| نقش نیروی دریایی در جنگ هشت ساله |
| ساعت ٢:٤٤ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٩ |
|
به پاسداشت هفتم آذرماه، ساروز عملیات غرورآفرین مروارید و روز نیروی دریایی با آغاز جنگ و گسترش تهدیدات سطحی و هوایی دشمن، یگانهای تفنگدار دریایی و شناور نداجا با استقرار در مناطق حیاتی و حساس کشور شامل جزایر (لاوان- سیری- تنب- ابوموسی- فارسی و ...) و سکوهای نفتی (نوروز، فروزان، ابوذر، نصر، سلمان، رشادت و...) ماموریت تامین پدافند سطحی و هوایی ارتفاع پست را با هدف جلوگیری از هر گونه عملیات غافلگیرانه و تخریبی دشمن عهدهدار شدند. یگانهای پدافند هوایی و سطحی نداجا در طول 8 سال دفاع مقدس به خصوص طی سالهای 1365 تا 1367 کراراًًً با هواپیماهای متجاوز که قصد تک به پایانههای نفتی و جزایر مذکور را داشتند، درگیر شده و از نزدیکشدن آنها به مناطق یاد شده، ممانعت بعمل می آوردند. رزمندگان ایثارگر نداجا با حضور مستمر و هوشیارانه در جزایر، سکوهای نفتی و مناطق انحصاری اقتصادی، ضمن در جریان نگهداشتن روند نقل و انتقال اجناس و کالا های اقتصادی و مایحتاج ضروری مردم، تلاش شبانه روزی دشمن را در راستای جلوگیری از صدور نفت ایران، ناکام گذارند و از ایجاد اختلال در چرخه صدور نفت و ایجاد بحران اقتصادی در کشور ممانعت نمودند.
الف- سلسله عملیات پدافند از جزیره خارک
گروه هواناو نیروی دریایی نیز در طول جنگ،در جزیره خارک مستقر شده بود و با انجام عملیات پشتیبانی امکان اجرای عملیاتهای زمینی، اسکورت نفت کش ها، تجسس و نجات، مردم یاری و ... بوجود آورده بود. به طور کلی، پدافند از جزیره خارک، تاسیسات و اسکله های نفتی و همچنین نفتکشهایی که جهت بارگیری و صادرات نفت در محدوده آن جزیره،مستقر میشدند از جمله ماموریتهای غیور مردان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی بشمار می آید. نتیجه عملیات ب- سلسله عملیات انهدام سکوهای نفتی البکر و الامیه عراق
به دلیل فاصلة نسبتاً زیاد نیروی رزمی 421 (مستقر در بندر بوشهر) تا محل اجرای عملیات و عدم امکان پشتیبانی نزدیک واحدهای اعزامی ازطریق دریا و ساحل ، ضرورت داشت که عملیات مذکور در اختفای کامل و با پوشش پشتیبانی هوایی و دریایی انجام گیرد و یگانهای اعزامی (شناورهای موشک انداز، یدککش، بالگرد و یگانهای عملیات ویژه) با رعایت کامل سکوت رادیویی و الکترونیکی،خود را به سکوها نزدیک کنند. به عبارت دیگر، عملیات با رعایت دقیق اصل غافلگیری انجام گیرد. نتایج حاصله از اجرای عملیات مروارید: خسارات وارده به دشمن:
سلسله عملیات های نداجا در درگیری با یگانهای سطحی و هوایی دشمن
درگیری دریایی با نیروهای امریکا 1-حمله به ناو لجستیکی ایران اجر در مورخه 13/6/1366 2-حمله به سکوهای نفتی سلمان و نصر در مورخه 29/1/1367 3-حمله به ناوچه جوشن و ناوهای سهند وسبلان در تاریخ 29/1/1367 4-حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس در مورخه 12/4/1367
سایر عملیات جنگی نیروی دریایی در سالیان دفاع مقدس
در اثر تشدید حملات و حجم آتش سنگین توپخانه عراقی، خرمشهر محاصره شد، لیکن تکاوران دریایی به اتفاق دانشجویان دانشگاه افسری و نیروهای مردمی و بسیجی با تجهیزات سبک خود توانستند، مدت 34 روز در مقابل دشمن مقاومت کنند. زمانی که شهر خرمشهر و پلکارون به اشغال عراقیها در آمد، تکاوران دریایی حدود200 نفر از رزمندگان بسیجی و مردمی را توسط قایق از حلقه محاصره دشمن رهانیدند و طرح اشغال 3 روزه خرمشهر توسط نیروهای بعثی را ناکام گذاردند. منبع: aja.ir
کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: عملیات مروارید ،کلمات کلیدی: ناوچه پیکان ،کلمات کلیدی: جنگ هشت ساله
|
|
| عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس |
| ساعت ٩:٢٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠ |
|
به پاسداشت دهم اردیبهشت ماه، روز ملی خلیج فارس پیشگفتار در روز نهم آذر ماه سال 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. در مقاله ذیل به پیشینه مناقشات بر سر حاکمیت بر جزایر سه گانه خلیج فارس و شرح عملیات آزادسازی آنها پرداخته می شود. پیشینه اختلاف بر سر مالکیت جزایر معارضه دودمانهای پس از صفویه با انگلستان بر سر سرزمینهای ایرانی خلیج فارس هیچگاه متوقف نشد. مشکل ایران برای اعمال حاکمیت خود بر جزایر ایرانی خلیج فارس در دوران قاجارها، نداشتن قدرت دریایی موثر بود. از سال 1880 به بعد اختلاف نظر میان ایران و بریتانیا بر سر مالکیت چهار جزیره تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری که همگی در تنگه هرمز و در نیمه راه سواحل ایران و کشورهای عربی قرار داشتند، بروز کرد. تا آن زمان این جزایر عموماً متعلق به ایران بودند و در رابطه با آنها اختلافی وجود نداشت. با این حال در سالهای بعد چون اهمیت سوق الجیشی این جزایر برای انگلیس مشخص شد، دولت بریتانیا منکر حقوق ایران نسبت به این جزایر گردید و با گسیل نیروهای خود اقدام به اشغال جزایر کرد. دولت وقت ایران نسبت به اشغال جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی توسط بریتانیا اعتراض کرد و دولتهای بعدی ایران نیز به طور مداوم نسبت به این امر اعتراض کردند. موقعیت جغرافیایی استراتژیک جزایر سه گانه دلیل اصلی اهمیت خلیج فارس از نظر جغرافیایی، ارتباط آن با اقیانوس هند از طریق تنگه هرمز است و این جزایر در جنوبی ترین نقطه خلیج فارس در تنگه هرمز واقع شده اند. تنب بزرگ با نزدیکترین ساحل ایران (جزیره قشم) در حدود 25 کیلومتر فاصله دارد، در حالیکه فاصله راس الخیمه تا این جزیره حدود 70 کیلومتر است. تنب کوچک در 13 کیلومتری غرب جزیره تنب بزرگ قرار دارد و فاصله آن با نزدیکترین ساحل ایران (بندر لنگه) 37 کیلومتر است. تنب کوچک در آن زمان تقریبا فاقد سکنه بود. سکنه تنب بزرگ در زمان بازپس گیری حدود 300 نفر بوده و جمعیت ابوموسی نیز از 700 نفر تجاوز نمی کرد. ابوموسی که از تنبها بزرگتر است و شاید دو برابر تنب بزرگ باشد، در فاصله 96 کیلومتری ایران قرار دارد و علاوه بر داشتن ذخایر نفتی، دارای خاک سرخ است که امتیاز آن را یک کمپانی انگلیسی در دست داشت.
تصویر 1- موقعیت جغرافیایی جزایر سه گانه امروزه که دو سوم نفت مورد نیاز صنایع اروپای غربی باید از تنگه هرمز بگذرد، اهمیت این جزایر بیش از پیش روشن می شود و کافی است که یک دولت بر این جزایر دست یابد و راه صدور نفت را از خلیج فارس ببندد تا دولتهای غربی را با چالشی جدی مواجه سازد. بنابراین این سه جزیره دارای اهمیت استراتژیک و نظامی شایانی هستند. زمینه آزاد سازی جزایر و شرح وقایع قبل از آن همانطور که در بالا ذکر گردید، دولت ایران در زمان سلطنت رضاشاه با اعزام قوای نظامی به آن جزایر قصد آزاد سازی جزایر را داشت که در آن مقطع، دولت انگلیس اطمینان داد که این مشکل را حل خواهد کرد و با بروز جنگ جهانی دوم این اقدام ایران بی نتیجه ماند. شرح عملیات آزادسازی جزایر سه گانه در ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد روز 9 آذر 1350 (مقارن با 30 نوامبر 1971) یک روز قبل از خروج قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آنها به آغوش میهن، به دوران سلطه استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. اولین پرچم ایران پس از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر اولین جزیره افراشته شد و راس ساعت 8 صبح در هر سه جزیره پرچم ایران همزمان با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته گردید. آزادسازی سازی جزیره ابوموسی در جزیره ابوموسی، نیروهای پیاده شونده وابسته به گردانهای ساحلی، راس ساعت 6:15 صبح به وسیله یک فروند هاور کرافت BH.7 در قسمت غربی جزیره پیاده شده و بلافاصله به سوی نقاط حساس پیشروی کردند و در ساعت 6:50 صبح کلیه نقاط حساس و ارتفاعات تصرف شد. افسران و درجه داران و سربازان ایرانی به محض پیاده شدن در جزیره ابوموسی، پرچم ایران را بر فراز کوه حلوا که مرتفعترین نقطه اوبوموسی است، برافراشتند. در حین اجرای عملیات یک فروند هلیکوپتر از بالا دیده بانی نقاط حساس جزایر را بر عهده داشت. در ساعت 6:30 صبح هواپیماهای شکاری نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برای پشتیبانی از نیروهای عمل کننده بر فراز جزیره نمایان شدند. در ساعت 7:15 دریادار عباس رمزی عطایی جهت ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت کرد و در ساعت 7:30 بلافاصله در منطقه ملاقات، پرچم ایران برافراشته شد.
تصویر 2- یک فروند هاورکرافت BH.7 نیروی دریایی ایران
تصویر 3- استقبال هم میهنان از پرسنل نیروی دریایی ایران پس از آزاد سازی ابوموسی آزاد سازی تنب بزرگ و کوچک در جزیره تنب بزرگ در ساعت 6 بامداد هلیکوپترهای نیروی دریایی اعلامیه هایی مبنی بر عدم مقاومت روی دهکده و ساختمان پلیس پخش و در ساعت 6:15 پنج فروند هواناو SRN-6 در سه کرانه شمالی، جنوب شرقی و جنوب غربی، نیروهای کماندویی و گردانهای ساحلی را پیاده کردند. عملیات در این سه کرانه به ترتیب توسط ناو کهنمویی ، ناوچه پروین و ناو میلانیان و یک فروندBell-205 از هلیکوپتر های رزمی پشتیبانی می شد و در ساعت 6:35 جتهای نیروی هوایی نیز به روی جزیره ظاهر شدند. تصویر 4- ناو میلانیان یکی از هاورکرافتهای حامل کماندو ها از شمال جزیره و 4 فروند از دو نقطه جنوب شرقی و غربی یک یک با پیاده کردن نیروها از هواناو در 4 گروه به سمت ارتفاعات دو جزیره پیشروی می کنند و در ابتدا با هیچگونه مقاومتی برخورد نمی کنند تا اینکه گروهی به فرماندهی سروان پیاده سوزنچی به مقابل مدرسه و پایگاه پلیس می رسند. در این زمان یکی از افراد بدون اسلحه به پاسگاه اعزام می شود، تا پلیسها تسلیم گردند. دو نفراز پلیسها بدون اسلحه از پاسگاه بیرون می آیند. سروان سوزنچی فرمانده گروهان و مهناوی یکم حبیب الله کهریری بیسیم چی گروهان و دو نفر ناوی آیت الله خانی و علی قربان روزبهانی آنها را دیده و در پوشش سایر افراد گروه که درازکش بودند به سمت پاسگاه پلیس می روند. در 8 قدمی درب پاسگاه از داخل پاسگاه با مسلسل 21 به آنها تیراندازی می شود و در نتیجه سروان پیاده سوزنچی و مهناوی یکم حبیب الله کهریری و ناوی آیت الله خانی شهید و ناوی وظیفه علی قربان روزبهانی مجروح می شود.
تصویر 5- افسران نیرویی دریایی ارتش ایران در میان مردم جزیره ابوموسی
در ساعت 10 صبح، دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی و عکاسان و فیلمبرداران وارد جزیره شدند و اندکی پس از اتمام عملیات، امیر عباس هویدا، نخست وزیر وقت، طی نطقی بازگشت جزایر ایرانی را به آغوش میهن اعلام کرد. مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش امیر عباس هویدا، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نیروی دریایی صحه گذارد.
---------------------------------------------------------------------------------------- پی نوشت: 1- دریابد فرج الله رسایى (متولد 1287 در بندر انزلی) در سال 1308 به عنوان دانشجوى افسرى وارد نیروى دریایى ایران شد. رسایى به همراه گروهی از افسران جوان براى تحصیل به ایتالیا اعزام شد و پس از پایان تحصیل در آکادمى نیروى دریایى ایتالیا به همراه ناوهاى خریدارى شده از ایتالیا (ناوهای ببر و پلنگ و کشتیهای سیمرغ، شاهرخ، شهباز و چند یدک کش و کشتی دیگر) به ایران بازگشت و در مراسم رسمى تاسیس نیروى دریایى نوین ایران که در حضور رضاشاه صورت مى گرفت، شرکت داشت و با درجه ستوان دومى به خدمت در نیروى دریایى ایران مشغول شد. وی پس از تصدی سمتهای مختلف لشکری و کشوری، در سال 1339 با درجه سرلشکری به فرماندهی نیروی دریایی ایران رسید و مدت دوازده سال این مسئولیت را بر عهده داشت. عملیات آزادسازی جزایر سه گانه خلیج فارس در زمان فرماندهی وی بر نیروی دریایی صورت گرفت. وی در تیر ماه سال 1351 از خدمت در ارتش بازنشسته شد و دریادار رمزى عطایى جانشین او گردید. دریابد رسایی پس از بازنشستگی از ارتش تا زمان پیروزی انقلاب به مدت ۵ سال در مجلس سنا عضویت داشت. این امیر شریف و خوشنام ارتش ایران در سن ۹۳ سالگى در آذر ماه سال 1381 در کشور آمریکا درگذشت. دریابد رسایی از احترام خاصی میان ارتشیان و کسانی که او را می شناختند، برخوردار بود و درستی و پاک بودنش مورد تایید همه همکارانش قرار داشت. 2- دریادار عباس رمزی عطایی، فرمانده ناوچه ای بود که در سال 1348 خط بطلان بر ادعای واهی عراق در خصوص حاکمیت بر دو سوی اروند رود کشید. در 26 فروردین سال ۱۳۴۸ معاون وزارت خارجه عراق، سفیر ایران در بغداد را احضار می کند و می گوید: «دولت عراق شط العرب را جزئی از قلمرو خود می داند و از دولت ایران تقاضا می کند کشتیهایی که پرچم ایران را در این شط در اهتزاز دارند آن را پایین بیاورند و اگر از افراد نیروی دریایی کسی در کشتی باشد، خارج شود و الا ماموران دولت عراق، ماموران نیروی دریایی ایران را با توسل به زور از کشتی خارج می کنند و در آتیه هم اجازه نخواهند داد کشتیهایی که مقصد آنها ایران است، وارد شط العرب شوند.» در پی تهدیدات عراق مبنی بر حمله به هر کشتی ایرانی در اروندرود که پرچم عراق را برنیفراشته باشد، ایران درصدد برآمد تا پاسخ قاطعی به این گزافه گویی دهد. در رورهای دوم و پنجم اردیبهشت ۱۳۴۸ دو کشتی ایرانی ابن سینا و آریافر با پرچم ایران و با اسکورت یک فروند ناوچه ایرانی به فرماندهی ناخدادوم عباس رمزی عطایی و پشتیبانی نیروی هوایی، مسافت 90 مایلی اروندرود را طی و بدون کوچکترین حادثه ای به خلیج فارس رسیدند. ناخدا دوم عطایی گفته بود: "من روی عرشه می ایستم و سلام می دهم و تا انتهای اروند می روم تا ببینم چه کسی مانع من می شود." در نهایت عراقیها که آن همه تهدید کرده بودند، جرات نشان دادن هیچ واکنشی نیافتند و کشتیها به سلامت از اروند گذشتند. ناخدا دوم عطایی با نشان دادن این شهامت، پس از بازنشستگی دریابد رسایی در تیرماه 1351 با دو درجه ترفیع به دریاداری ارتقا یافت و به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب شد. وی در عین جوانی و کم تجربگی، فردی جاه طلب بود و درگیر مفاسد اقتصادی شد. سرانجام وی در دی ماه 1354 به دلیل فساد گسترده مالی و سوء مدیریت، از فرماندهی نیروی دریایی عزل و از درجه دریابانی به ناخداسومی تنزل درجه داده شد و دریابان میر حبیب اللهی به جانشینی او منصوب شد. 3- دریاسالار کمال الدین میرحبیب اللهی (متولد 1 فوریه 1930 در آستارا) افسری باهوش و دارای خصوصیات عالی بود و طی عهده داری سمتهای مختلف، نشانه هایی از قدرت فرماندهی نشان داده بود. اغلب این سمتها فرماندهی کشتی بوده اند. وی که در زمان آزادسازی جزایر سه گانه ایرانی از امرای بلندپایه نیروی دریایی محسوب می شد، به عنوان یکی از شایسته ترین فرماندهان نیروی دریایی مورد احترام عمیق همکارانش بود. او در سال 1969 رئیس ستاد نیروی دریایی گردید و در سال 1970 درجه دریاداری گرفت و در ماه مه 1972 فرماندهی پایگاه دریایی بوشهر به وی واگذار گردید. وی از اکتبر 1972 تا ژانویه 1976 فرمانده ناوگان خلیج فارس بود و در سال 1974 درجه دریابانی گرفت. حبیب اللهی در جریان تغییرات وسیع در نیروی دریایی در 7 ژانویه 1976 (مصادف با دی ماه 1354) و پس از عزل دریادار رمزی عطایی، به فرماندهی نیروی دریایی شاهنشاهی رسید و تا زمان وقوع انقلاب اسلامی این سمت را حفظ کرد. وی در ژانویه 1978 به دریاسالاری ارتقا یافت. پس از پیروزی انقلاب، حبیب اللهی در 13 فوریه 1979 (25 بهمن 1357) اطلاع یافت که از فرماندهی نیروی دریایی برکنار شده است و دریادار مدنی جانشین وی خواهدشد. وی در روز 24 ژوئیه 1979 از ایران خارج شد و به ترکیه و سپس آلمان و از آنجا به آمریکا رفت. __________________________________________________________ تذکر: هرگونه بازنشر این مقاله منوط به ذکر منبع (newcoy.persianblog.ir) می باشد.
منابع: iranianshistoryonthisday.com (دکتر نوشیروان کیهانی زاده) newcoy.persianblog.ir (کاوه)
کلمات کلیدی: جزایر ایرانی ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: آزادسازی جزایر سه گانه ،کلمات کلیدی: کشتی ابن سینا
|
|
| آشنایی با شناورهای نیروی دریایی ایران |
| ساعت ٧:٢۸ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤ |
|
ناوها و ناوشکن ها تمامی ناو شکن های ایران (ناو شکن های کلاس دماوند و ببر) تا 1990 باز نشسته شده اند. البته شنیده هایی مبنی بر ورود به خدمت ناوشکن جدید موج وجود دارد، اما هنوز در مراجع بین المللی مورد بحث قرار نگرفته است(این ناوشکن شباهت زیادی به ناوچه های کلاس الوند دارد). با این وجود نگاهی گذرا به ناوشکن های باز نشسته شده می اندازیم: ناوشکن های سنگین کلاس دماوند ناوشکن های سنگین کلاس دماوند یا آرتمیس تقریبا سنگین ترین ناو جنگی است که در نیروی دریایی ایران خدمت کرده است و البته تنها ناو کلاس Battle Destoryer که تا کنون ایران داشته است. این ناوها در واقع از کلاس ناو های کلاس HMS Sluys هستند و ساخت 1945 بوده که بسیار قدیمی هستند و در 1960 با یک برنامه ی بروز رسانی کامل به ایران تحویل شد. مشخصات: موشک:
این ناوشکن ها در واقع همان ناو شکن های آمریکایی Allen M. Sumner هستند که ایران دو فروند از آنها را بعد از یک برنامه بروز رسانی تحویل گرفت. این ناوشکن ها هم بسیار قدیمی و ساخت 1944 بوده (در جنگ جهانی هم شرکت کردند) به هر صورت پس از باز سازی بجای یکی از برجک های توپ دو لانچر موشک و دو لانچر دیگر هم در میانه ی کشتی نصب شد. ایران کلا دو فروند از این نوع دریافت کرد. مشخصات: موشک: هلیکوپتر همراه: شعاع ماموریتی: سریال در نیروی دریایی:
این ناوچه ها ساخت انگلستان بوده و همان ناوچه های کلاس سام (Saam class frigate) یا 'Vosper Mk5 type هستند. ایران در کل چهار فروند ناوچه ی کلاس الوند پیش از انقلاب خریداری نمود. این ناوچه ها، ناوچه های سبک موشک انداز محسوب میگردند. سایر مشخصات: موشک: رادار و تجهیزات دفاعی: موتور: سریالهای نیروی دریایی:
این ناو ها در اصل ناو های آمریکایی کلاس PF-103 هستند که آمریکا در 1964 چهار فروند از این نوع را بر اساس برنامه ی کمک های نظامی به ایران بخشید. چهار ناو این کلاس عبارت بودند از: ناوهای بایندر، نقدی، میلانیان و کهنموئی. ناوهای میلانیان و کهنموئی در جریان اولین بمباران های پایگاه های نیروی دریایی در جریان جنگ غرق شدند، اما ناوهای بایندر و نقدی همچنان در خدمتند. این کلاس ناوها، ناوهای متوسط گشتی محسوب میشوند با وظیفه ی ثانوی حمل و نقل نیرو. از نظر تسلیحات ناوهای کلاس بایاندر به هیچ موشکی مسلح نیستند. در سالهای اخیر یکی از این دو فروند مورد بازسازی کامل قرار گرفت. توپ: رادار و تجهیزات دفاعی موتور: شعاع ماموریتی: سریال در نیروی دریایی ایران: 81 Bayandor
شناور های موشک انداز کلاس کمان این شناور ها یا همان ناوچه های کوچک و سریع در واقع ناوچه های فرانسوی کلاس Combattante II هستند که پیش از انقلاب12 فروند از آنها خریداری شد که اکنون 10 فروند همچنان در خدمت است (دو فروند دیگر عبارت بودند از: پیکان که در عملیات مروارید غرق شد و جوشن که در درگیری با نیروی دریایی آمریکا مورد هدف قرار گرفت) مشخصات موشک: رادار و سیستم دفاعی: موتور: شعاع ماموریتی: سریال در نیروی دریایی:
شناور های موشک انداز کلاس تندر شناور های کلاس تندر درواقع شناور های چینی کلاس Hudong هستند که تحت امتیاز برای نیروی دریایی سپاه در ایران ساخته شدند. کلا سپاه دارای 10 ناوچه ی کلاس تندر است. مشخصات: موشک: رادار و سیستم دفاعی: موتور: شعاع عملیاتی: سریال در نیروی دریایی سپاه: Fath p213-1
این شناورها در واقع شناور های آمریکایی کلاس PGM-71 ساخت سالهای 67 تا 70 و بسیار قدیمی بحساب می آیند. توپ نسبتا سنگین 40 میلیمتری و تیربار 20 میلیمتری بعدها روی این شناور نصب شده است. اطلاعی از هیچگونه برنامه روزامد سازی برای این شناور ها در دسترس نیست و همچنان در خدمت هستند. مشخصات: شخصات:
رادار و سیستم دفاعی: موتور: شعاع عملیاتی: سریال در نیروی دریایی : 211----PARVIN
شناور های گشتی کلاس کیوان 3 فروند از این شناور ها توسط گارد ساحلی آمریکا ساخته شدند. این شناورها در 1950 به ایران تحویل شد. بعدها از خدمت مرخص شد، اما اخبار گویای بازگشت به خدمت دو فروند از این شناور ها در 1995 است. گفتنی است این شناورها با ماشین آلات و تسلیحاتی جدید و مدرنیزه شده به خدمت بازگشتند و حیاتی دوباره گرفتند.
شعاع عملیاتی: رادار و سیستم دفاعی: سریال در نیروی دریایی : 202---AZADI
شناور های کلاس MIG-S-2600 تعداد دقیق تحویل شده ی این شناور ها مشخص نیست. این شناور ها ساخت صنایع دریایی جولائی مستقر در تهران است. شناور های کلاس MIG-S-2600 شباهت زیادی به شناور های کلاس چاهو ی کروه شمالی دارد، البته با تفاوتهای قابل توجهی در ساختمان و دکل مربوط به رادار. این شناور ها در اختیار نیروی دریایی سپاه است. مشخصات: موشک: موتور: رادار و سیستم دفاعی:
حدود 15 فروند از این شناور ها پیش از انقلاب (در 1976) از شرکت صنایع دریایی مارتینس خریداری شد و 50 فروند دیگر نیز در دست سفارش بود که قرار داد لغو شد.
شعاع عملیاتی: رادار و سیستم دفاعی: زیر دریایی:
مشخصات سونار و سیستم های دفاعی: موتور : برد: سریال در نیروی دریایی ایران:
از این نوع زیر دریایی تنها 3 فروند در خدمت بوده، با این وجود اطلاعات چندانی از ماهیت این زیر دریایی ها در دست نیست. mini-Submarines Ghadir class littorial submarine این زیر دریایی کمی بزرگتر از زیر دریایی هایی که در کلاس زیر دریایی کوچک قرار دارد است و گمان میرود کارایی بهتری نیز داشته باشد. از لحاظ طراحی این کلاس شباهت زیادی به زیر دریایی های کلاس Sauro ایتالیا دارد (هرچند با ظاهری کوچکتر). مشخصات: تسلیحات:2 اژدر با احتمالا ذخیره ی12 تایی اژدر و 2 یا 4 اژدر سنگین یا مین
Nahang class mini-submarines این زیر دریایی ها که بسیار کوچک هستند یکی دیگر از ساخته های صنایع دریای ایران است. این کلاس زیر دریایی در واقع از روشی قدیمی که زمانی در آخرین جنگ جهانی استفاده میشد بهره میبرد، یعنی حمل تسلیحات بصورت خارجی و در واقع میتواند بصورت یک مین یاب یا مین گذار خوب عمل کند. بسیاری این زیر دریایی را شبیه مین روب های روسی و چینی و همچنین سیستم ضدمین آمریکایی میدانند. مشخصات: رادار و سیستم دفاعی: یک رادار جستجوی سطحی تسلیحات: 2 آزدر آماده شلیک و 21 اژدر ذخیره و 4 تا 6 مین ___________________________________________________________ منبع: daneshju.ir (نویسنده: محمدحسین جهان پناه)
کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
|
|
| سهند، اسطوره مقاومت |
| ساعت ٧:٢۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠ |
|
پیشگفتار پیش از این خاطراتی از دلاوران نیروهای زمینی و به ویژه هوایی ارتش در وبلاگ درج شده است. بجا دانستم که یادی هم از دریادلان نیروی دریایی داشته باشم. آنچه در پی خواهد آمد خاطرات یکی از پرسنل ناوشکن سهند از درگیری دریایی نابرابر با ناوگان آمریکا در سال 1367 است. شایان ذکر است که به دنبال حمله نیروهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران در خلیجفارس در 29 فروردین سال 1367، به ناوچه موشکانداز جوشن که در حال گشت در خلیجفارس بود، مأموریت داده شد که برای بررسی وضعیت به آن منطقه عزیمت کند. نیروهای آمریکایی پس از آنکه متوجه نزدیک شدن ناوچه مذکور به منطقه شدند، به ناوچه جوشن که در آبهای کشور خودمان قرار داشت، اخطار کردند که از منطقه خارج شود. فرمانده ناوچه در پاسخ به آمریکاییها گفت که «این آبهای ماست و شما باید از منطقه و از آبهای ایران خارج شوید.» سپس آمریکاییها با هدف قرار دادن ناوچه موشکانداز جوشن با شلیک چند موشک در نزدیکی جزیره کیش، این ناوچه را غرق و تعداد زیادی از نفرات آن را به شهادت رساند. ناوشکن سهند که از بندرعباس عازم غرب خلیجفارس بود تا جایگزین ناوشکن سبلان شده و به گشت و مراقبت از جزیره خارک و سکوهای نفتی بپردازد، مأموریت یافت که به منطقه درگیری ناوچه جوشن رفته و آنها را کمک کند. نیروهای آمریکایی که از قبل آماده درگیری بودند، با شناسایی ناوشکن سهند، این ناو را در نزدیکی جزیره هنگام مورد حمله بالگردها و ناوشکنهای خود قرار دادند. در ابتدا بالگردها به ناوشکن سهند حمله کردند که با تیراندازی توپ پاشنه به طرف آنها، مجبور به عقبنشینی شدند. سپس از راه دور ناوشکن سهند را با موشک مورد هجوم قرار دادند و یکی پس از دیگری موشک به طرف این ناوشکن شلیک کردند، به گونهای که دود و آتش از سرتاسر ناوشکن برمیخاست و سلاحهای آن از کار افتادند. به این ترتیب ناوشکن سهند نیز غرق و تعداد زیادی از کارکنان آن به شهادت رسیده و عدهای نیز مجروح شدند. در خاطره ذیل از زبان ناخداسوم بازنشسته نادرمبارکی، از بازماندگان ناوشکن سهند، به شرح وقایع آن روز پرداخته شده است.
سهند، اسطوره مقاومت 4 صبح روز 29 فروردین سال 1367، مصادف با اولین روز ماه مبارک رمضان، نگهبان میز پاس بودم. مسعود عباسچی یکی از کارکنان ناو که از مرخصی برگشته بود، وارد ناو شد. با دیدن او از جایم بلند شدم و او را در آغوش گرفتم و به شوخی به او گفتم: مسعود از ترس موشکباران تهران فرار کردی؟ او که بچه تهران بود در جوابم گفت: اجل آدم درهر کجا مقدر شده باشد درهمانجا به وقوع خواهد پیوست، چه در تهران، چه در خلیج فارس. ازهم جدا شدیم، او رفت و من هم که مدت نگهبانی ام به پایان رسیده بود پست نگهبانی خود را تعویض کردم و بعد از خوردن سحری برای استراحت به خوابگاه ناو رفتم.
_______________________________________________________________ منابع: 1- آب و آتش، مجموعه خاطرات دریادلان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گردآورنده: سیدجلال موسوی، نشر اجا، چاپ اول (1388)، صفحات 135 تا 141 2- javanonline.ir گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir |
|
| موشکهای ضدکشتی ایران |
| ساعت ۱۱:۱٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱ |
|
1-موشک هارپون(AGM-84 Harpoon) موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاحهای ضد کشتی است که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشکهای اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران به شمار می رود. بد نیست بدانید هارپون در زبان انگلیسی به معنی نیزه شکار نهنگ است.
موشک هارپون به صورت اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتیها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا در آمد. موشک هارپون به دلیل نیاز مبرم نیرو های هوایی و دریایی در مدلهای مختلف به تولید انبوه رسید. بعدها موشک SLAM که مخفف (Stand-off Land Attack Missile) است بر مبنای آن تولید گردید. با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A مورد آزمایش قرار گرفت. با توجه به اینکه نتیجه آزمایشها رضایت بخش نبود، سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas واگذار گردید. به دنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را طراحی نمود و سریعا اولین تستها انجام و نمونه اولیه در 1972 آزمایش شد. مدلهایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود: موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A و زمین به دریا UGM-84A. ولی طرح ایراداتی نیز داشت؛ از جمله برد کم در حالی که حداقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر بود که بعدها اصلاح شد. مشخصات:
این موشک ترکیبی از تکنولوژی بومی و برداشتهایی از نمونه چینی C-701 است. این موشک به یک سرجنگی الکترو اوپتیک مجهز است که به همراه یک رادار جستجوی میلیمتری کنترل آن را انجام می دهد.
مشخصات: 3-موشک کروز دریایی نور(بهینه شده c-802) موشک کروز نور از جمله موشکهای ساخت داخل می باشد که با الگو برداری از موشک های چینی c-802 توسط متخصصان داخلی تولید شده است. این موشک در ایران در سال 80 به مرحله تولید انبوه رسید و در اختیار نیروهای مسلح قرار گرفت. در سال 1385 و در رزمایش پیامبر اعظم(ص)، نوع بهینه شده ای از موشک نور مورد ازمایش قرار گرفت. موشک بهینه نور بدون نیاز به سیستم OTHT با حداکثر برد به سمت اهداف سطحی شلیک میشود. جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری است که توانسته موشک نور(c-802) را بر روی بالگرد نصب کند.
مشخصات:
4-موشک حوت ایران در سال 1385 و در رزمایش پیامبر اعظم(ص) موشکی را ازمایش کرد که باعث حیرت جامعه جهانی گشت. ایران در این رزمایش موشکی با سرعت 100 متر بر ثانیه را ازمایش کرد. موشک اندازهای این موشک کاملا رادار گریز بوده و از دید رادارهای دشمن مخفی میمانند. توان رزمی این موشک برابر با موشک VA-111 Shkval ساخت روسیه است و تنها دو کشور ایران و روسیه فناوری لازم را برای ساخت چنین موشک های به دست اورده اند. هنوز مشخص نیست که آیا "حوت" بر پایه shkval ساخته شده است یا خیر.
سرعت متوسط این موشک 4 برابر اژدر معمولی زیر ابی است. این موشک با تولید حبابهای بخار که از نوک دماغه و پوسته خود خارج می کند، لایه ای از گاز در اطراف خود شکل می دهد و بدین ترتیب خود را از تماس مستقیم با آب و پسای قابل ملاحظه ناشی از آن دور می کند.
این موشک جهت شکست دادن سیستم راداری دفاعی آمریکا طراحی شده است. یک ناو آمریکایی در حالت دفاعی به هر صورت در جریان شناسایی موشک SUNBURN که به طرف آن در حرکت است، تنها زمان کافی برای محاسبه و پیدا کردن محل شلیک را دارد و نه وقت کافی برای منهدم کردن موشک SUNBURN را. به همین خاطر از نوعی اسلحه جدید که میتواند 3000 گلوله اورانیومی را در یک دقیقه شلیک کند می تواند استفاده کند؛ ولی این سلاح باید هماهنگی دقیقی را برای نابودی بموقع موشک انجام دهد که بسیار مشکل است. مطابق برخی گزارشها، وزیر دفاع وقت ایران "علی شمخانی” در سال 2001 هنگام بازدید از مسکو در خواست پرتاب آزمایشی آن را کرد که روسها هم با روی باز ترتیب آن را داده و علی شمخانی که مجذوب آن شده بود، سفارش تعداد نامشخصی از این موشک را به روسها داد. از تعداد موشک های ایران اطلاعاتی در دست نیست.
مشخصات:
طراحی موشک اگزوسه در سال 1967 اغاز گردیده و نوع دریا پایه آن که با کد MM 38 شناخته می شود در سال 1975 وارد خدمت گردید. طراحی نوع هواپایه آن که با کد AM 39 شناخته می شود، از سال 1974 اغاز گردید و در سال 1979 تحویل نیروی دریایی فرانسه شد. این موشک در جنگ فالکلند از یک جنگنده ارژانتینی شلیک و باعث غرق شدن ناو جنگی انگلستان شد. در جنگ اول خلیج فارس جنگنده های نیروی هوایی عراق این موشک را به سمت یک ناوچه امریکایی شلیک کردند و قبل از اینکه ناو امریکایی بتواند کاری از پیش ببرد موشک به ان برخورد کرده و آن را به دو نیم می کند.
مشخصات:
7-موشک ضد کشتی رعد(HY-2)
مشخصات:
8-موشک ضد کشتی نصر:
9-موشک ضد کشتی فجر دریا: این موشک نیز یکی از موشک هایی است که اطلاعات کمی در مورد آن انتشار یافته است. این موشک یک موشک ضد کشتی هوا پرتاب است و تاکنون شلیک آن از هلیکوپتر های سی کینگ نیروی دریایی آزمایش شده است. __________________________________________________________ منبع: airnaval.blogfa.com (امیرحسام ملائی یگانه و محمد حسین جهان پناه) گردآوری تصاویر و ویرایش متن: کاوه
|
|
| عملیات مروارید، مهمترین جنگ دریایی بر پهنه خلیج فارس |
| ساعت ٥:٤۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦ |
|
به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی مقدمه عملیات دریایی غرورآفرین مروارید در هفتم آذر سال 1359 توسط دریادلان جان برکف نداجا در شمال خلیج فارس و علیه نیروی دریایی دشمن انجام گرفت و در این عملیات ضربات سنگین و جبران ناپذیری بر پیکر دشمن وارد شد. این عملیات را می توان مهم ترین جنگ دریایی در پهنه خلیج فارس دانست . منطقه عملیات عملیات مروارید به مدت 10 روز (از تاریخ 1359 9 1 ) در منطقه ای به طول تقریبی 400 کیلومتر و به عرض 50 کیلومتر (به مساحت 20000 کیلومترمربع ) از شمالی ترین نقطه خلیج فارس تا محدوده عملیاتی نیروی رزمی 421 در منطقه دوم دریایی بوشهر را دربرمی گرفت . وضعیت دشمن در مدت سه هفته پس از انجام عملیات موفقیت آمیز شهید صفری که بر روی ترمینال های نفتی البکر و الامیه انجام گرفت دشمن تلاش مضاعفی را در جهت به کارگیری و بهره برداری مجدد از سکوهای یاد شده به عمل آورده بود و تعدادی از نظامیان عراق جهت حفاظت از سکوها و اقدامات شنودی بر روی آن ها مستقر شده بودند به طوری که تحرکات نیروهای دریایی عراق روبه افزایش نهاده بود اما به دلیل وارد شدن خسارت سنگین به تاسیسات سکوها نیروهای عراقی نیاز به پشتیبانی آمادی بیشتری داشتند که به دلیل ناامنی منطقه این کار با دشواری انجام می شد و روحیه دشمن نیز بسیار متزلزل گردیده بود. وضعیت خودی بارزترین مشخصه نیروهای خودی روحیه ایثارگری و شهادت طلبی بود که به واسطه انجام موفقیت آمیز 2 عملیات گسترده توسط نیروهای خود تقویت هم شده بود . نیروی رزمی 421 مستقر در بوشهر هماهنگی لازم جهت انجام یک عملیات برون منطقه ای مشترک با نهاجا را به عمل آورده بود و تمرینات لازم هم که در این رابطه پیش بینی شده بود به توسط F 4 E اجرا درآمد و در عمل موجب موفقیت در به کارگیری کنترل و هدایت 13 فروند هواپیمای جنگنده واحدهای شناور نداجا و در نتیجه اجرای یک عملیات منسجم گردید. اهداف عملیات نابودی بخش قابل توجهی از نیروی دریایی عراق . علل انتخاب منطقه عملیات جهت وارد نمودن ضربه اساسی و قطع کامل خطوط مواصلاتی دریایی و به ویژه قطع صدور نفت کشور عراق و نظر به تمرکز قوای نیروی دریایی دشمن در منطقه شمال غرب خلیج فارس که دربرگیرنده حساس ترین و حیاتی ترین تاسیسات کشور عراق در دریا یعنی ترمینال های نفتی البکر و الامیه می گردید علت اصلی انتخاب این منطقه جهت انجام عملیات مروارید بود. آغاز عملیات نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا. به منظور خارج ساختن یگان های دشمن از پناه گاه و انهدام آن ها اقدام به طراحی عملیات مروارید نمود. در این طرح عملیاتی برنامه ریزی شده بود که یک تیم عملیات ویژه توسط بالگردهای نداجا بر روی سکوی البکر پیاده شده و آن را تسخیر کنند. پیش بینی شده بود که حمله دلاورمردان نیروی دریایی ارتش ج .ا.ا به این سکوها برای بار سوم پس از عملیات اشکان و شهید صفری و آن هم در کمتر از یک ماه برای حکام رژیم بعثی قابل تحمل نخواهد بود. لذا برای مقابله با آن دست به اقدامات عجولانه خواهند زد و یگان های دریایی و هوایی خود را به صحنه خواهند فرستاد. تیم عملیات ویژه شامل فرمانده تیم افسر اطلاعات افسر مخابرات و 4 نفر تکاوران زبده دریایی در شامگاه مورخه ۶ آذرماه ١٣۵٩ توسط بالگرد بر روی سکوی البکر پیاده شده و بلافاصله با نیروهای مستقر بر روی سکو درگیر شدند. یک نفر از نیروهای دشمن مستقر بر روی سکو به همراه 9 نفر دیگر از آنان به اسارت نفرات تیم عملیات ویژه درآمدند . بقیه نفرات دشمن با جنگ و گریز به قسمت شمالی سکو گریخته و از آنجا توسط یک فروند شناور فرار کرده و به سکوی الامیه رفتند. نبرد قهرمانانه ناوچه پیکان پس از تسخیر سکو توسط تیم عملیات ویژه دو فروند ناوچه موشک انداز دشمن که در حال خروج از خورعبدالله بودند بر صفحه رادار ظاهر شدند ناوچه پیکان از سکو جدا و برای انهدام آنها به طرف شناورهای دشمن حرکت کرد. اولین ناوچه دشمن را با شلیک یک فروند موشک سطح به سطح منهدم و سپس به سوی ناوچه دوم تغییر جهت داد. ناوچه عراقی که شاهد انهدام ناوچه اول بود بلافاصله بازگشته و با سرعت زیاد از منطقه خارج و به داخل خورعبدالله گریخت . ناوچه قهرمان پیکان به طور مکرر با یگان های دشمن درگیر و تعدادی یگان شناور و هواپیمای جنگنده نیروهای خصم را منهدم نمود زیرا همان گونه که قبلا پیش بینی شده بود دشمن یگان های خود را یکی پس از دیگری برای مقابله با ناوچه پیکان بیرون می فرستاد. اما هماهنگی بین نیروهای دریایی و هوایی ارتش ج .ا.ا. موجب گردید که تعداد زیادی از هواپیماهای جنگنده و یگان های شناور دشمن دراین عملیات منهدم گردند. نیروی هوایی در عملیات مروارید همدوش نیروی دریایی حضوری چشمگیر و موثر داشت و چندین شناور دشمن را به قعر آبهای نیلگون خلیج فارس فرستاد (برای آگاهی از نقش نیروی هوایی در عملیات مروارید به این مقاله مراجعه کنید).
ناوچه پیکان علاوه بر درگیری مستقیم نیروهای دشمن با هدایت هواپیماهای تیزپرواز نیروی هوایی ارتش ج .ا.ا. بر روی واحدهای دشمن موجب انهدام تعداد دیگری از آنها شد. در ظهر روز هفتم آذر خاتمه عملیات توسط فرماندهی عملیات اعلام گردید. هدف قرار گرفتن پیکان براساس گشت هوایی انجام شده بر فراز منطقه نبرد آن منطقه خالی از یگان های دشمن اعلام و ناوچه قهرمان پیکان عازم بازگشت به پایگاه خود گردید. پس از طی چند مایل یک فروند ناوچه موشک انداز دشمن که در زیر سکوی الامیه مخفی شده بود از مخفی گاه خود خارج و سه فروند موشک پیاپی به طرف ناوچه پیکان شلیک می کند به دلیل مانور سریع ناوچه پیکان موشک اول به آن اصابت ننمود و در نزدیکی ناوچه در آب منفجر شد لیکن بلافاصله موشک دوم به پاشنه ناوچه اصابت و نیروی محرکه آن را از بین می برد. نتایج عملیات نتیجه این عملیات انهدام بخش اعظم توان دریایی رژیم بعثی و از بین رفتن تعداد زیادی از هواپیمای دشمن بود و موجب گردید سیادت دریایی ج .ا.ا. در خلیج فارس به طور کامل کسب و تا پایان جنگ استمرار یابد. دشمن بعثی که متوجه شد دیگر امکان مقابله با دلاورمردان نیروی دریایی ج .ا.ا. را از طریق یگان های سطحی خود ندارد تغییر تاکتیک داده و برای تهدید خطوط مواصلات دریایی جمهوری اسلامی ایران به استفاده از یگان های هوایی و موشک های هوا به سطح و ساحل به دریا روی آورد که ایثارگران نداجا در طول مدت دفاع مقدس دشمن را در استفاده از این روش نیز ناکام گذاردند. در طول عملیات غرورآفرین مروارید تعداد زیادی از نیروهای دریایی و هوایی کشور عراق به کلی منهدم گردیدند. خسارات و تلفات وارده به دشمن به شرح زیر می باشد : ناوچه موشک انداز اوزا :5 فروند تعدادی از نفرات و کارکنان دشمن مستقر در سکوها و شناورهای منهدم شده نیز به اسارت نیروهای خودی درآمد که به سرعت از منطقه عملیات تخلیه شدند. روایتی از عملیات مروارید از زبان امیر دریادار دوم ناصر سرنوشت
ما به طور داوطلبانه یک تیم ویژه هفت نفره که اکثراً هم دوره و هم درجه بودیم تشکیل دادیم. با استفاده از گشت هایی که با هلیکوپتر انجام دادیم، تمام اطلاعات مورد نظر را جمع آوری کردیم. طرح عملیاتی را نوشتیم و به تصویب رساندیم. در این عملیات شهید ناوسروان محمود کوشا نیز حضور داشت. ما بر روی سکوهای البکر و الامیه رفتیم تا آن ها را منهدم کنیم. خوشبختانه این کار را انجام دادیم و از هفت نفری که رفتیم دو نفر دیگر با ما برنگشتند و شهید شدند. در این عملیات غرورآفرین ما از تیزپروازان و دلیر مردان نیروی هوایی نیز کمک گرفتیم. نفوذ ما در این عملیات، در ساعت 14 روز پنجم آذر بود. ما نقطه کور نفوذ را پیدا کرده بودیم و مسیری که هلیکوپترهای عراقی می آمدند و گشت می زدند را شناسایی کردیم با هلیکوپتری که یکی از خلبانان آن ناوسروان حشمت معتمدی و یکی دیگر امیر حسین آشتیانی بود با همه تجهیزات به سکوها رفتیم. پس از ورود به سکو توانستیم با پرتاب یک گلوله آرپی جی توسط تکاوری که همراه ما بود به نام رحمن الفتی، مقر فرماندهی را که آنتن های مخابراتی را هم شامل می شد، مورد اصابت قرار دهیم و ارتباط سکو را قطع کنیم. بعد از ورود به اتاق فرماندهی تمام فرکانس های مخابراتی را از روی دستگاه ها یادداشت کردم و در نهایت بعد از در اختیار گرفتن کنترل سکو، آمادگی جهت پهلو گرفتن ناوچه پیکان که به عنوان پشتیبان ما بود، به مرکز فرماندهی اعلام کردیم. ناوچه پیکان در مسیر حرکت به سمت سکو با یک ناوچه عراقی درگیر می شود. بعد از انهدام ناوچه عراقی به ناوچه پیکان جهت پهلو گرفتن در قسمت جنوبی سکوی البکر موقعیت داده شد. در این زمان من که یک پرچم ایران به همراه داشتم از دکل مخابراتی بالا رفتم و پرچم ایران را در بالای سکو به اهتزاز در آوردم. در این زمان سکوی الامیه را که در فاصله حدود سه کیلومتری سکوی البکر قرار داشت دیدم و متوجه شدم که در کنار آن یک ناوچه دشمن پهلو گرفته است. همزمان هواپیمای نیروی هوایی به سکو نزدیک شده بود. به سرعت از سکو پایین آمدم و با ناوچه پیکان و با افسر نیروی هوایی که رابط عملیات در داخل ناوچه پیکان بود تماس گرفتم و مخفی شدن ناوچه دشمن در سکوی بالایی را اطلاع دادم که پس از آن با درگیری که انجام شد این ناوچه منهدم شد. روز بعد ناوچه دیگری آمد تا پشت این ناوچه منهدم شده پهلو بگیرد. این ناوچه ای بود که روز بعد ما را مورد اصابت قرار داد. در صبح روز دوم با روشن شدن هوا ناوسروان محمود کوشا در برج دیدبانی سکو بود که فریاد زد دود، موشک! به سمت خور عبدالله که نگاه کردیم موشک را دیدیم. این چهارمین موشک STYX بود که آن روز به سمت ما شلیک شده بود. بعد از آنکه من برای پناه گرفتن به بخش پایین سکو پریدم، اصابت موشک به زیر برج دیده بانی را دیدم! به سمت دیده بان دویدم خوشبختانه سلامت بود. این شخص داوطلبانه وارد تیم ویژه ما شده بود در لحظات آخر عملیات ما بعد از آنکه ناوچه پیکان مورد اصابت قرار گرفت، در اثر ورود یک ترکش به جمجمه سر دچار خونریزی مغزی شده بود. در آن لحظه روی دستان من بدون حرکت و شناور بود، با تلاش زیاد با اولین هلیکوپتر به بوشهر منتقل شد، اما متأسفانه در مسیر به شهادت رسید. پس از اصابت موشک به سکو درگیری ها آغاز شد در بالای سکو هواپیماها خودی و عراقی بودند. حوالی ظهر به ما اطلاع دادند که مرحله آخر عملیات را که شامل تخریب، انهدام و تخلیه است اجرا کنید. بعد از جمع آوری مدارکی که به لحاظ اطلاعاتی دارای اهمیت بود از سکو وارد ناوچه پیکان شدیم. علت این فرمان اطلاع یافتن از تصمیم عراق به باز پس گیری این سکو و ارسال دو ناو نیرو بر عراقی به همراه دو اژدر افکن به سمت ما بود. دو ناو نیروبر توسط هواپیماهای ما در مسیر آمدن به تأسیسات منهدم شد. بعد از فاصله گرفتن از دو سکوی منهدم شده در فاصله حدود 8 مایلی دو موشک به سمت ناوچه پیکان شلیک شد. مانور به موقع ناوسروان حفیظی باعث شد اولین موشک STYX در فاصله سه متری وارد آب شد. دومین موشک مسیر خود را با ناوچه اصلاح کرد و در کنار پاشنه در آب منفجر شد و تقریباً می توان گفت یک سوم ناوچه از بین رفت. ما سعی کردیم با استفاده از تیربار ام ژ3 موشک های بعدی را هدف قرار بدهیم و در لحظه آخر به آب بپریم. در این حین دو موشک بعدی شلیک شد که با انفجار موشک سوم و چهارم من در حال پریدن به داخل آب بودم که یک تکه از روکش توپ سینه به سمت راست صورت من پرت شد و من بیهوش به داخل آب پرت شدم. در اثر خنکی آب به هوش آمدم و احساس کردم کور شده ام. عمق آب در آن منطقه در حدود دوازده متر بود. به دلیل تجهیزات سنگینی که داشتم به زیر آب رفته بودم، با استفاده از آموزش های غواصی که در دوره زیردریایی دیده بودم پاهای خودم را باز کردم تا بدنم جهت بگیرد و با تمام تلاش خودم را به بالا رساندم. متوجه شدم چشم سمت چپ من بینایی خودش را حفظ کرده و از نوری که دیدم متوجه شدم زیر ناوچه هستم. به روی آب رسیدم و برخی از افرادی که توانسته بودند خود را نجات دهند، پیدا کردم. چون من جلیقه نجات نداشتم با استفاده از چاقویی که از سعید کیوان شکوهی گرفتم بندهای پوتین ام را که خیلی سنگین شده بود بریدم . وقتی شنا می-کردم متوجه شدم مجرای هر دو گوش من باز شده و از آن ها آب به درون معده ام وارد می شود. با جهت یابی که انجام دادم سعی کردم به سمت چراغ دریایی و در نهایت به سمت سکوی نوروز حرکت کنیم. بقیه نیروها را فرماندهی کردم. با ذکر یا علی (ع) و مدد از وی و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) با قیمانده نفرات را که بیش از 13 نفر بودند، تشویق به شنا و حرکت بطرف اولین بویه1 نمودم. در نزدیکی چراغ دریایی هلیکوپترها آمدند. در حین بالا فرستادن مجروحان و نفرات، میگ عراقی وارد صحنه شد، از شدت حملات هوایی هر دو نفری که با یک هلیکوپتر اعزام می شدند، هلیکوپترها به دلیل تهدید راکت و موشک های میگ های عراقی مجبور به ترک منطقه می شدند. آخرین هلیکوپتر به دلیل تشدید حملات و غروب آفتاب منطقه را ترک نمود و همه نیروها بجز من و یک اسیر عراقی که یک افسر دریایی تحصیل کرده انگلیس بود ماندیم. در خلال شب تصمیم گرفتم همراه اسیر عراقی شنا کنان به پشت ادامه مسیر بدهم، به دلیل وجود خطر حمله کوسه و سرمای شدید برای بیدار نگه داشتن خودم مجبور بودم به طور مداوم شنا کنم. در مسیر با اسیر عراقی هم صحبت می کردم و در نهایت در غروب روز بعد به لطف خدا توسط هلیکوپتر گشتی نجات پیدا کردیم. هیچگاه نواخت تیر شهید ناو سروان حسین حفیظی را فراموش نمی کنم. نواخت تیر این افسر سه گلوله بود. یک گلوله بالای هدف، یک گلوله تصحیح هدف و یک گلوله روی هدف. دشمن همیشه می دانست، زمانیکه سه گلوله در حال آمدن است، باید شناور خود را ترک کند. در جایی این واحد موشک انداز، واحد دشمن را در کانال خورموسی ردگیری و تعقیب می کرد بعد از آنکه نفرات دشمن به آب می پریدند، واحد رو منهدم می کرد و جالب اینکه بعد از انهدام واحد، نفرات دشمن را جمع و از غرق شدن آن ها جلوگیری می کرد. این شجاعت و ایثارگری در وجود تمام اعضای این ناوچه به حدی رسیده بود که زبانزد عام و خاص شده بود. وقتی که این ناوچه در عملیاتش موفق ظاهر شد، دو ماه بیشتر از جنگ نگذشته بود. زمانی ناوچه پیکان مورد اصابت قرار گرفتن بقیه ناوچه ها بلا استثناء تبدیل شدند به P22 و رقم آخر خود را رنگ آمیزی کردند. در عکس های زمان جنگ اگر دقت شود این مسئله مشخص است. دشمن هر جا وارد می شد، یک ناوچه موشک انداز پیکان را در آنجا آماده می دید، و پیکان بود که جاوید شد. ________________________________________________________ منابع: گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir
کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران ،کلمات کلیدی: عملیات مروارید ،کلمات کلیدی: نیروی هوایی ایران ،کلمات کلیدی: ناوچه پیکان
|
|
| حماسه بایندر، می میرم تا ایران بماند |
| ساعت ٩:۱۸ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤ |
|
بر صفحات تاریخ ایران زمین نام دلاوران بسیار نقش بسته است. مردان از جان گذشته ای که جان بر سر دفاع از کیان ایران گذاشتند. دریابان غلامعلی بایندر از این جمله است. او به عنوان اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران، در هیاهوی شهریور ١٣٢٠ تسلیم در برابر دشمن متجاوز انگلیسی را تاب نیاورد. مردانه ایستاد و جان بر سر آرمان خویش نهاد. همچنان که در پست پیشین وبلاگ (حماسه نیروی دریایی در شهریور ١٣٢٠)گفتیم در آخرین ساعات شب دوم شهریور 1320 سفیران روس و انگلیس به دولت ایران اطلاع دادند به خاطر عدم توجه رضاخان به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش 2 کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. این تصمیم در حالی گرفته شد که آلمان و متحدانش (اسپانیا و ایتالیا) وضعیت ناگواری را برای ارتش متفقین در اروپا فراهم کرده بودند و تنها راه رهایی از این شرایط، عبور از ایران بود. به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال کشتیهای روسی با خشونت بندر انزلی را به توپ بستند و باعث کشتهشدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. در جنوب هم مقاومت دلیرانهای در بندر خرمشهر که پایگاه نیروی دریایی ایران به سرپرستی دریادار غلامعلی بایندر بود، صورت گرفت که در همان ساعات اولیه بسیاری از افسران جان باختند. در اینجا نگاهی می اندازیم به زندگی و نحوه شهادت دریابان بایندر.
زندگی نامه شهید دریابان غلامعلی بایندر شهید غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علیاکبر بایندر (پدر 3 شهید) از تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود که سال 1277خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. وی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و سال1299 از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستواندومی فارغالتحصیل شد. پس از دریافت اولین نشان نظامی خود در اردوکشی مازندران، به خاطر شرکت در جنگ با «سیمیتقو» و ابراز شجاعت و نبرد با نیروهای متجاوز روسیه (در شمال کشور) به دریافت نشان ذوالفقار که بالاترین نشان ارتش بود، مفتخر شد. سپس خرداد 1302به فرانسه اعزام شد و تا سال 1307، طی مدت 5 سال، دورههای دانشکده توپخانه «پوآتیه» و دانشکده تکمیلی«مونتن بلو» و دانشگاه جنگ فرانسه را با موفقیت طی و به کشور مراجعت کرد. سال 1310 و در شرایطی که با درجه سرگردی مسوولیت فرماندهی هنگ توپخانه لشکر یک مرکز را عهدهدار بود، برای تشکیل نیروی دریایی ایران به همراه یک گروه 200 نفری جهت آموزش به ایتالیا عزیمت و پس از خاتمه آموزش به همراه ناوهای خریداری شده جدید به کشور مراجعت و نیروی دریایی نوین ایران را در آبهای گرم خلیج همیشه فارس، عملیاتی کرد. وی پس از بازگشت به ایران در 1310شمسی به سمت کفیل فرماندهى نیروی دریایى جنوب منصوب و عازم آنجا شد. حضور بایندر در این منصب برای پاسداری از حریم مرزهای آبی ایران بخصوص اروندرود اهمیت زیادی داشت. اروندرود در مقاطع زیادی از تاریخ، کانون اختلافات بین ایران با همسایگان غربی بود. براساس آخرین قرارداد منعقده بین ایران و پادشاهی عثمانی (قبل از استقلال عراق) مربوط به پروتکل 1292 هجری شمسی(مطابق با 1913 میلادی) و تحدید حدود 1914 میلادی بود که طی آن برای نخستین بار اروندرود، از دهانه آن و به طول 81 کیلومتر به دولت عثمانی واگذار و ورود اتباع ایرانی به اروندرود به منزله ورود به خاک عثمانی تلقی میشد تا این که دولت ایران پس از استقلال عراق و به رسمیت شناختن دولت آن کشور، طی یادداشتی به جامعه بینالملل و دولت عراق اعلام کرد که قراردادهای منعقده با دولت عثمانی از نظر ایران فاقد اعتبار است. متعاقب این اعلام نظر روابط 2 کشور رو به تیرگی گذاشت و مذاکرات فیمابین آغاز شد. دولت انگلیس که نقش عمدهای در استقلال عراق داشت به منظور تأمین منافع گوناگون خود در هند و تسلط بر خلیج فارس، با گماردن یک افسر انگلیسی به سمت رئیس بندر بصره و ایجاد زمینه حضور وی در جلسات متشکله بین 2 دولت ایران و عراق، عملا با دستیابی ایران به امتیاز حاکمیت مشترک در اروندرود مخالفت کرد که نتیجه آن صدور عهدنامه جدیدی در سیزدهم تیر ماه 1316 (مطابق با 1937 میلادی) بین ایران و عراق بود. در عهدنامه اخیر که باز هم با نفوذ استعمارگرانه انگلیس تدوین شده بود، خط تالوگ (خط عمیق رودخانه) در بخش کوچکی از مسیر اروندرود بهعنوان مرز مشترک معین شده و بقیه خط مرزی در حد کمعمق ساحل ایران منظور و مقرر شد که ظرف مدت یک سال قراردادی جهت تشکیل اداره مشترک اروندرود تنظیم و به امضای طرفین برسد. رضاخان پس از پذیرش عهدنامه و بدان جهت که در قرارداد اخیرالذکر امتیازات بیشتری از دست ندهد طی حکمی فرمانده وقت نیروی دریایی (ناخدایکم غلامعلی بایندر) را به عنوان نماینده دولت ایران در امور دریایی، به وزارت امور خارجه معرفی کرد. از ماموریتهای مهم بایندر در این منصب سفر به جزیره تنب همراه گروهى از افراد نیروی دریایى در سال 1313شمسی بود. او ضمن بازدید از آنجا رسما به مقامات نیروی دریایى انگلیس، مستقر در تنب اعلام کرد که این جزیره بخشى از ایران است؛ وی با این کار موجبات نگرانى و اعتراض وزارت خارجه بریتانیا را فراهم آورد. در سال 1312 به دستور غلامعلی بایندر فرماندهی نیروی دریایی ایران ناو پلنگ به بندر باسعیدوی جزیره قشم رفته و با پایین آوردن پرچم انگلیس، پرچم ایران را در این بندر به اهتزاز درمیآورد. این اقدام، هیجان گستردهای در بحرین و ساحل جنوبی خلیج فارس ایجاد میکند، اما انگلیسها نیز ساکت نمینشینند و اعتراضات گسترده و پیاپی را علیه دولت ایران اقامه میکنند. در این میان، رضاشاه و ارکان حرب کل قشون نیز به سرزنش بایندر میپردازند و وی را به دلیل اقدام ابتکاریاش در اخراج انگلیسیها تخطئه میکنند. انگلیسیها نیز از فرصت استفاده کرده و ضمن بازگشت به باسعیدو، تبلیغات زیادی علیه نیروی دریایی ایران راه میاندازند. با این حال مقاومت دستگاه سیاست خارجی ایران منجر به خروج انگلیسیها از باسعیدو میشود ولی با تاکیدات رضاشاه، بایندر از ادامه سیاست اعتراضی نسبت به انگلیسیها دست برمیدارد. به این ترتیب با وجود آزادی باسعیدو، بخش دیگری از خاک ایران یعنی بحرین کماکان در اشغال نظامی انگلیس باقی مانده و بایندر موفق به تداوم سیاستهای خویش نمیشود. غلامعلی بایندر در سال 1315 در مقام اولین فرمانده نیروی دریایی نوین ایران به درجه ناخدایکمی (سرهنگی) نایل آمد و در سال 1319 به درجه دریاداری (سرتیپی) رسید و برابر مقرارت ارتش، از تاریخ یک روز قبل از شهادت به درجه دریابانی (سرلشکری) نایل شد. غلامعلی بایندر فرزند خانوادهای بود که دارای 5 فرزند پسر بودند. برادر بزرگتر وی به نام غلامحسین بایندر که او هم از افسران تحصیلکرده نیروی دریایی بود، 11 سال پس از شهادت غلامعلی در سمت سومین فرمانده نیروی دریایی ایران منصوب شد. 3 برادر کوچکتر شهید دریابان غلامعلی بایندر که آنها هم از افسران برجسته ارتش ایران بودند به ترتیب عبارت بودند از: سرتیپ مهندس نصرالله بایندر (پسر سوم خانواده)، شهید سرهنگ هوایی اسدالله بایندر (پسر چهارم خانواده) و شهید ناوسروان مهندس دریایی یدالله بایندر (پسر پنجم خانواده)
چگونگی شهادت دریابان بایندر شهید بایندر که 48 ساعت قبل از شهادت علاوه بر مسوولیت فرماندهی نیروی دریایی، به سمت فرماندهی کل منطقه جنوب خوزستان نیز منصوب شده بود و تیپ مستقل مرزی را تحت امر داشت در ساعت 4 بامداد سوم شهریور 1320، با شنیدن صدای انفجار، با سرعت از منزل خارج و با استفاده از قایق موتوری و زیر آتش مسلسل نیروهای مهاجم انگلیسی، خود را به مقر فرماندهی رسانده و پس از صدور دستورات لازم به افسران ستاد و فرماندهان، به تلگرافخانه رفته و گزارش وقایع و هجوم نیروهای انگلیسی را به تهران و اهواز مخابره میکند. آنگاه با حضور در قرارگاه گردان مرزی، عدهای را مامور مقاومت در برابر مهاجمین کرده و خود که مسلح به یک قبضه تفنگ برنو بود به اتفاق سروان ولیالله مکرینژاد که معاون فرمانده گردان یکم هنگ 8 توپخانه بود با اتومبیل و از راه خشکی عازم خرمشهر شد، تا ستاد فرماندهی عملیات را در منطقه حفار(که از لحاظ نظامی موقعیت مناسبی داشت و بیش از 2 قبضه توپ 105م.م و گروهی سرباز در آنجا مستقر بودند) تشکیل دهد. اما چند دقیقه بعد از حرکت، با نیروهای موتوریزه مهاجمین انگلیسی مواجه و در حین مقاومت و جنگ و گریز با آنان در شرایطی که تلاش میکردند تا با استفاده از پستی و بلندیهای منطقه، خود را به نهر جاسبی برسانند با رگبار مسلسل متجاوزان انگلیسی در حوالی پاسگاهی نزدیک بیسیم خرمشهر به شهادت رسیدند. بایندر در روزگار نوجوانى دارای علایق ملى و سیاسى بود. از این رو، زمانى که در مدرسه نظام مشیرالدوله تحصیل مىکرد، داخل فعالیتهای سیاسى شد و همراه با چند تن از همکارانش چون عبدالله هدایت (بعدا ارتشبد) و رزم آرا (بعدا سپهبد و نخستوزیر) به عضویت حزب سوسیال دموکرات درآمد. دریادار بایندر با توجه به اقامت چند ساله در کشورهای اروپایى به زبانهای انگلیسى، فرانسه، ایتالیایى و ترکى تسلط داشت و به این زبانها به خوبى تکلم مىکرد. وی مردی اهل مطالعه و تحقیق و نویسنده بود. در ایام اقامتش در جنوب به تحقیقات و مطالعات قابل توجهى درباره خلیج فارس دست زد که نتایج برخى از آنها را بعدا منتشر کرد. آثار مکتوب بایندر عبارتند: 1. نقشه خلیج فارس (تهران، 1310ش)؛ 2. خلیج فارس (خرمشهر، 1317ش)، 3. جغرافیای خلیج فارس (تهران، 1319ش)، 4. اصول دریانوردی؛ 5. آییننامههای توپخانه در 6 جلد، 6. راهنمای ناوی، 7. مقالاتى در مجله ارتش، 8. دستور تیر توپخانه سبک، 9. آییننامه مشق پای توپ کوهستانى. مقاومت جدی دیگر ارتش ایران در شمال صورت گرفت. در آن زمان، ناوسروان یدالله بایندر مسوولیت کفالت فرماندهى نیروی دریایى در دریای خزر را به عهده داشت. در سال 1320 به واسطه اسناد به دست آمده از جاسوسان روسیه در ارتش ایران، متوجه میشود که نیروهای روسیه قصد دارند با بهرهگیری از درگیری جنوب ایران و تخلیه نیروهای نظامی شمال، به ایران حمله کرده و شهرهای شمالی را متصرف شوند. او درصدد دفاع برمیآید. وی ابتدا از ستاد فرماندهی در تهران کسب تکلیف میکند. اما با وجود پاسخ مخابره شده مبنی بر پرهیز از درگیری به علت کمبود نیرو و عدم توان مقابله، یکتنه تدابیری دفاعی را اتخاذ میکند. بایندر معتقد بود «مملکت به دست یک مشت بزدل اداره می شود و اجازه نخواهد داد تاریخ از او به عنوان یک خیانتکار یاد کند». وی به همراه ناویهای جوان با دست خالی، وقتی ستاد نیروی دریایی رشت از فرماندهان فراری خالی شده بود، جلوی بمبافکنهای دشمن سینه سپر کردند و از شهر و میهنشان دفاع کردند. او با تنها ناو جنگی که در بندر انزلی وجود داشت بعد از 3 روز نبرد طاقتفرسا راه نفوذ از طریق دریا را روی ارتش شوروی مسدود کرد. سرانجام بعد از 3 روز مقاومت توسط هواپیماهای ارتش شوروی هدف قرار گرفت. مزار وی در بندر انزلی در محوطه گمرک بندر انزلی است. بخشی از متن وصیتنامه شهید دریابان غلامعلی بایندر تو ای ایرانی، که در این سرزمین پهناور زیست می کنی و خلیج فارس را تنها به این انگیزه که بخشی از وطن توست دوست می داری. ای هموطن که کرانه های سوزان خلیج فارس زادگاه توست و این ژرفای زندگیبخش، مرواریدهایش را نثار تو می سازد تا مزد تلاشت را از کام کوسه ها به درآری و ماهیانش را هدیه فرزندانت، تا قوت آنان را تامین کنی و تو که فرسنگ ها دورتر از این دریای ایرانی، خلیج فارس را تنها از روی نقشه جغرافیا می شناسی. آیا هرگز با خود اندیشیدهای که این آب تلخ و شور پهناور، بهترین پاسدار تاریخ تو، شرف تو و ملیت توست؟ تو ای ایرانی که در گوشهای از این آب و خاک به سر می بری و به فرهنگ و تمدن اسلامی خویش می بالی و افتخار می کنی؛ هیچ میدانی که همین دریا، زاده فرهنگ و تاریخ و تمدن تو بوده است؟ تو ای ایرانی که در دامنه مفرح کوهستانها، در کرانه های فیروزفام دریای مازندران، در دشتهای گسترده داخل کشور زندگی می کنی و در سایه درختانش آرامش می یابی، در باغهای مصفایش روح خود را صفا می بخشی و با تماشای طبیعت زیبا و دلانگیز آن غرق در لذت می شوی... و همه شما که در هر منطقه، از مواهب این سرزمین برخوردارید و آنچنان به دهکده و یا شهرستان زادگاه خود دل بستهاید که حتی به هنگام ضرورت نیز به زحمت قادر به ترک آن هستید؛ هیچ می دانید که اگر روزگاری، که هرگز چنان روزی مباد، ایران این مرز دریایی خود را از دست بدهد و یا نیروی لازم برای پاسداری از آبهای آن نداشته باشد، همه ما چون پرندهای اسیر در قفس زادگاهمان زندانی خواهیم شد. تو ای ایرانی، همواره به یاد داشته باش که اگر چنان روزی فرارسد، همه شیرینی های زندگی در کامت شرنگ خواهد شد. در قفس سرزمین خود آنقدر محبوس می مانی تا ناگزیر همه دسترنج سالیانهات، همه آنچه را که با تحمل تلخی ها و مشقات بسیار فراچنگ آورده ای، همه دار و ندارت را به کمترین بها از دست می دهی و آنچه را که مورد نیاز توست، به بهای جان به دست آوری. پس هرگاه که به این مرز سوزان و آذرخیز می نگری، یا بر آبهای تلخ و شورش گذر داری یا درباره آن سخنی می شنوی نخست بهیاد آور که این آذر برای آن است که در جان دشمنان ایران درگیرد و این تلخی و شوری برای فروبردن درکام آنان است. اگر می خواهی سرزمین آباییت، بزرگ و سربلند بماند و تو که فرزند و زاده این سرزمینی از این سربلندی ببالی و افتخار کنی، اگر می خواهی که شایسته نام ایران و قوم ایرانی باشی، نخست این مایه زندگی خود را پاسدار باش، این مرز محافظ را نیرو بخش و آن را چنان که به میراث بردهای به دست آیندگان بسپار.
به روان پاک آن مرد دلیر، شهید دریابان غلامعلی بایندر و تمام شهدای نیروی دریایی درود می فرستیم. _________________________________________________________ منابع: 1ـ دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، جلد 11 2ـ نقش نیروی دریایی و بایندر در اخراج انگلیسیها از هنگام و باسعیدو ، نوشته محمدعلی بهمنی قاجار، فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 27، زمستان 88 3ـ در هنگامه شهریور هزار و سیصد و بیست، بیگانگان با ما چه کردند، سیدمحمدرضا سلامیپور، روزنامه اطلاعات، 21/6/85 برگرفته از jamejamonline.ir تنظیم و ویرایش: newcoy.persianblog.ir |
|
| حماسه نیروی دریایی ایران در شهریور 1320 |
| ساعت ٩:٠٦ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤ |
|
حماسه ناوچه قهرمان پیکان در آذر ١٣۵٩برگ زرینی در کارنامه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی است، اما با نگاهی به گذشته های کمی دورتر از جنگ ایران و عراق، حماسه به یاد ماندنی دیگری از نیروی دریایی ایران در خلیج فارس به سال 1320 در خاطره ها نقش می بندند. حماسه ای که نیروی دریایی ارتش برای دفاع از کیان ایران زمین در برابر تجاوز انگلیسیها از خود به جای گذاشت. به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال کشتیهای روسی با خشونت بندر انزلی را به توپ بستند و باعث کشتهشدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. در جنوب هم مقاومت دلیرانهای در بندر خرمشهر که پایگاه نیروی دریایی ایران به سرپرستی دریادار غلامعلی بایندر بود، صورت گرفت که در همان ساعات اولیه بسیاری از افسران جان باختند. 1) ستاد نیروی دریایی جنوب در خرمشهر، در ساعت 20 روز 22 /2 /1320 به ناو انگلیسی اخطار می کند از لنگرگاه خسروآباد آبادان در دهانه اروندرود بیرون برود. فرمانده کشتی انگلیسی آنجا را از آبهای عراق می داند که تحت حاکمیت انگلیس است و همانجا می ماند. آن کشتی تا پایان مرداد 1320 چند بار در گستره اروندرود گشت داشته و گزارش فراهم می کرده است. 2) رزم ناو انگلیسی روز 24 /2 /1320 روبروی نهر اشوشان در 9 کیلومتری شمال باختری قصبه آبادان لنگر انداخت و چندین روز در آنجا ماند و بی اعتنا به اخطارهای نیروی دریایی ایران به حضور اشغال گرانه اش ادامه داد. 3) ناو پلنگ به فرماندهی ناخدا حسن میلانیان، برای پاسداری از پالایشگاه آبادان در کنار یکی از اسکله ها پهلو گرفته بود. در روز یکشنبه 2 /6 /1320 یک نفتکش انگلیسی در بندر آبادان پهلو گرفت و اندکی پس از آن یک ناو انگلیسی در آبهای آبادان لنگر انداخت. ناخدا میلانیان به روش انسانی و آیین بین المللی دریایی، به دیدار فرمانده ناو انگلیسی رفت. فرمانده انگلیسی برابر آیین دریایی می بایست همان روز به دیدار فرمانده ایرانی می رفت، ولی پوزش خواسته و دیدار را به فردا انداخت. ناخدا میلانیان بر حسب حس انسان دوستی و محافظت از میهمان٬ شب را تا بامداد بیدار مانده و از نفتکشهای انگلیسی مراقبت نمود. بامداد روز دوشنبه 3 /6 /1320 ناو انگلیسی با پشتیبانی توپهای پنهان شده در کشتی نفتکش، ناو ایرانی پلنگ را به توپ بست ٬ آن را غرق کرد و در کمال ناباوری ناخدا میلانیان و تنی چند تن از ارتشیان ایران را به شهادت رساند. این بود پاداش انگلیسیها به نگهبانی شبانه ناوهای ایرانی و افسران نیروی دریایی. 4) دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، روز یکشنبه 2 /6 /1320 در بازگشت از آبادان با گلوله های ناو انگلیسی روبرو شد. ناوچه های ایرانی غافلگیر شده و غرق شدند و گروه زیادی از افسران به شهادت رسیدند. 5) روز یکشنبه 2 /6 /1320 ناو انگلیسی یارا به فرماندهی یک دریا سالار انگلیسی، از دهانه کارون به سوی بصره به راه افتاد. هنگام گذر از برابر ساختمان نیروی دریایی جنوب در خرمشهر، آیین احترام از سوی نیروی دریایی ایران از ناو ایرانی ببر انجام شد. ناو انگلیسی پس از نزدیک شدن ناگهان ناو ایرانی ببر را زیر آتش گرفت. افسران، ملوانان و مهناوی ها، غافلگیر شده و پیش از پدافند، گلوله باران شدند و به شهادت رسیدند. ناو ببر غرق شد. کرانه های دو سوی کارون به توپ بسته شد، تاسیسات نیروی دریایی و ساختمانهای بسیار در خرمشهر آسیب فراوان دید. انگلیسیها با 16 ناو انگلیسی و استرالیایی حمله کرده و سه کشتی آلمانی را سالم به چنگ آوردند و 2 کشتی آلمان و 3 کشتی ایتالیایی را منفجر کردند. ناوهای ایرانی، هنگام پدافند از کشتیهای پناهنده، غافلگیر شده به چنگ انگلیسیها افتادند. شماری از نیروها شهید و برخی زخمی شدند و پس از جنگ و گریزی چند ساعته، نیروهای انگلیسی در بندر پیاده شدند. بدین سان، از بامداد روز یکشنبه 2 /6 /1320 تا شامگاه روز دوشنبه 3 /6 /1320 نیروی دریایی جنوب ایران، صدمه فراوان دید. ناوهای فرماندهی ببر و پلنگ و ناوچه های پشتیبانی آنها غرق شدند. ناوهای فرماندهی سیمرغ و شهباز به دست دشمن افتاد و ویرانی های بسیار به بار آمد. نزدیک به 650 ناوی در آبادان، خرمشهر و بندر شاهپور پیشین، شهید و شماری زخمی شدند. زیان های وارده به خرمشهر بیش از 2 بندر دیگر بود، زیرا کارون، گذرگاه اروندرود و ستاد نیروی دریایی، در بافت شهری و درمیان ساختمانها و ادارات و محل زندگی و کار مردم جای داشت. ناویهای پایگاه دریایی خرمشهر بیشترین آسیب را دیدند. در این بین دریابان غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، علی رغم دستور عقب نشینی از خلیج فارس و خوزستان، تا آخرین لحظه مردانه ایستاد و برای دفاع از کشورش به شهادت رسید. زندگی نامه و شرح شهادت این سرباز رشید وطن را در پست بعدی همین وبلاگ بخوانید. _________________________________________________________ منبع: persiangulfstudies.com |
|
| هواپیمای فوکر F27 (فرندشیپ) |
| ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٩ |
|
چند روز قبل خبری توسط خبرگزاریها منتشر شد که حاکی از تصویربرداری یک فروند هواپیمای F-27 نیروی دریایی ایران از ناو هواپیمابر آیزنهاور آمریکا بود. بنا بر گزارش جام جم آنلاین، امیر دریادار سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش در حاشیه نشست خبری صبح سهشنبه (١۴ اردیبهشت ١٣٨٩) با تائید پرواز یک هواپیمای ارتش بر فراز ناو هواپیمابر آمریکا(آیزنهاور) گفت: "ناوهای آمریکایی در محدوده آبهای آزاد در دریای عمان تردد میکنند و نیروی دریایی ارتش نیز بنا بر ماموریت خود، حق شناسایی شناورهای تردد کننده در منطقه را دارد." با توجه به این خبر، وبلاگ "هوانورد" بر آن شد تا اطلاعاتی در خصوص هواپیمای F27 (فرندشیپ) در اختیار مخاطبان عزیز قرار دهد.
هواپیمای توربوپراپ F-27 Friendship محصول شرکت هواپیماسازی فوکر هلند است که حدود ۴٠ کشور از جمله ایران از کاربران آن محسوب می شوند. طراحی و توسعه
انواع
مشخصات خدمه: دو یا سه نفر ظرفیت: ۵٢ تا ۵۶ نفر مسافر طول: ٠۶/٢۵ متر طول دهنه بال: ٢٩ متر ارتفاع: ٧٢/٨ متر سطح بال: ٠٧/٧٠ متر مربع وزن خالی: ١١٢٠۴ کیلوگرم بیشینه وزن برخاست: ١٩٧٧٣ کیلوگرم پیشرانه: دو موتور توربوپراپ رولز رویس Dart Mk.532-7 (هر یک با قدرت ١۶٧٨ کیلو وات) سرعت کروز: ۵١٨ کیلومتر در ساعت برد: ١٨٢۶ کیلومتر نرخ صعود: ٣٧/٧ متر بر ثانیه
کاربران فرندشیپ در ایران: ١- نیروی زمینی (هوانیروز)
٢- نیروی هوایی
٣- نیروی دریایی
_____________________________________________________________ منبع: aerospacetalk.ir گردآوری و تنظیم: newcoy.persianblog.ir (کاوه)
کلمات کلیدی: هواپیما ،کلمات کلیدی: نیروی هوایی ایران ،کلمات کلیدی: هوانیروز ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
|
|
| زیردریایی تهاجمی روسی کلاس کیلو |
| ساعت ٦:٢٧ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۳ |
|
تاریخچه زیر دریایی روسی کلاس"کیلو" به وسیله دفتر طراحیهای دریایی روبین واقع در "سن پترزبورگ" طراحی و نخستین بار در اوایل دهه 1980 میلادی وارد خدمت شد. پس از تولید اولیه، در مراحل بعدی انواع زیادی از این نوع زیر دریایی توسط روس ها تولید شد و آخرین نوع تولید شده این زیردریایی، 877EKM و نوع 636 است که در کارخانه کشتیسازی "آدمیرالتی" در سن پترزبورگ ساخته شدند.
_________________________________________________________ منبع: centralclubs.com
کلمات کلیدی: نیروی دریایی ،کلمات کلیدی: زیردریایی ،کلمات کلیدی: اژدر ،کلمات کلیدی: نیروی دریایی ایران
|
|
| ناوشکن جماران، محصول خودباوری ایرانی |
| ساعت ۸:۳٦ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۳ |
|
ناوچه 1400 تنی موسوم به جماران که در گذشته از آن بعنوان " پروژه موج " یاد می شد، سیزده سال پس از آغاز عملیات ساخت آن، سرانجام در پایگاه نیروی دریایی بندرعباس با حضور آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی مورد بهره برداری قرار گرفت. نیروی دریایی ایران در آب های جنوب با قدرت بی رقیب نیروی دریایی آمریکا روبرو است که همواره از سوی شناور های جنگی کشور های عضو ناتو و دیگر هم پیمانان آمریکا مانند اسرائیل و استرالیا تقویت می شود. عملیاتی شدن ناوچه جماران که جمهوری اسلامی از آن بعنوان " ناو شکن " یاد می کند، در حالی صورت گرفت که دو فروند کشتی جنگی اسرائیل که به تازگی وارد آب های خلیج فارس شده اند و یک فروند کشتی نظامی آمریکا در نزدیکی آب های ایران در حوالی بندرعباس بسر می بردند. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین دارای پایگاه مجهز و بزرگی است. هم اکنون چند فروند کشتی مین روب نیروی دریایی بریتانیا و چند فروند شناور جنگی فرانسه نیز در آب های خلیج فارس در کنار کشتی های ناوگان پنجم بسر می برند. سال گذشته آمریکا سه ناو هواپیما بر را در محوطه خلیج فارس قرار داده بود. به منظور اعمال کنترل بر تنگه هرمز و حفاظت از تردد کشتی های نفت کش و همچنین حفظ امنیت منطقه، آمریکا طی سال های اخیر با اعزام چهار ناو هواپیما بر "آبراهام لینکلن "، "استینسن "، "آیزنهاور" و "اینتر پرایز" به آب های خلیج فارس و دریای عمان، قدرت هوایی بزرگی را در منطقه متمرکز نموده است. ناوهای یاد شده مطابق برنامه پس از پایان مأموریت ادواری آب های خلیج فارس را ترک و همزمان از سوی ناوهای دیگر آمریکایی جایگزین می شوند. کشورهای جنوبی خلیج فارس، فاقد نیروی دریایی قدرتمند در آب های منطقه اند و بجای گسترش نیروی دریایی، تقویت و تجهیز نیروی هوایی خود را مورد توجه بیشتری قرار داده اند. تا سال های قبل از انقلاب نیروی دریایی ایران قدرتمند ترین نیرو در آب های خلیج فارس محسوب می شد. با سفارش هشت فروند زیر دریایی به آلمان، خرید دو فروند ناوشکن مدرن نوع اسپرانس از آمریکا، ایران در صدد بود که شعاع علایق امنیت منطقه ای خود را با استفاده از یک نیرویی دریایی قدرتمند و جوان تا آب های اقیانوس هند و شاخ آفریقا گسترش دهد. به این منظور تسهیلات بندری در سیشل و جیبوتی نیز برای ایران پیش بینی شده بود. نیروی دریایی ایران طی جنگ هشت ساله با عراق متحمل لطمات جدی شد و در دو رویارویی با آمریکا بخش قابل ملاحظه ای از ظرفیت های خود را از دست داد. بعد از پایان جنگ با عراق، ایران قصد داشت در صورت امکان به خرید چند ناوچه از بریتانیا اقدام کند. این تلاش به دلیل وجود تحریم های نظامی علیه ایران به نتیجه نرسید و حتی روسیه نیز در آن زمان پیشنهاد اولیه ایران برای خرید دو ناو شکن را رد کرد.
پیش از تکمیل ناو جماران، تولید ناوچه های سبک پس از برخورد یک ناو آموزشی ایران، موسوم به حمزه (که به علت نداشتن سایر تجهیزات دریایی مسئولیت گشت زنی در آب های ساحلی خزر را بر عهده گرفته بود) با یک شناور جنگی جمهوری آذربایجان که وارد آب های ایران در دریای خزر شده بود، آغاز شد. تا کنون دو فروند ناوچه سبک ( 275 تنی ) موسوم به جوشن و پیکان ساخته شده اند. این ناوچه ها به توپ های دریایی نوع فجر تولید داخلی مجهز و از قابلیت عملیاتی مناسبی بر خوردارند. علاوه بر افزودن به تعداد ناوچه های سبک از نوع جوشن، بکار گرفتن زیر دریایی های سبک ساخت ایران نیز در آب های خزر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به شرایط آب های خزر، زیر دریایی های سبک ساخت ایران که با الگوبرداری از تکنولوژی کره شمالی تولید می شوند برای استفاده در این دریا مناسب هستند. ناو سنگین تر موسوم به جماران که در جنوب بکار گرفته شده بر اساس ناوهای نوع سام ساخت بریتانیا تولید شده است. البته در تولید آن نسبت به نمونه بریتانیایی تغییرات اندکی نیز صورت گرفته که مکان نشستن یک فروند هلیکوپتر از جمله این تغییرات است. نصب موشک ضد کشتی "نور" ساخت ایران با برد حدود 200 کیلومتر که از نوع موشک های ساخت چین موسوم به سی-803 است به قابلیت این ناو افزوده است. این نوع ناوچه ها را در ایران کلاس الوند نام داده اند. از این نوع شناورها، ایران پیش از انقلاب 4 فروند از بریتانیا خریداری کرده بود که سه فروند آنها با سن بیش از چهل سال همچنان در آب های جنوب فعال اند. یک فروند دیگر موسوم به ناو سهند در سال پیش از پایان جنگ با عراق و در اوج جنگ نفتکش ها در خلیج فارس پس از برخورد یک فروند نفتکش کویتی که با پرچم آمریکا در آب های خلیج فارس در تردد بود با مین دریایی که ایران متهم به کار گذاشتن آن بود، توسط ناوگان پنجم آمریکا و بعنوان یک اقدام تلافی جویانه غرق شد. پیش از آن نیروی دریایی آمریکا یک ناوچه سبک ایران را نیز در نزدیکی بوشهر غرق کرد بود. ناو جنگی سهند در نتیجۀ اصابت 9 موشک در آب های خلیج فارس غرق شد. ناو دیگر ایران موسوم به سبلان نیز در این برخورد دریایی آسیب فراوان دید و تا سال 1990 در دست تعمیر بود.
نقص عمده ناوهای کلاس الوند، که ناو جنگی جماران نیز از آن مصون نمانده، فقدان قابلیت کافی دفاع موشکی برای حفاظت از خود است. اگرچه در ناوهای کلاس الوند و ناو جماران موشک های ضد کشتی نصب شده ولی دفاع از کشتی در مقابل هجوم هوایی، ظاهراً به موشک های دوش پرتاب نوع میثاق که کپی موشک های ضد هوایی ساخت روسیه موسوم به سام 7 است محدود مانده.
ایران بعد از جنگ با عراق، علاوه بر سه فروند زیر دریایی کیلو کلاس، 10 فروند شناور سبک نوع هودانگ چینی نیز که با استفاده از تکنولوژی مدل های روسی موسوم به اوزا ساخته شده دریافت کرده است. همچنین قرار است که یک ناو دیگر مشابه جماران کلاس "الوند" نیز در طول دو یا سه سال آینده تکمیل گردد. یکی از دلایل تاخیر در ساخت ناو جماران نداشتن حوضچه دریایی مناسب در بندرعباس و اجبار در تولید قطعات مختلف آن در چند محل بوده است که انتظار می رود این مشکل در مورد تولید ناو جنگی دوم مرتفع شود. با توجه به تنگناهای فنی و محدودیت های صنعتی و اعمال تحریم های خارجی، تولید ناو جماران که بهتر از نمونه های مشابه ساخت پاکستان است، برای نیروی دریایی ایران یک موفقیت به شمار میرود، هر چند نیاز های دفاعی ایران در آب های جنوب و حتی آب های خزر مستلزم ظرفیت های بیشتر و بسیار پیشرفته تر از تجهیزاتی است که در این دو بخش حیاتی از حدود ملی ایران بکار گرفته شده اند. __________________________________________________________ منبع: persian.rfi.fr |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| آرشيو موضوعي |
| سايتهاي هوا- فضا و نظامي |



























































