهر می‌ماند، ستوان عابدی بود که باید کارهای تدارکاتی و نیازهای ما در خرمشهر را در پایگاه پیگیری می‏کرد. ما از مدت‏‌ها قبل خودمان را آماده این کارزار کرده بودیم. تا به کارها سر و سامان بدهم و گردان یکم تکاوران را، که حدود ششصد نفر بودند آماده اعزام به آبادان و خرمشهر کنم، چند ساعت طول کشید. در این فاصله تکاوران آمدند و تجهیز شدند. به هر کدام پنج خشاب بیست تایی فشنگ تحویل داده شد. مهمات از انبار مهمات تحویل و بارگیری شد. ماشین‏‌ها را آماده و باک همه خودروها را پر از بنزین کردند. یکی دو تانکر بنزین هم آماده حرکت با کاروان شد. آشپزخانه صحرایی هم آماده حرکت شد. بیسیم‌‏ها و باتری آن‏ها را چک کردند و همه چیز برای رفتن به جبهه و دفاع از خاک میهنم آماده شد.
 
قبل از حرکت فرماندهان را روی نقشه توجیه کردم. دستور عملیاتی کتبی صادرشده از ستاد منطقه دوم دریایی بوشهر را برای فرماندهان قرائت کردم و بر مبنای مأموریت واگذارشده روی نقشه اقدامات ابتدایی را انجام دادیم و تقسیم منطقه استقرار در خرمشهر را به حرکت بعدی و پس از رسیدن به نزدیکی‏‌های خرمشهر موکول کردیم. 
 
قبل از رفتن نفرات گردان را جمع کردم و درباره خطر ستون پنجم و حساسیت موقعیت برایشان سخنرانی کردم. در بخشی از سخنانم گفتم: «شما برای دفاع از آبادان و خرمشهر می‏‌روید. مواظب هرگونه تحرک ستون پنجم باشید. در طول مسیر ممکن است مورد حمله هوایی دشمن قرار بگیریم. حتی ممکن است گروه‏‌هایی از ستون پنجم و عوامل و مزدوران دشمن به ستون حمله چریکی کنند. ما دفاع هوایی نداریم. خیلی مواظب خودتان باشید.»
 



بعد از سخنان من نیروها از خانواده‌هایشان خداحافظی کردند. صحنه تأثیربرانگیزی بود. برخی از افراد خانواده تکاورها گریه می‏کردند. جناب ناخدا رزمجو فرمانده پایگاه و رئیس عقیدتی ـ سیاسی هم آمده بودند. تکاوران از زیر قرآن کریم عبور کردند و در ماشین‏‌های نظامی نشستند. 112 خودرو شامل کامیون و جیپ آماده حرکت شد. خودروها اکثراً روسی بودند. فقط جیپ‏‌های تفنگ 106، موشک تاو و تیربار امریکایی بودند. مسئولان پایگاه و عده‏ای از مردم بوشهر هم برای بدرقه آمده بودند. لحظات تاریخی و باشکوهی بود و افسوس که به دلایل امنیتی از آن شب پرشکوه هیچ عکس یا فیلمی تهیه نشده است.
 
تقریباً همه پرسنل رزمی و حتی کادرها و پرسنل گردان تکاوران را برای بردن به خرمشهر بسیج کرده بودم. فقط برای حراست و نگهداری از تأسیسات چند تکاور در سایت بوشهر ماندند. همچنین اکثر تکاوران اس‌بی‌اس هم در سایت ماندند تا اگر اتفاق خاصی در دریا و جزایر افتاد، از وجودشان استفاده شود. به مرکز آموزشی تکاوران در منجیل هم تلفنگرام کردیم و از آن‏ها خواستیم که در اسرع‏ وقت، پرسنل تکاوری را که دوره آموزشی‌شان کامل شده به خرمشهر بفرستند.
 
ساعت درست دوازده نیمه‌شب 31 شهریور ماه خودم هم از زیر قرآن رد شدم و سوار جیپ فرماندهی شدم و از بوشهر به مقصد آبادان و خرمشهر راه افتادیم. من و سه بیسیم‏چی و راننده در جیپ فرماندهی در جلوی ستون حرکت می‏کردیم. یکی از بیسیم‏چی‏‌هایم، ناو استوار غلام غالندی بود که اتفاقاً خودش هم بچه آبادان بود. در دل تاریکی شب و بدون آنکه خودروها چراغ روشن کنند، در وضعیت آماده‌باش وضعیت قرمز، ستون حرکت کرد. برای احتیاط در یک کیلومتری جلوی ستون، دو دستگاه جیپ حامل تیربار حرکت می‏کردند که حکم دیدبان و شناسایی داشتند و موظف بودند هر حرکت مرموز و غیرعادی را بلافاصله با بیسیم به من گزارش کنند."

ناخدا صمدی ادامه ماجرا را چنین شرح می دهد: ما روز اول مهر، حدود ساعت پنج صبح در خرمشهر بودیم. اطلاع داشتیم و می دانستیم که دشمن از طریق ستون پنجم مستقر در خرمشهر  خبر خواهد شد. شبانه و با زحمت و با چراغ خاموش تا نزدیکی خرمشهر آمده بودیم. بعد هم واحدها را متوقف کردیم و توجیه کردیم که چه کسی قرار است کجا باشد. مناطق شهر را گروه گروه تقسیم کرده بودیم.
تقسیم بندی ها از روی نقشه صورت گرفته بود. من تا پیش از آن روز هرگز به خرمشهر و آبادان نرفته بودم و برای اولین بار همان روز اول مهر، روز ورودم به این شهر  بود. می‌دانستیم که ستون پنجم تا چه میزان نفوذ و پراکندگی و توان ارسال اطلاعات دارند. لذا احتیاطات لازم به فرماندهان و یکان‌ها ابلاغ شد که چگونه وارد شهر شوند و به چه صورت در شهر مستقر شوند و به چه شکل از زمین استفاده کنند، از امکاناتی که وجود دارد در وهله اول برای حفظ خودشان استفاده کنند و مستقر شوند تا دستورات بعدی.  این کار تا حدود ده و نیم، یازده صبح طول کشید. علتش هم این بود که نزدیک ساعت شش صبح آتش شدید دشمن شروع شد و از زمین و هوا؛ با هواپیما، بالگرد، توپخانه، خمپاره و  هر  چه که داشتند ما را زیر آتش گرفتند.
تکاوران نیروی دریایی ارتش واحد بسیار زبده و ورزیده‌ای هستند و نفرات آن در جنگ واقعاً همه کاره هستند. آنچنان که ما به اینها تأکید کرده بودیم برای استفاده از زمین، در تمام مدت چهار، پنج ساعتی که زیر آتش دشمن بودیم، حتی یک زخمی هم ندادیم. افراد از زمین و موقعیت خوب استفاده کردند.


سرانجام آتش دشمن کم شد و آرام آرام واحدها را در این موقعیت مستقر و سلاح‌ها را پیاده کردیم و استقرارمان کامل شد. سپس به ستاد عملیات منطقه رفتم و خودم را معرفی کردم. از آن ساعت ما در اختیار ستاد عملیات جنوب بودیم که تحت امر نیروی زمینی بود. در حقیقت یک ستادی از طریق ستاد ارتش تشکیل شده بود به نام منطقه عملیاتی جنوب. فرمانده‌اش سرهنگ رضوی از افسران ژاندارمری بود. این ستاد را در آبادان تشکیل داده بودند و همانجا هم مستقر شده بودند. ما هم که وارد منطقه شدیم کلاً زیر امر آنجا قرار گرفتیم. واحدهایی هم که در خرمشهر بودند، یکی‌شان قرارگاه  پایگاه دریایی خرمشهر و تفنگدارانش بود. یک گردان هم از لشکر 92 زرهی به نام گردان دژ بود که اینها در دژ مستقر بودند و مسئول نگهبانی از انبارهای مهمات دژ بودند. فرمانده اینها زخمی و به عقب تخلیه شده بود و تقریباً واحدی به هم ریخته بودند. گردان دژ در واقع یکان پاسدار زاغه های مهمات بود و بدون فرمانده، کارایی رزمی چندانی نداشت. علاوه بر اینها نیروهای مردمی و سپاه هم بودند.
مرحوم محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر و آبادان بود و همکاری نزدیکی با هم داشتیم. نیروهای مردمی خیلی زیاد بودند ولی نامنظم عمل می کردند. جمع و جور کردن اینها خیلی سخت بود. بعضی ها دستور را اجرا نمی کردند و به حرف گوش نمی دادند. ما را طاغوتی می دانستند و خودشان را انقلابی. اما در عمل وقتی وارد عملیات می شدند، کار به جایی می رسید که خودشان مجبور بودند به سمت ما بیایند. این وضعیت تا دو هفته ادامه داشت. با این وجود در دفاع از خرمشهر نهایت استفاده را از نیروهای مردمی کردیم. رزمنده‌ها با تبعیت از فرمان امام از همه جا آمده بودند. خیلی ها آمده بودند، اما آموزش نداشتند.
اینها تکاوران را قبول داشتند و تکاوران نیروی دریایی ارتش را یک تکیه گاهی برای خودشان می دانستند.وقتی از ستاد عملیات به من دستور می‌دادند که نفراتی را برای موقعیتی مثل ایستگاه پلیس راه بفرستم (چون از آنجا عراقی‌ها در صدد حمله بودند)،  یک گروه ده نفره از تکاوران را تعیین می کردم، اما تا بیست – بیست و پنج نفر از نیروهای مردمی همراه اینها می‌شدند که: «آقا ما هم می رویم!»
آنها همه زحمت می‌کشیدند، اما با وجود توانمندی‌های تکاوران، کمبودها خیلی آزارمان می‌داد؛ نیروهایمان خیلی کم بود و سلاح سنگین زیادی هم نداشتیم و منطقه بسیار وسیع بود.  مجبور شدیم یکان‌ها را به صورت متحرک سازماندهی کنیم و سوار بر خودرو نگه داریم تا به تناوب برای درگیری اعزام شوند. اطلاع می‌رسید که در خسرو آباد خبری هست و می خواهند از رودخانه عبور کنند. ما مجبور بودیم سریعاً یک گروهان را آنجا بفرستیم. دوباره بر می‌گشتیم؛ از مرکز اطلاع می دادند که از پلیس راه دارند می‌آیند! از گمرک عبور کردند! از انبارهای راه آهن عبور کردند! از خود راه آهن عبور کردند! از جاده شلمچه عبور کردند... عراقی ها پی در پی و از نقاط مختلف حمله می‌کردند  و ما هم نیروهایمان را می‌بردیم تا راهشان را سد کنیم.



روز سوم یا چهارم مهر بود. دشمن از جاده شلمچه حمله کرد و تا نزدیک پل نو جلو آمد و درگیر شدیم. ما دشمن را وادار به عقب‌نشینی کردیم تا پاسگاه شلمچه. شلمچه خودمان را از اینها گرفتیم و پاسگاه شلمچه آنها را هم گرفتیم و بیست و یک نفر اسیر از اینها هم گرفتیم. شب در پاسگاه شلمچه عراق ماندیم و فردا صبح نیروهای عراقی با تجدید سازماندهی که کردند، نیروهای جدیدی آوردند و دوباره حمله کردند. ما نیروهایمان برای دفاع کم بود و نمی‌توانستیم مقاومت کنیم.
مجبور به عقب‌نشینی شدیم،  ولی عقب نشینی ما قدم به قدم بود. زمین را با زمان عوض می کردیم. ما همیشه منتظر رسیدن نیروهای کمکی بودیم. این بود که زمان برای ما ارزش و اهمیت زیادی داشت. هر ساعتی که عقب می نشستیم، در ساعت شاید پنجاه متر عقب می آمدیم و با چنگ و دندان خاک را گرفته بودیم و رها نمی‌کردیم. وقتی فشار زیاد می‌شد، ده قدم به عقب می آمدیم و دوباره زمین‌گیر می شدیم و این زمین‌گیری یک تا دو ساعت طول می کشید. تا باز ناچار به عقب نشستن شویم و دوباره همین دورتکرار می‌شد. در نهایت هم تا آن زمان دشمن تا پل نو در جاده شلمچه نتوانست جلوتر بیاید. وضعیت طوری شد که تاکتیک دشمن در روز دوازدهم، سیزدهم مقاومت عوض شد.
فهمیدند که از جاده شلمچه نمی توانند وارد خرمشهر بشوند. مسیرشان را عوض کردند و از پشت سد عرایضی از پشت دژ، مسیر را عوض کردند به سمت جاده اهواز خرمشهر که از آن طرف آمدند و جاده را بستند.  اینها فکر می کردند که ما حد اقل دو لشکر در خرمشهر داریم! خودشان دو لشکر مکانیزه آورده بودند . دو تیپ چتر باز بود! یک گردان از گارد ریاست جمهوری شان بود که بعداً یک گردان هم اضافه شد، ولی با این وضعیت هم نمی‌توانستند به خرمشهر بیایند. باور کنید ما با ده نفر جلو یک تیپ را کاملاً سد می‌کردیم!
 درگیری به همین ترتیب بود تا اینکه سرانجام زمانی رسید که دیگر عملیات ما کمتر شد. یعنی پیشروی نیروهای دشمن آنقدر زیاد شد که ما مجبور شدیم کاملاً عقب بکشیم.
گردان ما حدود ششصد نفر بود. اصلاً سلاح سنگین نداشتیم. سنگین ترین سلاح ما خمپاره 120 بود. موشک تاو داشتیم. آرپی جی، تفتگ106، خمپاره 81، خمپاره60.



نیرویی در خرمشهر نبود و ما هر آن منتظر کمک بودیم. روزهای بیست و دوم، سوم  یک آتشبار 105 میلی متری از نیروی دریایی به پشتیبانی ما آمد. البته سمت راست و سمت چپ ما هم نیروهای زمینی بودند، ولی در خود خرمشهر، بجز تکاوران، همان نیروهای مردمی و برادران سپاه پاسداران که تعدادشان خیلی کم بود و همان گردان دژ، رزمنده دیگری نبود و ما هم پشتیبانی چندانی نداشتیم. مثلاً تنها پشتیبان ما یک افسر رابط هوایی در ستاد منطقه عملیات بود و از او کمک می‌گرفتیم. روز سیزدهم یا چهاردهم مهر افسر عملیات من به پاسگاه پلیس راه اهواز رفت و از آنجا با من تماس گرفت. نزدیک پل نو و در خط مقدم بچه‌های خودمان بودم . خودم را به سرعت به او رساندم و با دوربین دیدم که حدود ششصد تانک و نفر بر صف کشیده وآرایش گرفته اند. یقین کردم که با این وضعیت خرمشهر همان شب سقوط می‌کند و باید کاری بکنیم. با ستاد عملیات صحبت کردیم و افسر نیروی هوایی را خواستیم. با علم به اینکه تنها کسی که می‌تواند به ما کمک بکند ایشان است. گفتیم از تهران بخواهید برای ما هواپیما بفرستند.
- صحنه هایی که او می‌بیند،‌ متفاوت از منظره پیش روی ما و اتاق بسته ای است که در آن حضور داریم. او با تمام وجودش به خرمشهر بازگشته و حضور خودش را در خاطرات پر التهاب خرمشهر حس می‌کند. شاید احساس خطر کرده برای شهری که برایش جانفشانی کرد، یا از سر احساس غرور است که اشک می‌ریزد:
- خوشبختانه تیزپروازان نیروی هوایی، حوالی غروب بود که حمله کردند. حدود هفده، هجده فروند هواپیما در چند سورتی پرواز آمدند و به تجهیزات و نفرات دشمن حمله کردند. چنان اینها را تار و مار کردند که مجبور به عقب نشینی شدند و آرایش رزمی‌شان به هم خورد. نیرو‌های ما هم با تفنگ 106 و آرپی جی و سلاح‌هایی که در اختیار داشتند به تعقیب‌شان پرداختند. مهناوی یکمی به نام ده بزرگی داشتم که فرمانده یکی از قبضه‌های تفنگ 106 بود. خودرو را پر کرد از مهمات و با خدمه‌اش دشمن را تعقیب کرد.  تا جایی که مهمات داشت، شلیک کرد و تعداد زیادی از تانک‌ها و نفربرهای عراقی را زد. حدود سی گلوله توپ برده بود که همه را مصرف کرد . بعد هم سرانجام خودش زخمی و اسیر شد. مدتی هم در اسارت بود و بعد آزاد شد و برگشت.
آن روز سه نفر شهید دادیم. یکی شهید رضا مرادی بود که عکسش در بزرگراه شهید باقری هست.  او هم با درجه سروانی فرمانده یکی از قبضه های 106 بود.
وضعیت ادامه داشت تا اینکه مدتی بعد فرمانده منطقه عوض شد و سرهنگ فروزان از افسران ژاندامری آمد. او هم به ما قول کمک داد و یک روز گفت فردا چند تانک برای کمک به شما می‌آید. اما صبح فردا وقتی نگاه کردیم دیدیم در جاده شادگان به بندر خرمشهر هفت، هشت دستگاه تانک کنار جاده افتاده‌اند. تک تک اینها را دشمن زده بود. متأسفانه حتی یکی از آنها هم سالم به دستمان نرسید. یک نوبت هم بعد از امروز و فردا کردن های بسیار  یک گروهان160،150  نفری تحویل دادند که اکثرشان درجه داران پیری بودند که با تفنگ برنو آمده بودند. گفتم جناب سرهنگ! برنو به چه کار ما می‌آید؟ نفرات من با ژ 3 کاری از پیش نمی‌برند؛ جنگ خیابانی که نیست. من اسلحه دور زن لازم دارم، توپخانه لازم دارم. اینها نمی‌توانند برای من کاری انجام دهند. تانک لازم داریم. آنها یک روز ماندند و تعدادی زخمی دادند و خیلی هم کارایی نداشتند و فقط باید تدارکات به اینها می‌دادیم وگرنه با تفنگ برنو تک تیر و برد 150 متر و دویست متر، کاری نمی‌شد کرد. اینها بعد از یک روز رفتند.
حدود بیست و پنجم مهرماه بود که خرمشهر را خونین شهر می‌گفتند. ما خیلی شهید دادیم. افراد دیدند که کمک برای ما نمی‌آید. یک قرار گاه لشکر دشمن هم درست رو به روی ما واقع شده بود؛ پایین کوت عبدالله. فرمانده گروهان‌های ما گفتند که شناسایی بکنیم و حمله‌ای به قرار گاه این لشکر بکنیم. موافقت کردم! آن موقع یک گردان هم از فداییان اسلام به کمک ما داده بودند که شهید سید مجتبی هاشمی فرمانده‌ این نیروهای جوان و بسیجی بودند. خوب، باز هم حضورشان مفید بود. حداقل این بود که منطقه‌ای را به دستشان می‌دادیم و می‌گفتیم منطقه را محافظت کنند و خودمان هم برای درگیری با دشمن به نقطه دیگری می‌رفتیم. بچه‌ها رفتند شناسایی کردند و قرار شد شبانه به  قرارگاه لشکر حمله کنیم.
دور تا دور اینها را تقسیم بندی کردیم و به یکان‌ها سپردیم تا در سه گوش اینها مستقر شوند. سپاه خرمشهر هم با ما هماهنگ شد تا با ما بیاید. نیمه شب بنا بود از خط عزیمت شروع کنیم و در خاکریزی که پشت سر قرارگاه دشمن بود مستقر شویم. دورشان خاک ریز بود. ما پشت خاکریز آنها را برای خودمان سنگر کرده بودیم و گفتیم کسی حق ندارد از این خاکریز به داخل برود و فقط همین جا متوقف می‌شوید و تیراندازی می‌کنید . انواع خمپاره و تفنگ 106 آرپی جی هفت و . . . را هم مستقر کردیم.
اینجا جایی بود که آرپی جی هفت راحت می‌توانست تانک و یا خودروهای داخل آنجا را بزند. برنامه این بود که نیمه شب همراه با سپاه از خط عزیمت عبور کنیم. نیروهای سپاه تأخیر کردند. فرمانده عملیات من تماس گرفت که همراهان نیامدند، ساعت دوازده است و اگر بیشتر از این منتظر بمانیم خطرناک است. دستور دادم به محل استقرار حرکت کنند. مستقر شدند و سر ساعت مقرر تیراندازی شروع شد. از حدود یک بعد از نیمه شب آتش کردیم تا نزدیک ساعت پنج صبح که هنوز هوا تاریک بود.
عراقی‌ها نمی‌دانستند از کدام طرف تیراندازی می‌شود. اوایل فکر می‌کردند که حمله از داخل است و به هم ریختند. خودشان به طرف همدیگر تیراندازی کردند و زدند.  منور می‌‌زدند و چیزی نمی‌دیدند و نمی دانستند که این نیروی مهاجم کیست و از کجا آمده. در نهایت مجبور شدند محل را تخلیه کنند و یک خاکریز رفتند عقب‌تر و بچه‌های ما همانجا مستقر شدند. فردای آن روز ما آقای سید مجتبی هاشمی را با واحدش برای جمع‌آوری غنایم جنگ فرستادیم. خدا ایشان را رحمت کند؛ دو تا تریلی کفی پر از اسلحه و مهمات و تجهیزات از آنجا آوردند. لشکر هم از آنجا نقل مکان کرد و نزدیک شش کیلومتر  عقب‌تر رفت. این یکی از عملیات‌های خیلی مهم ما بود که واقعاً شاهکار بود و دشمن را شدیداً غافلگیر کرد. همان موقع بود که دشمن ترسید و دریافت که از جاده شلمچه نمی‌تواند وارد خرمشهر شود و تغییر مسیر دادند تا از جاده اهواز - خرمشهر بیایند. از آنجا هم به سمت جاده شادگان رفتند که دوباره جلوشان را گرفتیم. مدتی نگه داشتیم و اجباراً آنجا را هم رها کردیم. ارتباط آبادان و خرمشهر با همه جا قطع شد. فقط یک جاده خاکی در چویبده و در موازات بهمنشیر راه انداختیم. عبور و مروراز این جاده صورت می‌گرفت.
هاورکرافت ها تدارکات می‌آوردند به چویبده و از این طرف هم از بندر امام تدارکات به آبادان و خرمشهر می‌آوردند . این وضعیت داشت تا اینکه دوباره یک روز احساس کردیم که دشمن در برابر ما بین پل نو به سمت شلمچه تحرکات زیادی دارد. خاکریزشان تقریبا دوکیلومتر از ما فاصله داشت. احساس کردیم که قرار است به ما حمله کنند. ما آماده شدیم و نزدیک ساعت دو صبح حمله کردیم. نیروهای دشمن از خاکریز اول عقب نشستند. دوباره حمله کردیم. سه و نیم و چهار بعد از ظهر به جایی رسیدیم که در تیررس خاکریز بعدی اینها بودند. بچه ها زمین گیر شدند و پناه گرفتند تا در تیررس کامل دشمن نباشند و تا هوا تاریک ‌شود برای خودشان خاکریز درست می‌کردند.



غروب که شد یک بولدوزر آوردیم و دستور دادم همانجا خاکریز درست کنند. راننده بولدوزر دو متر کند. قرار بود تا انتهای مسیر را برای ما خاکریز درست کند. یکی از گلوله های دشمن به بیل بولدوزر اصابت و کمانه کرد و از کنار گوشش گذشت. ترسید و پیاده شد. گفتم برو بالا و به کارت ادامه بده! گفت دارند شلیک می‌کنند. گفتم چیزی نمی شود. من هم می‌روم و جلوی شما می‌ایستم. رفتم و جلو او روی خاکریز ایستادم تا او کارش را انجام دهد. او هم رفت و شروع به حفر بقیه خاکریز کرد. سرانجام تا نزدیک صبح دو کیلومتر خاکریز درست شد و نیروها مستقر شدند. این وضعیت ادامه داشت تا روزهای آخر که جبهه عوض شد و عراقی‌ها می‌خواستند از ذوالفقاری و رودخانه بهمنشیر عبور کنند و به جاده آبادن خرمشهر که مسیر ما بود، برسند. به این ترتیب جزیره آبادان و خرمشهر کاملاً گرفتار می‌شد و دیگر کاری با خرمشهر نداشتند. ما اطلاع دادیم که اوضاع خطرناک است. سرانجام قول دادند که نیروی کمکی از مشهد می‌آید. یک تیپ از مشهد به فرماندهی سرهنگ منوچهر کهتری آمد.
او برای شناسایی منطقه با ما همراه شد. گفت کمک چه دارید به ما بدهید؟! گفتم هر چه بخواهید! گردان در اختیار شما است. گفت یک گروهان از یکان‌های شما همراه ما باشند که هم مایه دلگرمی افراد ما باشند و هم اینکه چون به منطقه آشنایی دارند، می‌توانند کمک خوبی به ما بدهند. امیر دریادار حبیب‌الله سیاری - که درحال حاضر فرمانده نیروی دریایی هستند - یکی از فرماندهان دسته این گروهان بود. امیر دریادار محیطی فرمانده گروهان سوم بود. (فرماندهان گروهان من همه سرگرد بودند و محل سازمانی شان ناخدا سوم (سرگردی) بود. همه افسر و درجه دار بودند و سرباز نداشتیم.)  امیر دریادار سیاری و ابوالفضل عباسی و یکی دیگر از افسران، فرماندهان دسته اش بودند. امیر سیاری و امیر کهتری همانجا زخمی شدند.
به خاطر دارم که پای کهتری زخمی شده بود. چیزی برای پانسمانش پیدا نکردیم. مچ پیچ سیاری را باز کردیم و به زخم ایشان بستیم تا خونریزی نداشته باشد. این هم یکی از مهم‌ترین عملیاتی بود که در خرمشهر و آبادان صورت گرفت. نفربرهای زرهی دشمن نتوانستند به این طرف ساحل بیایند و همه همراه با نفراتشان و مهماتشان غرق شدند. حتی می‌خواستند پل درست کنند. قطعات پل تماماً در رودخانه بهمن شیر سرازیر شد و پایین رفت. 



باید بگویم که سی وچهار روز تکاوران نیروی دریایی ارتش با کمک آنهایی که در خرمشهر بودند تلاش کردند تا شهر را حفظ کنند. واقعاً همه کمک می‌کردند. نمی‌توانم بگویم این کار را فقط ما انجام دادیم. ما انجام دادیم به کمک دیگرانی که حضور داشتند. چون ما نیروی منظمی بودیم که همیشه فرمانده بالای سرش بود ونظم و ترتیب در کارش بود. همه از ما تبعیت می‌کردند و زیر چتر ما بودند و تکاوران را قبول داشتند و تکیه گاه خوبی برای خودشان می‌دانستند. سی و چهار روز با تمام قدرت از خرمشهر نگهداری کردیم. این اواخر تنها جایی که مانده بود مسجد جامع بود و پایین تر از مسجد جامع، ستاد فرماندهی من در طبقه اول یک ساختمان بود.  فقط همین دو جا مانده بود. پل را هم عراقی ها گرفته بودند. چون درگیری‌های شدیدی هم در میدان فرمانداری داشتیم. میدان فرمانداری و خود فرمانداری چندین بار بین ما و عراقی ها دست به دست شد. در روزهای آخر تانک‌هایشان به حدی جلو آمدند که در چهارگوشه میدان تانک قرار دادند و پل به طور کلی بسته شد.
من آخرین بار که از پل رد شدم، رفته بودم ستاد عملیات منطقه نزد جناب سرهنگ حسنی سعدی از ایشان دستوری بگیرم و برگردم. در بازگشت، نتوانستم این مسیر را با خودرو بیایم و سینه خیز از این طرف تا آن طرف پل رفتم و از کنار فرمانداری توانستم خودم را به دفترم برسانم و حدود یک هفته همانجا بودیم و دیگر هیچ نوع ارتباطی نداشتیم و مسجد جامع شده بود مرکز همه چیز. نان خشک می دادند . خرما می‌دادند . آب را هم از همان آب رودخانه استفاده می‌کردیم و آب دیگری نبود.
ما مثل یک نیروی زمینی هم در زمین عمل می‌کنیم و هم در دریا و هم در هوا. همه چترباز هستیم و سقوط آزاد داریم . یک تعداد غواص اس‌بی‌اس هستند که عملیات ویژه دریایی انجام می‌دهند . تخریبات زیر آبی، طی مسیر زیر آبی و همه نوع عملیاتی. یکی از بزرگترین تخصص های تکاوران، شورش‌هاست؛ یعنی عملیات داخل شهر و راهبند کردن و کنترل و جنگ های داخل شهر.

در یکی از روزهایی که درگیری‌های تن به تن به وجود آمده بود، همراه با افسر عملیاتمان در شهر بودیم. از یکی از اضلاع یکی از تقاطع ها آمدیم و از ضلع مقابل هم عراقی ها رسیدند . ما هر دو نفر هم کلت داشتیم و هم تفنگ ژ 3 و اگر سرنیزه‌هایمان سر تفنگ نبود، هر دو کشته می‌شدیم. وقتی در نبش ساختمان به هم برخورد کردیم، به محض اینکه فهمیدیم اینها عراقی هستند، بدون معطلی با سرنیزه ضربه زدیم.آنها چهار نفر بودند و ما دو نفر بودیم. البته دو نفر دیگر از افراد ما هم با فاصله از پشت سر می‌آمدند.
تکاوران دریایی به انواع عملیات به خوبی آشنایی دارند. «ش م ر» را خوب می دانند. جنگ‌های داخل شهر، جنگ های روانی و پرش را خوب بلدند؛ هم با بالگرد و با هواپیما. و پرش به داخل آب یا عملیات در جنگل کاملاً تبحّر دارند..
نفر ما آموزش همه گونه حرکت نظامی را دارد و فقط باید ابزار متناسب با زمان را داشته باشد. در جنگ شهر ابزاری می‌خواهیم و در جنگ دور ابزار دیگری. ما در برابر تانک و توپخانه با تفنگ ژ 3 که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.
ما تا بیست و هفتم، بیست و هشتم با گردان بوشهردر منطقه بودیم و بعد گردان بوشهر با گردان منجیل جا به جایی انجام داد. چون سلاح سنگین فقط همان جنگ افزار های ما بود، سلاح سنگین گردان تکاوران بوشهر به واحد گردان آموزشی منجیل مأمور شد و من خودم هم ماندم. اما تا زمانی که خرمشهر پا بر جا بود، گردان بوشهر در آنجا عمل می‌کرد. روزی که ما از خرمشهر بیرون آمدیم، همه گردان تکاوران در شهر بودند.  تا اینکه از خرمشهر غربی به خرمشهر شرقی عقب نشینی کردیم و آنجا مستقر بودیم که تکاوران منجیل آمدند و منطقه راتحویل گرفتند و در همان منطقه ساحل شرقی رودخانه کارون مستقر شدند. 

ما دقیقاً‌ روز چهارم آبان عقب نشینی کردیم. ما همه را از شهر خارج کردیم. دستور عملیاتی با امضای سرهنگ حسنی سعدی به من ابلاغ شد. در خصوص وسیله کسب تکلیف کردیم، گفتند که قایق شش نفره و هشت نفره برای شما می‌فرستیم. دو قایق آمد برای ما که مکرّراً در حال رفت و برگشت بودند. ما سعی می‌ کردیم همه را تخلیه کنیم. البته یک عده از نیروهای ما و یک عده از نیروهای سپاه به هیچ وجه حاضر نبودند منطقه را ترک کنند. ولی گفتیم که ما نظامی هستیم و دستور این است که تخلیه کنیم و نمی‌توانیم تمرد کنیم. اگر می‌خواهید بمانید، اما کتباً به ما ابلاغ شده که از شهر خارج شویم و به ضلع شرقی رودخانه عقب‌نشینی کنیم. وسیله هم برایمان فرستاده‌اند. بهتر این است که شما هم با ما بیایید.
تا جایی که توانستیم نفرات را با این قایق ها تخلیه کردیم، اما تعداد نفرات زیاد بود و قایق هم رفت و دیگر بر نگشت. هوا داشت روشن می‌شد و رودخانه در وضعیت مد بود. جهت حرکت آب کاملاً عوض شده بود و به سمت پل، بر عکس می‌ رفت.
عراقی‌ها هم بالاتر از ما، پل را گرفته و زیر و روی پل مستقر شده بودند. بدون وسیله مانده بودیم.  لنجی به ساحل بسته شده بود. افسر عملیات من (آقای ضربعلیان) رفت و  طناب لنج را برید و گفت هرکس که می‌خواهد از رودخانه عبور کند، می‌تواند سوار این لنج شود. قرار شد همه سوار شوند، چون وسیله دیگری نداشتیم. آنقدر روی این سوار شدند که آبخور لنج پایین آمد. آنقدر که احتمال می‌رفت هر لحظه غرق ‌شود. افراد حتی با دست پارو می‌زدند تا به آن طرف برسند.  با همه این احوال چون آب مد بود، لنج به سمت پل می‌رفت. از خوش شانسی، نمی‌دانم چرا عراقی ها در حالی که هوا تقریباً روشن هم شده بود، تیراندازی نمی‌کردند.
اوضاع خطرناک بود. وسط رودخانه از کسانی که شنا بلد بودند و از تعدادی از تکاوران دریایی باقی مانده خواستیم که بپرند داخل آب و طناب جلوی لنج را به اینها دادیم. ده دوازده، نفر طناب را گرفتند و با کشیدن لنج کمک کردند. تعدادی هم ترسیدند و از ترس داخل آب پریدند. آنها که می‌توانستند شنا کردند و به آن طرف رسیدند و تعدادی هم زیر آب رفتند ناچار نزدیک ساحل به همه گفتیم که به آب زدند و خودشان را به ساحل رساندند. 

ناخدا صمدی در پاسخ به اینکه "در دفاع مقدس بر خلاف تصور عامه مردم، خرمشهر هیچ وقت به طور کامل سقوط نکرد. چطوری شدکه دشمن نتوانست وارد محدوده شرقی شهر و پایگاه دریایی خرمشهر شود. چون لجمن خرمشهر شرقی همان پایگاه دریایی خرمشهر بود و الآن هم ساختمان‌هایش جای گلوله‌ها را دارد." می گوید: آن ساحل نبشی کّلاً متعلق به پایگاه دریایی خرمشهر بود که الان بخشی از آنان هم به کشتی سازی و . . واگذار شده. یکان های ما در همین لبه ساحلی رودخانه و حتی زیر پل مستقر شدند و عقب ننشستند. درست لب رودخانه بودند و از نبش رودخانه که به دریا منتهی می‌شد تا انتها حضور داشتند. این را هم به شما بگویم که ما از همان مسیری که با قایق تخلیه کردیم، روز سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) هم از همان مسیر وارد شدیم و از رودخانه گذشتیم!  این یکی از بزرگترین افتخارات تکاوران است که ما از اولین واحدهایی هستیم که همزمان با حمله نیروهای زمینی از شمال خرمشهر، وقتی فهمیدیم دشمن در حال تخلیه است، حتی تعدادی از نیروها با شنا از رودخانه گذشتند و اولین واحد، ما بودیم که وارد خرمشهر شدیم. شما اگر تصاویر و عکس های آن موقع را ببینید. نمی‌دانید چه وضعیتی بود. همه اشکریزان بودند. زمین و خاک را می‌بوسیدند . همدیگر را در آغوش می‌ کشیدند و خدا را شکر می‌کردند. یک وضعیت عاشورایی بود. واقعاً وقتی آن موقعیت را به خاطر می‌آورم، بی اختیار اشکم جاری می‌شود؛ هم ازشادی و هم از غصه.
ما نزدیک به هفتاد، هشتاد نفر شهید از گردان خودمان داده بودیم. مثل شهید مختاری. شهید عباسی . زیادند . من فهرست اینها را همراه دارم و هرگز از خودم دور نمی‌کنم.  محمد علی صفا، ابوالفضل عباسی، محمد رضا سلیمانی. 
ناخدا صمدی در پاسخ به اینکه از حفظ خرمشهر و از نگهداری شهر خرمشهر کی قطع امید کردید؟ می گوید: ما تا آخر هم ناامید نشدیم. اکثریت قریب به اتفاق نیروهای ما از برگشتن ناراضی بودند. چون دیگر جایی بودیم که دشمن نمی‌توانست از ما بگیرد. محکم ایستاده بودیم. اما وقتی دستور رسید، نمی‌توانستیم مخالفت کنیم. حتی با بیسیم به فرماندهی اطلاع دادم که نیروها راضی به بازگشت نیستند، مردم راضی نیستند و سپاه و بسیج راضی نیستند. گفتند دستور است و باید شهر تخلیه شود و شما هم - به عنوان فرمانده - باید دستور را اجرا کنید. اگر یک آتشبار توپخانه برای ما می‌رسید، امکان نداشت بگذاریم شهر سقوط کند! ما با چنگ و دندان خرمشهر را نگه می داشتیم. این باور را در عملیاتی که در انبارهای گمرک، در گمرک، در راه آهن و .... سرانجام دادیم، پیدا کرده بودیم.

ناخدا صمدی در پاسخ به اینکه سخت ترین روزی که در خرمشهر داشتید چه روزی بود؟ می گوید: هر روزی که شهید می‌دادیم، برایمان تلخ بود. تکاوران نیروی دریایی ارتش با سایر واحدها متفاوت است. کارکنان ما ضمن اینکه افسر و درجه دار بودند و رابطة محکم انضباطی با هم داشتند، خیلی با هم صمیمی بودند. به این دلیل که ما بیشتر در عملیات بودیم. در پادگان و داخل پایگاه نبودیم . عملیات جنگل، دریا، کوه و کویر و . . . بیشتر در عملیات بودیم. وقتی هم شرایط این‌طور باشد، افسر و درجه دار با هم در چادر استراحت می‌کنند، غذایشان یکی است و با هم غذا می‌خورند. در کشتی و برای پیاده شدن در ساحل همه با هم بودیم. بیشترین زمان ما صرف عملیات می‌شد و روی این اصل خیلی با هم صمیمی بودیم. وقتی شهید عباسی در برابر چشمان من شهید شد و ترکش خورد، یا شهید مختاری که در مقابل چشمانم در آتش سوخت، دیگر خودم وضعیت جسمانی و روحی خوبی نداشتم؛ برای چند ساعت. در این مواقع تا چند ساعت کسی نزد من نمی‌آمد و مدتی تنهای تنها می‌ماندم و فکر می‌کردم و آرامش می‌گرفتم. همه این‌طور بودند. این وضعیت‌ها افراد را بیشتر جری می‌کرد. یکی می‌گفت «مختاری برادر من بود.» دیگری می گفت «مختاری استاد من بود و باید تقاصش را بگیرم.» وقتی کسی شهید می‌شد، دهها نفر اعلام آمادگی می‌کردند که پاسخ دشمن را بدهند و ما نمی توانستیم جلو شان را بگیریم. گفتم کسانی بودند مثل ده بزرگی که خودرو را پر از گلوله می‌کرد و می‌رفت سراغ دشمن.می‌گفت نهایتش این است که شهیدمی‌شَوم. رضا مرادی پای قبضه، مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفت و در حالی که سر روی بدن نداشت، چندین قدم  برداشت و به شهادت رسید! وقتی شهادت همرزمانم را که سال‌ها در کنار هم کار کرده بودیم، می‌دیدم،  روحیه‌ام به شدت تضعیف می‌شد.


افسری داشتم به نام فرهاد ابراهیمی. افسر اطلاعات بود. از منطقه می آمدیم که ما را زیر آتش گرفتند، پایین پریدیم و با هر سختی بود از زیر آتش دشمن گریختیم. او می‌گفت:‌ آرزوی من فقط این است که یک روز بصره را همانطور که خرمشهر را زیر آتش گرفته‌اند، زیر آتش بگیرم. آن موقع آرامش می‌گیرم. او از جان گذشته بود؛ مثل همه!
از ناخدا 2 و ناخدا 3 گرفته تا مهناوی‌ها، همه یکی از یکی شجاع تر و معتقدتر بودند. 
همین قدر باید بگویم که از ملت غیور ایران خواهش می کنم که قدر ارتشیان و نیروهای مسلح، بسیج، سپاه، نیروهای زمینی و هوایی و دریایی را بدانند. واقعا نیروهای رزمی ایران در برابر یک دنیا جنگیدند، نه عراق. عراق تا بن دندان مسلح شده بود و بالگردهای عراقی با موشک‌های فرانسوی کشتی های ما را هدف می گرفتند؛با گاز خردل آلمانی، با سلاح های آمریکایی.
ملت ایران قدر این رزمنده ها را بدانند. همین قدر که نامی از اینها برده شود و قدردانی شود، خیلی دلخوش هستند. کسانی مثل رزمندگان خرمشهر و آبادان. این دوشهر هم برای ما و هم برای دشمن حساس بودند. دشمن تلاش داشت حتماً این دو شهر را بگیرد و رزمنده‌ها همه از جان مایه می‌گذاشتند. من بچه‌های پانزده، شانزده ساله را می‌ دیدم که با انگیزه خیلی زیاد جلو می‌رفتند. به سختی آنها را متوقف می‌کردم که بمانید. شما را بموقع جلو می‌برم. شما سرمایه های ما هستید. شما را نگه می‌داریم و آموزش می‌دهیم و آن وقت مفید خواهید بود. و از دشمن تلفات خواهید گرفت. گردانی از منجیل آمده بود که کوکتل مولوتف داشتند. گفتم کوکتل مولوتف نمی‌خواهیم. ما کسانی می‌خواهیم که توان حمل و بکارگیری سلاح را داشته باشند. اینها را ببرید و در مرکز تفنگداران آموزش بدهید و وقتی سرباز خبره شدند، بیاورید.

______________________________________________________________

منابع:

پایگاه اطلاع رسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران (1 و 2 و 3)

alef.ir

roshanai.ir

military.ir

ganjegang.com


کلمات کلیدی: تکاوران دریایی ،کلمات کلیدی: خرمشهر ،کلمات کلیدی: جنگ ایران و عراق ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
 
تکاوران دریایی یا کلاه سبزهای نداجا
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢  

آشنایی با نحوه آموزش کلاه سبزهای ارتش

 

کلاه سبزها در زمره واحدهای زبده ارتش جمهوری اسلامی هستند که پس از گذراندن دوره های آموزشی دشوار و طاقت فرسا و با دارا بودن تواناییهای جسمی و روانی فوق العاده، آمادگی انجام عملیات ویژه در دریا، کوهستان، جنگل، بیابان، شنزار و... را دارا می باشند.

مرکز آموزش تفنگداران دریایی منجیل، نخستین آموزشگاهی است که در سال 1348 در کشور و با هدف تربیت نیروهای تفنگدار و تکاور برای عملیات‌های واکنش سریع تأسیس شد. گروهی از غواصان قدیمی نیروی دریایی معروف به آب‌بازان نخستین هسته تفنگداران دریایی منجیل را تشکیل دادند، آن‌ها نخستین گروه راهنما و مربی شدند که هر سال تفنگداران و تکاوران به یگان‌های عملیات نیروی دریایی ارتش تحویل می‌دادند.

 بیدارباش

ساعت 4 و 30 دقیقه بامداد است. ارشد دسته با روشن کردن چراغ آسایشگاه و فریاد برپا، همه را بیدار میکند تا آماده ادای نماز صبح شوند.

پس از نماز و صرف صبحانه، تکاوران آموزشی که در طول دوره آنها را دانش آموز خطاب میکنند مشغول نظافت عمومی مثل نظافت آسایشگاه و محوطه بیرون آنجا میشوند و پس از پایان در میدان صبحگاه آماده میشوند تا مراسم را اجرا کنند.

هوا کم کم روشن شده و با سوت مربی، گروه 15 نفره تکاوران فعالیت خود را آغاز میکنند، آنها با 16 کیلومتر دویدن کار خود را شروع میکنند، وقتی بدنهایشان به خوبی گرم شد، نوبت به تمرین در میدان موانع است، محوطه ای بسیار بزرگ که شامل برجهای راپل، ماکتهای شبیه سازی شده شناورهای کوچک و بزرگ، موانع پاندولی، سیم خاردار، حوضچه های آب، رودخانه خروشان و موانع طبیعی دیگر است که عبور موفقیت آمیز از هر یک از آنها نیاز به آمادگی جسمانی بسیار بالایی دارد.

 

 دریادار علیرضا بیاتی، فرمانده آموزشگاه تفنگداران دریایی منجیل میگوید: پس از گزینش و شروع آموزش مقدماتی که 6 ماه به طول می انجامد، از کسانی که در این دوره آموزشی می خواهند آموزشهای تکاوری را فرا بگیرند، تستهایی همچون، آموزش جسمانی، معاینات پزشکی، تست شنا و چند تست تخصصی دیگر گرفته می شود و در صورت قبولی وارد گروه تکاوری می شوند، تکاوری خود نیز یکی از تخصصهای تفنگداری است که به صورت شبانه روزی به داوطلبان آموزش داده می شود، دوره سختی که هر کسی توان گذراندن آن را ندارد و حداقل 6 ماه زمان می برد.

یک تکاور آموزشهای آمادگی جسمانی، تیراندازی، غواصی، راپل و آموزش زبان انگلیسی می بیند، آنها باید توانایی بیدار ماندن برای یک عملیات 48 ساعته را داشته باشند، ضریب هوشی بالا برای طرح و اجرای نقشه های متفکرانه شرط لازم برای تکاور شدن است.

تکاوران یا همان کلاه سبزها در دوره نخست در صورت قبولی موفق به کسب تخصص SBS2  می شوند و در دوره بعدی که آشنایی با غواصی با عمق بسیار زیاد است با فراگرفتن آموزشهای زیرسطحی می توانند تخصص SBS1 را کسب کنند.

 مرحله تاب و توان

در این مرحله تکاوران داخل حفره های پر از آب می شوند و با عبور از داخل آنها وارد حوضچه هایی با عمق بیشتری می شوند و این مرحله سخت که نیاز به قدرت بالای هواگیری در زیر آب را دارد را باید پشت سر بگذارند. اجرای این تمرین در همه فصلهای سال صورت می گیرد.

ناخدا سوم حسینی مقدم که فرمانده آموزش تکاوران است، می گوید: «این تمرین در روزهای سرد و یخبندان زمستان نیز به اجرا درمیآید و تکاوران نیز باید با شکستن یخ حوضچه از آنجا خارج شوند و این مرحله را با موفقیت به پایان برسانند.»

 

 عبور از حوضچه پایان کار نیست، تکاوران آموزشی وقتی از حوضچه بیرون می آیند با لباس خیس و پوتین پر از آب به سوی موانع بعدی می دوند و دویدن در این حالت کار آسانی نیست!

 آرایش آبی

تکاوران خسته نشده اند و به قول خودشان با توجه به این که خیس شده اند ولی تازه گرم شده و هنوز به میانه راه نرسیده اند، آنها باید از رودخانه خروشان عبور کنند و هنگامی که می خواهند از آنجا بگذرند، آرایش خاص نظامی بگیرند و دقایقی را در آن آب سرد سپری کنند و با استتار مخصوص از لابلای گیاهانی که کنار رودخانه قرار دارند به نحوی که دشمن فرضی آنان را نبینند از آنجا بگذرند، این مرحله نیز سختیهای خاص خود را دارد زیرا آب با سرعت زیادی موانع خود را از مقابلش برمی دارد و تکاوران باید آنقدر قوی باشند که تسلیم جریان آب نشوند.

دریادار بیاتی درباره چگونگی تأسیس این مرکز در شهر منجیل و برگزاری این گونه آموزشها، می گوید: «منطقه منجیل موقعیت جغرافیایی ویژه ای برای آموزش تکاوران کلاه سبز دارد، در این منطقه، کوهستان، رودخانه، جنگل، شنزار، موانع طبیعی خاص و باد را به صورت یک مجموعه شاهد هستیم و این عوامل محیطی کمک بسیار خوبی برای آماده شدن تکاوران دارد و یک داوطلب تکاوری با آموزشهایی که فرا می گیرد باید بتواند مأموریتهایش را در محیطهای آبی، کوهستان، جنگل، شنزار و... به خوبی به اجرا بگذارد.»

 شلیک به سیبلها از فراز تپه ها

تکاوران با عبور از تپه های پیش روی خود وارد منطقه ای با پوشش گیاهی زیاد شبیه به یک جنگل می شوند و این مسیر را باید همچون مراحل پیش با دویدن بگذرانند، آنها تاحدودی خسته شده اند و انرژیشان تحلیل رفته است، حالا آنان با دویدن چندکیلومتری باید در منطقها ی که به آن رسیده اند، با 12 فشنگی که در اختیار دارند به سوی سیبلهایی که پیش رو دارند شلیک کنند.

نکته مهمی که در این بخش وجود دارد این است که ضربان قلب تکاوران بالا رفته است، بنابراین تمرکز به روی هدفهایی که مقابلشان است کمی سخت می شود ولی به هر حال باید آنان یاد بگیرند با تمرکز بسیار بالا به سیبلها شلیک کنند و نمره بالایی بگیرند.

پس از پایان تیراندازی تکاوران دوباره همان مسیر را باز میگردند و با طی مسافت چند کیلومتری به موقعیت ابتدایی شان برمی گردند.

تکاوران آموزشی به طور متوسط روزانه بین 16 تا 25 کیلومتر می دوند و بدین صورت آمادگی جسمانی را علاوه بر این که حفظ می کنند بلکه روز بعد باید آمادهتر از پیش باشند.

مربیان حرفه ای نیروی دریایی در طول تمرین با یادآوری و آموزش نکات کلیدی تکاوران را راهنمایی و تا غروب خورشید با آنان تمرین می کنند.
در طول تابستان با گرمای طاقتفرسا و در طول زمستان با سرما و یخبندان آنان مشغول تمرین هستند و فعالیتهایشان به این تمرینها منحصر نمی شود.

 عملیات روانی شبانه

پس از خاموشی و شروع استراحت تکاوران، برنامه دیگری در حال شکل گیری است. شاید دقایقی بعد یا ساعاتی بعد یکی از مربیان آنان را از خواب بیدار کند و آموزشهای شبانه آغاز شوند.

عقربه های ساعت یک بامداد را نشان میدهد که دوباره چراغهای آسایشگاه روشن می شود و این بار آنان با صدای «برپای» مربی از خواب بیدار می شوند و از تختهایشان پایین می آیند، پس از آنکارد تختهای خود به صورت خبردار می ایستند. مربی از آنان میخواهد درباره موضوعی که عنوان می کند تکاوران آموزشی نظر خود را بدهند و درباره آن به تبادل اطلاعات بپردازند.

پرداختن به یک موضوع آن هم ساعت یک بامداد و با پشت سرگذاشتن یک روز سخت و پرکار بسیار مشکل است. این ماجرا بخشی از آموزش است، زیرا آنان باید بدانند در هر شرایطی باید قدرت تصمیم گیری و برخورد با هر اتفاقی را داشته باشند.

تکاوران معمولاً هر شب چنین برنامه هایی را دارند و به قول معروف شبها خواب خوش ندارند و باید همیشه آماده باشند.فرمانده مرکز آموزش تفنگداران دریایی منجیل در رابطه با این گونه آموزشها عنوان می کند: «عملیات در دریا سختیهای خاص خود را دارد و تخصصهای ویژه ای را می طلبد. یک تکاور باید آموزشهای سطحی، زیرسطحی و بالاسطحی را فرابگیرد و بتواند از زیر دریا، بالای دریا یا سطح دریا به دشمن حمله کند، پس باید در آمادگی صد درصد باشد.»

کسانی که وارد این حرفه می شوند ارابتدا می دانند این کار سخت و طاقتفرساست و با عشق و علاقه مثال زدنی این لباس را بر تن می کنند و سختی آموزشها را به جان می خرند تا تکاور شوند و به کشورشان خدمت کنند. تکاوری برای تفنگداران دریایی یک افتخار است و آموزشهایشان هرچقدر به انتهای دوره نزدیک می شوند سخت و سخت تر می شود زیرا آنان در روزهای آخرین باید هر روز بین 20 تا 30 مایل یعنی 50 کیلومتر بدوند تا بتوانند در هر شرایطی موفق شوند.

 تمرینهای ویژه

تکاوران علاوه بر این که هرچند روز یک بار به تمرین تاب و توان می پردازند، تمرینهای دیگری نیز انجام می دهند مثل شبیه سازی شرایط رهایی شناورهای دزدیده شده.

آنان باید از یک صفحه آهنی به ارتفاع 7 متر بالا بروند و خود را به قسمت عرشه برسانند، در ابتدا هریک کوله پشتی همراه با همه ادوات جنگی به وزن 25 کیلوگرم و اسلحه را پس از تحویل گرفتن به خود می بندند و سپس با گرفتن طناب باید با دست خالی و در سریعترین زمان ممکن خود را به عرشه رسانده و دوباره از طناب پایین بیایند و اگر رکوردشان بیشتر از میانگین لازم باشد از ادامه دوره تکاوری بازمی مانند و باید در دوره عمومی یا دوره تفنگداران دریایی مشغول به آموزش شوند.

ناخداسوم حسینی مقدم، فرمانده آموزش تکاوران دریایی در رابطه با آموزشهای دیگر می گوید: «تکاوران هر روز تحت آموزشهای خاصی همچون گذراندن موانع سبک، موانع سنگین، تاب و توان، بازوبست کردن قایق بادشونده به صورت تئوری و عملی و داخل سالن شناور یا سد قرار گیرند که هرکدام از این مراحل روشهای خاص خود را دارد.»

 راپل

تکاوران برای آماده شدن و تمرین حفظ تعادل و بالا و پایین آمدن از یک سازه برای اجرای عملیاتشان باید تمرینهای ویژه ای را در دستور کارشان قرار دهند، یکی از این تمرینها راپل است.

 

کلاه سبزهای آموزشی باید با استفاده از یک طناب چندمتری برای خود یک طنابچه درست کنند و بتوانند از سازه های بلند که ارتفاع 20 تا 30 متری دارند پایین بیایند یا این که از طریق کابلهایی که بین این دو سازه وجود دارد عبور و در بین راه تعادل خود را حفظ کنند و به سلامت به مقر دیگر وارد شوند. این تمرین اهمیت ویژه ای در عملیاتهای واقعی تکاوران دارد.

 موانع سبک و سنگین

کلاه سبزها باید از زیر سیم خاردارها عبور کنند، این مرحله نیز سختی خاص خود را دارد، زیرا ارتفاع سیم خاردارها نسبت به سطح زمین بسیار کم است و آنان باید در کوتاهترین زمان از زیر آنها عبور کنند و به مانع بعدی که پاندولی است برسند.

تکاوران با همراه داشتن کوله های مخصوصی که وزن 25 کیلویی دارند و با همراه داشتن اسلحه ژ3 به موانع پاندولی و با عبور از آنها به طناب معلق می رسند که در ارتفاع 4متری از زمین قرار دارد. آنان باید از این طناب چندمتری بدون آن که آویزان شوند و با یک شگرد بسیار جالب عبور کنند.طی کردن و موفق شدن در هریک از مراحل بسیار مشکل و طاقتفرساست و نیاز به آمادگی جسمانی بالا و به کار انداختن فکر دارد.

 باز و بست کردن قایق بادشونده

یکی از مهمترین فعالیتهای تکاوران آشنایی با تجهیزات مورد استفاده در عملیاتهای شناسایی یا حمله است. آنان گذشته از فراگرفتن غواصی باید با راه اندازی قایق بادشونده به صورت تئوری و عملی آشنا شوند.مربیان کارآزموده ابتدا طریقه استفاده از تجهیزاتی همچون راه اندازی قایق بادشونده را در کلاسهای ویژه به دانش آموزان آموزش می دهند. سپس برای یادگیریهای عملی آنان را به داخل سالنهای مخصوص این کار می برند. در ادامه و در آموزش تکمیلی تکاوران باید باز و بست کردن قایق و استفاده از آن را در سد آبی به اجرا بگذارند.

 آموزش طراحی نقشه عملیاتی

تکاوران گذشته از این که آمادگی جسمانیشان بالا می رود در مهمترین بخش باید بتوانند منطقه عملیاتی خود را بخوبی شناسایی و سپس آن را در مقیاس بسیار کوچک طراحی کنند و آن را به همرزمانشان توضیح دهند.

در این بخش تکاوران باید پس از شناسایی منطقه عملیاتی با هر وسیله ای مثل قوطی، شیشه، گیاه، شاخه درخت و... بتوانند نقشه منطقه را روی زمین ترسیم کنند و در طراحی آن پستی و بلندیها، پوشش گیاهی، قبرستان و هرچیز دیگری که شاید هیچ ارزشی نداشته باشد رسم کنند، سپس نقشه را به افراد دیگر توضیح دهند و آنان را بخوبی توجیه کند.

دریادار بیاتی در تشریح سایر فعالیتهای آموزشی تکاوران میگوید: «برای آموزش کسانی که در راه رسیدن به کلاه سبزی نیروی دریایی هستند آموزشهای تخصصی زیادی ارائه می شود به طور مثال از تجهیزات شبیه سازی شده استفاده می شود و هدف از این آموزشها به کارگیری آنان در سطوح مختلف فعالیتهای عملیاتی است.»

 



دریادار علیرضا بیاتی ، فرمانده مرکز آموزش تفنگداران دریایی نداجا


به گفته او آموزشهای ما بروز است و پس از مدتی آموزشها و تجهیزات به روزرسانی می شود تا تکاوران همیشه در آمادگی کامل باشند و بتوانند در صورتی که دزدان دریایی یا دشمن به یک شناور تجاری یا نفتکش حمله کرد در سریعترین زمان آن را از چنگشان رها سازند.

دریادار بیاتی معتقد است اجرای هر مأموریتی نیاز به تاکتیکهای خاصی دارد و تکاوران با توجه به بهره هوشی بالایی که دارند و آموزشهایی که دیده اند باید در هر شرایط تصمیم ویژه ای بگیرند و موفق شوند.

او میگوید: «اجرای مأموریت در دریا شرایط ویژه و خاصی دارد و از 4 سال پیش تاکنون که با معضل فعالیت دزدان دریایی و حمله آنان به شناورهای تجاری و نفتکشها روبهرو هستیم تکاورانمان در همه مأموریتها موفق بوده اند و آخرین عملیات آنان آزادسازی کشتی تجاری چینی در فروردین ماه سال گذشته بود که در این عملیات 9 تن از دزدان دریایی نیز دستگیر شدند.»

به گفته فرمانده مرکز آموزش تفنگداران دریایی همه عملیاتهای رهاسازی کشتیهای دزدیده شده با موفقیت همراه بوده و نیروی دریایی حملات دزدان در خلیج عدن و دریای سرخ را با شکست روبرو ساخته است.

او می گوید: «هم اکنون تعدادی از تکاورانی که سال گذشته از این آموزشگاه فارغ التحصیل شده اند برای مأموریت به آبهای آزاد در خلیج عدن اعزام شده اند و مأموریتهایشان تا چند ماه به طول میانجامد. دوری از خانواده یکی از مشکلات آنان است که این عزیزان با تحمل آن به ایفای نقش خود می پردازند.»

دریادار بیاتی اضافه می کند: عشق به خدمت در رفتار و کردار سربازان وطن بویژه تکاوران به چشم میخورد، زیرا در عمل می بینیم آنان پس از بازگشت از مأموریت چندماهه و کمی استراحت دوباره خود را برای مأموریتهای طولانی مدت آماده می کنند و گاهی شاهدیم که فرزندانشان به دنیا آمده اند ولی آنان روی دریا در حال انجام وظیفه هستند.

__________________________________________________________________

منابع:

مشرق نیوز

وبسایت روزنامه ایران

ایسنا


کلمات کلیدی: تکاوران دریایی ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: نداجا ،کلمات کلیدی: کلاه سبزها
 
مروری بر تاریخچه پرفراز و نشیب نیروی دریایی ایران
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۸  

 (به پاسداشت هفتم آذر، سالروز عملیات پیروزمند مروارید و روز نیروی دریایی)

  

نهنگها در اندیشه اقیانوس

برای بسیاری از ایرانیان بزرگترین افتخارات کشورشان مربوط می شود به زمان پیش از اسلام به عبارتی عهد باستان ایران زمین. ایرانیان قدرتمندترین امپراطوری ها در جهان را در سده های مختلف و با فواصل گوناگونی را داشته اند اما به جرات می توان گفت بزرگترین و قدرتمندترین این دوره ها زمان هخامنشیان بوده است.
هخامنشیان مردمی بودند در جنوب و جنوب غربی ایران و بر پهنه ی خلیج فارس سکنی گزیده بودند اما همانند بسیاری از مردمان آن روزگار در عرصه نبردهای زمینی و نه دریایی زبده بودند. قدرتمندترین مردمان در عرصه دریا در زمان هخامنشیان را فینقی ها و مصری ها تشکیل میدادند و اولین و شاید طلایی ترین عصر دریانوردی را این مردمان آفریدند که البته در طول تاریخ هر ملتی و هر کشوری آنرا به نام خود ثبت و ضبط نمودند ولی در واقع این مصری ها و فنیقی ها بودند که حرف اول و آخر را در دریانوردی قبل از یونانیان و ایرانیان میزدند اما  با رهبری آگاهانه ی کورش کبیر پدر تاریخی بسیاری از ایرانیان و با درایت و درک درست نظامی، به توانایی محدود نظامی در دریا دست پیدا کنند و با تکیه بر همین نیرو هخامنشیان توانستند بر بزرگترین قدرت های دریایی زمان (مصری ها و فنیقی ها) تسلط پیدا کنند که البته حاصل نوعی عملیات آبی و خاکی بود که نقش نیروی زمینی و نیز دریایی ضعیف (به نسبت رقیب) اما ماهر ایرانی انکار شدنی نیست. اما به هرصورت ایران تا زمان برتری بر مصری ها و فنیقی ها قدرت دریایی قابل ملاحظه ای نداشت و بیشتر اتکا بر روی سواران و سربازان طلایی اش در زمین بود تا دریا.
پس از فائق آمدن بر این مصری ها و فنیقی ها قدرت قابل ملاحظه این دو نیز به امپراطوری هخامنشی اضافه شد و سبب شد که خود را از نیروی دریایی یونان (با تمرکز آتن که مردمانی دریانورد بودند برعکس اسپارتیان که در زمین توانا بودند) جدا کند و به تنهایی به عنوان قدرتمندترین نیروی دریایی در جهان آن زمان تکیه نماید. ایرانیان صاحب کشتی های سه طبقه که قدرتمندترین نوع کشتی در زمان خود به میزان زیاد بودند که برتری عددی و نیز قدرت دوام بدنه و... را برای ایرانیان به ارمغان می آوردند. کشتی های دو طبقه با دو ردیف پارو نیز در نیروی دریایی آن زمان موجود بود که به نوعی ستون فقرات نیروی دریایی را تشکیل میداد.

 به همین دلیل اولین پیدایش نیروی دریایی ایران را به زمان هخامنشیان نسبت می دهند،  در آن زمان به علت گسترش امپراتوری پارس و نبرد با دشمنان دیرین (یونانیان ) که در آن سوی دریای سیاه سکونت داشتند باعث ایجاد نیروی دریایی دوباره منظم شده و ملحق شده با قدرت مصری ها و فنیقی ها شد و اولین زورآزمائی واقعی نیروی دریای ایران به زمان خشایار شاه فرزند داریوش کبیر باز میگردد(البته قبلا هم درگیری هایی بود اما نه به این وسعت) ایران به دلیل حمله ی یونان به لیدی که ایران تمامیت ارضی این کشور خراجگزارش را محترم میشمرد به یونان لشکر کشید ، این بزرگترین لشکرکشی تاریخ تا بدین روز بوده.نفرات لشکر ایران به گفته مورخین در حدود 80 هزار نفر بوده است و کشتی های اریانی که از راه دریا وارد جنگ شده بودند در حدود 1200 کشتی (البته نباید فراموش شود که همواره مورخان در اینباره گزافه بسیار گفته اند چه در تعداد کشتی ها و چه نفرات که گاه تا یک میلیون نفر و بیشتر نیز برخی آمار پیش رفته اند)
به ابتکار خشایارشاه پلی از قایق ها نیروی ارتش را به ان سوی دریا انتقال داد و سرانجام در دریای ارتمزیوم نبردی اغاز شد ایرانیان پیروز بیرون امدند در آن زمان ایران از کشتی های مصری و بعضا یونانی بهره میبرد در پی این جنگ اتن سقوط کرد و معبد اکروپلیس به اتش کشیده شد.
 آتن نماد قدرت دریایی یونانیان بود هرچند این شکست برای یونان یک شکست کوتاه مدت محسوب میشد زیرا قبل از حمله ی ایران به یونان شخصی به نام تمیستوکلیس دستور ساخت حداقل 200 فروند کشتی سه طبقه (سه پارویی) را از بزرگان حاکم بر یونان و آتن و با تامین هزینه از دولت شهرهای مختلف یونان گرفته بود که سرانجام همین کشتی ها با مخلوط شدن با شانس و قضا و قدر و اتفاقات محیط نبرد و نیز اشتباهات فرماندهی ایرانیان باعث شکست ایران در نبردی به نام سالامیس و در مکانی به همین نام  به سختی شد.


طرحی از یک کشتی باستانی ایرانی

در سالامیس خاطره ای تلخ بوجود امد جزیره سالامیس تحت محاصره نیروی دریایی ایران بود که یک دستور اشتباه منجر به تغییر سرنوشت شد(شرح این نبرد و نیز دیگر نبردهای تاریخی ایران با یونان بسیار دراز است و حقا در ده کتاب جداگانه هم قابلیت بیان کامل را ندارد اما برای دریافت و درک بهتر و درست این نبردها به سلسله کتابهای دکتر امیرمهدی بدیع با نام یونانیان و بربرها مراجعه نمایید).
 کشتی ها زیراتش سنگین یونانیان دوام نیاوردند و با وجود تمام رشادتها ایرانیان شکست خوردند این دو جنگ بزرگ هنوز در خاطره تاریخ باقیست.
پس از اتمام سلسله نبردهای ایران و یونان به استراتژی ورای قدرت نظامی در دریا و زمین برای آنان روی آورد که استراتژی طلایی (سکه ی طلا) مشهور شد و از این پس بود که به مرور نیروی دریایی در ایران کم رنگ تر و کم رنگ تر شد و نیازی به وجودش به صورتی که در اوایل درخشش امپراطوری هخامنشیان بود دیده نشد و در صورتی هم که عزمی برای تقویت مجدد نیروی دریایی بود با شکست به دلایل مختلف مواجه میشد.
لامز به تذکر است که هخامنشیان از نظر اقتصادی در بین تمامی امپراطوری های ایران در طی تاریخ جز قدرتمندترین ها بودند و از نظر بنیه مالی با مشکل چندانی رو به رو نبودند هرچند این به معنای عالی بود وضع اقتصاد ایرانیان نیست چون حتی در ایران هخامنشی نیز به ندرت و به سختی میشد سکه ی طلا ضرب نمود که آن هم برای امور بسیار حیاتی بود. داشتن سکه ی طلا نشانه ی قدرت در بین کشورها در آن زمان مسحوب میشد.

پس از افول امپراتوری هخامنشی و روی کار آمدن سلوکیان اصالتا مقدونی یونانی نیروی دریایی ایران نیز از یادها رفت و حتی با آمدن امپراطوری اشکانی و سپس ساسانی نیز دیگر یارای ساختن نیروی دریایی را نداشتند و یا نخواستند و بیشتر بر عرصه نیروی زمینی تکیه میکردند که نتایج حاصل از آن را میشود خارق العاده خواند زیرا با تکیه بر نیروی زمینی ایران بسیاری از زمین های از دست رفته پس از هخامنشیان را بازپس ستاند و یا دوباره خراج گزار نمود و در این بین عنصر نیروی دریایی کم رنگ بود. نکته مهم دیگر اینکه همانطور که هنر شمسیرسازی را هر ملتی که کشف میکرد و آنرا به عالی ترین سطح میرساند میتوانست در بین دیگر حکومت ها آقایی کند هنر کشتی سازی و ساخت کشتی قوی نیز محدود به چند منطقه جغرافیایی و حکومتی بود که ایران به لطف مصری ها و فنیقی ها توانایی ساخت کشتی های عالی را داشت اما با از دست رفتن مصر و فنیقیه و عدم زیرساخت های لازم در مناطق اصلی ایران (مناطق جنوبی ایران) ایران کشتی های نظامی مناسبی را نتوانست بسازد  هرچند در تامین هزینه و نیز علل ساخت آن نیز مشکلات وافر وجود داشت.

نیروی دریایی در عصر صفویه و افشاریه

به طور خلاصه می توان گفت ایران درگذر تاریخ به دلیل بوجود امدن مشکلات و درگیری های داخلی شیرازه ی نیروی دریایی اش از هم پاشید بشکلی که با وجودی که بیش از 2000 کیلومتر از سواحل خلیج فارس و دریای عمان در اختیار ایران بود مدتها نیروی دریایی نداشت و این مدتها ادامه داشت (شاید نیازی هم نبود) ولی منجر به این شد که در سده های 17 و 18 پرتغالی ها بیش از 100 سال در خلیج فارس مستقر گردند تا در اخر هم شاه عباس با کمک ناوگان انگلیسی موفق به بیرون کردن انها از جزایر خلیج فارس شد ولی این هم درس عبرت نشد و صفویان هم به فکر نیوری دریایی کارامد نیافتادند و این بی فکری در دوران شاه سلطان حسین که خود فردی ناکارامد بود بخوبی خود را نشان داد ، سواحل دریای خزر سقوط کرد و روسها به خود جرات دادند به خاک ایران حمله کنند.
با به قدرت رسیدن نادرشاه نیاز به نیروی دریایی مورد بحث قرار گرفت و از کشورهای انگلیس و هلند درخواست خرید ناوهای جنگی شد که با ملاحظات سیاسی این کشورها رد شد ولی اینبار عزم ایران جدی بود، به هرصورت به فرمان نادرشاه 20 فروند کشتی ساخته شد و جهت تسخیر مسقط و سرکوب ددزان دریایی مورد استفاده قرار گرفت ، لازم به ذکر اسن این کشتی ها اولین کشتیهای مجهز به توپ های موسوم به توپهای نادری بود ، پس از رسیدن به سواحل جنوبی و غربی مسقط را تسخیر کرده و باقی دزدان دریایی را سرکوب نمودند.

نیروی دریایی در عصر قاجار

در زمان قاجار باز نسبت به نیروی دریایی بی توجهی شد. البته در زمان ناصرالدین شاه اولین کشتی های جنگی به معنای واقعی به نامهای پرسپولیس و شوش خریداری شدند و تعداد دیگری هم در زمان مظفرالدین شاه خریداری شد. همچنین در سالهای بعد چهار ناو با نامهای اذربایجان ، خراسان ، مازندران  و گیلان نیز به ناوگان حراست از سواحل پیوستند ولی به دلیل رسیدگی نشدن به این کشتی ها همگی از خدمت خارج شدند و از این پس عملا نیروی دریایی ایران قدرت خود را در خلیج فارس از دست داد و نیروی دریایی انگلیس قدرت را در دست گرفت.
سالهای 1290 تا 1304 را باید غم انگیزترین سالها در تاریخ نیروی دریایی ایران دانست به شکلی که بی توجهی به نیروی دریایی ایران به حدی رسید که در سواحل شرقی خلیج فارس امنیت به کل از بین رفت و اختیار امور با قاچاقچیان و دزدان بود.
سالها ایرانیان با این درد و رنج که از نعمت یک نیروی دریایی قوی بهره مند نیستند به دلایلی چون : عدم زیرساخت سازی بنیادی و عدم علاقه و نیز عدم توانایی اقتصادی در ساخت و نگه داری اینگونه تسلیحات دست و پنجه نرم میکردند و شاید بشود علت فقر و نیز شکست های بسیار ایران در طی دوره تاریخی پس از اسلام تا زمان حال را در نداشتن نیروی دریایی کارآمد دانست زیرا از زمان باستان، سیاست دریایی یونانیان حکمفرما بود به این معنی که امپراطوری قدرتمند با تکیه برنیروی دریایی حاصل میشود و لاغیر ، اصل بنیادی که بریتانیای کبیر با توجه به تمامی عوامل پیرامون کشورش و توانایی هایش آنرا سرلوحه خود قرار داد و امپراطوری دریایی را به وجود آورد و قبل و بعد و پیش از بریتانیا کشورهایی چون پرتغال هلند اسپانیا و.. به این اصل که تا پس از پایان جنگ جهانی دوم بر جهان حاکم بود وفادار بودند.
در این زمان ایران به دلیل نداشتند نیروی دریایی خسارات جبران ناپذیری را متحمل شد.

نیروی دریایی در عصر رضاشاه

در سال 1302 هجری شمسی، نیروی دریایی ایران به طور رسمی مجدداً تاسیس گردید. در سال 1303 رضاخان نخست وزیر وقت در سفری که به خوزستان داشت به نیاز ایران به نیروی دریایی کارامد واقف شد، سرانجام در اسفند همان سال کشتی کوچک مظفری به عنوان اولین کشتی رسمی نیروی دریایی فعال شد و درجات و رتبه بندی ها و یونیفرم رسمی نیروی دریایی طراحی گردید.سال بعد کشتی 60 تنی تحت عنوان سفید رو که قبلا متعلق به شیلات بود نیز به این نیرو پیوست و نامش به نهنگ تغییر یافت.

در سال 1304 اولین ناوچه 141 تنی مین روب از آلمان تحویل گرفته شد و تحت عنوان پهلوی و بعدها تحت عنوان شاهین عملیاتی گردید. با موفقیت نیروی دریایی در جنوب کم کم فکر شکل گیری آن در شمال هم به واقعیت  می پیوست.البته مدتها طول کشید تا اولین ناوچه های توپدار ساخت المان به شکل قطعات به ایران صادر گردد که این ناوچه ها در دستگیری شیخ خزعل موفق بودند ، کشتی تفریحی شیخ خزعل که اهدایی بریتانیا بود بعدها به کشتی اموزشی افسران تبدیل شد.

در سال 1306 رسما بودجه ی نیروی دریایی تصویب و دفتر آن زیرنظر نیروی زمینی فعال شد. در همین سال دانشجویانی جهت تحصیل علوم دریایی به ایتالیا اعزام گردیدند و چند فروند ناو جهت ساخت به ایتالیا سفارش گردید.در سال 1311 ناوهای ببر، پلنگ، سیمرغ و کرکس تحت فرماندهی ناخدا بایندر از طریق کانال سوئز، دریای سرخ، اقیانوس هند و دریای عمان عازم خلیج فارس شدند ودر 14 آبان 1311 در بوشهر لنگر انداختند و با خرید یک حوض شناور 6000 تنی جهت تعمیرات زیرآبی و ایجاد آموزشگاه درجه داری و پایگاه‌های دریایی، نیروی دریایی یگان‌های خود را در دریای مازندران توسعه داد.
تا قبل از جنگ دوم جهانی، نیروی دریایی در شمال دارای تعمیرگاه و ناوچه‌های بابلسر، سفید رود، گرگان، نهنگ، رامسر، نوشهر و شهسوار و قایق‌های کوچک آتش نشانی بود ودر جنوب دارای ستاد فرماندهی، آموزشگاه مهناوی، کشتی یدک بر، حوض شناور، تعمیرگاه ثابت و متحرک، دو فروند نفت کش، بنگاه فانوس‌های دریایی، مرکز تدارکات بنادر و اداره بندری بندر شاهپور سابق و ناوهای ببر، پلنگ، شهباز، سیمرغ، کرکس، شاهرخ، دو گروهان نیروی آبخاکی، ناوچه‌های شاهین، چلچله، کارون، کهف و ناوچه‌های راهنما و ناوچه‌های شماره 1 الی 10 بود.

تصویری منتسب به ناو پلنگ

روند رشد نیروی دریایی تا شهریور 1320 و شروع جنگ جهانی دوم به خوبی در حال پیشرفت بود. با شروع حمله متفقین به قصد تصرف ایران در شهریور 1320نیروی دریایی اولین نیرویی بود که ناخواسته زیرحملات شدید نیروی دریایی انگلستان قرار گرفت و تقریبا سنگین ترین بها را نسبت به سایر قوای نظامی را نیز نیروی دریایی با  از هم گسیخته  شدن شیرازه سازمانی خود پرداخت.
 در سوم شهریور 1320 در یورش متفقین به ایران، نیروی دریایی مقاومت قهرمانانه‌ای ازخود نشان داد که منجر به غرق شدن ناوهای ببر و پلنگ وتعدادی از ناوچه‌ها وشهادت دریابان بایندر فرمانده نیروی دریایی و 600 نفر از افسران، درجه داران و ناویان گردید.

با صدور فرمان ترک مخاصمه شیرازه امور از هم پاشید ، کلیه ناوگان آن توسط انگلیس مصادره شد و به خاور دور فرستاده شد.

نیروی دریایی در زمان پهلوی دوم

در سال 1325 بعد از جنگ جهانی دوم و ملاقات سران متفقین در تهران و شناسایی ایران به عنوان پل پیروزی، دو فروند ناو به منظور غرامت ببر و پلنگ به ایران داده شد ونیروی دریایی ایران با داشتن ناوهای شاهرخ،شهباز، سیمرغ، کرکس و چند فروند یدک کش به همراه باقی مانده کارکنان مجدداً پا گرفت.

در سال 1326 نیروی دریایی فعالیت جدی خود را از سر گرفت. در نتیجه مجددا روند بهبود نیروی دریایی ادامه پیدا کرد ، با پیوستن ناوشکن های سنگین مانورهای نیروی دریایی رو به گسترش گذاشت.
لازم به تذکر است که پس از جنگ جهانی دوم استراتژی تاریخی ملقب به یونانیان یعنی امپراطوری دریایی به کناری وانهاده شد و استراتژی برتری هوایی به میان آمد که معنایش آن بود هرکشوری بتواند برتری هوایی در نبرد به دست بیاورد توانایی رقم زدن برد را به نام خودش خواهد داشت و خوب ایران تازه در این زمان بود که به فکر نیروی دریایی و هوایی خود افتاد.

در سال 1340 تیمسار دریابان فرج الله رسائی فرمانده وقت نیروی دریایی گردد ، در این تاریخ به دلیل معادلات خاص سیاسی گسترش نیروی دریایی در اولویت اول قرار گرفت.
از جمله ی این دلائل می توان به :
1.موقعیت جغرافیائی ایران و خلیج فارس
2.توسعه ی تولیدات نفتی در خاورمیانه و افزایش صادرات نفت ایران
3.تهدیدات ناشی از توسعه طلبی شوروی در کلیه نقاط حهان به خصوص خاورمیانه
4.از همه مهمتر اینکه ایران میخواست استقلال نظامی خود را بطور کامل باز پس بگیرد و به یکی از قدرتهای خاورمیانه بدل شود
به همین منظور طرح های گسترش به سرعت فراهم شد و پایگاه هایی در خلیج فاس و دریای عمان ایجاد گردید(البته می توان به علاقه ی شاه برای گرفتن جای نیروی دریایی انگلستان که به تازگی در حال خروج از خلیج فارس بود نیز دانست)
مصادف با 1351 نیروی دریایی ایران سرانجام پس از 40 سال تاسیس خود توانست از پایگاه قدیمی خود در خرمشهر خارج گردد و ناوگان آن به پایگاههای جدید واقع در بندرعباس و بوشهر انتقال یافت.

طرح های گسترش این بار با سرعت هرچه تمامتر پیش می رفت تعداد زیادی هواناو و ناوچه و ناوشکن سفارش داده شد. ایران تا سال 57 (و تقریبا هم اکنون) بزرگترین یگان هواناو جهان را در اختیار داشت و با 25000 پرسنل بزرگترین نیروی دریایی منطقه بود.ناوگان نیروی دریایی تا این زمان گسترش قابل توجهی یافته بود استعداد این نیرو در این زمان بدین ترتیب بود:

 3 فروند ناوشکن موشک انداز سنگین آرتمیس ، ببر ، پلنگ (که بعدها رزمناو آرتمیس با نام دماوند مجددا نامگذاری شد) و 4 ناو محافظ میان وزن (Frigate) و 27 ناوچه گشتی (FAC) 10 تنی ، 4 کشتی مین جمع کن بزرگ و 2 فروند کوچک ، 4 لندیگ کرافت  و 6 فروند لندیگ شیپ مخصوص حمل تانک ، 2 فروند ناو لجستیکی اقیانوس پیمای بزرگ (با قابلیت فرود هلی کوپتر) و 1 ناو تعمیرات و پشتیبانی ، 13 یدک کش و کشتی آتشنشانی (گفته می شد سه فروند زیردریایی دست دوم کلاس تانگ هم از امریکا خریداری شده و با نام احتمالی کورش در دست تحویل است) و قایقهای تندرو و ....
همانطور که گفته شد ایران بزرگترین یگان هواناو جهان را در اختیار داشت و از لحاظ نفری قادر بود یک گردان نظامی کامل را ظرف 25 دقیقه در جنوب خلیج فارس مستقر کند.

یکی از هاورکرافتهای مشهور ایرانی

 از نظر یگان  هوادریا استعداد این نیرو شامل 50 هلیکوپتر و 12 هواپیمای ترابری تاکتیکی F-27 می گردید که البته این نیرو با 6 فروند هواپیمای گشت دریایی P-3F اوریون نیروی هوائی پشتیبانی می شد.
افزایش روزافزون ناوگان نیروی دریایی ایران باعث افزایش بیش از پیش قدرت دریایی ایران بود با افزایش مداخلات نظامی ایران در کشورهای خارجی همچون سرکوب ظفار ، انتقال پنهانی نیروی پشتیبانی از اکراد که مانع شرکت عراق در جنگ اعراب علیه اسرائیل شد و حفظ امنیت چاه های نفت نقش ویژه ایی یافت.

با افزایش قیمت نفت و افزایش درآمد نفتی کشور سفارشات گسترده ایی داده شد از جمله 8 زیردریایی Type 209 به المان و 4 ناوشکن (ناوشکن های کلاس کوروش) به امریکا ، 12 ناوچه سریع السیر از فرانسه و 14 هاورکرافت به انگلیس (علاوه بر یگان های هوادریای فعال) نیز سفارش داده شد که به دلیل وقوع انقلاب برخی از این قراردادها کنسل شد (به عنوان مثال 12 ناوچه کلاس  Combattante IІ فرانسوی در حال تحویل بود که با وقوع انقلاب تحویل آنها متوقف گردید البته نهایتا با شکایت ایران مابقی ناوچه ها تا 1982 تحویل ایران شدند اما ناوهای کلاس کوروش پس از کنسل شدن با نام کلاس KIDD به نیروی دیایی امریکا پیوست)

  

ناوهای کلاس KIDD

 

نیروی دریایی پس از انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، تحول عظیمی در نیروی دریایی ایجاد شد. اعزام دانشجو به صورت همگانی به خارج از کشور متوقف و دانشگاه علوم دریایی با چهار دانشکده ناوبری و فرماندهی کشتی، مهندسی برق و الکترونیک و مخابرات دریایی، مهندسی مکانیک دریایی و رشته مدیرت و کمیسر دریایی تاسیس گردید.مراکز آموزش‌های تخصصی در انزلی و رشت توسعه یافتند و دانشکده فرماندهی و ستاد نیروی دریایی پا گرفت.

کمتر از یک سال پس از وقوع انقلاب اسلامی جنگ آغاز شد و در روزهای اولیه جنگ عراقی ها با پشتیبانی توپخانه و ناوچه های موشک انداز روسی پایگاه دریایی خرمشهر را غیرفعال کردند و تعدادی از شناورها و ناوهای مستقر در پایگاه را غرق کردند.

در آغازین روزهای هجوم دشمن، تکاوران پایگاه دریایی خرمشهر به همراهی دانشجویان دانشکده افسری و نیروهای مردمی مدافعین اصلی شهر خرمشهر بودند. همزمان با تجاوز دشمن، گردان یکم تکاوران و همافران دریایی اعزامی از بوشهر نیز برای کمک به تکاوران دریایی خرمشهر در پایگاه دریایی آن شهر مستقر گردیدند. گردان مذکور با کمک سایر نیروهای مستقر در خرمشهر توانست نقش مؤثری را در کند کردن پیشروی ارتش عراق ایفا کند.

در اثر تشدید حملات و حجم آتش سنگین توپخانه عراقی، خرمشهر محاصره شد، لیکن تکاوران دریایی به اتفاق دانشجویان دانشگاه افسری و نیروهای مردمی و بسیجی با تجهیزات سبک خود توانستند، مدت 34 روز در مقابل دشمن مقاومت کنند. زمانی که شهر خرمشهر و پل‌کارون به اشغال عراقیها در آمد، تکاوران دریایی حدود200 نفر از رزمندگان بسیجی و مردمی را توسط قایق از حلقه محاصره دشمن رهانیدند و طرح اشغال 3 روزه خرمشهر توسط نیروهای بعثی را ناکام گذاردند. پس از محاصره آبادان نیز نیروی دریایی به ویژه هواناوها و بالگردهای هوادریا نقش مهمی در پشتیبانی نیروها در آبادان ایفا کردند.

عراق از آغاز جنگ، سکوهای نفتی، اسکله ها و تاسیسات دریایی، شناورهای حامل کالا به مقصد بندر امام خمینی، جزایر ایرانی خلیج فارس و به ویژه جزیره خارک را آماج حملات خود قرار داد. ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی ارتش نیز ماموریت داشتند تا با حضور در این منطقه علاوه بر مراقبت از سکوهای نفتی ایران در صورت حضور یگان های دریایی دشمن نسبت به انهدام آن ها اقدام نمایند.

در دو ماه نخست جنگ نبردهایی بین طرفین به وقوع پیوست که با پیروزی ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی و انهدام یا فرار واحدهای دشمن خاتمه یافت. در نتیجه این نبردها یگان های دریایی دشمن از رویارویی با ناوچه موشک انداز پرهیز نموده و به مخفی گاه های خود خزیده بودند. در آبان ماه سال 1359 با اجرای دو عملیات اشکان و شهید صفری علیه سکوهای البکر والامیه که ترمینال های بزرگ نفتی دشمن برای صدور نفت آن کشور می باشد تاسیسات سکوهای مذکور منهدم شدند. به این ترتیب دشمن از امکان صدور نفت از طریق این سکوها محروم و از نظر اقتصادی در تنگنا قرار گرفت.

گرچه سکوهای نفتی البکر و الامیه عراق کاملاً منهدم گردیده بود، لیکن آن سکوها به عنوان پناهگاه ناوچه‌های عراقی، مقر کنترل تحرکات دریایی و ارسال گزارشهای لازم به پایگاه اصلی همواره مورد استفاده دشمن قرار می‌گرفت، لذا به منظور انهدام مجدد سکوهای مذکور و تاسیسات نظامی آنها، مقدمات اجرای عملیات مروارید از تاریخ 26/8/1359 شروع و در روزهای 5 و 6 و7 آذر ماه 1359 با پشتیبانی نیروی هوایی ارتش به مرحله اجرا در آمد.

در نتیجه این عملیات، عمده نیروی دریایی عراق منهدم و  مابقی یگانهای دشمن در بنادر ام‌القصر و بصره محبوس شدند، امنیت خطوط مواصلاتی خودی تامین،
صادرات نفتی عراق از پایانه‏های نفتی البکر و الامیه متوقف و سیادت نیروی دریایی ایران تا پایان جنگ بر خلیج‏فارس و دریای عمان تضمین شد. انجام موفقیت آمیز عملیات مروارید که با حضور پررنگ ناوچه پیکان شکل گرفت، موجب شد تا این روز به نام نیروی دریایی نامگذاری شود.

نیروی دریایی در طی جنگ، ده هزار فروند کشتی تجاری را به بنادر ایران اسکورت نمود که در این بین تنها چند صد فروند آن‌ها مورد اصابت موشک‌های هواپیمای دشمن قرار گرفتند که کارنامه بسیار درخشانی در جنگ‌های دریایی قلمداد می‌گردد و از سویی امنیت خطوط مواصلات دریایی خلیج فارس، دریای عمان و شمال اقیانوس هند را همواره برقرار نمود.

نبرد نابرابر با نیروی دریایی آمریکا

با تداوم جنگ و آغاز جنگ نفتکشها، کشورهای فرامنطقه ای به ویژه آمریکا دست به تقویت حضور نظامی خود در منطقه خلیج فارس زدند و با تشدید تنشها، نیروی دریایی آمریکا به طور مستقیم با نیروی دریایی ایران رویاروی شد. این درگیری در سطح نبردهای منطقه‌ای کم سابقه بوده است.

در 29 فروردین 1367، ناوگان نیروی دریایی  ایران با نیروی دریایی آمریکا نبردی در خلیج فارس درگیر نبردی نابرابر شد که به غرق شدن ناوشکن سهند و ناوچه جوشن انجامید و در این میان ضرباتی نیز به نیروی دریایی آمریکا وارد گردید، از جمله اصابت ناوشکن ساموئل بی رابرتز به مین، غرق شدن یک فروند کشتی لجستیکی و سرنگونی یک فروند بالگرد آمریکایی.

ناو سهند آماج موشکهای آمریکایی

خسارت ایران در این درگیری سنگین بود. علاوه بر ناو سهند که در نتیجۀ اصابت 9 موشک در آب های خلیج فارس غرق شد، ناو دیگر ایران موسوم به سبلان نیز در این برخورد دریایی آسیب فراوان دید و تا سال 1990 در دست تعمیر بود.

با پایان جنگ، نیروی دریایی ایران هر جند تنی رنجور و زخم خورده از جنگ هشت ساله و نبرد با قدرتمندترین نیروی دریایی دنیا داشت، اما از اینکه توانسته بود از کیان ایران دفاعی جانانه داشته باشد، به خود می بالید و با کوله باری از تجربیات که در کوران حوادث به دست آورده بود، روند بازسازی و نوسازی را آغاز کرد.

پس از جنگ

پس از پایان جنگ با عراق، ایران قصد داشت در صورت امکان به خرید چند ناوچه از بریتانیا اقدام کند. این تلاش به دلیل وجود تحریم های نظامی علیه ایران به نتیجه نرسید و حتی روسیه نیز در آن زمان پیشنهاد اولیه ایران برای خرید دو ناو شکن را رد کرد.
با توجه به محدودیتهای خرید خارجی، ایران با پیروی از سیاست مشابه ای که در سایر نیروهای مسلح ایران نیز اتخاذ شده بود، تولید ادوات مورد نیاز نیروی دریایی با تکیه برآمیزه ای از ظرفیت های داخلی و مدل ها و قطعات وارداتی را آغاز کرد.
خرید و دریافت تدریجی سه فروند زیر دریایی دیزلی کیلو کلاس از روسیه، و تجهیز قایق های توپدار ساخت سوئد و چین تا حدودی ظرفیت های از دست رفته نیروی دریایی ایران را جبران کرد. همزمان، تکیه برتولیدات داخلی نیز ادامه یافت که شاید اوج آن را بتوان ساخت ناوشکن (ناو محافظ جماران) دانست.

یکی از 3 فروند زیردریایی کیلوکلاس که در سال 1991 به ناوگان دریایی ایران پیوستند

پیش از اتمام طرح ساخت جماران، ایران به تولید دو فروند ناوچه کوچکتر موسوم به کلاس "سینا" مبادرت ورزیده بود. این ناوچه ها با کپی برداری از نمونه های فرانسوی موسوم به " لاکامبتان" تولید شده اند و سرعت واقعی آنها در حدود 38 گره دریایی، یعنی 10 گره دریایی کمتر از میزان اعلام شده است. از این نوع ناوچه ها ایران 12 فروند خریداری کرده بود که دو فروند آنها در جریان جنگ غرق شد.

پیش از تکمیل ناو جماران، تولید ناوچه های سبک پس از برخورد یک ناو آموزشی ایران، موسوم به حمزه (که به علت نداشتن سایر تجهیزات دریایی مسئولیت گشت زنی در آب های ساحلی خزر را بر عهده گرفته بود) با یک شناور جنگی جمهوری آذربایجان که وارد آب های ایران در دریای خزر شده بود، آغاز شد. تا کنون دو فروند ناوچه سبک ( 275 تنی ) موسوم به جوشن و پیکان ساخته شده اند. این ناوچه ها به توپ های دریایی نوع فجر تولید داخلی مجهز و از قابلیت عملیاتی مناسبی بر خوردارند. علاوه بر افزودن به تعداد ناوچه های سبک از نوع جوشن، بکار گرفتن زیر دریایی های سبک ساخت ایران نیز در آب های خزر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به شرایط آب های خزر، زیر دریایی های سبک ساخت ایران که با الگوبرداری از تکنولوژی کره شمالی تولید می شوند برای استفاده در این دریا مناسب هستند.

ناو سنگین تر موسوم به جماران که در جنوب بکار گرفته شده بر اساس ناوهای نوع سام ساخت بریتانیا تولید شده است. البته در تولید آن نسبت به نمونه بریتانیایی تغییرات اندکی نیز صورت گرفته که مکان نشستن یک فروند هلیکوپتر از جمله این تغییرات است. نصب موشک ضد کشتی "نور" ساخت ایران با برد حدود 200 کیلومتر که از نوع موشک های ساخت چین موسوم به سی-803 است به قابلیت این ناو افزوده است. این نوع ناوچه ها را در ایران کلاس الوند نام داده اند. از این نوع شناورها، ایران پیش از انقلاب 4 فروند از بریتانیا خریداری کرده بود که سه فروند آنها با سن بیش از چهل سال همچنان در آب های جنوب فعال اند.

ایران بعد از جنگ با عراق، علاوه بر سه فروند زیر دریایی روسی کیلو کلاس، 10 فروند شناور سبک نوع هودانگ چینی نیز که با استفاده از تکنولوژی مدل های روسی موسوم به اوزا ساخته شده دریافت کرده است. همچنین قرار بوده است که یک ناو دیگر مشابه جماران کلاس "الوند" نیز در سالهای اخیر تکمیل گردد.

در آذرماه 1392، ناو‌های لاوان و سیرجان به همراه چند فروند بالگرد و هواناو به بدنه نیروی دریایی ملحق شدند. همچنین ناوچه های موشک‌انداز نیزه و تبرزین نیز پس از 15 سال غیر عملیاتی بودن، عملیاتی شده و در آذرماه 1392 به ناوگان نیروی دریایی پیوست.

نیروی دریایی ایران در سالهای اخیر حضور خود را در آبهای بین المللی گسترش داده و با اعزام ناوگروههایی به خلیج عدن و تنگه باب المندب در زمینه مبارزه با دزدان دریایی فعال بوده است. همچنین این نیرو در بلندمدت درصدد است دامنه حضور خود را به سایر دریاههای آزاد گسترش دهد.

بی گمان به واسطه شرایط خاص ژئوپلتیکی ایران و داشتن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای خزر و حضور رقبا و دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای، نیروی دریایی یکی از ارکان اساسی حفظ و تثبیت جایگاه  ایران در منطقه خاورمیانه و غرب آسیاست. هر چند نیروی دریایی تا رسیدن به شرایط آرمانی راه درازی در پیش رود دارد، اما حتی نفس اندیشیدن به حضور در آبهای دوردست مانند اقیانوس اطلس نیز می تواند انگیزه ای برای تلاش پیگیرتر برای ساختن نیروی دریایی قدرتمندتر باشد.

_______________________________________________________________

منابع:

newcoy.persianblog.ir

airnaval.blogfa.com (نویسنده: محمدحسین جهان پناه)، با تشکر از آقای ادیب نوروزی

aja.ir

مجله جنگ افزار

گردآوری و تنظیم: وبلاگ هوانورد (کاوه)


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: تاریخچه نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: عملیات مروارید ،کلمات کلیدی: ناوچه پیکان
 
داستان پرماجرای تحویل ناو خارک به ایران
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٤  

در ماههای نخستین جنگ، ایران به دلیل تحریمهای اقتصادی و نظامی بین المللی ناشی از حادثه گروگان گیری در سفارت آمریکا به شدت از نظر تامین جنگ افزار تحت فشار بود. در رابطه با لندن، تهران خواهان دریافت لوازم یدکی و تجهیزات فنی برای جنگ افزارهای ساخت بریتانیا و همچنین دریافت تجهیزات نظامی خریداری شده بود که به دلیل اعمال تحریمها از تحویلشان به ایران خودداری شده بود.

مهمترین این موارد تجهیزات اضافی و لوازم یدکی تانکهای زرهی چیفتن (Chieftain Tanks) و تانکهای کوچک و سبک سوار زرهی اسکورپیون (Scorpion Light Tanks) و همچنین چهار ناو سفارش شده در سالهای قبل از انقلاب بود که دست کم یکی از آنها (ناو خارک) توسط شرکت سازنده آماده تحویل به ایران شده بود.

به ادعای مقامات بریتانیایی، از جمله اظهارات سر جان گراهام سفیر فراخوانده شده به لندن در دیدار روز ١۶ اکتبر/ ٢۴ مهر با سیف الله اهدایی کاردار سفارت ایران، ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای بین المللی ارتش در حکومت پهلوی روز ششم فوریه ١٩٧٩/ ١٧ بهمن ١٣۵٧ و تنها پنج روز قبل از پیروزی انقلاب، بیشتر قراردادهای نظامی ایران و بریتانیا را فسخ کرده بود.

اگرچه سیاست رسمی و اعلام شده بریتانیا در جنگ ایران و عراق، بی طرفی بود، ولی کرینگتون وزیر خارجه بریتانیا ابایی از ابراز این نکته نداشت که: «در جایی که ما مجبور به انتخاب شویم، باید جانب عراق را بگیریم ... تا زمان ارزیابی روابط خود با عراق و آزاد شدن اتباع زندانی مان در ایران، ما نباید با آزادی زود هنگام ارسال جنگ افزار به ایران موافقت کنیم، حتی در مواردی که پول خرید آنها قبلا پرداخت شده، از جمله ناو خارک و قطعات یدکی و تجهیزات تکمیلی تانکهای چیفتن و اسکورپیون به بهای ١٨ میلیون پاوند است.»

توجیه مقامات بریتانیایی این بود که به دلیل قطعنامه های شورای امنیت و حکم دادگاه دعاوی بین المللی، امکان اعطای مجوز صادرات برای درخواستهای نظامی ایران وجود ندارد. در مقابل، مقامات ایرانی مدعی بودند که محدودیتها نباید شامل تعهدات پیشین بریتانیا به ایران، از جمله تعهدات قبل از انقلاب شود و تنها می تواند درخواستهای جدید را در برگیرد. بریتانیا البته یک شرط دیگر هم برای آغاز ارسال جنگ افزار به ایران داشت و آن آزاد کردن چهار تبعه خود بود که به دلایل مختلفی توسط جمهوری اسلامی بازداشت شده بودند.



ماجرای ناو خارک

ناو خارک یک کشتی پشتیبانی و سوخت‌رسان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که در سال ۱۹۷۷ در بریتانیا ساخته شد. نام این کشتی برگرفته از جزیره خارک (خارگ) در خلیج فارس است. این کشتی یکی از پیشرفته‌ترین شناورهای نظامی ایران است و گاهی ناو هلیکوپتربر نیروی دریایی ایران نامیده می‌شود، زیرا امکان پذیرش همزمان سه فروند بالگرد در اندازه سی کینگ را داراست. ناو بالگردبر خارک با طول 207 متر و حدود 250 نفر پرسنل، بزرگترین ناو منطقه غرب آسیا است که هم‌اکنون در ناوگان جنوب نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اقدامات پشتیبانی و آمادی ناوشکنهای رزمی نداجا را در پهنه آبهای بین‌المللی انجام می‌دهد.

بی گمان ماجرای حیرت بار ناو خارک و بازی سیاسی و حقوقی که بر سر تحویل آن به ایران رخ داد، یکی از فرازهای عبرت آموز تاریخ روابط ایران و بریتانیا است. ناو خارک یکی از چهار کشتی جنگی بود که شرکت کشتی سازی نظامی سوآن هانتر (Swan Hunter) سفارش ساخت آن را در سالهای قبل از انقلاب از ایران گرفته و بهای یکی از آنها را نیز دریافت کرده بود. در آستانه انقلاب، این پروژه یکی از مواردی بود که به طرز مشکوک و نامعلومی توسط ارتشبد طوفانیان ملغی شد و از چهار ناو، در ابتدا دو مورد و نهایتا تنها یک مورد، آن هم به دلیل پرداخت پول اصلی، در دستور کار خرید ایران باقی ماند.



برخی از مشخصات کلی ناو خارک از این قرار بود:

وزن: ٢٠٣٠٠ تن، طول: ۶٨٠ فوت، سرعت: ۵/٢١ گره دریایی، قیمت پایه اولیه و بدون تجهیزات اضافی: بیست میلیون پاوند، تعداد پیش بینی شده پرسنل: یک ناخدا، هفت افسر ارشد، ٢١ افسر و ١٨٧ ناوی.

این ناو همچنین دارای باند فرود برای سه بالگرد می باشد. البته نهایتا قیمت این ناو در انتها باهزینه های جانبی و خسارتهای پیش بینی نشده به دو برابر افزایش یافت.

در سفر سرهنگ جهانگیر کامکار معاون وزیر دفاع ایران در ابتدای سال ١٩٨٠ به لندن، برای حل و فصل قراردادهای معوقه نظامی دو کشور، او درخواست لندن برای به تعویق انداختن دریافت ناو خارک تا پایان ماه مارس را پذیرفت. این درخواست تعویق در واقع سیاست دفع الوقت لندن به امید یافتن راه حلی برای یک مشکل اساسی بود. بریتانیا در حالی قرارداد فروش ناو خارک را با ایران قطعی و باقی مخارج آن را دریافت کرد که مطمئن بود در شرایط کنونی و با حل نشدن مساله گروگانگیری، بدون آزردن دولت آمریکا، قادر به انتقال قطعی آن به ایران نبود.


بریتانیا همچنین امیدوار بود که به هر دلیلی ایران قادر به پرداخت قسط نهایی خرید ناو نشود، ولی سرهنگ کامکار موفق شد تا آخرین قسط ده میلیون پاوندی را روز ١١ آوریل/ ٢٢ فروردین به شرکت سوآن هانتر منتقل کند تا این بهانه نیز از دست لندن برای خودداری از تحویل ناو گرفته شود. در آن هنگام مقامات نظامی بریتانیا نمی خواستند به ایران بگویند که قادر به صدور مجوز صادرات به این کشتی نیستند، آن هم ناوی که پولش سالها قبل پرداخته شده و آماده سازی آن نیز با تاخیر فراوان توام بود. ایران قبل از پذیرش این استمهال تهدید کرده بود که در صورت عدم صدور مجوز صادرات، از دولت بریتانیا هفته ای هفتاد هزار پاوند تقاضای غرامت خواهد کرد.

از این رو پس از مشورت با کارشناسان حقوقی، با حدود یک ماه تاخیر اضافی در ٢۵ آوریل/ ۵اردیبهشت، ناو خارک در سواحل نیوکاسل در شمال شرق انگلستان تحویل ناخدا و ١۵٠ خدمه ایرانی که از ایران برای دریافت آن آمده بودند شد. حتی یک تیم فیلم برداری ایرانی در محل توقف ناو حاضر شده بودند تا از مراسم به آب انداختن و حرکت آن به سوی ایران گزارش خبری تهیه کنند. ولی در کمال شگفتی برای ایرانیان، ولی بر اساس یک سناریو و یک نقشه دقیقا از پیش برنامه ریزی شده، اعلام شد که صدور مجوز رسمی خروج برای این ناو به دلیل تحریم های بین المللی ناشی از گروگانگیری ممکن نیست و کمپانی فروشنده تنها ناو را تحویل داده و هیچ تعهدی در قبال صدور اجازه خروج آن از آبهای بریتانیا ندارد.

بهانه موضوع تحریم ناشی از گروگانگیری برای عدم تحویل خارک به ایران، در شرایطی مطرح شده بود که بر اساس نامه محرمانه و شخصی میرز به گراهام در تاریخ سوم مارس ١٩٨٠/ ١٢اسفند ١٣۵٨ (۵٣ روز قبل از تحویل ظاهری ناو به ایران)، از ابتدا تصمیم بر این بود که کل پول باقی مانده ناو و تسویه حساب کامل صورت گیرد و پس از تحویل آن به ایران از خروجش جلوگیری شود. میرز در نامه خود به سفیر کشورش در تهران از این پروژه به عنوان «بازی» یاد کرده و نگران یافتن ارتباط تاخیرهای اولیه، دریافت کل پول، تحویل صوری ناو و عدم صدور اجازه خروج آن توسط ایرانیها و پی بردن آنها به «چنین بازی» بود.


اسناد تازه آزاد شده در پرونده های وزارت دفاع و وزارت خارجه بریتانیا کاملا آشکار می سازد که این تحویل ظاهری اولیه کاملا با هماهنگی و با آگاهی به این که ناو پس از تحویل قادر به خروج نبوده و در جهت پیشگیری از شکایت محتمل ایران از کمپانی کشتی سازی و افتادن هزینه های سنگین نگهداری آن بر عهده ایران، صورت گرفته بود. دیگر اسناد این مجموعه حاکی از آن است که دولت بریتانیا در ابتدا از کمپانی سوان هانتر خواست تا تحویل ناو خارک به ایران را باز هم به تأخیر بیاندازد، ولی وقتی این کمپانی نسبت به عواقب مالی و حقوقی تاخیر بیشتر هشدار داد و اعلام کرد که خسارتهای ناشی از آن را برعهده نخواهد گرفت، استفاده از حربه عدم صدور مجوز صادرات در دستور کار قرار گرفت.

بر اساس گزارش محرمانه میرز به تاریخ ٢٣ ژانویه ١٩٨٠/ ٣ بهمن ١٣۵٨، دولت تاچر از دسامبر ١٩٧٩ تصمیم گرفته بود تا «با در خدمت گرفتن تاکتیکهای تأخیری» انتقال ناو خارک به ایران را تا زمانی که ماجرای گروگانگیری ادامه دارد به تاخیر بیاندازند. همچنین بر اساس گزارش محرمانه ٩ مه/ ١٩ اردیبهشت گردش کار کمیسونی که در وزارت کشور بریتانیا به همین منظور تشکیل شده بود، قبل از تحویل ناو خارک به خدمه ایرانی، که اساسا برای آوردن آن از ایران به بریتانیا سفر کرده بودند، به صاحبان یدک کشهای محلی نیز دستور داده شده بود که از هر گونه کمک برای آماده سازی خارک برای خروج از آبهای بریتانیا خودداری کنند.

همچنین به کمپانیهای نفتی و عوامل محلی آنها نیز هشدار داده شده بود که اکیدا از ارایه سوخت به این ناو خودداری کنند. پلیس و نیروهای گمرک نیز کاملا به حالت آماده باش در آمده و مراقب هر گونه تحرکی از سوی خدمه ایرانی برای راه اندازی ناو بودند. بر اساس سند محرمانه وزارت دفاع بریتانیا و همچنین نامه رسمی سفارت ایران در لندن، انجام این برنامه پیچیده از سوی مقامات بریتانیایی و بلاتکلیفی موضوع موجب شد که به دستور ناخدا اشتری، فرمانده اعزامی ناو خارک و پس از ارسال نامه ای به وزارت دفاع بریتانیا و رفع مسئولیت از تیم سرگردان ایرانی، بیشتر خدمه ایرانی، در نیمه سپتامبر ناو را بدون مراقب ترک کرده و به ایران برگردند.

این ماجرای پیچیده موجب شده که امروزه در بسیاری از منابع مطالعاتی تاریخ دریانوردی و علوم دریایی، روز ٢۵ آوریل ١٩٨٠ به عنوان زمان تحویل رسمی ناو خارک به نیروی دریایی ایران ثبت شود که از نظر تجاری و مالکیت و بر روی کاغذ درست است، ولی در عالم واقع این انتقال مالکیت هرگز در آن زمان اجرایی نشد. اسناد موجود البته به دلیل محدود بودن به سال ١٩٨٠ اطلاعی از زمان نهایی آزادسازی ناو خارک و اجازه خروجش به سوی ایران نمی دهد، ولی بر اساس منابع دیگر و به خصوص گزارش چند شاهد عینی در وزارت خارجه و وزارت دفاع بریتانیا، با وجود خاتمه ماجرای گروگانگیری در ژانویه ١٩٨١، باز هم بریتانیا از صدور اجازه خروج این ناو خودداری و این بار موانع بین المللی ناشی از تحریمهای حاصل از جنگ ایران و عراق را بهانه این کار کرد.

نهایتا با فشارهای حقوقی ایران و گذشت زمان، در سال ١٩٨۵ و با سپری شدن بیش از پنج سال از زمان تحویل اسمی ناو خارک و در شرایطی که دیگر به سختی می شد نام یک ناو تازه ساز را به آن داد، این ناو بدون تجهیزات اضافی (از قبیل توپها و دیگر ادوات دفاعی آن که در قرارداد اصلی موجود بود و پولش هم سالها قبل کاملا پرداخت شده بود) تحویل ایران شد.

ناو خارک به عنوان بزرگترین ناو خاورمیانه، توسط ایران به انواع تجهیزات آفندی و پدافندی تجهیز شد و هم اکنون نیز در زمینه لجستیک و پشتیبانی یکانهای رزمی نیروی دریایی ایران نقشی بی بدیل دارد. این ناو اخیراً به پهپادهای دریاپایه نیز مجهز شده است. از آخرین ماموریتهای ناو لجستیکی خارک شرکت در ناوگروههای سوم، هفتم، نهم و دوازدهم نیروی دریایی اعزامی به منطقه خلیج عدن و تنگه باب المندب برای برقراری امنیت عبور و مرور ناوگانهای تجاری و مقابله با دزدان دریایی بوده است.

_______________________________________________________________

منابع:

fa.wikipedia.org

black-army.mihanblog.com

mtafreshi.persianblog.ir

aerospacetalk.ir

newcoy.persianblog.ir

گردآوری و تنظیم: وبلاگ هوانورد (newcoy.persianblog.ir)


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: ناو خارک ،کلمات کلیدی: ناو پشتیبانی ،کلمات کلیدی: ناو لجستیکی
 
نقش نیروی دریایی در جنگ هشت ساله
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٩  

به پاسداشت هفتم آذرماه، ساروز عملیات غرورآفرین مروارید و روز نیروی دریایی

با آغاز جنگ و گسترش تهدیدات سطحی و هوایی دشمن، یگانهای تفنگدار دریایی و شناور نداجا با استقرار در مناطق حیاتی و حساس کشور شامل جزایر (لاوان- سیری- تنب- ابوموسی- فارسی و ...) و سکوهای نفتی (نوروز، فروزان، ابوذر، نصر، سلمان، رشادت و...) ماموریت تامین پدافند سطحی و هوایی ارتفاع پست را با هدف جلوگیری از هر گونه عملیات غافلگیرانه و تخریبی دشمن عهده‌دار شدند. یگانهای پدافند هوایی و سطحی نداجا در طول 8 سال دفاع مقدس به خصوص طی سالهای 1365 تا 1367 کراراًًً با هواپیماهای متجاوز که قصد تک به پایانه‌های نفتی و جزایر مذکور را داشتند، درگیر شده و از نزدیک‌شدن آنها به مناطق یاد شده، ممانعت بعمل می آوردند.

رزمندگان ایثارگر نداجا با حضور مستمر و هوشیارانه در جزایر، سکوهای نفتی و مناطق انحصاری اقتصادی، ضمن در جریان نگهداشتن روند نقل و انتقال اجناس و کالا های اقتصادی و مایحتاج ضروری مردم، تلاش شبانه روزی دشمن را در راستای جلوگیری از صدور نفت ایران، ناکام گذارند و از ایجاد اختلال در چرخه صدور نفت و ایجاد بحران اقتصادی در کشور ممانعت نمودند. 

الف- سلسله عملیات پدافند از جزیره خارک
جزیره خارک یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت و از مناطق حساس و حیاتی کشور به شمار می‌آید. به گونه ای که اگر در طول جنگ تحمیلی (در امر صدور نفت از این پایانه) خللی بوجود می‌آمد، خسارات جبران‌ناپذیری را در امر اقتصاد کشور، پشتیبانی از رزمندگان اسلام و اداره جنگ تحمیلی به دنبال داشت. در طول جنگ،این منطقه از کشور همواره آماج حملات هوایی و موشکی نیروی هوایی عراق قرار می‌گرفت. بنابراین نیروی دریایی ارتش با استقرار یگانهای شناور خود در رینگ پدافندی اطراف جزیره خارک، ضمن ایجاد پست پدافند هوایی و سطحی، از نفوذ عوامل دشمن به جزیره مذکور جلوگیری می‌ کرد.

گروه هواناو نیروی دریایی نیز در طول جنگ،در جزیره خارک مستقر شده بود و با انجام عملیات پشتیبانی امکان اجرای عملیات‌های زمینی، اسکورت نفت کش ها، تجسس و نجات، مردم یاری و ... بوجود آورده بود. به طور کلی، پدافند از جزیره خارک، تاسیسات و اسکله های نفتی و همچنین نفتکش‌هایی که جهت بارگیری و صادرات نفت در محدوده آن جزیره،مستقر می‌شدند از جمله ماموریتهای غیور مردان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی بشمار می آید.

نتیجه عملیات 
 استمرار صادرات نفت از پایانه‌های نفتی جزیره خارک ( در طول جنگ تحمیلی) و انهدام تعدادی از هواپیما‌های دشمن که قصد حمله به جزیره مذکور را داشتند.

ب- سلسله عملیات انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه عراق
کشور عراق همواره از نقطه نظر دسترسی به آب های  آزاد با مشکل مواجه بوده است، زیرا تنها مرز دریایی آن کشور به مصب رودخانه اروندرود و خورعبدالله در قسمت شمال خلیج فارس محدود می‏گردد. این کشور با هدف صدور نفت خود و اعمال حاکمیت در منطقه شمالی خلیج‏فارس، اقدام به ساخت تأسیسات نفتی به ‏صورت متمرکز و در فاصله 10 مایلی از ساحل و در عمق 10متری آبهای شمال خلیج فارس تحت عنوان سکوهای نفتی البکر و الامیه کرده بود که با شروع جنگ تحمیلی، سکوهای نفتی مذکور به دلیل موقعیت ویژه خود در مدخل اروندرود و آبراه منتهی به بندر امام (ماهشهر) ، ام‏القصر و بصره از اهمیت خاص نظامی و اقتصادی برخوردار بودند.
دشمن علاوه بر صدور نفت از تاسیسات مذکور، با استفاده از سلاحهای سبک، نیمه‏سنگین، پدافند هوایی، نیروی هوایی، یگانهای شناور سطحی (ناوچه‏های موشک انداز کلاس اوزا، رادارهای سطحی و...) تجهیزات شنود و دوربینهای دید در شب و روز و ... بهره برداری نظامی نیز به عمل می آورد.
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همان روزهای آغازین جنگ، پس از بررسی منطقه و تحت‏نظر گرفتن کلیة فعالیتها و تحرکات دشمن با اجرای مأموریت گشت و شناسایی توسط یگانهای شناور، پروازی و اطلاعاتی خود، مصمم گردید که در فرصت مناسب طرح های عملیاتی پیش بینی شده خود را جهت دستیابی به اهداف ذیل به مرحله اجراء گذارد:
1-نابودی و محبوس نمودن نیروی دریایی دشمن در بنادر ام القصر، بصره و فاو
2-انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه، به منظور محروم کردن دشمن از استفاده از موقعیت ویژه اقتصادی- نظامی سکوهای مذکور که به عنوان یک منبع حیاتی صدور نفت و نقطه آفندی جهت ضربه‌زدن به واحدهای سطحی و هوایی نیروهای خودی مورد بهره برداری قرار می گرفتند.
3-قطع ارتباط دریایی و خطوط مواصلاتی دشمن به دریا
4-جلوگیری از صدور نفت عراق (از طریق سکوهای نفتی البکر و الامیه) بمنظور اختلال در نظام اقتصادی دشمن
5-تامین خطوط مواصلاتی دریایی نیروهای خودی به بنادر ایرانی به ویژه بنادر شمال خلیج فارس
6- حفظ سیادت و صیانت دریایی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز
7-ایجاد پست دیده‌بانی در سکوی البکر و الامیه توسط نیروهای خودی جهت اعمال کنترل بیشتر برترددهای احتمالی آتی دشمن
8-استمرارصادرات و واردات نفت و کالای خودی به خارج ازخلیج فارس، دریای عمان و پشتیبانی دریایی از رزمندگان خودی
بنابر آنچه گفته شد عملیاتهای آفندی مروارید، اشکان، شهیدصفری و نکا به مرحله اجراء در آمد که به علت اهمیت فوق العاده عملیات مروارید به تشریح اجمالی آن خواهیم پرداخت.


عملیات مروارید
گرچه سکوهای نفتی البکر و الامیه عراق کاملاً منهدم گردیده بود، لیکن آن سکوها به عنوان پناهگاه ناوچه‌های عراقی، مقر کنترل تحرکات دریایی و ارسال گزارشهای لازم به پایگاه اصلی همواره مورد استفاده دشمن قرار می‌گرفت، لذا به منظور انهدام مجدد سکوهای مذکور و تاسیسات نظامی آنها، مقدمات اجرای عملیات مروارید از تاریخ 26/8/1359 شروع و در روزهای 5 و 6 و7 آذر ماه 1359 با پشتیبانی هوایی تیزپروازان نیروی هوایی ارتش به مرحله اجرا در آمد.

به دلیل فاصلة نسبتاً زیاد نیروی رزمی 421 (مستقر در بندر بوشهر) تا محل اجرای عملیات و عدم امکان پشتیبانی نزدیک واحدهای اعزامی ازطریق دریا و ساحل ، ضرورت داشت که عملیات مذکور در اختفای کامل و با پوشش پشتیبانی هوایی و دریایی انجام گیرد و یگانهای اعزامی (شناورهای موشک انداز، یدک‌کش، بالگرد و یگانهای عملیات ویژه) با رعایت کامل سکوت رادیویی و الکترونیکی،خود را به سکوها نزدیک کنند. به عبارت دیگر، عملیات با رعایت دقیق اصل غافلگیری انجام گیرد.

نتایج حاصله از اجرای عملیات مروارید:
1-       انهدام بخش عمده نیروی دریایی عراق و محبوس شدن مابقی یگانهای دشمن در بنادر ام‌القصر و بصره.
2-       تعطیلی کامل صادرات نفتی عراق از پایانه‏های نفتی البکر و الامیه و انهدام آنها.
3-       استیلای کامل نیروی دریایی ایران تا پایان جنگ تحمیلی بر خلیج‏فارس و دریای عمان.
4-       کم نظیر بودن این نوع عملیات در تاریخ جنگ های دریایی.
5-       اقتدار و سیادت دریایی ج. ا. ایران تا پایان جنگ تحمیلی.
6-       بازتاب مثبت این عملیات در رسانه‏های خارجی به جهانیان.
7-       حفظ و تامین خطوط مواصلاتی خودی و بازنگهداشتن خطوط تردد کشتیرانی به بندرامام
8-       ایجاد زمینه لازم جهت عملیاتهای بعدی

خسارات وارده به دشمن:
        انهدام ناوچه موشک انداز اوزا         5 فروند
        انهدام مین جمع کن                    1 فروند
        انهدام نیرو بر                              1 فروند                    
        انهدام ناوچه اژدرافکن                   1 فروند                 
        انهدام هواپیمای میگ                  1 فروند               
        انهدام بخش اعظم سکوهای البکر و الامیه

سلسله عملیات های نداجا در  درگیری با یگانهای سطحی و هوایی دشمن
1-نبرد ناوچه جوشن با یک فروند ناوچه عراقی و انهدام آن در تاریخ  1/8/1359
2-نبرد ناوچه شمشیر با یک فروند ناوچه عراقی و انهدام آن در تاریخ  21/1/1363
3-نبرد ناوچه شمشیر با یک فروند ناوچه عراقی و انهدام آن در تاریخ  11/2/1363
4-نبرد ناوچه زوبین با یک فروند ناوچه عراقی و انهدام آن در تاریخ  2/8/1363
5-نبرد ناوچه خنجر با یک فروند هواپیمای دشمن و انهدام آن در تاریخ 23/6/1364

 

درگیری دریایی با نیروهای امریکا
غربیها،پس از مشاهده پیروزیهای پیاپی جمهوری اسلامی ایران در جنگ و اثبات عدم توانایی صدام حسین، درحفظ منافع و تحقق خواسته آنها،تصمیم به حضور در خلیج‌فارس و تشکیل پایگاههای نظامی در خاک کشورهای منطقه (کشورهای کویت، قطر، امارات متحده عربی، بحرین، عربستان، عمان و عراق) گرفتند و با واگذاری تجهیزات و امکانات پیشرفته خود، عراقیها را در انجام  حملات ‌هوایی به نفتکشها و کشتیهای تجاری که به مقصد ایران در حال حرکت بودند،کمک و یاری کردند. آنها با تحویل  هلی کوپتر، هواپیما و موشکهای پیشرفته به ارتش عراق،  صدمات فراوانی را به نفتکشها، کشتیهای تجاری، شناورهای نظامی و تاسیسات نفتی ایران وارد آوردند. لیکن عکس‌العملهای بموقع و مناسب جمهوری اسلامی ایران به اقدامات دشمن و مقابله به مثل با آنها، ترفند های صدام و حامیانش را خنثی و کم اثر نمود. ازاین رو، نیروهای آمریکایی به بهانه‌های مختلف و با انجام تبلیغات فریبنده و مستمسک قراردادن حفظ امنیت دریایی در منطقه خلیج فارس، حملات نظامی خود علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کردند.
در سالهای 1365- 1367، تعداد شناورهای نظامی ناوگان پنجم آمریکا در خلیج‌فارس حدود 20 فروند( از انواع مختلف: ناو هواپیمابر، زیردریایی، ناوشکن، ناو نیروبر، ناو پشتیبانی عملیات آبخاکی و ... ) و  همچنین تعداد یگانهای شناور سایرکشورهای عضو پیمان ناتو، حدود 10 فروند بوده‌ است.
نیروهای  آمریکایی در سال 1366 و اوایل سال 1367 به منظور حمایت همه جانبه از عراق، حفظ منافع خود و کشورهای وابسته به خود،حملات خود را به شرح ذیل علیه جمهوری اسلامی ایران به مرحله اجراء گذاردند:

1-حمله به ناو لجستیکی ایران اجر در مورخه 13/6/1366

2-حمله به سکوهای نفتی سلمان و نصر در مورخه 29/1/1367

3-حمله به ناوچه جوشن و ناوهای سهند وسبلان در تاریخ 29/1/1367

4-حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس در مورخه 12/4/1367


در این رابطه، تعدادی از ناوهای ایرانی (ایران اجر، سهند و جوشن) در حملات غافلگیرانه ناوگان آمریکا غرق شدند و ناو سبلان آسیب فراوان دید.
آنچه که در رابطه با ایثار و فداکاری کارکنان برومند نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در طول سالیان دفاع مقدس مورد کم توجهی قرار گرفته است، نقش این عزیزان در اجرای عملیاتهای کنترل بنادر و آبراهها، اسکورت کاروانها ی نفتی و تجاری و انجام عملیاتهای شناسائی، بازرسی و توقیف کشتیهای تجاری حامل کالا و تجهیزات برای دشمن متجاوز می باشد که پرداختن به آنها از حوصله بحث خارج است.

سایر عملیات جنگی نیروی دریایی در سالیان دفاع مقدس
1- عملیات دفاع 34 روزه از خرمشهر
در آغازین روزهای تجاوز دشمن بعثی،تنها مدافعین شهر خرمشهر عبارت بودند از: تکاوران پایگاه دریایی خرمشهر، دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) و نیروهای مردمی که در مقابل حمله سازمان یافته صدامیان، با جانبازی و رشادت فراوان و با انجام عملیاتهای نامنظم در پل نو، نخلستانهای غربی و گمرک خرمشهر از ورود متجاوزین به شهر جلوگیری کردند. همزمان با تجاوز دشمن، گردان یکم تکاوران و همافران دریایی اعزامی از بوشهر نیز در بامداد مورخه 1/7/1359 جهت کمک به تکاوران دریایی خرمشهر در پایگاه دریایی آن شهر مستقر گردیدند. گردان مذکور با کمک سایر نیروهای مستقر در خرمشهر، پس از شناسایی محورهای پیشروی دشمن، با اجرای عملیاتهای ایذایی، پدافندی، تاخیری و کمین توانست نقش مؤثری را در کند کردن پیشروی ارتش عراق ایفا کند.

در اثر تشدید حملات و حجم آتش سنگین توپخانه عراقی، خرمشهر محاصره شد، لیکن تکاوران دریایی به اتفاق دانشجویان دانشگاه افسری و نیروهای مردمی و بسیجی با تجهیزات سبک خود توانستند، مدت 34 روز در مقابل دشمن مقاومت کنند. زمانی که شهر خرمشهر و پل‌کارون به اشغال عراقیها در آمد، تکاوران دریایی حدود200 نفر از رزمندگان بسیجی و مردمی را توسط قایق از حلقه محاصره دشمن رهانیدند و طرح اشغال 3 روزه خرمشهر توسط نیروهای بعثی را ناکام گذاردند.
2- عملیات محور ماهشهر- آبادان
3- عملیات پدافندی در اروندرود
4- شرکت در عملیات مشترک زمینی مانند: ثامن الائمه، بیت المقدس،خیبر،بدر، والفجر8  و ...
__________________________________________________________

منبع: aja.ir


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: عملیات مروارید ،کلمات کلیدی: ناوچه پیکان ،کلمات کلیدی: جنگ هشت ساله
 
عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠  

به پاسداشت دهم اردیبهشت ماه، روز ملی خلیج فارس

 

پیشگفتار

در روز نهم آذر ماه سال 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. در مقاله ذیل به پیشینه مناقشات بر سر حاکمیت بر جزایر سه گانه خلیج فارس و شرح عملیات آزادسازی آنها پرداخته می شود.

پیشینه اختلاف بر سر مالکیت جزایر

معارضه دودمانهای پس از صفویه با انگلستان بر سر سرزمینهای ایرانی خلیج فارس هیچگاه متوقف نشد. مشکل ایران برای اعمال حاکمیت خود بر جزایر ایرانی خلیج فارس در دوران قاجارها، نداشتن قدرت دریایی موثر بود. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و بریتانیا بر سر مالکیت چهار جزیره تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایران و کشورهای عربی قرار داشتند، بروز کرد. تا آن زمان این جزایر عموماً متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمیت سوق الجیشی این جزایر برای انگلیس مشخص شد، دولت بریتانیا منکر حقوق ایران نسبت به این جزایر گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر کرد. دولت وقت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط بریتانیا اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز به طور مداوم نسبت به این امر اعتراض کردند.
انگلیسیها بعد از آنکه در سال 1921 اقدام به تجزیه راس الخیمه از شارجه کردند، تنب بزرگ و کوچک را به راس الخیمه و ابوموسی را به شارجه (بخشی از امارات متحده عربی فعلی) که تحت الحمایه انگلستان بودند، واگذار کردند؛ اما دولت ایران همواره انگلستان را طرف اختلاف خود بر سر این جزایر می دانست. ایران در دهه 1930 پس از خرید چند ناو از ایتالیا، انگلیسیها را از چند نقطه خلیج فارس ازجمله «باسعیدو» بیرون راند. یک بار نیز در زمان سلطنت رضا شاه قوای مسلح ایران به آن جزایر اعزام شدند؛ اما در آن برهه دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و قبل از فیصله یافتن کامل مناقشه، مانع برافراشته شدن پرچم یکی از طرفین در جزایر خواهد شد.

موقعیت جغرافیایی استراتژیک جزایر سه گانه

دلیل اصلی اهمیت خلیج فارس از نظر جغرافیایی، ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است و این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز واقع شده اند. تنب بزرگ با نزدیکترین ساحل ایران (جزیره قشم) در حدود 25 کیلومتر فاصله دارد، در حالیکه فاصله راس الخیمه تا این جزیره حدود 70 کیلومتر است. تنب کوچک در 13 کیلومتری غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن با نزدیکترین ساحل ایران (بندر لنگه) 37 کیلومتر است. تنب کوچک در آن زمان تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپس گیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی نیز از 700 نفر تجاوز نمی کرد. ابوموسی که از تنبها بزرگتر است و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد، در فاصله 96 کیلومتری ایران قرار دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی، دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک کمپانی انگلیسی در دست داشت.

تصویر 1- موقعیت جغرافیایی جزایر سه گانه

امروزه که دو سوم نفت مورد نیاز صنایع اروپای غربی باید از تنگه هرمز بگذرد، اهمیت این جزایر بیش از پیش روشن می شود و کافی است که یک دولت بر این جزایر دست یابد و راه صدور نفت را از خلیج فارس ببندد تا دولتهای غربی را با چالشی جدی مواجه سازد. بنابراین این سه جزیره دارای اهمیت استراتژیک و نظامی شایانی هستند.

زمینه آزاد سازی جزایر و شرح وقایع قبل از آن

همانطور که در بالا ذکر گردید، دولت ایران در زمان سلطنت رضاشاه با اعزام قوای نظامی به آن جزایر قصد آزاد سازی جزایر را داشت که در آن مقطع، دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم این اقدام ایران بی نتیجه ماند.
در سال 1347 دولت بریتانیا اعلام کرد که تا سال 1350 نیروهای خود را از خلیج فارس بیرون خواهد برد. از این تاریخ، مذاکرات بین دولتهای ایران و بریتانیا در مورد جزایر مذکور به طور جدی آغاز شد و به مدت 3 سال ادامه داشت.
درگیریهای تبلیغاتی ایران و انگلیس در رسانه های گروهی، در ماههای قبل از آغاز عملیات آزادسازی جزایر سه گانه بالا گرفت. طی این مدت دولت ایران شروع به اعمال فشار به بریتانیا کرد و حتی شاه اعلام کرد که برای اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صورت لزوم به زور متوسل خواهد شد. حتی جهت قوت بخشیدن هر چه بیشتر بر این تهدید به نیروهای مسلح شاهنشاهی دستور شلیک به هواپیماهای بریتانیا را که بر فراز ناوگان دریایی ایران به ویژه در اطراف جزایر سه گانه پرواز کنند، صادر کرد.
در تاریخ 19/2/1350 به دنبال پرواز هواپیماهای انگلیسی و انجام عملیات تهدیدآمیز بر فراز ناوهای نیروی دریایی ایران، دولت ایران شدیداً به انگلیس اخطار کرد که در صورت ادامه تحریکات هوایی در خلیج فارس، ناوهای جنگی ایران به هواپیماهای مزاحم انگلیس شلیک خواهند کرد. انگلستان هم در مقابل اعلام کرد که هواپیماها مسلح نبودند؛ ولی توضیح نداد که هدف این کشور از این عملیات خصمانه چه بوده است.

شرح عملیات آزادسازی جزایر سه گانه

در ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد روز 9 آذر 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. اولین پرچم ایران پس از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر اولین جزیره افراشته شد و راس ساعت 8 صبح در هر سه جزیره پرچم ایران همزمان با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته گردید.

آزادسازی سازی جزیره ابوموسی

در جزیره ابوموسی، نیروهای پیاده شونده وابسته به گردانهای ساحلی، راس ساعت 6:15 صبح به وسیله یک فروند هاور کرافت BH.7 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سوی نقاط حساس پیشروی کردند و در ساعت 6:50 صبح کلیه نقاط حساس و ارتفاعات تصرف شد. افسران و درجه داران و سربازان ایرانی به محض پیاده شدن در جزیره ابوموسی، پرچم ایران را بر فراز کوه حلوا که مرتفعترین نقطه اوبوموسی است، برافراشتند. در حین اجرای عملیات یک فروند هلیکوپتر از بالا دیده بانی نقاط حساس جزایر را بر عهده داشت. در ساعت 6:30 صبح هواپیماهای شکاری نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برای پشتیبانی از نیروهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 7:15 دریادار عباس رمزی عطایی جهت ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 7:30 بلافاصله در منطقه ملاقات، پرچم ایران برافراشته شد.

تصویر 2- یک فروند هاورکرافت BH.7 نیروی دریایی ایران

 

تصویر 3- استقبال هم میهنان از پرسنل نیروی دریایی ایران پس از آزاد سازی ابوموسی

 آزاد سازی تنب بزرگ و کوچک

در جزیره تنب بزرگ در ساعت 6 بامداد هلیکوپترهای نیروی دریایی اعلامیه هایی مبنی بر عدم مقاومت روی دهکده و ساختمان پلیس پخش و در ساعت 6:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی، جنوب شرقی و جنوب غربی، نیروهای کماندویی و گردانهای ساحلی را پیاده کردند. عملیات در این سه کرانه به ترتیب توسط ناو کهنمویی ، ناوچه پروین و ناو میلانیان و یک فروندBell-205  از هلیکوپتر های رزمی پشتیبانی می شد و در ساعت 6:35 جتهای نیروی هوایی نیز به روی جزیره ظاهر شدند.

تصویر 4- ناو میلانیان

یکی از هاورکرافتهای حامل کماندو ها از شمال جزیره و 4 فروند از دو نقطه جنوب شرقی و غربی یک یک با پیاده کردن نیروها از هواناو در 4 گروه به سمت ارتفاعات دو جزیره پیشروی می کنند و در ابتدا با هیچگونه مقاومتی برخورد نمی کنند تا اینکه گروهی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پایگاه پلیس می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به پاسگاه اعزام می شود، تا پلیسها تسلیم گردند. دو نفراز پلیسها بدون اسلحه از پاسگاه بیرون می آیند. سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب الله کهریری بیسیم چی گروهان و دو نفر ناوی آیت الله خانی و علی قربان روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد گروه که درازکش بودند به سمت پاسگاه پلیس می روند. در 8 قدمی درب پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 به آنها تیراندازی می شود و در نتیجه سروان پیاده سوزنچی و مهناوی یکم حبیب الله کهریری و ناوی آیت الله خانی شهید و ناوی وظیفه علی قربان روزبهانی مجروح می شود.
در این موقع سربازان نیز به تیراندازی پلیسها جواب می دهند و در نتیجه آن، 4 پلیس کشته و 5 نفر از آنها مجروح می شوند. در همین حال گروه دوم به سمت پاسگاه پلیس پیشروی می کنند و برای کمک یک هلیکوپتر حامل مسلسل نیز بلند می شود که به علت نزدیک بودن نفرات دو طرف نمی تواند از مسلسل استفاده کند. در این هنگام ناو سروان شفیق با ناخدا سوم خزعل توسط هلیکوپتر از جزیره ابوموسی به تنب می آیند و با استفاده از دیواره ساختمان و با شهامت ناوسروان شفیق و ناخدا خزعل به پشت پاسگاه رفته و از در عقب پاسگاه وارد می شوند و افراد پاسگاه را که مدام تیر اندازی می کردند، وادار به تسلیم می کنند. از نقاط مختلف خانه های دهکده نیز تیر اندازیهای پراکنده به سوی نیروهای ایرانی انجام می شود که منجر به تلفاتی نمی شود.
پس از سقوط پاسگاه، پرچم ایران با احترام نظامی در مقابل پاسگاه و مدرسه برافراشته شد. زخمی شدگان به وسیله برانکارد و پس از انجام کمکهای اولیه، با هلیکوپتر به بیمارستان شیر و خورشید سرخ بندرلنگه اعزام شدند. پس از سقوط پاسگاه، نیروهای ایرانی تمامی سلاحهای موجود در پاسگاه و خانه های مردم را جمع آوری کردند و بدین ترتیب عملیات آزادسازی جزیره تنب بزرگ کامل شد.

تصویر 5- افسران نیرویی دریایی ارتش ایران در میان مردم جزیره ابوموسی

 


تصویر 6- تیمسار دریابد فرج الله رسایی (فرمانده وقت نیروی دریایی) در جزیره ابوموسی پس از آزاد سازی

در ساعت 10 صبح، دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی و عکاسان و فیلمبرداران وارد جزیره شدند و اندکی پس از اتمام عملیات، امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت، طی نطقی بازگشت جزایر ایرانی را به آغوش میهن اعلام کرد. مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش امیر عباس هویدا، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نیروی دریایی صحه گذارد.
بلندپایه ترین افسر عملیات آزادسازی جزایر، سرهنگ صولتی بود. شهدای این عملیات عبارت بودند از: سروان رضا سوزنچی کاشانی، مهناوی یکم حبیب الله سولکی کهریری و ناوی آیت الله خانی. روانشان شاد و یادشان در درازنای تاریخ این سرزمین جاویدان باد

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- دریابد فرج الله رسایى (متولد 1287 در بندر انزلی) در سال 1308 به عنوان دانشجوى افسرى وارد نیروى دریایى ایران شد. رسایى به همراه گروهی از افسران جوان براى تحصیل به ایتالیا اعزام شد و پس از پایان تحصیل در آکادمى نیروى دریایى ایتالیا به همراه ناوهاى خریدارى شده از ایتالیا (ناوهای ببر و پلنگ و کشتیهای سیمرغ، شاهرخ، شهباز و چند یدک کش و کشتی دیگر) به ایران بازگشت و در مراسم رسمى تاسیس نیروى دریایى نوین ایران که در حضور رضاشاه صورت مى گرفت، شرکت داشت و با درجه ستوان دومى به خدمت در نیروى دریایى ایران مشغول شد.

وی پس از تصدی سمتهای مختلف لشکری و کشوری، در سال  1339 با درجه سرلشکری به فرماندهی نیروی دریایی ایران رسید و مدت دوازده سال این مسئولیت را بر عهده داشت. عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس در زمان فرماندهی وی بر نیروی دریایی صورت گرفت. وی در تیر ماه سال 1351 از خدمت در ارتش بازنشسته شد و دریادار رمزى عطایى جانشین او گردید. دریابد رسایی پس از بازنشستگی از ارتش تا زمان پیروزی انقلاب به مدت ۵ سال در مجلس سنا عضویت داشت. این امیر شریف و خوشنام ارتش ایران در سن ۹۳ سالگى در آذر ماه سال 1381 در کشور آمریکا درگذشت. دریابد رسایی از احترام خاصی میان ارتشیان و کسانی که او را می شناختند، برخوردار بود و درستی و پاک بودنش مورد تایید همه همکارانش قرار داشت.

2- دریادار عباس رمزی عطایی، فرمانده ناوچه ای بود که در سال 1348 خط بطلان بر ادعای واهی عراق در خصوص حاکمیت بر دو سوی اروند رود کشید. در 26 فروردین سال ۱۳۴۸  معاون وزارت خارجه عراق، سفیر ایران در بغداد را احضار می کند و می گوید: «دولت عراق شط العرب را جزئی از قلمرو خود می داند و از دولت ایران تقاضا می کند کشتیهایی که پرچم ایران را در این شط در اهتزاز دارند آن را پایین بیاورند و اگر از افراد نیروی دریایی کسی در کشتی باشد، خارج شود و الا ماموران دولت عراق، ماموران نیروی دریایی ایران را با توسل به زور از کشتی خارج می کنند و در آتیه هم اجازه نخواهند داد کشتیهایی که مقصد آنها ایران است، وارد شط العرب شوند.»

در پی تهدیدات عراق مبنی بر حمله به هر کشتی ایرانی در اروندرود که پرچم عراق را برنیفراشته باشد، ایران درصدد برآمد تا پاسخ قاطعی به این گزافه گویی دهد. در رورهای دوم و پنجم اردیبهشت ۱۳۴۸ دو کشتی ایرانی ابن سینا و آریافر با پرچم ایران و با اسکورت یک فروند ناوچه ایرانی به فرماندهی ناخدادوم عباس رمزی عطایی و پشتیبانی نیروی هوایی، مسافت 90 مایلی اروندرود را طی و بدون کوچکترین حادثه ای به خلیج فارس رسیدند. ناخدا دوم عطایی گفته بود: "من روی عرشه می ایستم و سلام می دهم و تا انتهای اروند می روم تا ببینم چه کسی مانع من می شود." در نهایت عراقیها که آن همه تهدید کرده بودند، جرات نشان دادن هیچ واکنشی نیافتند و کشتیها به سلامت از اروند گذشتند.

ناخدا دوم عطایی با نشان دادن این شهامت، پس از بازنشستگی دریابد رسایی در تیرماه 1351 با دو درجه ترفیع به دریاداری ارتقا یافت و به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شد. وی در عین جوانی و کم تجربگی، فردی جاه طلب بود و درگیر مفاسد اقتصادی شد. سرانجام وی در دی ماه 1354 به دلیل فساد گسترده مالی و سوء مدیریت، از فرماندهی نیروی دریایی عزل و از درجه دریابانی به ناخداسومی تنزل درجه داده شد و دریابان میر حبیب اللهی به جانشینی او منصوب شد.

3- دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی (متولد 1 فوریه 1930 در آستارا) افسری باهوش و دارای خصوصیات عالی بود و طی عهده داری سمتهای مختلف، نشانه هایی از قدرت فرماندهی نشان داده بود. اغلب این سمتها فرماندهی کشتی بوده اند. وی که در زمان آزادسازی جزایر سه گانه ایرانی از امرای بلندپایه نیروی دریایی محسوب می شد، به عنوان یکی از شایسته ترین فرماندهان نیروی دریایی مورد احترام عمیق همکارانش بود. 

او در سال 1969 رئیس ستاد نیروی دریایی گردید و در سال 1970 درجه دریاداری گرفت و در ماه مه 1972 فرماندهی پایگاه دریایی بوشهر به وی واگذار گردید. وی از اکتبر 1972 تا ژانویه 1976 فرمانده ناوگان خلیج فارس بود و در سال 1974 درجه دریابانی گرفت.

حبیب اللهی در جریان تغییرات وسیع در نیروی دریایی در 7 ژانویه 1976 (مصادف با دی ماه 1354) و پس از عزل دریادار رمزی عطایی، به فرماندهی نیروی دریایی شاهنشاهی رسید و تا زمان وقوع انقلاب اسلامی این سمت را حفظ کرد. وی در ژانویه 1978 به دریاسالاری ارتقا یافت. پس از پیروزی انقلاب، حبیب اللهی در 13 فوریه 1979 (25 بهمن 1357) اطلاع یافت که از فرماندهی نیروی دریایی برکنار شده است و دریادار مدنی جانشین وی خواهدشد. وی در روز 24 ژوئیه 1979 از ایران خارج شد و به ترکیه و سپس آلمان و از آنجا به آمریکا رفت.

 __________________________________________________________

تذکر: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به ذکر منبع (newcoy.persianblog.ir) می باشد. 

 

منابع:

aerospacetalk.ir

iranianshistoryonthisday.com (دکتر نوشیروان کیهانی زاده)

ali1345.blogfa.com

kayhannews.ir

oldpilot.ir

shahedmag.com

fa.wikipedia.org

khorasannews.com

newcoy.persianblog.ir (کاوه)


کلمات کلیدی: جزایر ایرانی ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: آزادسازی جزایر سه گانه ،کلمات کلیدی: کشتی ابن سینا
 
آشنایی با شناورهای نیروی دریایی ایران
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤  

 

ناوها و ناوشکن ها
--------------------------------------------------------------------
ناو شکن ها
Destoryer

تمامی ناو شکن های ایران (ناو شکن های کلاس دماوند و ببر) تا 1990 باز نشسته شده اند. البته شنیده هایی مبنی بر ورود به خدمت ناوشکن جدید موج وجود دارد، اما هنوز در مراجع بین المللی مورد بحث قرار نگرفته است(این ناوشکن شباهت زیادی به ناوچه های کلاس الوند دارد). با این وجود نگاهی گذرا به ناوشکن های باز نشسته شده می اندازیم:

ناوشکن های سنگین کلاس دماوند
Damavand Battle Class Destoryer

 ناوشکن های سنگین کلاس دماوند یا آرتمیس تقریبا سنگین ترین ناو جنگی است که در نیروی دریایی ایران خدمت کرده است و البته تنها ناو کلاس Battle Destoryer که تا کنون ایران داشته است. این ناوها در واقع از کلاس ناو های کلاس HMS Sluys هستند و ساخت 1945 بوده که بسیار قدیمی هستند و در 1960 با یک برنامه ی بروز رسانی کامل به ایران تحویل شد.

 مشخصات:
توپ:
4 توپ 114 میلیمتری در دو برجک اصلی
1 توپ 102 میلیمتری
14 توپ 40 میلیمتری

موشک:
21 اژدر
موشک های دفاع هوایی Sea Cat
موشک های ضد کشتی


ناوشکن های کلاس ببر
Babr Class Destoryer

 این ناوشکن ها در واقع همان ناو شکن های آمریکایی Allen M. Sumner هستند که ایران دو فروند از آنها را بعد از یک برنامه بروز رسانی تحویل گرفت. این ناوشکن ها هم بسیار قدیمی و ساخت 1944 بوده (در جنگ جهانی هم شرکت کردند) به هر صورت پس از باز سازی بجای یکی از برجک های توپ دو لانچر موشک و دو لانچر دیگر هم در میانه ی کشتی نصب شد. ایران کلا دو فروند از این نوع دریافت کرد.
این ناو ها در عملیاتهای زیادی شرکت داشتند، از جمله اسکورت کشتی های کویتی و پشتیبانی نیرو ها و نهایتا اسکورت نفت کشها در جران جنگ تحمیلی. سرانجام در 1990 هر دو فروند در اختیار ایران باز نشسته شد و برخی از قطعات آنها مورد استفاده ی دیگر شناور ها قرار گرفت.

مشخصات:
توپ:
4 توپ 127 میلیمتری Mk 38
12 توپ 40 میلیمتری
11 توپ 20 میلیمتری

موشک:
4 لانچر SM 1 با موشکهای Sea-skimmer
موشکهای دفاع هوایی Sea Cat
10 اژدر 533 میلیمتری

هلیکوپتر همراه:
SH-3 سی کینگ
(این ناو بجز باند مجهز به یک پارکینگ داخلی هلیکوپتر نیز بود)

شعاع ماموریتی:
با 15 کیلوتن بار 4600 مایل

سریال در نیروی دریایی:
Babr1 06
Babr2 07


ناوچه های کلاس الوند
Alvand class frigate

این ناوچه ها ساخت انگلستان بوده و همان ناوچه های کلاس سام (Saam class frigate) یا 'Vosper Mk5 type هستند. ایران در کل چهار فروند ناوچه ی کلاس الوند پیش از انقلاب خریداری نمود. این ناوچه ها، ناوچه های سبک موشک انداز محسوب میگردند.
ناوچه های کلاس الوند قبلا به 9 موشک دفاع هوایی Sea Cat و پنج موشک ضد کشتی Sea Killer مجهز بود، ولی با بهینه سازی های انجام شده به موشک های چینی C-802 مسلح گردیده اند. اما در بعد ضد هوایی هنوز مشخص نیست با چه نوع موشکی مسلح شده است، البته خبر ها حاکی از نارضایتی از موشک های دفاع هوایی جدید است. بجز موشک های ضد کشتی به 6 اژدر MK-32 نیز مجهز است.

سایر مشخصات:
توپ:
1توپ 114 میلیمتری(Vicker 4.5) با توان شلیک 25 گلوله در دقیقه تا فاصله ی 25 کیلومتری
2 توپ 35 میلیمتری Oerlikon و 3 توپ 20 میلیمتری Oerlikon GAM-BO1
و دو تیربار سبک 12 میلیمتری

موشک:
5 لانچر موشک ضد کشتی Sea Killer یا C-802
موشکهای دفاع هوایی Sea Cat
10 اژدر 533 میلیمتری

رادار و تجهیزات دفاعی:
رادار جستجوی هوایی و دریایی Plessey AWS.1 با برد 110 کیلومتر
سیستم کنترل آتش see Hunter
رادار هشدار دهنده Racal FH 5-HF/DFبا سیستم ECM از نوع RDL 2AC
سونار Graseby 174 ,170 جستجوی فعال و هجومی
و دو لانچر فلر MK5

موتور:
دو موتور دیزلی 16yjcm و دو توربین گازی TM-3A boost
شعاع ماموریتی:
3665 مایل باوزن 18 کیلو تن و550 مایل با وزن 36 کیلو تن

سریالهای نیروی دریایی:
71 Alvand
72 Alborz
73 Sabalan (این ناوچه در درگیری با ناو های آمریکایی شدیدا آسیب دید و تا سال های 90 عملا بلا استفاده بود)
74 Sahand (این ناوچه در درگیری با ناوهای آمریکایی هدف قرار گرفت و نابود شد)

ناوچه سهند پس از حمله ناوگان آمریکا


ناو های گشتی/رزم ناو توپدار کلاس بایندور
Bayandor Class Corvettes

این ناو ها در اصل ناو های آمریکایی کلاس PF-103 هستند که آمریکا در 1964 چهار فروند از این نوع را بر اساس برنامه ی کمک های نظامی به ایران بخشید. چهار ناو این کلاس عبارت بودند از: ناوهای بایندر، نقدی، میلانیان و کهنموئی. ناوهای میلانیان و کهنموئی در جریان اولین بمباران های پایگاه های نیروی دریایی در جریان جنگ غرق شدند، اما ناوهای بایندر و نقدی همچنان در خدمتند.

این کلاس ناوها، ناوهای متوسط گشتی محسوب میشوند با وظیفه ی ثانوی حمل و نقل نیرو. از نظر تسلیحات ناوهای کلاس بایاندر به هیچ موشکی مسلح نیستند. در سالهای اخیر یکی از این دو فروند مورد بازسازی کامل قرار گرفت.  

توپ:
3 توپ 76 میلیمتری MK-34 با قابلیت شلیک 50 گلوله در دقیقه تا برد 12 کیلومتری
1 توپ 40 میلیمتری با قابلیت شلیک 120 گلوله در دقیقه با برد 10 کیلومتر
و 2 توپ Oerlikon GAM-BO1
در بهینه سازی های انجام شده یک توپ 23 میلیمتری هم اضافه شده است.

رادار و تجهیزات دفاعی
یک رادار جستجوی هوایی و دریایی westinghous SPS-6C با برد 146 کیلومتر
سیستم کنترل آتش وسترن الکتریک mk36
سونار SQS 17A

موتور:
دو موتور دیزلی 38TD-8-1/8-9

شعاع ماموریتی:
با محموله ی کامل 2400 مایل

سریال در نیروی دریایی ایران:

81 Bayandor
82 Naghdi

ناو بایندر

ناو میلانیان


شناور های گشتی و موشک انداز
--------------------------------------------------------------------

شناور های موشک انداز کلاس کمان
Kaman class fast attack craft-missile

این شناور ها یا همان ناوچه های کوچک و سریع در واقع ناوچه های فرانسوی کلاس Combattante II هستند که پیش از انقلاب12 فروند از آنها خریداری شد که اکنون 10 فروند همچنان در خدمت است (دو فروند دیگر عبارت بودند از: پیکان که در عملیات مروارید غرق شد و جوشن که در درگیری با نیروی دریایی آمریکا مورد هدف قرار گرفت)
این شناور ها تا پیش از این به موشک های ضد کشتی هارپون مجهز بودند که بدنبال بهینه سازی های انجام شده برخی از آنها به موشک های C-802 چینی نیز مجهز گردیده اند. همچنین ناوچه ی گرز به جای موشک های هار پون از یک لانچر SM 1 که از روی ناوشکن های باز نشسته شده ی ببر برداشته شده استفاده میکند.

 مشخصات
توپ:
1 توپ 77 میلیمتری با برد ضد سطحی 16 کیلومتر و ضد هوایی 12 کیلومتر
1 توپ 40 میلیمتری Bereda
و 1 توپ 23 میلیمتری

موشک:
4 موشک چینی C-802 با برد 120 کیلومتر
یا 4 موشک هارپون با برد 40 کیلومتر
یا 4 موشک Sea-skimmer در لانچر های SM 1
1 لانچر موشک های دفاع هوایی SA.7

رادار و سیستم دفاعی:
رادار تامسون TMV-433
سیستم ECM تامسون تمساح
رادار جستجوی هوایی و دریایی WM28

موتور:
4 موتور دیزلی MTU 16V

شعاع ماموریتی:
2000 مایل با 15 کیلو تن و 700 مایل با 33 کیلوتن

سریال در نیروی دریایی:
Kaman p221
Zoubin p222
Khadang p223
falakhon p224
Shamshir p225
Gorz p226
Gardoneh p229
Khanjar p230
Neyzeh p231
Tabarzin p232

 

شناور های موشک انداز کلاس تندر
Thondar class fast attack craft-missile

 شناور های کلاس تندر درواقع شناور های چینی کلاس Hudong هستند که تحت امتیاز برای نیروی دریایی سپاه در ایران ساخته شدند. کلا سپاه دارای 10 ناوچه ی کلاس تندر است.

مشخصات:
توپ:
1 توپ دوگانه ی 30 میلیمتری AK 230
1 توپ ضد هوایی اورلیکن 23 میلیمتری

موشک:
2 لانچر موشک چینی C-802

رادار و سیستم دفاعی:
رادار جستجوی سطحی چینی SR-47A
سیستم کنترل آتش Ric Lamp 341

موتور:
3 موتور دیزلی

شعاع عملیاتی:
800 مایل با 30 کیلوتن بار

سریال در نیروی دریایی سپاه:

Fath p213-1
Nasr p213-2
Saf p213-3
Ra'd p213-4
Fajr p213-5
Shams p213-6
Me'raj p213-7
Flaq p213-8
Hdid p213-9
Qadr p213-10



Patrol Craft
==================
شناورهای گشتی کلاس پروین
Parvin Class Large Patrol Craft

این شناورها در واقع شناور های آمریکایی کلاس PGM-71 ساخت سالهای 67 تا 70 و بسیار قدیمی بحساب می آیند. توپ نسبتا سنگین 40 میلیمتری و تیربار 20 میلیمتری بعدها روی این شناور نصب شده است. اطلاعی از هیچگونه برنامه روزامد سازی برای این شناور ها در دسترس نیست و همچنان در خدمت هستند.

مشخصات:

شخصات:
توپ:
1 توپ 40 میلیمتری
1 توپ 20 میلیمتری GAM-BO1
دو تیر بار 12.7 میلیمتری


موشک:
2 لانچر موشک چینی C-802

رادار و سیستم دفاعی:
رادار جستجوی سطحی فعال در باند I
سونار SQS-17B بعدها در سنه ی شناور نصب شد

موتور:
8 موتور دیزلی GM 6-71

شعاع عملیاتی:
1140 مایل با 17 کیلوتن بار

سریال در نیروی دریایی :

211----PARVIN
212-----BAHRAM
213-----NAHID

 

شناور های گشتی کلاس کیوان
Kayvan Large Patrol Craft

3 فروند از این شناور ها توسط گارد ساحلی آمریکا ساخته شدند. این شناورها در 1950 به ایران تحویل شد. بعدها از خدمت مرخص شد، اما اخبار گویای بازگشت به خدمت دو فروند از این شناور ها در 1995 است. گفتنی است این شناورها با ماشین آلات و تسلیحاتی جدید و مدرنیزه شده به خدمت بازگشتند و حیاتی دوباره گرفتند.


مشخصات:
توپ:
1 توپ 40 میلیمتری
1 توپ دوگانه 20 میلیمتری روسی


موتور:
24 موتور دیزلی MYHMS-1200 با دو پروانه

شعاع عملیاتی:
با 8 کیلوتن بار 2324 مایل

رادار و سیستم دفاعی:
رادار جستجوی سطحی فعال در باند I

سریال در نیروی دریایی :

202---AZADI
203---MEHRAN

 

شناور های کلاس MIG-S-2600

تعداد دقیق تحویل شده ی این شناور ها مشخص نیست. این شناور ها ساخت صنایع دریایی جولائی مستقر در تهران است. شناور های کلاس MIG-S-2600 شباهت زیادی به شناور های کلاس چاهو ی کروه شمالی دارد، البته با تفاوتهای قابل توجهی در ساختمان و دکل مربوط به رادار. این شناور ها در اختیار نیروی دریایی سپاه است.

مشخصات:
توپ:
1 توپ ضد هوایی اورلیکن (23 میلیمتری دوگانه)

موشک:
یک موشک انداز 12 تایی 107 میلیمتری MRL

موتور:
4 موتور دیزلی با 4 پروانه

رادار و سیستم دفاعی:
رادار جستجوی سطحی فعال در باند I


شناور های کلاس US MKIII

حدود 15 فروند از این شناور ها پیش از انقلاب (در 1976) از شرکت صنایع دریایی مارتینس خریداری شد و 50 فروند دیگر نیز در دست سفارش بود که قرار داد لغو شد.
دقیقا مشخص نیست در نهایت چند فروند به خدمت نیروی دریایی ایران در آمد. شش فروند از آنها در جنگ تحویلی از دست رفت و اکنون همچنان 9 فروند از این گشتی ها در خدمت است.


مشخصات:
توپ:
1 توپ 20 میلیمتری GAM BO1
1 تیربار 12.7 میلیمتری


موتور:
3 موتور دیزلیGM 8V-71TI با 3 پروانه

شعاع عملیاتی:
با 28 کیلوتن بار 500 مایل

رادار و سیستم دفاعی:
رادار جستجوی سطحی RCA LN66 فعال در باند I

زیر دریایی:
---------------------------------------------------------------
TAREQ Class Submarine
زیر دریایی های کلاس طارق


زیر دریایی های کلاس طارق یا همان SSK Kilo 877EKM از 1991 وارد خدمت نیروی دریایی ایران شدند و بترتیب تا 1993 سه فروند وارد خدمت گردید. این کلاس زیر دریایی، زیر دریایی های خاص هجومی و ضد زیر دریایی است. زیردریایی های کلاس کیلو معمولا با زیر دریایی های هجومی دلفین (SSK Dolphin Class Attack Submarine) مقایسه می شوند، البته زیر دریایی های کلاس کیلو مدرنتر بوده و نسبت به رقیب خود برتر است.

 

مشخصات
تسلیحات:
18 اژدر 553 میلیمتری 6 فروند آماده شلیک و 12 فروند در انبار
2 اژدر شناسایی TEST-71MKE TV
برای دفاع هوایی مسلح به یک لانچر Strela-3 یا Igla با حد اکثر برد 6 کیلومتر و سرعت 1.65 ماخ (هشت موشک)
و 18 مین دریایی

سونار و سیستم های دفاعی:
سونار از نوع MGK-400 که توانایی ردگیری و هشدار در مورد سیگنالهای سونار را دارد. این زیر دریایی از یک سیستم تدابیر متقابل الکتریکی و پشتیبانی) و پش اخطار رادار و کامپیوتر MVU-110EM نیز استفاده می کند.
بدنه ی زیر دریایی با یک پوشش لاستیکی ضد سونار (کم پیدا در برابر سونار) پوشیده شده است.

موتور :
دو ژنراتور 1000 kW و یک موتور 5,500 hp

برد:
در زیر آب 2300t و در روی آب 3950t

سریال در نیروی دریایی ایران:
901 Tareq
902 Noor
903 Yunes


زیردریایی های ساخت داخل
SSI Class Submarine

از این نوع زیر دریایی تنها 3 فروند در خدمت بوده، با این وجود اطلاعات چندانی از ماهیت این زیر دریایی ها در دست نیست.

mini-Submarines
==================

Ghadir class littorial submarine
زیر دریایی های کوچک کلاس قدیر (ساخت داخل)

این زیر دریایی کمی بزرگتر از زیر دریایی هایی که در کلاس زیر دریایی کوچک قرار دارد است و گمان میرود کارایی بهتری نیز داشته باشد. از لحاظ طراحی این کلاس شباهت زیادی به زیر دریایی های کلاس Sauro ایتالیا دارد (هرچند با ظاهری کوچکتر).

مشخصات:
تعداد در خدمت 1 فروند

تسلیحات:2 اژدر با احتمالا ذخیره ی12 تایی اژدر و 2 یا 4 اژدر سنگین یا مین
اطلاعات بیشتری در دسترس نیست

 

Nahang class mini-submarines
زیردریایی های کوچک کلاس نهنگ

این زیر دریایی ها که بسیار کوچک هستند یکی دیگر از ساخته های صنایع دریای ایران است. این کلاس زیر دریایی در واقع از روشی قدیمی که زمانی در آخرین جنگ جهانی استفاده میشد بهره میبرد، یعنی حمل تسلیحات بصورت خارجی و در واقع میتواند بصورت یک مین یاب یا مین گذار خوب عمل کند. بسیاری این زیر دریایی را شبیه مین روب های روسی و چینی و همچنین سیستم ضدمین آمریکایی میدانند.

 مشخصات:
تعداد در خدمت 1 فروند

رادار و سیستم دفاعی: یک رادار جستجوی سطحی

تسلیحات: 2 آزدر آماده شلیک و 21 اژدر ذخیره و 4 تا 6 مین

___________________________________________________________

منبع: daneshju.ir (نویسنده: محمدحسین جهان پناه) 


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
 
سهند، اسطوره مقاومت
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠  

 ناوشکن سهند

پیشگفتار

پیش از این خاطراتی از دلاوران نیروهای زمینی و به ویژه هوایی ارتش در وبلاگ درج شده است. بجا دانستم که یادی هم از دریادلان نیروی دریایی داشته باشم. آنچه در پی خواهد آمد خاطرات یکی از پرسنل ناوشکن سهند از درگیری دریایی نابرابر با ناوگان آمریکا در سال 1367 است.

شایان ذکر است که به دنبال حمله نیروهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران در خلیج‌فارس در 29 فروردین سال 1367، به ناوچه موشک‌انداز جوشن که در حال گشت در خلیج‌فارس بود، مأموریت داده شد که برای بررسی وضعیت به آن منطقه عزیمت کند. نیروهای آمریکایی پس از آنکه متوجه نزدیک شدن ناوچه مذکور به منطقه شدند، به ناوچه جوشن که در آبهای کشور خودمان قرار داشت، اخطار کردند که از منطقه خارج شود. فرمانده ناوچه در پاسخ به آمریکاییها گفت که «این آبهای ماست و شما باید از منطقه و از آبهای ایران خارج شوید.» سپس آمریکاییها با هدف قرار دادن ناوچه موشک‌انداز جوشن با شلیک چند موشک در نزدیکی جزیره کیش، این ناوچه را غرق و تعداد زیادی از نفرات آن را به شهادت رساند.

ناوشکن سهند که از بندرعباس عازم غرب خلیج‌فارس بود تا جایگزین ناوشکن سبلان شده و به گشت و مراقبت از جزیره خارک و سکوهای نفتی بپردازد، مأموریت یافت که به منطقه درگیری ناوچه جوشن رفته و آنها را کمک کند. نیروهای آمریکایی که از قبل آماده درگیری بودند، با شناسایی ناوشکن سهند، این ناو را در نزدیکی جزیره هنگام مورد حمله بالگردها و ناوشکنهای خود قرار دادند. در ابتدا بالگردها به ناوشکن سهند حمله کردند که با تیراندازی توپ پاشنه به طرف آنها، مجبور به عقب‌نشینی شدند. سپس از راه دور ناوشکن سهند را با موشک مورد هجوم قرار دادند و یکی پس از دیگری موشک به طرف این ناوشکن شلیک کردند، به گونه‌ای که دود و آتش از سرتاسر ناوشکن برمی‌خاست و سلاحهای آن از کار افتادند. به این ترتیب ناوشکن سهند نیز غرق و تعداد زیادی از کارکنان آن به شهادت رسیده و عده‌ای نیز مجروح شدند. در خاطره ذیل از زبان ناخداسوم بازنشسته نادرمبارکی، از بازماندگان ناوشکن سهند، به شرح وقایع آن روز پرداخته شده است. 

 

سهند، اسطوره مقاومت

4 صبح روز 29 فروردین سال 1367، مصادف با اولین روز ماه مبارک رمضان، نگهبان میز پاس بودم. مسعود عباسچی یکی از کارکنان ناو که از مرخصی برگشته بود، وارد ناو شد. با دیدن او از جایم بلند شدم و او را در آغوش گرفتم و به شوخی به او گفتم: مسعود از ترس موشکباران تهران فرار کردی؟  او که بچه تهران بود در جوابم گفت: اجل آدم درهر کجا مقدر شده باشد درهمانجا به وقوع خواهد پیوست، چه در تهران، چه در خلیج فارس. ازهم جدا شدیم، او رفت و من هم که مدت نگهبانی ام به پایان رسیده بود پست نگهبانی خود را تعویض کردم و بعد از خوردن سحری برای استراحت به خوابگاه ناو رفتم.
حوالی ساعت 8 صبح مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: یک ماموریت فوری برای ناو مشخص شده است، سریع آماده شو! در آن زمان ناو ما برای  پاره ای از تعمیرات از دریا به اسکله برگشته بود و در اسکله به سر می برد. افسر رسته پس از دریافت پیام، بلافاصله ما را در سینه ناو جمع کرد وخبر این مأموریت را بدون اشاره به جزئیات آن به ما داد. با شنیدن خبر مأموریت حساس، شور و شعف خاصی در میان بچه ها به وجود آمد. بعضی دوست داشتند با خانواده هایشان خداحافظی کنند، برخی دیگر خانواده وهمه چیز خود را فراموش کرده بودند و فقط به مسلح و آماده کردن ناو فکر می کردند. گویی به همه آنها الهام شده بود که آن روز، روز دیگری است. شهید صفرزایی رو به افسر رسته کرد و گفت چرا حقیقت را به ما نمی گویی، یک دفعه بگو می خواهیم برویم شهید شویم. ما که آمادگی برای شهادت داریم، فقط اجازه بدهید که بریمأخرین خداحافظی خودمان را با خانواده هایمان انجام دهیم؟ افسر رسته در جوابش گفت: نه اینجوری نیست، شما چرا اینجوری فکر می کنید؟
سرانجام مقدمات آماده سازی ناو تمام شد و ناو حوالی ساعت 12:00 ازاسکله جدا شد. حدود 13:30، افسر رسته و فرمانده ناو، مأموریت ما رابه صورت واضح و دقیق اعلام کردند. در ناو حالت جنگی اعلام شده بود. به ما خبر دادند ناوچه جوشن از منطقه دوم دریایی بوشهردر درگیری باناوگان پنجم آمریکا منهدم و در دریا غرق شده است. ریشه این درگیری و تعرض امریکا این بود که یک کشتی نفتی کویتی که درهمروی ناوهای آمریکایی بود، در برخورد با مین دریایی که آن را از طرف ایران می دانستند خسارت زیاد دیده بود و آمریکاییها برای فروکش ساختن این عصبانیت و وارد ساختن ضربه متقابل به ایران به اسکله های نفتی ایران حمله کرده و اسکله رشادت را به آتش کشیده بودند. از طرف دیگر ناوچه جوشن که برای دفاع از اسکله و منابع نفتی ایران به منطقه رفته بود، مورد تعرض و حمله ناوگان پنجم آمریکا قرار گرفته و در دریا غرق شده بود.
خبر تعرض ناوهای امریکایی به منابع نفتی ایران و غرق شدن ناوچه جوشن، حس انتقام جویی را در دل بچه های ناو شعله ورساخت. حدود ساعت 13:45 آژیر محل جنگ در ناو به صدا در آمد.همه سریع به محل سازمانی خود رفتند و با آمادگی کامل مستقر شدند. یک هواپیمای رهگیری و جنگی امریکا به طرف ناو حمله کرد، توپهای مستقر در ناو با تیراندازی خود به سمت آن عکس العمل نشان دادند. هواپیما مجبور به فرار شد وهواپیمای دوم به سمت ناوحمله ورشد، ولی آن هم در وارد ساختن ضربه به ناو ناکام ماند. حدود یک ربع از آغازدرگیری ما باهواپیماهای امریکایی نگذشته بود که اولین موشک به زیرتوپ 20 میلی متری اورلیکن اصابت کرد. این موشک باعث ایجاد شکاف چند متری در پاشنه ناو و از کار انداختن سامانه برق ناو شد. عده ای ازبچه هاهم به شدت مجروح شدند. با تلاش بچه ها آتش سوزی ناشی ازانفجار مهار شد و برق اضطراری ناو روشن شد. بچه ها تمام تلاش خود را برای مقابله با حملات دشمن انجام می دادند. موشکهای دشمن از زوایای مختلف به بدنه ناو اصابت می کرد و بدنه را شکافته و درداخل ناو منفجر می شد. با این وضعیت بچه ها دست از مقابله و دفاع برنمی داشتند و تو پهای ناوهمچنان کار می کرد. پزشکیار ناو به مجروحان رسیدگی می کرد. بچه ها یک به یک مجروح یا شهید می شدند. پرهیزگار رفت برای بچه های مجروح که طلب آب می کردند، آب بیاورد و دیگر برنگشت. منصور کاظمی، پزشکیار ناو در حین رسیدگی ومداوای مجروحین به شهادت رسید. عده ای از بچه ها در داخل آب بودند. دستور ترک ناو صادر شده بود، ولی اغلب بچه ها مقاومت می کردند و تا لحظات آخر قبل از غرق ناو حاضر به ترک ناو نبودند. عده ای ازهمکاران در قسمتهای داخلی ناو گیر افتاده بودند و امکان خارج شدن و نجات دادنشان نبود. درهای قسمتهای مختلف ناو به خاطر ضربات ناشی ازاصابت و انفجار موشک قفل شده بود.
ناخدا رضایی فرمانده دوم ناو، دراین وانفسا به سراغم آمد و گفت نادر! بپر تو آب، بپر تو آب! قایقهای نجات ناو باز نمی شد. آنهایی هم که باز می شدند و در داخل آب بود به خاطر اصابت ترکشهای ناشی از انفجار موشکهای امریکایی متلاشی یا سوراخ شده بود. در طرف دیگر امکان کمک و امداد هوایی وجود نداشت. دریا وآسمان منطقه در سیطره قدرت نظامی و اهریمنی آنها بود. به جنگنده های ایرانی اخطار داده بودند. هرچند در صورت درگیری هوایی،امکان سقوط جنگنده های خودی بسیار زیاد بود. آنها حتی به یدک کشهایی که قصد کمک رسانی به ما را داشتند اخطار داده بودند. خیلی جالب است دشمن وارد حریم دریایی کشور ما شود و به شناورهای ما حمله کند و اجازه هم ندهد کسی به کمک ما بیاید،امریکاییها را می گویم همانها که امروز ادعای دفاع از حقوق بشرمی کنند.

سهند  در آتش، پس از حملات موشکی
با این احوال، ناوهشت موشک خورده بود. موشک نهم درست خورد زیر پاشنه چپ که من در آنجا بودم، شدت انفجار مرا از جای خودبه هوا بلند کرد و محکم به کف پاشنه ناو کوبید. چند دقیقه ای در حالت بیهوشی بودم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم از سرم خون می آید. چشمم پر خون شده بود. احساس گرما در دست راستم کردم، وقتی به دستم نگاه کردم دیدم آستین دستم آغشته به خون شده است. وقتی بیشتر دقت کردم متوجه شدم ترکشی به دست راستم اصابت کرده است. هنوز دست بردار نبودم. با آن حالم به سمت توپ 20 میلی متری رفتم وخواستم دوباره تیراندازی کنم؛ ولی متاسفانه به خاطر اصابت موشک، توپ از کار افتاده بود. در این وضعیت ناچار شدم جلیقه نجات خود را محکم بسته و خودم را داخل آب بیندازم.
خدا رحمت کند شهید ناواستواربهزادپناه را. یک چوب دو متری کنترل صدمات را از داخل ناو به داخل آب انداخت. از طرف دیگر آقای گلبازی یک حلقه نجات به داخل آب انداخت. چوبی که بهزادپناه به آب انداخته بود من یک سر آن را و شهیدبهزادپناه سر دیگر آن را گرفته بود. پنج متری از ناو فاصله نگرفته بودیم که یک موشک دیگر درست به زیر توپ 35 میلی متری خورد و حمیدقهرمانی بلافاصله با اصابت ترکشهای آن به شهادت رسید.
 چند دقیقه ای از این رویداد تلخ نگذشته بود که یک بالگرد امریکا یی به سمت ناوحمله ور شد و یک راکت به طرف ناو شلیک کرد. اصابت ترک شهای راکت، تن بهزادپناه را نشانه رفت و او در آغوشم جان به جان آفرین تسلیم کرد. با ناراحتی رو به گلبازی کردم و گفتم: گلبازی! بهزاد شهید شد. بهزاد شهید شد.
صحنه تلخ و اسف باری بود، دریا رنگ خون گرفته بود، خورشید درسمت راست و ناو سهند در سمت چپ هر دو در حال غروب و افول بودند، اشک در چشمانمان حلقه زده بود، بغض راه گلویمان را بسته بود. بچه ها قرآن می خواندند، بعضی دعا می کردند، گروهی سرود جمهوری اسلامی را سر می دادند. رنگ آب عوض شده بود، دریا رنگ خون شهیدان را به خود گرفته بود. یک آن احساس کردم کوسه ای به طرف من می آید. به بچهها گفتم: بچه ها! اگر کوسه پای مرا زد، شما سریع مرا از جمع خود جدا کنید که فقط کوسه مرا بخورد و احتمال خطر برای دیگر بچه هاوجود نداشته باشد. در آن لحظات چشم خود را بستم و مشغول خواندن شهادتین خود شدم. جرات باز کردن چشم خود را نداشتم، بعد از مدتی دستم را به پای راست، پای چپ، دست راست و دست چپم کشیدم. دیدم دست و پایم سرجایش است. آن وقت به آرامی چشمم را باز کردم، دعای بچه ها مستجاب شد و کوسه از طرف من دور شد و رفت، آنجا امداد غیبی را با تمام وجودم احساس کردم.
هوا رو به تاریکی می رفت، ناو در حال غرق شدن بود، ولی پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی که بر روی دکل ناو بود، همچنان در حال اهتزاز بود. صحنه عجیبی بود، بچه هایی که در آب دورهم بودیم به علامت احترام به پرچم و ناوشکن همیشه جاوید سهند حالت خبردار به خود گرفتیم. بچه ها گریه می کردند. همکاران ما که در داخل اتاقکها و اتا قهای ناو محبوس مانده بودند، زنده زنده به زیر آب می رفتند. خاطرات چندین ساله خدمتم در ناوشکن سهند مانند یک فیلم ازجلو چشمم می گذشت و تنها اشک برگونه هایم جاری می شد. ناو سهند در دریا غرق شد و خورشیدهمان طرف غروب کرد. اما فردا صبح، خورشید دوباره طلوع کرد ولی سهند هیچ وقت سر از میان آبها بر نیاورد. سهند دیگر طلوع نکرد تا هر روز در این سرزمین، صلح، آرامش وامنیت و اقتدار ایران اسلامی طلوع کند. سهند طلوع نکرد تا خلیج فارس برای همیشه، خلیج فارس بماند.
زمان به تندی می گذشت، تاریکی مطلق بر دریا حاکم شده بود. هیچ امیدی به نجات نبود. ناگهان نوری از دور نمایان شد، امید نجات در دلهایمان زنده شد،همه باهم یکصدا فریاد زدیم: کمک!  کمک!  ما اینجاهستیم، کمک!  نور به ما نزدیک شد، ید ک کشی از منطقه یکم به کمک ما آمده بود. کارکنان یدک کش با زحمت و فداکاری خود، ما را ازآب گرفتند و داخل ید ک کش منتقل کردند. در داخل ید ک کش دوباره گریه و زاری را از سرگرفتیم و به یادهمرزمان شهیدمان افتادیم، به حرف مهناوی صفرزا یی که در موقع حرکت می گفت: بچه ها من برنمی گردم. همین طورهم شد و صفرزایی برنگشت و به شهادت رسید و یا مسعود عباسچی که وقتی از او در اسکله پرسیدم: از ترس موشک باران تهران فرار کردی؟ در جوابم گفت: تقدیر و اجل انسان هر کجا باشد، محقق می شود. دقیق همان گونه شد و در خلیج فارس به شهادت رسید نه در تهران. یا ابراهیم زاده، همرزم دیگرمان که سروصورتش سوخته بود و در داخل ید ک کش و بیمارستان بر سر و روی خود می زد و می گفت: نادر! من نتوانستم کمکت کنم، نادر!  من نتوانستم کمکت کنم . منظور او شهید  نادر افشار جوان بود که در داخل اتاقکهای ناو زندانی شده بود و طلب کمک از ابراهیم زاده کرده بود و ابراهیم زاده نتوانسته بود به او کمک کند. برای همین در ید ک کش و بیمارستان مثل افراد موج گرفته که تعادل روحی خود را از دست داده باشد، برسر و روی خودش می زد و می گفت: نادر! من نتو انستم کمکت کنم. سرانجام یدک کش ما را ساعت 04:00 روز بعد به اسکله بندرعباس رسانید و ازآنجا ما را به بیمارستان منتقل کردند.روز 29 فروردین سال 1367 به پایان رسید، اما خاطره تلخ شرارتهای دشمن امریکایی و خاطرات شیرین و پرافتخار از خودگذشتگیهای همرزمان ناوشکن جمهوری اسلامی سهند هیچ وقت در یاد و خاطره ما به پایان نخواهد رسید.

یادمان شهدای ناوشکن سهند

 

_______________________________________________________________

منابع:

1- آب و آتش، مجموعه خاطرات دریادلان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گردآورنده: سیدجلال موسوی، نشر اجا، چاپ اول (1388)، صفحات 135 تا 141

2- javanonline.ir

گردآوری و تنظیم:

newcoy.persianblog.ir


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: نبرد دریایی با آمریکا ،کلمات کلیدی: ناوشکن سهند
 
موشکهای ضدکشتی ایران
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  

1-موشک هارپون(AGM-84 Harpoon)

موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاحهای ضد کشتی است که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشکهای اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران به شمار می رود. بد نیست بدانید هارپون در زبان انگلیسی به معنی نیزه شکار نهنگ است.

موشک هارپون به صورت اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتیها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا در آمد. موشک هارپون به دلیل نیاز مبرم نیرو های هوایی و دریایی در مدلهای مختلف به تولید انبوه رسید. بعدها موشک SLAM که مخفف (Stand-off Land Attack Missile) است بر مبنای آن تولید گردید.
در 1965 نیروی دریایی آمریکا به صورت آزمایشی در قالب یک طرح پژوهشی بر روی موشک برای مقابله سطحی با زیر دریاییها و با برد 45 کیلومتر شروع به بررسی نمود. پس از نابودی رزم ناو اسرائیلی Eilat توسط دو ناوچه موشک انداز مصری (ساخت روسیه) در 1967 اهمیت این پروژه دوچندان شد؛ چرا که نیاز به یک موشک ضد کشتی قوی در برابر اهداف سطحی بسیار حس می شد.

 با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A  مورد آزمایش قرار گرفت. با توجه به اینکه نتیجه آزمایشها رضایت بخش نبود، سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas واگذار گردید. به دنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را طراحی نمود و سریعا اولین تستها انجام و نمونه اولیه در 1972 آزمایش شد. مدلهایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود:

 موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A  و زمین به دریا UGM-84A. ولی طرح ایراداتی نیز داشت؛ از جمله برد کم در حالی که حداقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر بود که بعدها اصلاح شد.
اولین مدل موشک در 1977 وارد خدمت شد که نمونه دریا به دریا بود. پس از آن اولین نمونه ی هوا به دریا (AGM-84A ) در 1979 بر روی هواپیماهای P-3 اوریون نصب شد. اولین نمونه زمین به دریا هم در 1981 وارد خدمت گردید.
از تعداد و امادگی این نوع موشک در نیروی دریایی ایران اطلاعات زیادی دردست نیست و  سیاست ایران در زمینه موشکهای دریایی برپایه موشک های کروز قرار دارد. موشک هارپون در مدلهای مختلفی تولید است که مشخصات موشکهای هارپون ایران به شرح زیر است.

مشخصات:
نوع: موشک ضد کشتی
طول: 4 متر و 55 سانتیمتر
وزن: 5/661 کیلوگرم
برد: 60 مایل
سرعت: 855 کیلومتر بر ساعت


2-موشک کروز دریایی کوثر (C-701)

این موشک ترکیبی از تکنولوژی بومی و برداشتهایی از نمونه چینی C-701 است. این موشک به یک سرجنگی الکترو اوپتیک مجهز است که به همراه یک رادار جستجوی میلیمتری کنترل آن را انجام می دهد.
موشک کوثر مناسب برای شلیک از شناور های گشتی کوچک تا متوسط، لانچرهای زمینی، هلیکوپتر ها و جنگنده ها یا هواپیماهای گشت دریایی (مانند اوریون) است. 
از تواناییهای این موشک می توان به اصلاح اتوماتیک مسیر شلیک، انتخاب اتوماتیک هدف بعدی (نزدیکترین هدف در صورت خارج شدن هدف اول از دسترس یا قفل رادار و به طور کلی بازیافت موشک) است. البته امکان هدایت اپتیکی تلوزیونی هم وجود دارد.

مشخصات:
نوع: موشک ضد کشتی
برد بیشینه: 15 تا 19 کیلومتر
طول: 2.6 متر
وزن سرجنگی: 29 کیلوگرم با توانایی ضد زره برای ورود به قسمت های داخلیتر(تاخیر در انفجار)
وزن کلی: 100 کیلوگرم
موتور: یک بوستر سوخت جامد با سوخت ذخیره
سرعت: 0.8 ماخ
نوع کنترل گر: کنترل گر تصویری یا رادار موج میلیمتری به همراه رادار آشیانه یاب Sea skimmer

3-موشک کروز دریایی نور(بهینه شده c-802)

موشک کروز نور از جمله موشکهای ساخت داخل می باشد که با الگو برداری از موشک های چینی c-802 توسط متخصصان داخلی تولید شده است. این موشک در ایران در سال 80 به مرحله تولید انبوه رسید و در اختیار نیروهای مسلح قرار گرفت. در سال 1385 و در رزمایش پیامبر اعظم(ص)، نوع بهینه شده ای از موشک نور مورد ازمایش قرار گرفت. موشک بهینه نور بدون نیاز به سیستم OTHT با حداکثر برد به سمت اهداف سطحی شلیک می‌شود. جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری است که توانسته موشک نور(c-802) را بر روی بالگرد نصب کند.


موشک C-802

موشک نور

مشخصات:
برد: 120 کیلومتر
ورن کلاهک جنگی: 165 کیلوگرم

 

4-موشک حوت

ایران در سال 1385 و در رزمایش پیامبر اعظم(ص) موشکی را ازمایش کرد که باعث حیرت  جامعه جهانی گشت. ایران در این رزمایش موشکی با سرعت 100 متر بر ثانیه را ازمایش کرد. موشک اندازهای این موشک کاملا رادار گریز بوده و از دید رادارهای دشمن مخفی میمانند. توان رزمی این موشک برابر با موشک VA-111 Shkval ساخت روسیه است و تنها دو کشور ایران و روسیه فناوری لازم را برای ساخت چنین موشک های به دست اورده اند. هنوز مشخص نیست که آیا "حوت" بر پایه shkval ساخته شده است یا خیر.

موشک (اژدر) اشکوال

سرعت متوسط این موشک 4 برابر اژدر معمولی زیر ابی است. این موشک با تولید حبابهای بخار که از نوک دماغه و پوسته خود خارج می کند، لایه ای از گاز در اطراف خود شکل می دهد و بدین ترتیب خود را از تماس مستقیم با آب و پسای قابل ملاحظه ناشی از آن دور می کند.
این موشک قابلیت پرتاب از روی شناور و یا زیردریایی در عمق 100 متری را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 کیلومتر بر ساعت) کپسول پرتاب خود را ترک می کند. با فرو رفتن در آب و رسیدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن کرده و به سمت هدف راهی می شود.
از چالشهای فنی توسعه چنین موشکی می توان به کاویتاسیون اشاره نمود که لازم است میزان حبابهای کاویتاسیون برای حفظ و پایدار نگهداشتن لایه گاز اطراف موشک ونیز رسیدن به کمترین پسا کنترل شود. در همین رابطه توجه به تداخل گازهای خروجی از راکت و نیز سطوح کنترل موشک با لایه گاز ایجاد شده در اطراف آن، پیچیدگیهای این مساله را روشنتر می سازد. به ویژه زمان شروع به کار موتور و شرایط گذار (Transision) ناشی از آن از این حیث قابل توجه است.
سیستم هدایت چنین موشکی نیز با چالشهای خود روبرو است. تغییر محیط سیال اطراف موشک، شکست امواج و نیز سرعت خود موشک از مواردی است که هدایت آن را با مشکلات عدیده ای مواجه می سازد.


5-موشک سانبرن(SS-N-22 Sunburn, Moskit)

این موشک جهت شکست دادن سیستم راداری دفاعی آمریکا طراحی شده است. یک ناو آمریکایی در حالت دفاعی به هر صورت در جریان شناسایی موشک SUNBURN که به طرف آن در حرکت است، تنها زمان کافی برای محاسبه و پیدا کردن محل شلیک را دارد و نه وقت کافی برای منهدم کردن موشک SUNBURN را. به همین خاطر از نوعی اسلحه جدید که می‌تواند 3000 گلوله اورانیومی را در یک دقیقه شلیک کند می تواند استفاده کند؛ ولی این سلاح باید هماهنگی دقیقی را برای نابودی بموقع موشک انجام دهد که بسیار مشکل است.
ترکیب سرعت مافوق صوت و اندازه سر جنگی آن انرژی تخریبی زیادی را هنگام برخورد با کشتی ایجاد می‌کند . ک عدد از این موشکها می‌تواند یک کشتی جنگی را غرق کند. تنها راه ناوهای آمریکایی برای دفاع از خودشان در مقابل سلاحهای مهیبی چون SUNBURN این است که قبل از رسیدن جنگنده پرتاب کننده بمب به محدوده پرتاب موشک آن را نابود کنند. SUNBURN می‌تواند یک بمب اتمی 200 کیلو تنی یا یک کلاهک 750 پوندی را در حدود 100 مایل حمل کند، یعنی بیش از دو برابر میزانی که EXOCET می‌تواند. SUNBURN می‌تواند به سرعتی دو برابر سرعت صوت دست یافته و با قابلیت تنظیم مسیر پروازی می‌تواند از کنار موانع عبور کند تا خود را به استحکامات دشمن برساند. این موشک قابلیت شلیک از زیر دریایی، ساحل و ناوهای جنگی را داراست. مدل هواپایه آن موسوم به ان Kh-4،  قابلیت شلیک از جنگنده su-27k یا su-33 را دارد.

مطابق برخی گزارشها، وزیر دفاع وقت ایران "علی شمخانی” در سال 2001 هنگام بازدید از مسکو در خواست پرتاب آزمایشی آن را کرد که روسها هم با روی باز ترتیب آن را داده و علی شمخانی که مجذوب آن شده بود، سفارش تعداد نامشخصی از این موشک را به روسها داد. از تعداد موشک های ایران اطلاعاتی در دست نیست.

مشخصات:
طول: 9 متر
وزن: 450کیلوگرم
وزن کلاهک: 320 کیلوگرم
سرعت: 3 ماخ
برد نهایی: 250 کیلومتر
نوع رادار: فعال


6-موشک اگزوسه(Exocet)

 طراحی موشک اگزوسه در سال 1967 اغاز  گردیده و نوع دریا پایه آن که با کد MM 38 شناخته می شود در سال 1975 وارد خدمت گردید. طراحی نوع هواپایه آن که با کد AM 39 شناخته می شود، از سال 1974 اغاز گردید و در سال  1979 تحویل نیروی دریایی فرانسه شد. این موشک در جنگ فالکلند از یک جنگنده ارژانتینی شلیک و باعث غرق شدن ناو جنگی انگلستان شد. در جنگ اول خلیج فارس جنگنده های نیروی هوایی عراق این موشک را به سمت یک ناوچه امریکایی شلیک کردند و قبل از اینکه ناو امریکایی بتواند کاری از پیش ببرد موشک به ان برخورد کرده و آن را به دو نیم می کند.
ایران درسال 2003 سفارش تعداد نامحدودی از این نوع موشک را به فرانسه داده است. از دریافت سفارش ایران اطلاعاتی در دست نیست؛ ولی منابع مطلع تعداد این موشک های ایران را 500 عدد اعلام کرده اند. این موشک به وسیله جنگنده های میراژ فرانسوی که در اختیار نیروی هوایی قرار دارد، قابل شلیک است.

مشخصات:
سال ورود به خدمت: 1979
طول: 580 سانتیمتر
وزن: 855 کیلوگرم
وزن کلاهک:168 کیلوگرم به همراه زره تاخیر انداز در انفجار
سرعت: 0.93 ماخ
برد: 63 کیلومتر
رادار: ESD ADAC  رادار فعال

 

7-موشک ضد کشتی رعد(HY-2)


در سال 2004 ایران یک مدل جدید از موشکهای ضد کشتی را بر مبنای موشک چینی کرم ابریشم با برد و سرعت بیشتر طراحی نمود و به تولید انبوه رساند.
این موشک با توجه به سرعت زیاد آن یکی از خطرناکترین موشکهای ضد کشتی است که امکان هر گون تحرکی را از حریف سلب می کند.

مشخصات:
نوع: موشک ضد کشتی
سرعت: بین 0.8 تا 1 ماخ
طول: 7.8 متر
وزن: 2998 کیلوگرم
برد: 135 تا 200 کیلومتر
ارتفاع پرواز:30 تا 50 متر
نوع سیستم راداری: رادار مونو پالس (فعال)
وزن سر جنگی: 512 کیلوگرم
موتور: یک موتور سوخت مایع به همراه یک بوستر سوخت جامد

 

8-موشک ضد کشتی نصر:


این موشک ماهیتی نامشخص دارد؛ اما اولین بار در نمایشگاه هوایی ایران در سال 2004 به نمایش درآمد. این موشک یک موشک تاکتیکی جدید به حساب می آید که در حالت راداری تا 35 کیلومتر برد دارد. با این وجود همچنان اطلاعات بیشتری از آن در دست نیست.

9-موشک ضد کشتی فجر دریا:

این موشک نیز یکی از موشک هایی است که اطلاعات کمی در مورد آن انتشار یافته است. این موشک یک موشک ضد کشتی هوا پرتاب است و تاکنون شلیک آن از هلیکوپتر های سی کینگ نیروی دریایی آزمایش شده است.

__________________________________________________________

منبع:

airnaval.blogfa.com (امیرحسام ملائی یگانه و محمد حسین جهان پناه)

گردآوری تصاویر و ویرایش متن: کاوه

 


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: موشکهای ضدکشتی ،کلمات کلیدی: موشکهای ضد کشتی ایران
 
عملیات مروارید، مهمترین جنگ دریایی بر پهنه خلیج فارس
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦  

به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی

مقدمه

عملیات دریایی غرورآفرین مروارید در هفتم آذر سال 1359 توسط دریادلان جان برکف نداجا در شمال خلیج فارس و علیه نیروی دریایی دشمن انجام گرفت و در این عملیات ضربات سنگین و جبران ناپذیری بر پیکر دشمن وارد شد. این عملیات را می توان مهم ترین جنگ دریایی در پهنه خلیج فارس دانست .
براساس طرحی از پیش تهیه شده به طور روزانه و مستمر منطقه شمال خلیج فارس توسط بالگردهای نداجا مورد گشت و بررسی در دو نوبت صبح و بعدازظهر قرار می گرفت . ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا نیز ماموریت داشتند تا با حضور در این منطقه علاوه بر مراقبت از سکوی نفتی ایران در صورت حضور یگان های دریایی دشمن نسبت به انهدام آن ها اقدام نمایند. در دو ماه نخست جنگ نبردهای دشمن به وقوع پیوست که با پیروزی ناوچه های موشک انداز نیروی دریایی و انهدام یا فرار واحدهای دشمن خاتمه یافت . در نتیجه این نبردها یگان های دریایی دشمن از رویارویی با ناوچه موشک انداز ا.ج .ا.ا. پرهیز نموده و به مخفی گاه های خود خزیده بودند. در آبان ماه سال 1359 با اجرای دو عملیات اشکان و شهید صفری علیه سکوهای البکر والامیه که ترمینال های بزرگ نفتی دشمن برای صدور نفت آن کشور می باشد تاسیسات سکوهای مذکور منهدم شدند. به این ترتیب دشمن از امکان صدور نفت از طریق این سکوها محروم و از نظر اقتصادی در تنگنا قرار گرفت .

منطقه عملیات

عملیات مروارید به مدت 10 روز (از تاریخ 1359 9 1 ) در منطقه ای به طول تقریبی 400 کیلومتر و به عرض 50 کیلومتر (به مساحت 20000 کیلومترمربع ) از شمالی ترین نقطه خلیج فارس تا محدوده عملیاتی نیروی رزمی 421 در منطقه دوم دریایی بوشهر را دربرمی گرفت .

وضعیت دشمن

در مدت سه هفته پس از انجام عملیات موفقیت آمیز شهید صفری که بر روی ترمینال های نفتی البکر و الامیه انجام گرفت دشمن تلاش مضاعفی را در جهت به کارگیری و بهره برداری مجدد از سکوهای یاد شده به عمل آورده بود و تعدادی از نظامیان عراق جهت حفاظت از سکوها و اقدامات شنودی بر روی آن ها مستقر شده بودند به طوری که تحرکات نیروهای دریایی عراق روبه افزایش نهاده بود اما به دلیل وارد شدن خسارت سنگین به تاسیسات سکوها نیروهای عراقی نیاز به پشتیبانی آمادی بیشتری داشتند که به دلیل ناامنی منطقه این کار با دشواری انجام می شد و روحیه دشمن نیز بسیار متزلزل گردیده بود.

وضعیت خودی

 بارزترین مشخصه نیروهای خودی روحیه ایثارگری و شهادت طلبی بود که به واسطه انجام موفقیت آمیز 2 عملیات گسترده توسط نیروهای خود تقویت هم شده بود . نیروی رزمی 421 مستقر در بوشهر هماهنگی لازم جهت انجام یک عملیات برون منطقه ای مشترک با نهاجا را به عمل آورده بود و تمرینات لازم هم که در این رابطه پیش بینی شده بود به توسط F 4 E اجرا درآمد و در عمل موجب موفقیت در به کارگیری کنترل و هدایت 13 فروند هواپیمای جنگنده واحدهای شناور نداجا و در نتیجه اجرای یک عملیات منسجم گردید.
به کارگیری هم زمان نیروهای تکاور واحدهای شناور و یگان های پروازی نهاجا و نداجا به صورت گسترده ناشی از آمادگی قابل توجه نیروها و مناسب بودن طرح ریزی ها در زمان اجرای عملیات بود.

اهداف عملیات

نابودی بخش قابل توجهی از نیروی دریایی عراق .
محبوس نمودن باقیمانده نیروی دریایی دشمن در بندر ام القصر.
اعمال سیادت دریایی جمهوری اسلامی ایران در تمام خلیج فارس .
جلوگیری از صدور نفت عراق به منظور اختلال در نظام اقتصادی دشمن .
قطع ارتباط دریایی دشمن و مسدود نمودن خطوط مواصلاتی بین المللی آن کشور.
محروم بودن کشور عراق در بهره برداری از سکوهای مذکور به عنوان یک نقطه آفندی علیه واحدهای سطحی و هوایی جمهوری اسلامی ایران .
ایجاد پست دیده بانی در سکوی البکر برای نیروی خودی جهت اعمال کنترل بر ترددهای احتمالی و آتی دشمن .

علل انتخاب منطقه عملیات

جهت وارد نمودن ضربه اساسی و قطع کامل خطوط مواصلاتی دریایی و به ویژه قطع صدور نفت کشور عراق و نظر به تمرکز قوای نیروی دریایی دشمن در منطقه شمال غرب خلیج فارس که دربرگیرنده حساس ترین و حیاتی ترین تاسیسات کشور عراق در دریا یعنی ترمینال های نفتی البکر و الامیه می گردید علت اصلی انتخاب این منطقه جهت انجام عملیات مروارید بود.

آغاز عملیات

نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا. به منظور خارج ساختن یگان های دشمن از پناه گاه و انهدام آن ها اقدام به طراحی عملیات مروارید نمود. در این طرح عملیاتی برنامه ریزی شده بود که یک تیم عملیات ویژه توسط بالگردهای نداجا بر روی سکوی البکر پیاده شده و آن را تسخیر کنند. پیش بینی شده بود که حمله دلاورمردان نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا به این سکوها برای بار سوم پس از عملیات اشکان و شهید صفری و آن هم در کمتر از یک ماه برای حکام رژیم بعثی قابل تحمل نخواهد بود. لذا برای مقابله با آن دست به اقدامات عجولانه خواهند زد و یگان های دریایی و هوایی خود را به صحنه خواهند فرستاد.

تیم عملیات ویژه شامل فرمانده تیم افسر اطلاعات افسر مخابرات و 4 نفر تکاوران زبده دریایی در شامگاه مورخه ۶ آذرماه ١٣۵٩ توسط بالگرد بر روی سکوی البکر پیاده شده و بلافاصله با نیروهای مستقر بر روی سکو درگیر شدند. یک نفر از نیروهای دشمن مستقر بر روی سکو به همراه 9 نفر دیگر از آنان به اسارت نفرات تیم عملیات ویژه درآمدند . بقیه نفرات دشمن با جنگ و گریز به قسمت شمالی سکو گریخته و از آنجا توسط یک فروند شناور فرار کرده و به سکوی الامیه رفتند.

نبرد قهرمانانه ناوچه پیکان

پس از تسخیر سکو توسط تیم عملیات ویژه دو فروند ناوچه موشک انداز دشمن که در حال خروج از خورعبدالله بودند بر صفحه رادار ظاهر شدند ناوچه پیکان از سکو جدا و برای انهدام آنها به طرف شناورهای دشمن حرکت کرد. اولین ناوچه دشمن را با شلیک یک فروند موشک سطح به سطح منهدم و سپس به سوی ناوچه دوم تغییر جهت داد. ناوچه عراقی که شاهد انهدام ناوچه اول بود بلافاصله بازگشته و با سرعت زیاد از منطقه خارج و به داخل خورعبدالله گریخت . ناوچه قهرمان پیکان به طور مکرر با یگان های دشمن درگیر و تعدادی یگان شناور و هواپیمای جنگنده نیروهای خصم را منهدم نمود زیرا همان گونه که قبلا پیش بینی شده بود دشمن یگان های خود را یکی پس از دیگری برای مقابله با ناوچه پیکان بیرون می فرستاد. اما هماهنگی بین نیروهای دریایی و هوایی ارتش ج .ا.ا. موجب گردید که تعداد زیادی از هواپیماهای جنگنده و یگان های شناور دشمن دراین عملیات منهدم گردند. نیروی هوایی در عملیات مروارید همدوش نیروی دریایی حضوری چشمگیر و موثر داشت و چندین شناور دشمن را به قعر آبهای نیلگون خلیج فارس فرستاد (برای آگاهی از نقش نیروی هوایی در عملیات مروارید به این مقاله مراجعه کنید).

ناوچه پیکان علاوه بر درگیری مستقیم نیروهای دشمن با هدایت هواپیماهای تیزپرواز نیروی هوایی ارتش ج .ا.ا. بر روی واحدهای دشمن موجب انهدام تعداد دیگری از آنها شد. در ظهر روز هفتم آذر خاتمه عملیات توسط فرماندهی عملیات اعلام گردید.

هدف قرار گرفتن پیکان

براساس گشت هوایی انجام شده بر فراز منطقه نبرد آن منطقه خالی از یگان های دشمن اعلام و ناوچه قهرمان پیکان عازم بازگشت به پایگاه خود گردید. پس از طی چند مایل یک فروند ناوچه موشک انداز دشمن که در زیر سکوی الامیه مخفی شده بود از مخفی گاه خود خارج و سه فروند موشک پیاپی به طرف ناوچه پیکان شلیک می کند به دلیل مانور سریع ناوچه پیکان موشک اول به آن اصابت ننمود و در نزدیکی ناوچه در آب منفجر شد لیکن بلافاصله موشک دوم به پاشنه ناوچه اصابت و نیروی محرکه آن را از بین می برد.
متعاقبا موشک سوم نیز به ناوچه اصابت و موجب غرق شدن ناوچه و شهید شدن تعداد زیادی از کارکنان ایثارگر و حماسه آفرین آن می گردد. پس از مدت کوتاهی ناوچه دشمن که ناوچه پیکان را هدف قرار داده بود نیز توسط یک فروند هواپیمای نهاجا هدف قرار گرفته و منهدم شد. فرماندهی ناوچه پیکان را در این عملیات شهید محمد ابراهیم همتی بر عهده داشت که همراه با پیکان در دل آبهای گرم خلیج فارس آرام گرفت.

نتایج عملیات

نتیجه این عملیات انهدام بخش اعظم توان دریایی رژیم بعثی و از بین رفتن تعداد زیادی از هواپیمای دشمن بود و موجب گردید سیادت دریایی ج .ا.ا. در خلیج فارس به طور کامل کسب و تا پایان جنگ استمرار یابد. دشمن بعثی که متوجه شد دیگر امکان مقابله با دلاورمردان نیروی دریایی ج .ا.ا. را از طریق یگان های سطحی خود ندارد تغییر تاکتیک داده و برای تهدید خطوط مواصلات دریایی جمهوری اسلامی ایران به استفاده از یگان های هوایی و موشک های هوا به سطح و ساحل به دریا روی آورد که ایثارگران نداجا در طول مدت دفاع مقدس دشمن را در استفاده از این روش نیز ناکام گذاردند. 

ضربات و تلفات وارده به دشمن

در طول عملیات غرورآفرین مروارید تعداد زیادی از نیروهای دریایی و هوایی کشور عراق به کلی منهدم گردیدند. خسارات و تلفات وارده به دشمن به شرح زیر می باشد : 

ناوچه موشک انداز اوزا :5 فروند
مین جمع کن : 1 فروند
نیروبر : 1 فروند
ناوچه تندرو : 3 فروند
یگان صدمه دیده : 3 فروند
شناورهای متفرقه : 2 فروند

تعدادی از نفرات و کارکنان دشمن مستقر در سکوها و شناورهای منهدم شده نیز به اسارت نیروهای خودی درآمد که به سرعت از منطقه عملیات تخلیه شدند.

روایتی از عملیات مروارید از زبان امیر دریادار دوم ناصر سرنوشت

ما به طور داوطلبانه یک تیم ویژه هفت نفره که اکثراً هم دوره و هم درجه بودیم تشکیل دادیم. با استفاده از گشت هایی که با هلیکوپتر انجام دادیم، تمام اطلاعات مورد نظر را جمع آوری کردیم. طرح عملیاتی را نوشتیم و به تصویب رساندیم. در این عملیات شهید ناوسروان محمود کوشا نیز حضور داشت. ما بر روی سکوهای البکر و الامیه رفتیم تا آن ها را منهدم کنیم.

خوشبختانه این کار را انجام دادیم و از هفت نفری که رفتیم دو نفر دیگر با ما برنگشتند و شهید شدند. در این عملیات غرورآفرین ما از تیزپروازان و دلیر مردان نیروی هوایی نیز کمک گرفتیم. نفوذ ما در این عملیات، در ساعت 14 روز پنجم آذر بود. ما نقطه کور نفوذ را پیدا کرده بودیم و مسیری که هلیکوپترهای عراقی می آمدند و گشت می زدند را شناسایی کردیم با هلیکوپتری که یکی از خلبانان آن ناوسروان حشمت معتمدی و یکی دیگر امیر حسین آشتیانی بود با همه تجهیزات به سکوها رفتیم.

پس از ورود به سکو توانستیم با پرتاب یک گلوله آرپی جی توسط تکاوری که همراه ما بود به نام رحمن الفتی، مقر فرماندهی را که آنتن های مخابراتی را هم شامل می شد، مورد اصابت قرار دهیم و ارتباط سکو را قطع کنیم. بعد از ورود به اتاق فرماندهی تمام فرکانس های مخابراتی را از روی دستگاه ها یادداشت کردم و در نهایت بعد از در اختیار گرفتن کنترل سکو، آمادگی جهت پهلو گرفتن ناوچه پیکان که به عنوان پشتیبان ما بود، به مرکز فرماندهی اعلام کردیم.

 ناوچه پیکان در مسیر حرکت به سمت سکو با یک ناوچه عراقی درگیر می شود. بعد از انهدام ناوچه عراقی به ناوچه پیکان جهت پهلو گرفتن در قسمت جنوبی سکوی البکر موقعیت داده شد. در این زمان من که یک پرچم ایران به همراه داشتم از دکل مخابراتی بالا رفتم و پرچم ایران را در بالای سکو به اهتزاز در آوردم. در این زمان سکوی الامیه را که در فاصله حدود سه کیلومتری سکوی البکر قرار داشت دیدم و متوجه شدم که در کنار آن یک ناوچه دشمن پهلو گرفته است. همزمان هواپیمای نیروی هوایی به سکو نزدیک شده بود. به سرعت از سکو پایین آمدم و با ناوچه پیکان و با افسر نیروی هوایی که رابط عملیات در داخل ناوچه پیکان بود تماس گرفتم و مخفی شدن ناوچه دشمن در سکوی بالایی را اطلاع دادم که پس از آن با درگیری که انجام شد این ناوچه منهدم شد.

روز بعد ناوچه دیگری آمد تا پشت این ناوچه منهدم شده پهلو بگیرد. این ناوچه ای بود که روز بعد ما را مورد اصابت قرار داد. در صبح روز دوم با روشن شدن هوا ناوسروان محمود کوشا در برج دیدبانی سکو بود که فریاد زد دود، موشک! به سمت خور عبدالله که نگاه کردیم موشک را دیدیم. این چهارمین موشک STYX بود که آن روز به سمت ما شلیک شده بود. بعد از آنکه من برای پناه گرفتن به بخش پایین سکو پریدم، اصابت موشک به زیر برج دیده بانی را دیدم! به سمت دیده بان دویدم خوشبختانه سلامت بود. این شخص داوطلبانه وارد تیم ویژه ما شده بود در لحظات آخر عملیات ما بعد از آنکه ناوچه پیکان مورد اصابت قرار گرفت، در اثر ورود یک ترکش به جمجمه سر دچار خونریزی مغزی شده بود. در آن لحظه روی دستان من بدون حرکت و شناور بود، با تلاش زیاد با اولین هلیکوپتر به بوشهر منتقل شد، اما متأسفانه در مسیر به شهادت رسید.

پس از اصابت موشک به سکو درگیری ها آغاز شد در بالای سکو هواپیماها خودی و عراقی بودند. حوالی ظهر به ما اطلاع دادند که مرحله آخر عملیات را که شامل تخریب، انهدام و تخلیه است اجرا کنید. بعد از جمع آوری مدارکی که به لحاظ اطلاعاتی دارای اهمیت بود از سکو وارد ناوچه پیکان شدیم. علت این فرمان اطلاع یافتن از تصمیم عراق به باز پس گیری این سکو و ارسال دو ناو نیرو بر عراقی به همراه دو اژدر افکن به سمت ما بود. دو ناو نیروبر توسط هواپیماهای ما در مسیر آمدن به تأسیسات منهدم شد. بعد از فاصله گرفتن از دو سکوی منهدم شده در فاصله حدود 8 مایلی دو موشک به سمت ناوچه پیکان شلیک شد. مانور به موقع ناوسروان حفیظی باعث شد اولین موشک STYX در فاصله سه متری وارد آب شد. دومین موشک مسیر خود را با ناوچه اصلاح کرد و در کنار پاشنه در آب منفجر شد و تقریباً می توان گفت یک سوم ناوچه از بین رفت. ما سعی کردیم با استفاده از تیربار ام ژ3 موشک های بعدی را هدف قرار بدهیم و در لحظه آخر به آب بپریم. در این حین دو موشک بعدی شلیک شد که با انفجار موشک سوم و چهارم من در حال پریدن به داخل آب بودم که یک تکه از روکش توپ سینه به سمت راست صورت من پرت شد و من بیهوش به داخل آب پرت شدم.

در اثر خنکی آب به هوش آمدم و احساس کردم کور شده ام. عمق آب در آن منطقه در حدود دوازده متر بود. به دلیل تجهیزات سنگینی که داشتم به زیر آب رفته بودم، با استفاده از آموزش های غواصی که در دوره زیردریایی دیده بودم پاهای خودم را باز کردم تا بدنم جهت بگیرد و با تمام تلاش خودم را به بالا رساندم. متوجه شدم چشم سمت چپ من بینایی خودش را حفظ کرده و از نوری که دیدم متوجه شدم زیر ناوچه هستم. به روی آب رسیدم و برخی از افرادی که توانسته بودند خود را نجات دهند، پیدا کردم. چون من جلیقه نجات نداشتم با استفاده از چاقویی که از سعید کیوان شکوهی گرفتم بندهای پوتین ام را که خیلی سنگین شده بود بریدم .

 وقتی شنا می-کردم متوجه شدم مجرای هر دو گوش من باز شده و از آن ها آب به درون معده ام وارد می شود. با جهت یابی که انجام دادم سعی کردم به سمت چراغ دریایی و در نهایت به سمت سکوی نوروز حرکت کنیم. بقیه نیروها را فرماندهی کردم. با ذکر یا علی (ع) و مدد از وی و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) با قیمانده نفرات را که بیش از 13 نفر بودند، تشویق به شنا و حرکت بطرف اولین بویه1 نمودم.

در نزدیکی چراغ دریایی هلیکوپترها آمدند. در حین بالا فرستادن مجروحان و نفرات، میگ عراقی وارد صحنه شد، از شدت حملات هوایی هر دو نفری که با یک هلیکوپتر اعزام می شدند، هلیکوپترها به دلیل تهدید راکت و موشک های میگ های عراقی مجبور به ترک منطقه می شدند. آخرین هلیکوپتر به دلیل تشدید حملات و غروب آفتاب منطقه را ترک نمود و همه نیروها بجز من و یک اسیر عراقی که یک افسر دریایی تحصیل کرده انگلیس بود ماندیم. در خلال شب تصمیم گرفتم همراه اسیر عراقی شنا کنان به پشت ادامه مسیر بدهم، به دلیل وجود خطر حمله کوسه و سرمای شدید برای بیدار نگه داشتن خودم مجبور بودم به طور مداوم شنا کنم. در مسیر با اسیر عراقی هم صحبت می کردم و در نهایت در غروب روز بعد به لطف خدا توسط هلیکوپتر گشتی نجات پیدا کردیم.

هیچگاه نواخت تیر شهید ناو سروان حسین حفیظی را فراموش نمی کنم. نواخت تیر این افسر سه گلوله بود. یک گلوله بالای هدف، یک گلوله تصحیح هدف و یک گلوله روی هدف. دشمن همیشه می دانست، زمانیکه سه گلوله در حال آمدن است، باید شناور خود را ترک کند. در جایی این واحد موشک انداز، واحد دشمن را در کانال خورموسی ردگیری و تعقیب می کرد بعد از آنکه نفرات دشمن به آب می پریدند، واحد رو منهدم می کرد و جالب اینکه بعد از انهدام واحد، نفرات دشمن را جمع و از غرق شدن آن ها جلوگیری می کرد. این شجاعت و ایثارگری در وجود تمام اعضای این ناوچه به حدی رسیده بود که زبانزد عام و خاص شده بود. وقتی که این ناوچه در عملیاتش موفق ظاهر شد، دو ماه بیشتر از جنگ نگذشته بود. زمانی ناوچه پیکان مورد اصابت قرار گرفتن بقیه ناوچه ها بلا استثناء تبدیل شدند به P22 و رقم آخر خود را رنگ آمیزی کردند. در عکس های زمان جنگ اگر دقت شود این مسئله مشخص است. دشمن هر جا وارد می شد، یک ناوچه موشک انداز پیکان را در آنجا آماده می دید، و پیکان بود که جاوید شد.

________________________________________________________

منابع:

jomhourieslami.com

maarefjang.ir

گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: عملیات مروارید ،کلمات کلیدی: نیروی هوایی ایران ،کلمات کلیدی: ناوچه پیکان
 
حماسه بایندر، می میرم تا ایران بماند
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤  

بر صفحات تاریخ ایران زمین نام دلاوران بسیار نقش بسته است. مردان از جان گذشته ای که جان بر سر دفاع از کیان ایران گذاشتند. دریابان غلامعلی بایندر از این جمله است. او به عنوان اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران، در هیاهوی شهریور ١٣٢٠ تسلیم در برابر دشمن متجاوز انگلیسی را تاب نیاورد. مردانه ایستاد و جان بر سر آرمان خویش نهاد.

همچنان که در پست پیشین وبلاگ (حماسه نیروی دریایی در شهریور ١٣٢٠)گفتیم در آخرین ساعات شب دوم شهریور 1320 سفیران روس و انگلیس به دولت ایران اطلاع دادند به خاطر عدم توجه رضاخان به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش 2 کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که آلمان و متحدانش (اسپانیا و ایتالیا) وضعیت ناگواری را برای ارتش متفقین در اروپا فراهم کرده بودند و تنها راه رهایی از این شرایط، عبور از ایران بود.

به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال کشتی‌های روسی با خشونت بندر انزلی را به توپ بستند و باعث کشته‌شدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. در جنوب هم مقاومت دلیرانه‌ای در بندر خرمشهر که پایگاه نیروی دریایی ایران به سرپرستی دریادار غلامعلی بایندر بود، صورت گرفت که در همان ساعات اولیه بسیاری از افسران جان باختند. در اینجا نگاهی می اندازیم به زندگی و نحوه شهادت دریابان بایندر.

زندگی نامه شهید دریابان غلامعلی بایندر

شهید غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علی‌اکبر بایندر (پدر 3 شهید) از تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود که سال 1277خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. وی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و سال1299 از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستوان‌دومی فارغ‌التحصیل شد.

پس از دریافت اولین نشان نظامی خود در اردوکشی مازندران، به خاطر شرکت در جنگ با «سیمیتقو» و ابراز شجاعت و نبرد با نیروهای متجاوز روسیه (در شمال کشور) به دریافت نشان ذوالفقار که بالاترین نشان ارتش بود، مفتخر شد. سپس خرداد 1302به فرانسه اعزام شد و تا سال 1307، طی مدت 5 سال، دوره‌های دانشکده توپخانه «پوآتیه» و دانشکده تکمیلی«مونتن بلو» و دانشگاه جنگ فرانسه را با موفقیت طی و به کشور مراجعت کرد.

سال 1310 و در شرایطی که با درجه سرگردی مسوولیت فرماندهی هنگ توپخانه لشکر یک مرکز را عهده‌دار بود، برای تشکیل نیروی دریایی ایران به همراه یک گروه 200 نفری جهت آموزش به ایتالیا عزیمت و پس از خاتمه آموزش به همراه ناوهای خریداری شده جدید به کشور مراجعت و نیروی دریایی نوین ایران را در آب‌های گرم خلیج همیشه فارس، عملیاتی کرد. وی‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ ایران‌ در 1310شمسی‌ به‌ سمت‌ کفیل‌ فرماندهى‌ نیروی‌ دریایى ‌جنوب‌ منصوب‌ و عازم‌ آنجا شد. حضور بایندر در این منصب برای پاسداری از حریم مرزهای آبی ایران بخصوص اروندرود اهمیت زیادی داشت.

اروندرود در مقاطع زیادی از تاریخ، کانون اختلافات بین ایران با همسایگان غربی بود. براساس آخرین قرارداد منعقده بین ایران و پادشاهی عثمانی (قبل از استقلال عراق) مربوط به پروتکل 1292 هجری شمسی(مطابق با 1913 میلادی) و تحدید حدود 1914 میلادی بود که طی آن برای نخستین بار اروندرود، از دهانه آن و به طول 81 کیلومتر به دولت عثمانی واگذار و ورود اتباع ایرانی به اروندرود به منزله ورود به خاک عثمانی تلقی می‌شد تا این که دولت ایران پس از استقلال عراق و به رسمیت شناختن دولت آن کشور، طی یادداشتی به جامعه بین‌الملل و دولت عراق اعلام کرد که قراردادهای منعقده با دولت عثمانی از نظر ایران فاقد اعتبار است.

متعاقب این اعلام نظر روابط 2 کشور رو به تیرگی گذاشت و مذاکرات فی‌مابین آغاز شد. دولت انگلیس که نقش عمده‌ای در استقلال عراق داشت به منظور تأمین منافع گوناگون خود در هند و تسلط بر خلیج فارس، با گماردن یک افسر انگلیسی به سمت رئیس بندر بصره و ایجاد زمینه حضور وی در جلسات متشکله بین 2 دولت ایران و عراق، عملا با دستیابی ایران به امتیاز حاکمیت مشترک در اروندرود مخالفت کرد که نتیجه آن صدور عهدنامه جدیدی در سیزدهم تیر ماه 1316 (مطابق با 1937 میلادی) بین ایران و عراق بود.

در عهدنامه اخیر که باز هم با نفوذ استعمارگرانه انگلیس تدوین شده بود، خط تالوگ (خط عمیق رودخانه) در بخش کوچکی از مسیر اروندرود به‌عنوان مرز مشترک معین شده و بقیه خط مرزی در حد کم‌عمق ساحل ایران منظور و مقرر شد که ظرف مدت یک سال قراردادی جهت تشکیل اداره مشترک اروندرود تنظیم و به امضای طرفین برسد. رضاخان پس از پذیرش عهدنامه و بدان جهت که در قرارداد اخیرالذکر امتیازات بیشتری از دست ندهد طی حکمی فرمانده وقت نیروی دریایی (ناخدایکم غلامعلی بایندر) را به عنوان نماینده دولت ایران در امور دریایی، به وزارت امور خارجه معرفی کرد.

از ماموریت‌های‌ مهم‌ بایندر در این‌ منصب‌ سفر به‌ جزیره تنب‌ همراه‌ گروهى‌ از افراد نیروی‌ دریایى‌ در سال 1313شمسی‌ بود. او ضمن‌ بازدید از آنجا رسما به‌ مقامات‌ نیروی‌ دریایى‌ انگلیس‌، مستقر در تنب‌ اعلام‌ کرد که‌ این‌ جزیره‌ بخشى‌ از ایران‌ است‌؛ وی‌ با این‌ کار موجبات‌ نگرانى‌ و اعتراض‌ وزارت‌ خارجه بریتانیا را فراهم ‌آورد. در سال 1312 به دستور غلامعلی بایندر فرماندهی نیروی دریایی ‏ایران ناو پلنگ به بندر باسعیدوی جزیره قشم رفته و با پایین آوردن پرچم انگلیس، ‏پرچم ایران را در این بندر به اهتزاز درمی‌آورد. این اقدام، هیجان گسترده‌ای در بحرین و ساحل جنوبی ‏خلیج فارس ایجاد می‌کند، اما انگلیس‌ها نیز ساکت نمی‌نشینند و اعتراضات گسترده و پیاپی را علیه دولت ‏ایران اقامه می‌کنند. در این میان، رضاشاه و ارکان حرب کل قشون نیز به سرزنش بایندر می‌پردازند و ‏وی را به دلیل اقدام ابتکاری‌اش در اخراج انگلیسی‌ها تخطئه می‌کنند. انگلیسی‌ها نیز از فرصت استفاده کرده ‏و ضمن بازگشت به باسعیدو، تبلیغات زیادی علیه نیروی دریایی ایران راه می‌اندازند.‏ با این حال مقاومت دستگاه سیاست خارجی ایران منجر به خروج انگلیسی‌ها از باسعیدو می‌‌شود ولی با ‏تاکیدات رضاشاه، بایندر از ادامه سیاست اعتراضی نسبت به انگلیسی‌‌ها دست برمی‌دارد. به این ترتیب با وجود ‏آزادی باسعیدو، بخش دیگری از خاک ایران یعنی بحرین کماکان در اشغال نظامی انگلیس باقی مانده و ‏بایندر موفق به تداوم سیاست‌های خویش نمی‌شود.

غلامعلی بایندر در سال 1315 در مقام اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران به درجه ناخدایکمی (سرهنگی) نایل آمد و در سال 1319 به درجه دریاداری (سرتیپی) رسید و برابر مقرارت ارتش، از تاریخ یک روز قبل از شهادت به درجه دریابانی (سرلشکری) نایل شد.

غلامعلی بایندر فرزند خانواده‌ای بود که دارای 5 فرزند پسر بودند. برادر بزرگ‌تر وی به نام غلامحسین بایندر که او هم از افسران تحصیلکرده نیروی دریایی بود، 11 سال پس از شهادت غلامعلی در سمت سومین فرمانده نیروی دریایی ایران منصوب شد. 3 برادر کوچک‌تر شهید دریابان غلامعلی بایندر که آنها هم از افسران برجسته ارتش ایران بودند به ترتیب عبارت بودند از:

سرتیپ مهندس نصرالله بایندر (پسر سوم خانواده)، شهید سرهنگ هوایی اسدالله بایندر (پسر چهارم خانواده) و شهید ناوسروان مهندس دریایی یدالله بایندر (پسر پنجم خانواده)

چگونگی شهادت دریابان بایندر

شهید بایندر که 48 ساعت قبل از شهادت علاوه بر مسوولیت فرماندهی نیروی دریایی، به سمت فرماندهی کل منطقه جنوب خوزستان نیز منصوب شده بود و تیپ مستقل مرزی را تحت امر داشت در ساعت 4 بامداد سوم شهریور 1320، با شنیدن صدای انفجار، با سرعت از منزل خارج و با استفاده از قایق موتوری و زیر آتش مسلسل نیروهای مهاجم انگلیسی، خود را به مقر فرماندهی رسانده و پس از صدور دستورات لازم به افسران ستاد و فرماندهان، به تلگرافخانه رفته و گزارش وقایع و هجوم نیروهای انگلیسی را به تهران و اهواز مخابره می‌کند. آنگاه با حضور در قرارگاه گردان مرزی، عده‌ای را مامور مقاومت در برابر مهاجمین کرده و خود که مسلح به یک قبضه تفنگ برنو بود به اتفاق سروان ولی‌الله مکری‌نژاد که معاون فرمانده گردان یکم هنگ 8 توپخانه بود با اتومبیل و از راه خشکی عازم خرمشهر شد، تا ستاد فرماندهی عملیات را در منطقه حفار(که از لحاظ نظامی موقعیت مناسبی داشت و بیش از 2 قبضه توپ 105م.م و گروهی سرباز در آنجا مستقر بودند) تشکیل دهد. اما چند دقیقه بعد از حرکت، با نیروهای موتوریزه مهاجمین انگلیسی مواجه و در حین مقاومت و جنگ و گریز با آنان در شرایطی که تلاش می‌کردند تا با استفاده از پستی و بلندی‌های منطقه، خود را به نهر جاسبی برسانند با رگبار مسلسل متجاوزان انگلیسی در حوالی پاسگاهی نزدیک بی‌سیم خرمشهر به شهادت رسیدند.

بایندر در روزگار نوجوانى‌ دارای‌ علایق‌ ملى‌ و سیاسى‌ بود. از این‌ رو، زمانى‌ که‌ در مدرسه نظام‌ مشیرالدوله‌ تحصیل‌ مى‌کرد، داخل‌ فعالیت‌های‌ سیاسى‌ شد و همراه‌ با چند تن‌ از همکارانش‌ چون‌ عبدالله‌ هدایت‌ (بعدا ارتشبد) و رزم‌ آرا (بعدا سپهبد و نخست‌‌وزیر) به‌ عضویت‌ حزب‌ سوسیال‌ دموکرات‌ درآمد.

دریادار بایندر با توجه‌ به‌ اقامت‌ چند ساله‌ در کشورهای‌ اروپایى‌ به‌ زبان‌های‌ انگلیسى‌، فرانسه‌، ایتالیایى‌ و ترکى‌ تسلط داشت‌ و به‌ این‌ زبان‌ها به‌ خوبى‌ تکلم‌ مى‌کرد. وی‌ مردی‌ اهل‌ مطالعه‌ و تحقیق‌ و نویسنده‌ بود. در ایام‌ اقامتش‌ در جنوب‌ به‌ تحقیقات‌ و مطالعات‌ قابل‌ توجهى‌ درباره خلیج‌ فارس‌ دست‌ زد که‌ نتایج‌ برخى‌ از آنها را بعدا منتشر کرد.

آثار مکتوب‌ بایندر عبارتند‌: 1. نقشه خلیج‌ فارس‌ (تهران‌، 1310ش‌)؛ 2. خلیج‌ فارس‌ (خرمشهر، 1317ش‌)، 3. جغرافیای‌ خلیج‌ فارس‌ (تهران‌، 1319ش‌)، 4. اصول‌ دریانوردی‌؛ 5. آیین‌نامه‌های‌ توپخانه‌ در 6 جلد، 6. راهنمای‌ ناوی، 7. مقالاتى‌ در مجله ارتش، 8. دستور تیر توپخانه سبک‌، 9. آیین‌نامه مشق‌ پای‌ توپ‌ کوهستانى‌.

مقاومت جدی دیگر ارتش ایران در شمال صورت گرفت. در آن زمان، ناوسروان‌ یدالله‌ بایندر ‌ مسوولیت‌ کفالت‌ فرماندهى‌ نیروی‌ دریایى‌ در دریای‌ خزر را به عهده‌ داشت. در سال 1320 به واسطه اسناد به دست آمده از جاسوسان روسیه در ارتش ایران، متوجه می‌شود که نیروهای روسیه قصد دارند با بهره‌گیری از درگیری جنوب ایران و تخلیه نیروهای نظامی شمال، به ایران حمله کرده و شهرهای شمالی را متصرف شوند. او درصدد دفاع برمی‌آید. وی ابتدا از ستاد فرماندهی در تهران کسب تکلیف می‌کند. اما با وجود پاسخ مخابره شده مبنی بر پرهیز از درگیری به علت کمبود نیرو و عدم توان مقابله، یک‌تنه تدابیری دفاعی را اتخاذ می‌کند. بایندر معتقد بود «مملکت به دست یک مشت بزدل اداره می شود و اجازه نخواهد داد تاریخ از او به عنوان یک خیانتکار یاد کند».

وی به همراه ناوی‌های جوان با دست خالی، وقتی ستاد نیروی دریایی رشت از فرماندهان فراری خالی شده بود، جلوی بمب‌افکن‌های دشمن سینه سپر کردند و از شهر و میهن‌شان دفاع کردند. او با تنها ناو جنگی که در بندر انزلی وجود داشت بعد از 3 روز نبرد طاقت‌فرسا راه نفوذ از طریق دریا را روی ارتش شوروی مسدود کرد. سرانجام بعد از 3 روز مقاومت توسط هواپیماهای ارتش شوروی هدف قرار گرفت. مزار وی در بندر انزلی در محوطه گمرک بندر انزلی است.

بخشی از متن وصیتنامه شهید دریابان غلامعلی بایندر

تو ای ایرانی، که در این سرزمین پهناور زیست می ­کنی و خلیج فارس را تنها به این انگیزه که بخشی از وطن توست دوست می­ داری. ای هموطن که کرانه­ های سوزان خلیج فارس زادگاه توست و این ژرفای زندگی‌بخش، مرواریدهایش را نثار تو می ­سازد تا مزد تلاشت را از کام کوسه ­ها به درآری و ماهیانش را هدیه فرزندانت، تا قوت آنان را تامین کنی و تو که فرسنگ ­ها دورتر از این دریای ایرانی، خلیج فارس را تنها از روی نقشه جغرافیا می ­شناسی. آیا هرگز با خود اندیشیده‌ای که این آب تلخ و شور پهناور، بهترین پاسدار تاریخ تو، شرف تو و ملیت توست؟

تو ای ایرانی که در گوشه‌ای از این آب و خاک به سر می ­بری و به فرهنگ و تمدن اسلامی خویش می ­بالی و افتخار می­ کنی؛ هیچ می‌دانی که همین دریا، زاده فرهنگ و تاریخ و تمدن تو بوده است؟

تو ای ایرانی که در دامنه مفرح کوهستان‌ها، در کرانه ­های فیروزفام دریای مازندران، در دشت‌های گسترده داخل کشور زندگی می­ کنی و در سایه درختانش آرامش می ­یابی، در باغ‌های مصفایش روح خود را صفا می ­بخشی و با تماشای طبیعت زیبا و دل‌انگیز آن غرق در لذت می ­شوی... و همه شما که در هر منطقه، از مواهب این سرزمین برخوردارید و آنچنان به دهکده و یا شهرستان زادگاه خود دل بسته‌اید که حتی به هنگام ضرورت نیز به زحمت قادر به ترک آن هستید؛

هیچ می­ دانید که اگر روزگاری، که هرگز چنان روزی مباد، ایران این مرز دریایی خود را از دست بدهد و یا نیروی لازم برای پاسداری از آب‌های آن نداشته باشد، همه ما چون پرنده‌ای اسیر در قفس زادگاهمان زندانی خواهیم شد.

تو ای ایرانی، همواره به یاد داشته باش که اگر چنان روزی فرارسد، همه شیرینی­ های زندگی در کامت شرنگ خواهد شد.

در قفس سرزمین خود آنقدر محبوس می­ مانی تا ناگزیر همه دسترنج سالیانه‌ات، همه آنچه را که با تحمل تلخی­ ها و مشقات بسیار فراچنگ آورده ­ای، همه دار و ندارت را به کمترین بها از دست می­­ دهی و آنچه را که مورد نیاز توست، به بهای جان به دست آوری.

پس هرگاه که به این مرز سوزان و آذرخیز می­ نگری، یا بر آب‌های تلخ و شورش گذر داری یا درباره آن سخنی می­ شنوی نخست به‌یاد آور که این آذر برای آن است که در جان دشمنان ایران درگیرد و این تلخی و شوری برای فروبردن درکام آنان است.

اگر می­ خواهی سرزمین آباییت، بزرگ و سربلند بماند و تو که فرزند و زاده این سرزمینی از این سربلندی ببالی و افتخار کنی، اگر می­ خواهی که شایسته نام ایران و قوم ایرانی باشی، نخست این مایه زندگی خود را پاسدار باش، این مرز محافظ را نیرو بخش و آن را چنان که به میراث برده‌ای به دست آیندگان بسپار.

 

به روان پاک آن مرد دلیر، شهید دریابان غلامعلی بایندر و تمام شهدای نیروی دریایی درود می فرستیم.

_________________________________________________________

منابع:

1ـ دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، جلد 11

2ـ نقش نیروی دریایی و بایندر در اخراج انگلیسیها از هنگام و باسعیدو ، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار، فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 27، زمستان 88

3ـ در هنگامه شهریور هزار و سیصد و بیست، بیگانگان با ما چه کردند، سیدمحمدرضا سلامی‌پور، روزنامه اطلاعات، 21/6/85

برگرفته از jamejamonline.ir

تنظیم و ویرایش: newcoy.persianblog.ir


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: شهریور 1320 ،کلمات کلیدی: بایندر
 
حماسه نیروی دریایی ایران در شهریور 1320
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤  

حماسه ناوچه قهرمان پیکان در آذر ١٣۵٩برگ زرینی در کارنامه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی است، اما با نگاهی به گذشته های کمی دورتر از جنگ ایران و عراق، حماسه به یاد ماندنی دیگری از نیروی دریایی ایران در خلیج فارس به سال 1320 در خاطره ها نقش می بندند. حماسه ای که نیروی دریایی ارتش برای دفاع از کیان ایران زمین در برابر تجاوز انگلیسیها از خود به جای گذاشت.
69 سال پیش در آخرین ماه تابستان، تمامیت ارضی ایران به‌واسطه هجوم ارتش متفقین به خطر افتاد و بعد از گذشت چند ساعت سپاه رضاخانی با همه هیاهویی که داشت با فرمان سرلشکر نخجوان اسلحه را بر زمین نهاد و در مقابل دشمن غدار تسلیم شد.
در آخرین ساعات شب دوم شهریور 1320 سفیران روس و انگلیس به دولت ایران اطلاع دادند به خاطر عدم توجه رضاخان به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش 2 کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که آلمان و متحدانش (اسپانیا و ایتالیا) وضعیت ناگواری را برای ارتش متفقین در اروپا فراهم کرده بودند و تنها راه رهایی از این شرایط، عبور از ایران بود.

به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال کشتی‌های روسی با خشونت بندر انزلی را به توپ بستند و باعث کشته‌شدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. در جنوب هم مقاومت دلیرانه‌ای در بندر خرمشهر که پایگاه نیروی دریایی ایران به سرپرستی دریادار غلامعلی بایندر بود، صورت گرفت که در همان ساعات اولیه بسیاری از افسران جان باختند.
 اینک برای یادآوری فداکاری سربازان رشید ایران زمین، آنان که ننگ تسلیم به دشمن غدار را نپذیرفتند و دلاورانه عزت ایران و ایرانی را پاس داشتند، به اجمال روزشمار حماسه نیروی دریایی در شهریور 1320 را از نظر می گذرانیم.

1) ستاد نیروی دریایی جنوب در خرمشهر، در ساعت 20 روز 22 /2 /1320 به ناو انگلیسی اخطار می کند از لنگرگاه خسروآباد آبادان در دهانه اروندرود بیرون برود. فرمانده کشتی انگلیسی آنجا را از آبهای عراق می داند که تحت حاکمیت انگلیس است و همانجا می ماند. آن کشتی تا پایان مرداد 1320 چند بار در گستره اروندرود گشت داشته و گزارش فراهم می کرده است.

2) رزم ناو انگلیسی روز 24 /2 /1320 روبروی نهر اشوشان در 9 کیلومتری شمال باختری قصبه آبادان لنگر انداخت و چندین روز در آنجا ماند و بی اعتنا به اخطارهای نیروی دریایی ایران به حضور اشغال گرانه اش ادامه داد.

3) ناو پلنگ به فرماندهی ناخدا حسن میلانیان، برای پاسداری از پالایشگاه آبادان در کنار یکی از اسکله ها پهلو گرفته بود. در روز یکشنبه 2 /6 /1320 یک نفتکش انگلیسی در بندر آبادان پهلو گرفت و اندکی پس از آن یک ناو انگلیسی در آبهای آبادان لنگر انداخت.

ناخدا میلانیان به روش انسانی و آیین بین المللی دریایی، به دیدار فرمانده ناو انگلیسی رفت. فرمانده انگلیسی برابر آیین دریایی می بایست همان روز به دیدار فرمانده ایرانی می رفت، ولی پوزش خواسته و دیدار را به فردا انداخت.

ناخدا میلانیان بر حسب حس انسان دوستی و محافظت از میهمان٬ شب را تا بامداد بیدار مانده و از نفتکشهای انگلیسی مراقبت نمود.

بامداد روز دوشنبه 3 /6 /1320 ناو انگلیسی با پشتیبانی توپهای پنهان شده در کشتی نفتکش، ناو ایرانی پلنگ را به توپ بست ٬ آن را غرق کرد و در کمال ناباوری ناخدا میلانیان و تنی چند تن از ارتشیان ایران را به شهادت رساند. این بود پاداش انگلیسیها به نگهبانی شبانه ناوهای ایرانی و افسران نیروی دریایی.

4) دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، روز یکشنبه 2 /6 /1320 در بازگشت از آبادان با گلوله های ناو انگلیسی روبرو شد. ناوچه های ایرانی غافلگیر شده و غرق شدند و گروه زیادی از افسران به شهادت رسیدند.
دریادار بایندر، همراه با سروان مکری نژاد، برای چاره اندیشی و آماده باش به ستاد نیروی دریایی جنوب، به سوی خرمشهر به راه افتادند ولی پیش از آنکه به خرمشهر برسند، با آتش ناگهانی مسلسلهای انگلیسی از پای درآمدند.

5) روز یکشنبه 2 /6 /1320 ناو انگلیسی یارا به فرماندهی یک دریا سالار انگلیسی، از دهانه کارون به سوی بصره به راه افتاد. هنگام گذر از برابر ساختمان نیروی دریایی جنوب در خرمشهر، آیین احترام از سوی نیروی دریایی ایران از ناو ایرانی ببر انجام شد. ناو انگلیسی پس از نزدیک شدن ناگهان ناو ایرانی ببر را زیر آتش گرفت. افسران، ملوانان و مهناوی ها، غافلگیر شده و پیش از پدافند، گلوله باران شدند و به شهادت رسیدند. ناو ببر غرق شد. کرانه های دو سوی کارون به توپ بسته شد، تاسیسات نیروی دریایی و ساختمانهای بسیار در خرمشهر آسیب فراوان دید.
 پنج کشتی آلمانی ده هزار تنی و سه کشتی ده هزار تنی ایتالیایی در بندر شاهپور پیشین "بندر امام کنونی" پناهنده بودند. ناو ایرانی شهباز به فرماندهی ناو سروان فرج الله رسایی و ناو ایرانی سیمرغ به فرماندهی ناو سروان جعفر فزونی، از کشتیهای آلمانی و ایتالیایی پاسداری می کردند.

انگلیسیها با 16 ناو انگلیسی و استرالیایی حمله کرده و سه کشتی آلمانی را سالم به چنگ آوردند و 2 کشتی آلمان و 3 کشتی ایتالیایی را منفجر کردند.

ناوهای ایرانی، هنگام پدافند از کشتیهای پناهنده، غافلگیر شده به چنگ انگلیسیها افتادند. شماری از نیروها شهید و برخی زخمی شدند و پس از جنگ و گریزی چند ساعته، نیروهای انگلیسی در بندر پیاده شدند.

بدین سان، از بامداد روز یکشنبه 2 /6 /1320 تا شامگاه روز دوشنبه 3 /6 /1320 نیروی دریایی جنوب ایران، صدمه فراوان دید. ناوهای فرماندهی ببر و پلنگ و ناوچه های پشتیبانی آنها غرق شدند. ناوهای فرماندهی سیمرغ و شهباز به دست دشمن افتاد و ویرانی های بسیار به بار آمد. نزدیک به 650 ناوی در آبادان، خرمشهر و بندر شاهپور پیشین، شهید و شماری زخمی شدند. زیان های وارده به خرمشهر بیش از 2 بندر دیگر بود، زیرا کارون، گذرگاه اروندرود و ستاد نیروی دریایی، در بافت شهری و درمیان ساختمانها و ادارات و محل زندگی و کار مردم جای داشت. ناویهای پایگاه دریایی خرمشهر بیشترین آسیب را دیدند. در این بین دریابان غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، علی رغم دستور عقب نشینی از خلیج فارس و خوزستان، تا آخرین لحظه مردانه ایستاد و برای دفاع از کشورش به شهادت رسید. زندگی نامه و شرح شهادت این سرباز رشید وطن را در پست بعدی همین وبلاگ بخوانید.

_________________________________________________________

منبع: persiangulfstudies.com


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: شهریور 1320 ،کلمات کلیدی: بایندر
 
هواپیمای فوکر F27 (فرندشیپ)
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٩  

چند روز قبل خبری توسط خبرگزاریها منتشر شد که حاکی از تصویربرداری یک فروند هواپیمای F-27 نیروی دریایی ایران از ناو هواپیمابر آیزنهاور آمریکا بود. بنا بر گزارش جام جم آنلاین، امیر دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش در حاشیه نشست خبری صبح سه‌شنبه (١۴ اردیبهشت ١٣٨٩) با تائید پرواز یک هواپیمای ارتش بر فراز ناو هواپیمابر آمریکا(آیزنهاور) گفت: "ناوهای آمریکایی در محدوده آبهای آزاد در دریای عمان تردد می‌کنند و نیروی دریایی ارتش نیز بنا بر ماموریت خود، حق شناسایی شناورهای تردد کننده در منطقه را دارد."

با توجه به این خبر، وبلاگ "هوانورد" بر آن شد تا اطلاعاتی در خصوص هواپیمای F27 (فرندشیپ) در اختیار مخاطبان عزیز قرار دهد.

هواپیمای توربوپراپ F-27 Friendship محصول شرکت هواپیماسازی فوکر هلند است که حدود ۴٠ کشور از جمله ایران از کاربران آن محسوب می شوند.

طراحی و توسعه
طراحی این هواپیما به عنوان جایگزینی برای هواپیمای بسیار موفق DC-3 مطرح شد.مسئولان و طراحان شرکت فوکر به دنبال هواپیمایی بال بالا بودند که توانایی حمل 28 مسافر را در کابین تحت فشار داشته باشد و از موتورهای رولزرویس سری Dart نیرو بگیرد.
اولین پیش نمونه با علامت ثبت PH-NIV در 24 نوامبر 1955 به پرواز در آمد.دومین پیش نمونه ی تولیدی حدود 90 سانتی متر از پیش نمونه اول کشیده تر بود و دم هواپیما نیز سنگین تر طراحی شده بود.تعداد مسافران هم به 32 نفر افزایش پیدا کرده بود.
این نمونه از موتور قدرتمند تر DART MK 528 استفاده کرد.



تولید
اولین سری تولیدی سری 100 این هواپیما بود که به شرکت Aer Lingus به سال 1958 و در ماه نوامبر تحویل داده شد.
دیگر مشتریان این هواپیما Braathens SAFE, Luxair, Ansett, Trans Australia Airlines و هواپیمایی ترکیه بودند.
به سال 1956 فوکر با شرکت فیرچایلد آمریکا قراردادی برای تولید و توسعه F-27 در آمریکا منعقد کرد که اولین هواپیما نیز در آوریل 1958 تولید گردید.
یک نمونه ی کاملا مستقل ازین هواپیما معروف به FH-227 تولید گردید که بیشتر در آمریکای شمالی به فروش رفت.
تا زمان پایان تولید این هواپیما در سال 1987 جمعا 793 فروند(شامل 207 فروند نمونه آمریکایی)تولید گردید که ازین حیث F-27 به عنوان موفق ترین هواپیمای توربوپراپ اروپای غربی شناخته شده است.
بسیاری ازین هواپیما تبدیل به انواع مسافربری یا باری شده اند و هنوز هم در سال 2009 پرواز میکنند.
در اوایل دهه 1980 بر پایه ی هواپیمای F27-500 هواپیمای فوکر 50 ساخته شد که از موتورهای پرت اند ویتنی و سیستم های به روز و پیشرفته تری نسبت به فوکر 27 استفاده میکند.


انواع
F27-100 پیش نمونه
F27-200 با موتورهای DART MK 532
F27-300 Combiplane نوع باربری/مسافربری
F27-300M Troopship طراحی شده برای نیروی هوایی سلطنتی هلند
F27-400 Combi با در باربری بزرگ و موتورهای DART 7
F27-400M نوع نظامی برای نیروی هوایی آمریکا
F27-500 برجسته ترین نوع که 1.5 متر کشیده تر شده و قابلیت حمل 52 نفر را نیز دارد.
F27-500Mنوع نظامی
F27-500F با درها و ارابه فرود کوچکتر برای نیروی هوایی اتریش
F27-600 با قابلیت تغییر سریع به نوع باربری/مسافربری
F27-700 بر پایه مدل 100 این هواپیما اما با در cargo بزرگتر
F27 Maritime مدل شناسایی و غیر مسلح گشت دریایی
F27 Maritime Enforcer مدل مسلح شده
FH-227 مدل کشیده تر شده

مشخصات

خدمه: دو یا سه نفر

ظرفیت: ۵٢ تا ۵۶ نفر مسافر

طول: ٠۶/٢۵ متر

طول دهنه بال: ٢٩ متر

ارتفاع: ٧٢/٨ متر

سطح بال: ٠٧/٧٠ متر مربع

وزن خالی: ١١٢٠۴ کیلوگرم

بیشینه وزن برخاست: ١٩٧٧٣ کیلوگرم

پیشرانه: دو موتور توربوپراپ رولز رویس Dart Mk.532-7 (هر یک با قدرت ١۶٧٨ کیلو وات)

سرعت کروز: ۵١٨ کیلومتر در ساعت

برد: ١٨٢۶ کیلومتر

نرخ صعود: ٣٧/٧ متر بر ثانیه

 

کاربران فرندشیپ در ایران:

١- نیروی زمینی (هوانیروز)

٢- نیروی هوایی

٣- نیروی دریایی

_____________________________________________________________

منبع: aerospacetalk.ir

گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir (کاوه)


کلمات کلیدی: هواپیما ،کلمات کلیدی: نیروی هوایی ایران ،کلمات کلیدی: هوانیروز ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
 
زیردریایی تهاجمی روسی کلاس کیلو
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۳  

تاریخچه

زیر دریایی روسی کلاس"کیلو" به وسیله دفتر طراحی‌های دریایی روبین واقع در "سن پترزبورگ"  طراحی و نخستین بار در اوایل دهه 1980 میلادی وارد خدمت شد. پس از تولید اولیه، در مراحل بعدی انواع زیادی از این نوع زیر دریایی توسط روس ها تولید شد و آخرین نوع  تولید شده این زیردریایی،  877EKM و نوع 636 است که در کارخانه کشتی‌سازی "آدمیرالتی‌" در سن پترزبورگ ساخته شدند.



تاکنون تعدادی از زیر دریایی های کلاس "کیلو" به  ایران، چین، هند، لهستان، رومانی و الجزایر فروخته شده به طوری که در حال حاضر 3 کشور چین، ایران و هند هرکدام دارای ٣،٣ و 10 فروند زیر دریایی  877EKMهستند‌.

طراحی زیر دریایی کلاس "کیلو"
این زیر دریایی دارای سیستم جدید آزاد سازی گاز است و بدنه خارجی آن  با نوعی کاشی‌ لاستیکی ضد امواج سونار پوشانده شده تا خطر ردیابی آن کاهش پیدا کند.

زیر دریایی "کیلو" دارای قدرت جابجایی 2300 تن آب به هنگام حرکت در سطح و قدرت جابجایی 3950 تن آب به هنگام غوطه‌وری است‌. سرعت این زیر دریایی به هنگام حرکت در سطح آب 5/18 کیلومتر، هنگام غوطه‌وری 5/31 کیلومتر در ساعت و حداکثر عمق غوطه‌وری این زیر دریایی 300 متر ‌است‌. برد زیردریایی مذکور 9 هزارو 654 کیلومتر در سطح آب (با سرعت 13 کیلومتر) و 5/643 کیلومتر در حالت غوطه‌وری( با سرعت 5/5 کیلومتر) است‌.

اژدرها
زیر دریایی کلاس کیلو دارای 6 لوله پرتاب اژدر 533 میلیمتری و 18 اژدر سنگین است ‌که معمولاً 6 اژدر در لوله‌های پرتاب و 12 اژدر در جایگاه های ویژه نگهداری می‌شوند. یک دستگاه خودکار سریع، اژدرها را در درون لوله‌های پرتاب جای می‌دهد و زیر دریایی قادر است اژدرها را بطور همزمان علیه دو هدف بکار گیرد. این لوله‌ها قادرند اژدرهای هدف یابی را  که دارای سیستم سونار فعال و هدایتگر تلویزیونی هستند را شلیک کنند. این سیستم به کاربران زیر دریایی امکان می‌دهد که به طور مستقیم، مسیر اژدر را به سوی یک هدف تعیین کنند. وزن این اژدر 1820 کیلوگرم و وزن سر جنگی آن 205 کیلوگرم است‌.

زیر دریایی مذکور همچنین قادر به پرتاب اژدرهای هدف یاب " "UGSTبا برد 40 کیلومتر و عمق جستجوی 500 متر است‌ این در حالیست که از لوله‌های پرتاب اژدر زیر دریایی "کیلو" می‌توان برای رها کردن 24 مین دریایی نیز استفاده کرد.

موشکها
زیر دریایی "کیلو" دارای پرتاب کننده‌ای برای 8 فروند موشک سطح به هوای کوچک از نوع " استرلاـ3" یا "ایگلا" است‌. این موشک بوسیله دفتر طراحی‌"فاکل‌"  واقع در "کالینینگراد" روسیه تولید می‌شوند. استرلاـ3 (با نام نات SN-N-8گیملت‌) موشکی با هدایت مادون قرمز اما سنگین‌تر است که بردی  معادل 5 کیلومتر و سرعتی معادل 65/1 برابر سرعت صوت دارد.

شناورهای "کیلو" هندی همچنین مجهز به موشک‌های ضد کشتی "نوواتور" (4) 3M-54E1هستند که از سیستم موشک روسی "کلاب اس" (Club-S) الگو برداری شده است. برد این موشک 220 کیلومتر با سر جنگی به وزن 450 کیلوگرم است‌.

برخی گزارش های تائید نشده که توسط منابع غربی منتشر شده حاکی از مجهز بودن زیر دریایی های  "کیلو" ایران به موشک های Club-Sاست‌.

زیردریایی کلاس کیلوی ارتش هند

سونارها
این زیردریایی ها به یک سونار از نوع MGK-400که امواج منعکس شده از شناورهای دشمن را دریافت می‌کند مجهز هستند. به این ترتیب که سیگنال‌های سونارهای فعال دشمن را ردیابی کرده و امواج ارتباطی زیر دریایی را شناسایی می‌کند. این سونار دارای یک سیستم کانالی دوگانه است که باعث کاهش اشتباه در عملکرد و بهبود ردیابی امواج می شود. این سیستم دارای یک نشانگر بسامد (فرکانس‌) جهت آسان کردن شناسایی هدف و همچنین یک رادار فعال با سیستم جداسازی اهداف است‌.



پیشرانه‌
زیر دریایی "کیلو" از نوع  877EKM به یک موتور دیزل الکترونیک با دو ژنراتور دیزل 1000کیلوواتی و یک موتور پیشرانه با قدرت 5 هزار و 500 اسب بخار مجهز است‌. این موتورها به وسیله کارخانه "الکتروسیلا" و "کلومنسکی زاوود" روسیه ساخته شده‌اند. این شناور همچنین یک موتور کم مصرف با قدرت 190 اسب بخار و دو سیستم پیشرانه رزرو (همیشه آماده‌) با قدرت 120 اسب بخار دارد‌.

_________________________________________________________

منبع: centralclubs.com


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ،کلمات کلیدی: زیردریایی ،کلمات کلیدی: اژدر ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
 
ناوشکن جماران، محصول خودباوری ایرانی
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۳  

ناوچه 1400 تنی موسوم به جماران که در گذشته از آن بعنوان " پروژه موج " یاد می شد، سیزده سال پس از آغاز عملیات ساخت آن، سرانجام در پایگاه نیروی دریایی بندرعباس با حضور آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مورد بهره برداری قرار گرفت.

نیروی دریایی ایران در آب های جنوب با قدرت بی رقیب نیروی دریایی آمریکا روبرو است که همواره از سوی شناور های جنگی کشور های عضو ناتو و دیگر هم پیمانان آمریکا مانند اسرائیل و استرالیا تقویت می شود. عملیاتی شدن ناوچه جماران که جمهوری اسلامی از آن بعنوان " ناو شکن " یاد می کند، در حالی صورت گرفت که دو فروند کشتی جنگی اسرائیل که به تازگی وارد آب های خلیج فارس شده اند و یک فروند کشتی نظامی آمریکا در نزدیکی آب های ایران در حوالی بندرعباس بسر می بردند.

ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین دارای پایگاه مجهز و بزرگی است. هم اکنون چند فروند کشتی مین روب نیروی دریایی بریتانیا و چند فروند شناور جنگی فرانسه نیز در آب های خلیج فارس در کنار کشتی های ناوگان پنجم بسر می برند. سال گذشته آمریکا سه ناو هواپیما بر را در محوطه خلیج فارس قرار داده بود.

به منظور اعمال کنترل بر تنگه هرمز و حفاظت از تردد کشتی های نفت کش و همچنین حفظ امنیت منطقه، آمریکا طی سال های اخیر با اعزام چهار ناو هواپیما بر "آبراهام لینکلن "، "استینسن "، "آیزنهاور" و "اینتر پرایز" به آب های خلیج فارس و دریای عمان، قدرت هوایی بزرگی را در منطقه متمرکز نموده است. ناوهای یاد شده مطابق برنامه پس از پایان مأموریت ادواری آب های خلیج فارس را ترک و همزمان از سوی ناوهای دیگر آمریکایی جایگزین می شوند.

کشورهای جنوبی خلیج فارس، فاقد نیروی دریایی قدرتمند در آب های منطقه اند و بجای گسترش نیروی دریایی، تقویت و تجهیز نیروی هوایی خود را مورد توجه بیشتری قرار داده اند. تا سال های قبل از انقلاب نیروی دریایی ایران قدرتمند ترین نیرو در آب های خلیج فارس محسوب می شد. با سفارش هشت فروند زیر دریایی به آلمان، خرید دو فروند ناوشکن مدرن نوع اسپرانس از آمریکا، ایران در صدد بود که شعاع علایق امنیت منطقه ای خود را با استفاده از یک نیرویی دریایی قدرتمند و جوان تا آب های اقیانوس هند و شاخ آفریقا گسترش دهد. به این منظور تسهیلات بندری در سیشل و جیبوتی نیز برای ایران پیش بینی شده بود.

نیروی دریایی ایران طی جنگ هشت ساله با عراق متحمل لطمات جدی شد و در دو رویارویی با آمریکا بخش قابل ملاحظه ای از ظرفیت های خود را از دست داد. بعد از پایان جنگ با عراق، ایران قصد داشت در صورت امکان به خرید چند ناوچه از بریتانیا اقدام کند. این تلاش به دلیل وجود تحریم های نظامی علیه ایران به نتیجه نرسید و حتی روسیه نیز در آن زمان پیشنهاد اولیه ایران برای خرید دو ناو شکن را رد کرد.
با توجه به محدودیتهای خرید خارجی، ایران با پیروی از سیاست مشابه ای که در سایر نیروهای مسلح ایران نیز اتخاذ شده بود، تولید ادوات مورد نیاز نیروی دریایی با تکیه برآمیزه ای از ظرفیت های داخلی و مدل ها و قطعات وارداتی را آغاز کرد.
خرید و دریافت تدریجی سه فروند زیر دریایی دیزلی کیلو کلاس از روسیه، و تجهیز قایق های توپدار ساخت سوئد و چین تا حدودی ظرفیت های از دست رفته نیروی دریایی ایران را جبران کرد. همزمان، تکیه برتولیدات داخلی نیز ادامه یافت. پیش از اتمام طرح ساخت ناوچه جماران، ایران به تولید دو فروند ناوچه کوچکتر موسوم به کلاس "سینا" مبادرت ورزیده بود. این ناوچه ها که در مورد سرعت آنها تا حد زیادی اغراق شده است با کپی برداری از نمونه های فرانسوی موسوم به " لاکامبتان" تولید شده اند و سرعت واقعی آنها در حدود 38 گره دریایی، یعنی 10 گره دریایی کمتر از میزان اعلام شده است. از این نوع ناوچه ها ایران 12 فروند خریداری کرده بود که دو فروند آنها در جریان جنگ غرق شد.
از این نوع شناورهای نسبتاً سریع بیشتر می توان در آب های دریای خزر استفاده کرد. ایران تجهیز نیروی دریایی در آب های خزر را دیر آغاز کرده و پیگیری طرح تقویت نیروی دریایی ایران در آبهای خزر نیز با کُندی و تعلل و تردید دنبال می شود، حال آنکه کشور های کوچک دریای خزر با کمک کشور های خارجی به سرعت در حال تقویت بنیه دریایی خود در این منطقه پر تنش هستند. ترکمنستان، با یاری گرفتن از روسیه و فرانسه و جمهوری آذربایجان با کمک آمریکا در این زمینه طرح های گسترده ای را دنبال می کنند.

پیش از تکمیل ناو جماران، تولید ناوچه های سبک پس از برخورد یک ناو آموزشی ایران، موسوم به حمزه (که به علت نداشتن سایر تجهیزات دریایی مسئولیت گشت زنی در آب های ساحلی خزر را بر عهده گرفته بود) با یک شناور جنگی جمهوری آذربایجان که وارد آب های ایران در دریای خزر شده بود، آغاز شد. تا کنون دو فروند ناوچه سبک ( 275 تنی ) موسوم به جوشن و پیکان ساخته شده اند. این ناوچه ها به توپ های دریایی نوع فجر تولید داخلی مجهز و از قابلیت عملیاتی مناسبی بر خوردارند. علاوه بر افزودن به تعداد ناوچه های سبک از نوع جوشن، بکار گرفتن زیر دریایی های سبک ساخت ایران نیز در آب های خزر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به شرایط آب های خزر، زیر دریایی های سبک ساخت ایران که با الگوبرداری از تکنولوژی کره شمالی تولید می شوند برای استفاده در این دریا مناسب هستند.

ناو سنگین تر موسوم به جماران که در جنوب بکار گرفته شده بر اساس ناوهای نوع سام ساخت بریتانیا تولید شده است. البته در تولید آن نسبت به نمونه بریتانیایی تغییرات اندکی نیز صورت گرفته که مکان نشستن یک فروند هلیکوپتر از جمله این تغییرات است. نصب موشک ضد کشتی "نور" ساخت ایران با برد حدود 200 کیلومتر که از نوع موشک های ساخت چین موسوم به سی-803 است به قابلیت این ناو افزوده است.

 این نوع ناوچه ها را در ایران کلاس الوند نام داده اند. از این نوع شناورها، ایران پیش از انقلاب 4 فروند از بریتانیا خریداری کرده بود که سه فروند آنها با سن بیش از چهل سال همچنان در آب های جنوب فعال اند. یک فروند دیگر موسوم به ناو سهند در سال پیش از پایان جنگ با عراق و در اوج جنگ نفتکش ها در خلیج فارس پس از برخورد یک فروند نفتکش کویتی که با پرچم آمریکا در آب های خلیج فارس در تردد بود با مین دریایی که ایران متهم به کار گذاشتن آن بود، توسط ناوگان پنجم آمریکا و بعنوان یک اقدام تلافی جویانه غرق شد. پیش از آن نیروی دریایی آمریکا یک ناوچه سبک ایران را نیز در نزدیکی بوشهر غرق کرد بود. ناو جنگی سهند در نتیجۀ اصابت 9 موشک در آب های خلیج فارس غرق شد. ناو دیگر ایران موسوم به سبلان نیز در این برخورد دریایی آسیب فراوان دید و تا سال 1990 در دست تعمیر بود.

نقص عمده ناوهای کلاس الوند، که ناو جنگی جماران نیز از آن مصون نمانده، فقدان قابلیت کافی دفاع موشکی برای حفاظت از خود است. اگرچه در ناوهای کلاس الوند و ناو جماران موشک های ضد کشتی نصب شده ولی دفاع از کشتی در مقابل هجوم هوایی، ظاهراً به موشک های دوش پرتاب نوع میثاق که کپی موشک های ضد هوایی ساخت روسیه موسوم به سام 7 است محدود مانده.
به جز موشک میثاق ظاهرآ در امر دفاع از کشتی از یک جفت تیربار هوایی نیز استفاده میشود که با توجه به قابلیت های فراوان موشک ها و هواپیماهای مدرن امروز، این شیوه دفاع هوایی برای مصون نگاه داشتن کشتی به هیج وجه کافی نیست.

ایران بعد از جنگ با عراق، علاوه بر سه فروند زیر دریایی کیلو کلاس، 10 فروند شناور سبک نوع هودانگ چینی نیز که با استفاده از تکنولوژی مدل های روسی موسوم به اوزا ساخته شده دریافت کرده است. همچنین قرار است که یک ناو دیگر مشابه جماران کلاس "الوند" نیز در طول دو یا سه سال آینده تکمیل گردد. یکی از دلایل تاخیر در ساخت ناو جماران نداشتن حوضچه دریایی مناسب در بندرعباس و اجبار در تولید قطعات مختلف آن در چند محل بوده است که انتظار می رود این مشکل در مورد تولید ناو جنگی دوم مرتفع شود.

با توجه به تنگناهای فنی و محدودیت های صنعتی و اعمال تحریم های خارجی، تولید ناو جماران که بهتر از نمونه های مشابه ساخت پاکستان است، برای نیروی دریایی ایران یک موفقیت به شمار میرود، هر چند نیاز های دفاعی ایران در آب های جنوب و حتی آب های خزر مستلزم ظرفیت های بیشتر و بسیار پیشرفته تر از تجهیزاتی است که در این دو بخش حیاتی از حدود ملی ایران بکار گرفته شده اند.

__________________________________________________________

منبع: persian.rfi.fr


کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: ناوشکن ،کلمات کلیدی: ناوچه